خانه / تشکل / تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۱

تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۱

اشاره:دغدغه کار تشکیلاتی منسجم و تربیت نیروهایی باتوان مدیریت و ساماندهی بالا هیچ گاه از ذهن دست اندرکاران تشکل‌های انقلابی خارج نمی‌شود. از طرفی حجم گستردة‌ تشکل‌های مردمی انقلاب و بازدة نامتناسب آنها در جهت اولویت‌های نظام و آرمان‌های انقلاب اسلامی، لزوم توجه جدی‌تر به دو عنصر «فکر» و «تشکیلات» را در این طیف نمایان می‌سازد.بدیهی است مبانی فکری صحیح، بدون وجود سازماندهی مناسب از اثربخشی لازم برخوردار نمی‌شوند و گسترش سازمان بدون آرمان، غلبة پوشالینی از فرم بر محتواست و مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه چه بسا مشکل آفرین گردد. در مجموع به نظر می‌رسد مجموعه‌هایی که به تحلیل و رشد فکری مناسب رسیده‌اند نیز به خاطر ضعف عنصر تشکیلات، توان بازدهی متناسب با عملکرد و قدرت خود را نداشته‌اند فلذا باید چاره‌ای اندیشید.
مقالة حاضر با این دغدغه و با هدف بررسی مؤلفه‌های «تشکیلات اسلامی» با بهره‌مندی از سخنان شهید بهشتی پیرامون کار تشکیلاتی تهیه شده است.

تعریف:

اگر تشکیلات را بنا بر مسامحه به معنای سازمان یا حداقل نوعی از آن به حساب آوریم، می‌توان تعریف زیر را برای آن به کار برد: «تشکیلات عبارت است از نظام اجتماعی خاصی که بر اساس آن عده‌ای از افراد ـ هم عقیده ـ به منظور رسیدن به یک سلسله هدف‌های نسبتاً مشخص با یکدیگر همکاری می‌کنند. بدین ترتیب که تصمیماتی را اتخاذ می‌نمایند یا به مرحله اجرا و عمل در می‌آورند».[۱]

از آن جا که این مفهوم ارتباط وثیق و تنگاتنگی با مسئلة مدیریت پیدا می‌کند شاید بد نباشد که تعریفی کوتاه از مدیریت نیز ارائه کنیم: «مدیریت را می‌توان جریان برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کوشش‌های تشکیلاتی اعضا و به کارگیری کلیة منابع در جهت وصول به اهداف سازمان تعریف کرد».[۲]

ضرورت:

پاسخ این سوال که چه لزومی به کار تشکیلاتی هست را می‌توان با «دستیابی به نظم و ساماندهی مناسب» خلاصه؛ کرد اما تأکید مبانی فکری و اعتقادی ما بر این مسئله، مؤیدی محکم بر آن خواهد بود لذا به برخی از آنها اشاره می‌نمائیم:

الف ـ تحقق امر به معروف و نهی‌ از منکر:

ما برای آن که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی و اعتقادی و عملی دینی سازمان نیافته، تنها برای رسیدن به بخشی از اهداف و تحق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد.در آیات و روایات متعدد، وظیفة امر به معروف و نهی از منکر، بزرگترین و بالاترین وظیفة شناخته شده که همة واجبات و فرائض دیگر در پرتو آن گذارده می‌شود.[۳]

«لتأمرون بالمعروف و لتنهون عن المنکر او لیسلطنّ الله شرارَکم علی خیارِکم، فیدعوا خیارَکم فلا یستجابُ لکم»[۴]ترک امر به معروف و نهی از منکر، منجر به غلبة بدانتان و بر خوبانتان می‌شود و دعاهای خوبان را نیز بی‌اثر می‌سازد.

با یکی دو نفر نمی‌شود به جنگ فسادها و منکرات بزرگ و اساسی رفت و با ظالمان گردن کلفت در افتاد، برای این کار باید مؤمنان را گرد هم جمع کرد.«یدالله مع الجماعة»[۵]دست یاری خداوند با جماعت مؤمنان خواهد بود.

«انَّ جماعةَ فیما تکرهون من الحق خیر من فرقهٍ فیما تحبون من الباطل و ان الله سبحانه لم یعط احداً بفرقه خیراً ممن مضی و لا ممن بقی»[۶]جماعت گریزان از حق بهتر از جمع متفرقی است که از باطل می‌گریزد و خداوند خیری را برای جمع متفرق قرار نداده است.

