خانه / مقاله / مقالات تربیتی / نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیها)۳

نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیها)۳

در یادداشت قبلی و از جستار در ميان بيانات و فرموده‌هاي امام، فاكتورهايي بدست مي‌آيد كه از منظر ايشان در تكامل معنوي زنان و سپس جامعه نقش برجسته‌اي دارد. به طور كلي و به صورت كلان برخی از عوامل ترقي معنويات در جامعه به وسيله زنان را در این نوشته بررسی می‌کنیم:

تعليم و تعلم زنان

يكي از اهداف بعثت انبياء تعليم و تربيت انسان‌هاست. پيامبر اكرم در مورد وجوب فراگيري علم مي‌فرمايند: «طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة» يعني از علم بعنوان يك فريضه ياد كرده است، كه بر هر مرد و زن مسلمان واجب است و اختصاص به قشر خاصي ندارد. امام نيز تعبيرشان از مطلب اين گونه است كه: «در علم و تقوا كوشش كنيد كه علم به هيچ كس انحصار ندارد[۱]».بنابراين آموختن علم برهر زن و مرد امري ضروري است؛ ولي براي زنان از آن جهت كه مربي و معلم كودكان‌شان مي‌باشند، مهم‌تر است. به دنبال علم و دانش رفتن، خود يك ارزش، و كاري قابل تقدير است؛ و چه نيكوست كه اين علم، علوم ديني باشد. علومي كه معرفت انسان را نسبت به هستي، خالق، مبدأ و معاد، هدف آفرينش و … بيشتر مي‌نمايد. فراگيري علوم اسلامي به شخص، ديد وسيع، بينش و بصيرت عطاء مي‌كند و نگاهش را به جهان پيرامون تغيير مي‌دهد. فراگيري علوم، توسط زنان بعد از انقلاب در ايران گسترش يافت؛ تا جايي كه امام  دستور به تأسيس نهادي به نام نهضت سواد آموزي دادند، كه اين نهضت بيشترين خدمت را به زنان نمود، زيرا در آن روز آمار بيسوادي در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان بود. همچنين بعد از انقلاب حضور زنان در دانشگاه‌ها افزايش يافت. اين تحول ايجاد شده در تحصيل زنان، دامنه‌اش به حوزه‌هاي علميه نيز كشيده شد. زنان به طور گسترده وارد حوزه‌ها شدند و به آموختن علوم حوزوي مشغول گرديدند. امكانات تحصيل در كشور به قدري فراهم شد كه حتي از ساير كشورهاي مسلمان براي كسب علوم اسلامي به ايران آمده و مشغول به تحصيل شدند.

«امروز تمام قشرهاي ملت مشغول تربيت وتعليم هستند. الآن بانوان جزء طلاب علوم دينيه در قم و در جاي ديگر هستند و خودشان در هر جا هستند مشغول تربيت و تعليم هستند و اين يك امري است كه در انقلاب تحقق پيدا كرد[۲]». از مصاديق عيني گسترش و رواج فراگيري علوم ديني توسط زنان، احداث و تأسيس حوزه علميه «جامعة الزهرا» در شهر مقدس قم مي‌باشد. تأسيس اين حوزه گامي بود بسوي آشنايي بانوان مسلمان با معارف اسلامي. امام درمورد اين مركز فرموده‌اند:«از آنجا كه علوم مطلقاً، خصوصاً علوم اسلامي اختصاص به قشري دون قشري ندارد و بانوان محترم ايران در طول انقلاب ثابت نمودند كه همدوش مردان مي‌توانند حتي در فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي خدمت ارزشمندي به اسلام ومسلمانان نمايند و در تربيت و تعليم جامعه بزرگوار بانوان پيشتاز باشند و اكنون بحمد الله تعالي مؤسسه‌اي* در شهر مقدس قم، شهر علم و جهاد براي تعليم و تربيت بانوان محترم در دست ساخت است و اميد است با كوشش علماي اعلام و مدرسين حوزه علميه قم (دامت بركاتهم) اين مقصد اسلامي جامه عمل پوشد و در رشد فكري و شكوفا شدن دانش اسلامي بانوان قدم مؤثري باشد[۳]».

لازم به ذكر است كه تعليم و تعلم زنان و بانوان مي‌بايست از دوران كودكي و به شيوه اسلامي و در ابعاد انساني باشد، تا تحول روحي در دختران را در بعد ياد شده (بعد انساني و اسلامي) فراهم آورد. زيرا اين تحول روحي است كه مي‌تواند استقلال، آزادي، سلامت، ترقي، تعالي و تحقق ارزش‌هاي انساني را براي جامعه به ارمغان آورد. البته علمي كه از آن بحث شد، علمي است كه انسان و زن را به سوي مقام عند اللهي و خداوند سوق دهد تا مصداق «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» شود و الاّ علمي كه شامل يك سري محفوظات و اصطلاحات باشد، نه تنها فرد را به مقصد نزديك نمي‌كند، بلكه حجابي مي‌شود بين او و هدفش «العلم هو الحجاب الاكبر».

تهذيب و تقوا در زنان

در ادامه مبحث تعليم و تعلم زنان لازم است به مقوله تهذيب نفس بپردازيم، زيرا علمي كه در اسلام سفارش شده و مورد پذيرش است، علمي است كه به همراه تزكيه روح باشد تا بتواند اين علم وسيله هدايت باشد. البته علم في نفسه و بالذات شرافت دارد و با ارزش است، اما اگر علمي فاقد تهذيب و تزكيه روحي باشد ممكن است وسيله ضلالت شود . در قرآن هر جا سخن از تعليم به ميان آمده در كنار آن، تزكيه ذكر شده و در همه موارد (بجز يك مورد) تزكيه بر تعليم مقدم شده است. و از تعليم و تزكيه بعنوان رسالت انبياء ياد شده است. «انبياء آمده‌اند كه انسان بسازند، انبياء مأمورند كه افرادي را كه بشر هستند و با حيوانات فرق ندارند، اينها را انسان كنند، تزكيه كنند. شغل انبياء همين است، بايد شغل مادرها هم همين باشد، نسبت به بچه‌هايي كه در دامن‌شان است و با اعمال‌شان آنها را تزكيه كنند[۴]».

در اين كلام امام، هم اشاره به رسالت انبياء شده و هم اشاره به وظيفه مادران. و نيز به بخشي از فلسفه وجودي تهذيب در مادران اشاره شده است. چنانچه بانوان مسلمان، به همراه آموختن علوم ديني، به تهذيب نفس و تزكيه روحي خود همت گمارند و در پي آن فرزنداني مهذب، وارد جامعه سازند، قطعاً سعادت آن جامعه تضمين مي‌شود. «بايد اين تربيت‌هاي طاغوتي در جوان‌هاي ما و در اين نسل به تربيت‌هاي انساني و اسلامي متحول شود و اميد است كه از دامن مادرها شروع بشود و به دانشگاه و بالاتر ختم بشود. سعادت يك ملت به اين است كه سران آن ملت و كساني كه مقدرات آن ملت به دستشان است، تزكيه شده باشند[۵]». ایشان تهذيب نفس را براي همه و بالخصوص براي بانوان لازم و ضروري مي‌دانستند. زيرا يك مادر مهذب، فرزند خويش را با كمالاتي كه خود كسب كرده بزرگ مي‌كند و آن كمالات باطني بر بچه اثر مستقيم روحي و معنوي دارد چه در دوران بارداري، چه در دوران شيردهي و چه در دوران كودكي و پس از آن .

از طرفي يك خانم مهذب به واسطه پيوند و رابطه عاطفي كه با فرزندان و همسرش دارد، مي‌تواند با انجام اعمال شايسته ـ‌كه از آثار تزكيه روح است‌ـ بر آنها تأثير گذار باشد و چه بسا آنها نيز به سمت خودسازي و تهذيب نفس تشويق شوند؛ كه اگر اين چنين شود، اهداف اسلام محقق و آرمان‌هاي متعالي انبياء به ثمر مي‌نشيند. چرا كه اسلام خواهان وجود خانواده‌های سالم، متدين و متعهد، و به دنبال آن جامعه‌اي داراي سلامت روحي و باطني است.