ب ـ نظم:

اما ضرورت تشکل، اصلی اجتناب‌ناپذیر است. مگر یکی از «الله اللهی» مولا که در آن وصیت، فرموده‌اند، نظم امرکم نیست؟ خدا را خدا را در نظم امرتان. آیا در این که تشکل، یک نوع نظم است کسی تردید دارد؟ [۷]

ثمرة تشکیلات، تقسیم امور و تعیین دقیق حیطه‌های کاری افراد و وظایف ایشان است. این نظم و هماهنگی برای جماعت مؤمنان، قوت و اثربخشی را به ارمغان خواهد آورد و طبعاً در زندگی شخصی هر فرد نیز ضامن رسیدن او به اهداف مورد نظرش خواهد بود.

«کونا للظالم خصماً و للِمظلوم عَونا، اوصیکما و جمیعَ ولدَی و اَهلی و مَن بلَغَهُ کتابی بِتقوَیَ اللهِ و نظمِ امرکُم»[۸]دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید، همة شما و هر کس که وصیت من به او خواهد رسید که به تقوای الهی و نظم در امور سفارش می‌کنم.

ج ـ سازماندهی و شناخت نیروهای متعهد و مسلمان

به طوریکه اجمالاً ما می‌دانیم جامعة ما یک جامعة ایست پر نیرو، اما وقتی دست به هر کاری می‌زنیم در همان قدم اول و دوم می‌بینیم نیرو کم داریم. آب در خانه و ما تشنه لبان می‌گردیم. بعد وقتی هم شناسایی می‌کنیم، باز قدرت سازمان دادن و سامان‌دادن نداریم و تجربة تشکیلاتی‌مان کم است. گاهی هم می‌بینیم که نیروها در هم می‌لولند و کار زیادی هم انجام نمی‌گیرد. بنابراین خیلی روشن به این نتیجه می‌رسیم که ما دچار ضعف تشکیلاتی هستیم و همواره از این یاد می‌کردیم که ایجاد یک تشکیلات اجتماعی بر پایة اسلام از واجبات اساسی هر انسان متعهد آگاه مسلمان است.

در تمام این مراحل، تنها چیزی که در درون خودمان احساس می‌کردیم این بود که می‌خواهیم نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی را برای تحقق بخشیدن هر چه سریعتر و گسترده‌تر به آرمان‌های این انقلاب بسیج کنیم و سازمان دهیم و چیزی که در خودمان نمی‌یافتیم قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی بود.[۹]

بدیهی است ما مکلفیم به وظیفة خود که همانا گسترش جریان طرفداران جبهة حق و عدالت است عمل کنیم؛ اما اگر شرایط به گونه‌ای رقم خورد که اقبال قابل توجهی نیز پیدا نشد باید به تکلیف عمل کرد و نهراسید.«لال تستوحشِوُا فی طریقِ الهدی لِقلّةِ اهلِهِ»[۱۰]در راه حق از کمی تعداد نهراسید.

ماهیت:

در ترکیب صناعی افراد، هویت افراد در هویت تشکیلات محو نمی‌شود و اصولاً تشکیلات، وجود مستقل از اجزا ندارد بلکه تشکیلات عبارت است از مجموع اجزای تشکیلات، بعلاوه روابط سازمان یافتة آنها با یکدیگر. این نظریه در تشکل‌های اداری که اجزای نه بنابر عقیدة واحد که تنها برای حصول نتیجه‌ای مشخص گرد هم آمده‌اند ممکن است صحیح باشد اما در تشکیلات اسلامی، ترکیب اجزاء حقیقی است نه صناعی و تشکل از آن جهت که مجموعه‌ای از افراد مشترک العقیده است همان سنت‌ها و قوانینی که بر جوامع حاکم است با قوت و خدمت بیشتری بر آن نیز حاکم است و از آن جا که هر جزء در ارتباط تشکیلاتی با سایر اجزا است در تأثیر و تأثر و جذب و انجذاب دائمی فکری و فرهنگی و علمی و سیاسی و مذهبی با سایر افراد تشکیلات است. اگر به جزیی از تشکیلات، آسیبی برسد بنا بر روابط منسجم و سازمان یافته، بلافاصله کلیة اعضا و اجزا در برابر دشمن مشترک و در جهت همدردی با جزء آسیب‌ دیده، موضع‌گیری می‌نمایند.[۱۱]

«مثلُ المؤمنینَ فی تواددِِهِمِ و تَراحُمِهِم کمَثَلِ جَسَدٍ اذا اشتَکّی بَعضٌ تدَاعی لَه سائِرُ اعضائِهِ بالمَحمیِ و السحرِ»[۱۲]مثل مؤمنان در ارتباط دوستانه با یکدیگر مثل جسمی است که وقتی یک عضوش آسیب‌ می‌بیند سایر اعضاء با او همدردی می‌نمایند.