«برنامه طويل المدت براي شما جوان ها، براي شما خانم ها، براي همه اين است كه اگر شما ها يك انسان مهذب باشيد، مقاصد اسلامي را پيش مي‌بريد. اگر اين خانم‌ها بچه‌هاي مهذب بار بياورند، بچه‌هاي اسلامي بار بياورند، شما هم دين‌تان و هم دنياتان محفوظ است[۶]».

امام  به مقوله تهذيب و تزكيه زنان توجه داشت و به اين علت بود كه معتقد بودند زن مي‌تواند همانند مردان متخلق به اخلاق پسنديده و نيكو شود و درجهاد اكبركه همان مبارزه با نفس است، پيروز شوند. وی كه خود شخصي عارف و عامل بودند، در كتاب‌هايي كه در زمينه اخلاق نوشته‌اند از جمله «شرح چهل حديث»، «مصباح الهدايۀ» و «سرالصلوة» روي سخن‌شان با انسان است اعم از زن و مرد. در كتاب چهل حديث كه موضوع آن كاملاً اخلاقي است مخاطب، انسان است و سخني از زن يا مرد به ميان نمي‌آورد. در كتاب مصباح الهدايه آنجا كه مي‌فرمايد: «كتاب من چراغ هدايت به سوي خلافت و ولايت است و راهگشاي انسان‌هاست براي رسيدن به حقيقت محمدي و حقيقت علي » در اينجا هم مخاطب انسان است.

بنابراين زنان مي‌بايست همچون ساير انسان‌ها در جهت تهذيب و تزكيه باطن قدم بردارند و درپي اين تهذيب نفس، به تهذيب فرزندان‌شان نيز بپردازند و كودكان‌شان را در دامان‌شان تربيت اسلامي نمايند. اگر غير از اين باشد به فرموده امام راحل: «هم اسلام به باد مي‌رود و هم كشور[۷]»

با تعليم و تربيت فرزندان همراه با تهذيب و تزكيه روحي و ذهني آن‌ها توسط مادراني مهذب، سعادت و رشد يك جامعه در ابعاد مختلف ديني و معنوي از طرفي و ابعاد دنيوي و مادي از طرف ديگر، تأمين مي‌شود. لذا گرچه مردان بر ملت‌ها حق دارند، اما زن‌ها حق بيشتري دارند، زيرا آنها تربيت كننده مردان و انسان ساز هستند.

از اين رو، امام سعي در تشويق زنان به سوي پاكسازي دروني و متصف شدن به صفات پسنديده اسلامي مي‌نمودند تا از اين رهگذر جامعه اسلامي به بالندگي و شكوفايي معنوي برسد. «خانم‌هاي محترم! خودتان را تهذيب كنيد و كودكان خودتان را تهذيب كنيد، كودكان خودتان را اسلامي بار بياوريد كه در اسلام همه چيز است[۸]»

ایشان همانگونه كه در جامعه زنان را به تهذيب درون ترغيب مي‌نمودند، در خانواده نيز به اين امر مي‌پرداختند. در نامه‌اي كه به خانم طباطبائي مرقوم داشتند، اين چنين فرموده بودند: «دخترم! غرور و اميدهاي كاذب شيطاني را كنار گذار و كوشش در عمل و تهذيب و تربيت خود كن … دخترم! در رفع حجب كوشش كن نه در جمع كتب[۹]»

انسان ساز بودن زن

اگر امام بر روي نقش زنان در جامعه اسلامي تأكيد دارند و همچنين اگر امام، زنان و بانوان مسلمان را به تأسي از الگوي نمونه زنان عالم تشويق مي‌كند و زنان را به فراگيري علوم ديني وحفظ حجاب اسلامي و تهذيب نفس و تقوا ترغيب مي‌نمايد، جملگي بدليل نقش انسان‌ساز بودن زنان است. نقشي كه بين قرآن، انبياء و زنان مشترك است. هدف هر سه تربيت انسان‌ها و ساختن روح انسان‌ها در مسير برنامه‌هاي الهي و براي رسيدن به كمال است. اين زن است كه مي‌تواند در دامن خود انساني را بپروراند كه عنوان خليفة الله را با خود حمل كند و اين همان هدف قرآن كريم و انبياء عليهم السلام است.

«زنها، مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مي‌كند. قرآن كريم انسان ساز است و زن‌ها نيز انسان ساز، وظيفه زن‌ها انسان سازي است. اگر زن‌هاي انسان‌ساز از ملت‌ها گرفته بشود ملت‌ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد. شكست خواهند خورد، منحط خواهند شد[۱۰]»

اين نقش انسان‌ساز بودن زنان است كه مسئوليت زنان را دو چندان نموده است. اگر زنان در جامعه‌اي سالم، با ايمان و متعهد باشند، يقيناً فرزنداني را كه در دامان خود تربيت مي‌كنند، نيز به اين صفات متصف خواهند شد و انسان‌هاي مؤمن، مسئوليت‌پذير به اجتماع گام مي‌نهند و بالعكس چنانچه مادر منحرف و بدون ايمان به اصول و مباني اسلامي باشد، نبايد انتظار داشته باشد كه فرزندانش، انسان‌هايي لايق و پايبند به اسلام و قوانين آن بار بيايند و با وجود چنين انسان‌هايي جامعه به انحراف كشيده خواهد شد. «بايد توجه داشته باشيد كه بچه‌هايي كه پيش شما تربيت مي‌شوند، تربيت ديني بشوند، تربيت اخلاقي بشوند. اگر يك بچه متدين را تحويل جامعه بدهيد، يك وقت مي‌بينيد همين يك بچه متدين، متعهد، يك جامعه را اصلاح مي‌كند. يك فرد ممكن است يك جامعه را اصلاح بكند. بنابراين اگر چه خداي ناخواسته اين بچه از دامن شما درست از كار در نيايد، از تحت تربيت شما كه معلم هستيد، درست از كار در نيايد، ممكن است يك بچه يك جامعه را فاسد كند و شما مسئول باشيد[۱۱]». امام معتقد است كه اگر بچه‌اي تربيت درست شود ممكن است همان يك نفر جامعه را از فساد و تباهي نجات دهد، همان كاري كه خود ايشان انجام دادند. در واقع خود حضرت امام مصداق عيني اين كلام‌شان هستند. كه با تربيت صحيح و انجام وظيفه به نحو احسن مادر و عمه بزرگوارشان ايشان توانستند، با تكيه بر ايمان قويشان و توكل بر خداوند، در برابر قدرت‌هاي بزرگ و استبداد داخلي با پشتوانه مردمي بايستند و سرنوشت جامعه را تغيير دهند.

بنابراين يك زن براي اينكه نقش انسان سازي‌اش را به نحو مطلوب انجام دهد، خود مي‌بايست يك انسان كامل و داراي صفات نيكوي اخلاقي گردد. زيرا تا خود به اين صفات آراسته نباشد نمي‌تواند به فرزندش انتقال دهد. از ديدگاه امام  نقش زن در جامعه بالاتر از مردان است. زناني كه از اسارت‌هاي دنيوي و مكايد شيطاني رهايي يافته‌اند و در راه صعود به قله كمال انسانيت هستند، فرزندانشان را نيز در مسير سلوك الي‌الله و رسيدن به مقامات روحاني قرار مي‌دهند.