رسالت‌ها:

تشکل اگر بر محور آرمان و عقاید اسلامی شکل گرفته باشد سه هدف اصلی را پیگیری خواهد کرد:

الف ـ پاسداری از ارزش‌ها:

تشکل باید پاسدار ارزش‌ها باشد نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باشد نه نگهبان خود. هر وقت این تشکل به جای آن که نگهبان ارزش‌ها باشد و تلاشگر در راه ارزش‌ها باشد، به جای آن که خداپرست و حق‌پرست و حق‌خواه و کمال‌خواه باشد، خود خواه شد، آن یک «طاغوت» است و بهتر است از سر راه مردم برداشته شود.[۱۳]

ب ـ سازندگی نیروها:

تشکل باید سازنده ما باشد. آسان کنندة خودسازی برای ما و کمکی برای سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد. هر وقت یک جمع ما به تشکل‌مان مشغول و سرگرم شدیم چنین تشکلی «لهو» می‌شود و باید از او پرهیز کنیم؛ زیرا ما را از یاد خدا دور ساخته است. اگر تشکیلات آن قدر برای ما محبوب شد که جانشین خدا و حق شد، این حالت «لهو» پیدا کرده که «ینهی عن ذکرِ اللهِ» است و باید از آن دوری جست. دفاتر تشکل باید محل عبادت و خودسازی ما باشد.[۱۴]

ج ـ فایده‌رسانی به مردم:

اگر تشکیلات به درد مردم نخورد «لغو» می‌شود و باید از لغو گریزان بود: «عن اللغو مُعرضون». تشکیلات باید به درد مردم بخورد و به جمهوری اسلامی کمک کند. بنابراین در داخل این تشکیلات باید برنامه ریزی‌های گوناگون به وجود بیاید نه فقط برای خود تشکیلات که برای کل جامعه بلکه برای کل انقلاب اسلامی.[۱۵]

«أَقَرَبُ الناسِ الی اللهِ یومَ القیامَهِ أنفَعَهُم لِلناسِ»[۱۶]نزدیک‌ترین انسان‌ها به خداوند در روز قیامت نافع‌ترین ایشان برای مردم خواهند بود.

شروع حرکت:

پس از آن که جمعی هم فکر و عقیده گرد هم آمدند و تشکیلاتی شکل گرفت، معمولاً باید با آموزش و سازندگی تشکیلاتی و کلاس‌های سازندة ابعاد عقیدتی و آگاه کننده در زمینه‌های ایدئولوژیک و سیاسی و تمرین دهنده در فعالیت‌های اجتماعی سیاسی و شکل دهنده در ابعاد معنوی و اخلاقی کار آغاز شود.[۱۷]

«ما من حرکةٍ الا و انتَ مُحتاجٌ فیها الی المعرفةِ»[۱۸]نیست حرکتی مگر آن که تو به معرفت در آن محتاجی.

تشکیلات باید مواضع ایدئولوژیک و سیاسی خود را بیان نماید، جزوه‌هایی در این رابطه منتشر کند و تفسیرها و تحلیل‌هایش را به طور پیوسته در اختیار اعضا قرار دهد. وقتی تشکیلات، مایه‌دار شد و مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ این برود که چگونه در سرنوشت امور جامعه مؤثر باشد.[۱۹]

«العاملُ علی غِیر بصیرةٍ کالسائرِ علی غیر الطریقِ لا یزیدها سرعةٌ السیرِ الاّ بُعداً» [۲۰]کسی که بدون بصیرت عمل کند چون رونده‌ای است که در مسیر حرکت نمی‌کند و هر چه بر سرعت بیافزاید دورتر می‌شود.

پی‌نوشت

[۱] – سازمان و مدیریت، بلال دولتی

[۲] ـ همان

[۳] – شهید بهشتی

[۴] امام کاظم(علیه السلام)، تهذیب الاحکام۶/۱۷۶/۳۵۲

[۵] نهج البلاغه،خطبه ۱۲۷

[۶] نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶

[۷] شهید بهشتی.

[۸] نهج‌البلاغه نامه ۴۷٫

[۹] شهید بهشتی

[۱۰] نهج‌البلاغه خطبه ۲۰۱

[۱۱]  شهید بهشتی.

[۱۲] الحیاه، ج۱٫

[۱۳]شهید بهشتی

[۱۴]شهید بهشتی

[۱۵]شهید بهشتی

[۱۶] الحیاه.

[۱۷] شهید بهشتی

[۱۸] الحیاه، ج۱٫

[۱۹]شهید بهشتی

[۲۰] الحیاه، ج۱

همچنین ببینید

اهمیت تشکیلاتی بودن در کلام رهبری

ما اعتقادمان این است که بهترین راهی و برترین حربه‌ای که می‌تواند این راه‌ها را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
1 + 20 =