مادراني كه از نقش مربي گونه خود در اجتماع آگاهند و براي بهتر انجام دادن اين مسئوليت در تلاشند و فرزنداني را بزرگ مي‌كنند كه در راه اسلام و اعتقاداتشان، جانشان را فدا مي‌كنند، از سوي امام اين گونه مورد خطاب واقع مي‌شوند: «رحمت واسعه خداوند بر آن مادران و پدراني كه شما شجاعان نبرد در ميدان كار زار و مجاهدان با نفس در شب‌هاي نوراني را در دامن پاك‌شان تربيت نمودند[۱۲]»

و در جايي ديگر مي‌فرمايند: «رحمت خداوند بر اين دامن‌هاي پاكي كه پروراننده اين جوانان شيردل مي‌باشند[۱۳]».بي شك همگان اين سخن معروف امام  را بارها شنيده‌اند كه فرمودند: «از دامن زن مرد به معراج مي رود[۱۴]».

شايد با شنيدن اين سخن به ياد معراج پيامبر بيفتيم، غافل از اينكه اين سخن امام اشاره به نقش مهم زن در ارتقاء معنويت انسان‌ها و جامعه دارد. كسي كه به مقام عروج مي‌رسد، قطعاً مدارج و مقاطع كمالات و معنويات را طي نموده است و از نظر امام زن در رسيدن انسان‌ها به اين جايگاه نقش اساسي را ايفاء مي‌كند. علاوه بر اين، اين فرموده امام  بيانگر آن است كه دست‌يابي به هدف غائي اسلام و رفتن به معراج در عصر حاضر نيز ميسر است. اگر در اين برهه از زمان نيز زناني باشند كه مظاهر فريبنده دنيا آنها را به سوي خود جذب نكرده باشند، در دام آمال شيطاني گرفتار نشده باشند، و در جهاد اكبر پيروز شده باشند، مي‌توانند هم خود به درجات والاي انسانيت و كمال دست يابند و هم فرزندان‌شان را در راه صحيح هدايت كنند. چنين مادراني قادرند فرزنداني را تربيت كنند كه حافظ ميراث انبياء و پاسدار ارزش‌ها و اهداف انبياء باشند. مي‌توانند فرزنداني را پرورش نمايند كه ادامه دهنده راه شهيدان اسلام و حافظ خون آن‌ها باشند. «شما مي‌توانيد بچه‌هايي را تربيت كنيد كه حفاظت از انبياء بكنند، حفاظت از آمال انبياء بكنند، شما هم خود حافظ بايد باشيد و هم نگهبان درست كنيد؛ نگهبان، اولادهاي شما هستند، آنها را تربيت كنيد، خانه شما بايد خانه تربيت اولاد باشد، منزل علم است منزل شما و منزل تربيت علمي، تربيت ديني، تهذيب اخلاق[۱۵]».

نتيجه

از مجموع آنچه كه گذشت مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه زن در انديشه امام  داراي جايگاه بالايي مي‌باشد و ايشان زنان را در كسب فضيلت‌ها و صفات نيكو، هم رتبه مردان مي‌دانند. خوشبختانه جملات و عبارات زيادي در خصوص خود باوري، انسان سازي، تعليم و تعلم، الگو سازي و مسأله حجاب از امام بر جاي مانده است. اين كلمات در عين سادگي بيان، داراي عمق معنايي مي‌باشد و در واقع همانند منشوري جاویدان است كه اگر دستورالعمل زنان و دولت‌هاي اسلامي قرار گيرد، سعادت و هدايت زنان و جامعه را تضمين مي كند.

از ديدگاه امام، زن نه تنها با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلكه با حضور در روحيات و ذهنيات مردان خود و فرزندان خود و در نهايت با حضور در روحيات و ذهنيات جامعه، مسير اصلي جامعه و تكامل انساني را تعيين مي‌كند. بنابراين كيفيت حيات زنان در هر جامعه، تعيين‌كننده حيات آن جامعه است، از اين رو امام زن را رهبر جامعه مي‌دانستند.

ایشان با اين ديد كه زن مربي جامعه است و از دامن زن انسان‌ها بوجود مي‌آيند، به زن مي‌نگريسته و معتقد بودند كه سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است و اوست تربيت صحيح خودش، انسان مي‌سازد و كشور و جامعه را به سوي صلاح پيش مي‌برد؛ لذا زنان مي‌بايست در كسب فضايل و كمالات روحي و معنوي تلاش نمايند، زيرا كه در ارتقاي سطح معنويات در جامعه نقش شاياني دارند.

البته حضرت امام  نگاه دو سويه‌اي در مورد زنان داشتند، ازطرفي بر حفظ شئونات اسلامي و انساني زنان، جهت حفظ كرامت و شرافت آنان تأكيد مي‌نمودند و از سوي ديگر اين مسئله را منافي با حضور زنان در صحنه‌هاي اجتماعي و انجام فعاليت‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي نمي‌دانستند. كه از منظر امام

خود زنان نيز در استقرار اين حكومت نقش ارزنده‌اي دارند. بنابراين از نگاه امام، شخصيت واقعي زنان تنها در حبس شدن در خانه‌ها و پيچيده شدن در ميان چادرها محفوظ نمي‌ماند، چه آنكه حضور زنان در صحنه‌هاي اجتماعي كه مناسب شئونات آنان است، ضروري است، زيرا بدون حضور در ميادين و عرصه‌هاي زندگي جمعي، چگونه مي‌تواند نقش اصلي و سازنده‌اش را در ارتقاي معنويات جامعه ايفا كند؟

در انتها سخن فرزند گرامي حضرت امام ، خانم دكتر مصطفوي را دراين باره نقل مي‌كنيم: «امام به زنان آبرو داد. امام بود كه زنان را مربي جامعه خواند و به ملت شريف ايران اين باور را القاء كرد كه اگر زنان را در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي باور نكنند، رشد حقيقي و اسلامي نخواهند داشت[۱۶]

نكته ديگري كه بايد به آن اشاره شود اين است كه امام نه تنها مباحث گفته شده در مورد زنان را بصورت تئوري ارائه مي دادند، بلكه در زندگي شخصي و خانوادگي بصورت عملي بكار مي‌بستند. بطوري كه مشاهده مي‌شود، بانوان بيت امام  هم در عرصه علم و تقوا موفق هستند و هم در صحنه‌هاي اجتماعي و فرهنگي. دختر بزرگوار امام  در خصوص بكار بستن عملي اين مباحث، توسط امام اينگونه مي‌فرمايند: «حضرت امام نه تنها با پيام‌هاي خود زنان را به وظايف و توانائي‌هاي خود آگاه كرد، بلكه عملكرد حضرت امام در خانه توسط خانواده و نزديكان ايشان براي ملت ايران تبيين مي‌شد[۱۷]

[۱] صحيفه نور، ج ۱۹، ص۱۲۱٫

[۲] همان، ج۱۸، ص ۹۹٫

[۳]همان، ج ۱۹، ص ۳۳٫

[۴]همان، ج ۸، ص ۱۶۲٫

[۵]همان، ج ۸، ص ۱۶۳٫

[۶]همان، ج ۶، ص۲۶۰٫

[۷]همان

[۸]همان،ج ۷، ص۱۷٫

[۹]امام خمینی، «ره عشق»، ص۳۱٫

[۱۰]صحيفه نور، ج۱۱، ص ۲۵۳٫

[۱۱]همان ج۷، ص ۷۶٫

[۱۲]همان، ج۱۶، ص ۹۶٫

[۱۳]همان، ج ۱۸، ص۲۲۴٫

[۱۴]همان، ج ۶، ص ۱۹۴٫

[۱۵]همان، ج ۶، ص۲۸۲٫

[۱۶]مصطفوي، فريده، مقاله «احياء شخصيت زن از ديدگاه امام خميني»، در مجموعه مقالات «كنگره احياء تفكر ديني از ديد گاه امام»، جلد دوم، ص۳۰۰٫

[۱۷]همان.

همچنین ببینید

نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیها)۲

در یادداشت قبلی و از جستار در ميان بيانات و فرموده‌هاي امام، فاكتورهايي بدست مي‌آيد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
4 + 10 =