خانه / تربیت / اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۲

اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۲

در قسمت پیشین گفتیم که یکی از بنیادی ترین باورهای دینی «اعتقاد به معاد» است . اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ ظاهری و حیات دوباره، نه تنها ریشه در فطرت انسان ها دارد، بلکه در سرلوحه برنامه های فرهنگی و تبلیغی پیامبران الهی قرار داشته است . تمامی راهنمایان آسمانی، انسان ها را به «باور قیامت » فرا خوانده اند، به طوری که تبیین و تعمیق اعتقاد به معاد، به موازات اعتقاد به مبدا، فصل مشترک برنامه تمامی پیامبران توحیدی بوده است. در این قسمت به موانع گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد می‌پردازیم:

عواملی که در جامعه دینی باعث تضعیف اعتقاد به معاد گشته و به عنوان موانع اصلی در راه گسترش و تعمیق این باور تجلی می کنند، عبارت‌اند از:

۱ – فرهنگ حاکم در دوران معاصر

پس از پیدایش رنسانس و فروپاشی اعتقادات مذهبی کلیسا، فرهنگی جدید در اروپا متولد شد. این فرهنگ با اعتقاد به «اصالت انسان » و تکیه بر «اومانیسم » درصدد نفی اندیشه‌های آسمانی برآمد و دین و دین باوری را به شدت مورد حمله قرار داد. در فرهنگ جدید، انسان از خاک برآمده و در خاک فرو خواهد رفت و تاریخ زندگانی او نه ابتدایی دارد و نه انتهایی; هرچه هست همین زندگی مادی است که باید از آن کمال استفاده و لذت را برد. انسان موجودی صرفا «این دنیایی» است و خوشبختی و سعادت او نیز باید «این دنیایی» باشد . در این فرهنگ، رابطه انسان با خدا و، در نتیجه، با خودش قطع شده است و انسان هیچ ارتباطی با پیامبران و تعالیم آسمانی ندارد. در زندگی ماشینی، انسان با خود و دیگران و حتی طبیعت، قطع رابطه کرده است و شب و روز بدون تفکر و تامل به دور خود میچرخد و با تکرار پس از تکرار، زندگی را سپری می‌کند . در این فرهنگ انگیزه‌ای و فرصتی برای اندیشیدن درباره خدا و قیامت و زندگی روزمره وجود ندارد.

از سوی دیگر، با گسترش ارتباطات بین جوامع، داد و ستدهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بین کشورها فزونی یافت و با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات، مبادلات فرهنگی در صحنه بین‌المللی از رونق چشمگیری برخوردار شد; اما به دلیل مقارن شدن تحولات اقتصادی با تغییرات فرهنگی و اجتماعی در اروپا و پیشرفت سریع و شگفت‌انگیز غرب در زمینه‌های اقتصادی و تکنولوژی، ارتباطات فرهنگی بین کشورها یک سویه گشت و تفکرات و دستاوردهای فرهنگی غرب به همراه محصولات و کالاهای غربی به سایر کشورها سرازیر شد. در نتیجه، در وضعیت کنونی فاصله‌های جغرافیایی از بین رفته و به تعبیر مک لوهان، جامعه‌شناس مشهور معاصر، دنیا به «دهکده جهانی» تبدیل شده است. «تبادل فرهنگی» بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم به «تهاجم فرهنگی» و انتقال یک طرفه فرهنگ و اطلاعات مبدل شده است و حکومت‌ها، غربگرایان و روشنفکران وابسته، با تبلیغ و ترویج سکولاریسم سعی در حاکمیت فرهنگ غرب دارند. روح حاکم بر تمدن غرب با اعتقادات دینی، مخصوصا باور به قیامت در تعارض است و فرهنگ ماده گرایی و زندگی این دنیایی را تبلیغ و ترویج می‌کند، لذا حاکمیت فرهنگ معاصر، مانع اصلی در گسترش اعتقاد به زندگی اخروی است.

۲ – تعارض آخرت خواهی و دنیاگرایی

انسان معاصر متاثر از فرهنگ حاکم، خواهان زندگی آرام مادی است و می‌خواهد از لذات و مواهب طبیعت حداکثر استفاده را ببرد. از این رو، یکی از اهداف راهبردی و بنیادی دولت‌ها، دست‌یابی به «توسعه ملی» است. این توسعه بیشتر در «توسعه اقتصادی» تجلی پیدا کرده است و دولت‌ها در یک رقابت شدید و فشرده به سوی آن در حرکت‌اند . نظریه پردازان توسعه، معتقدند برای دستیابی به توسعه باید «تولید» بالا برود و سرانه تولید ملی افزایش یابد و برای رشد تولید باید «مصرف » افزایش پیدا کند. در نتیجه، مردم باید «بیشتر» و «متنوع‌تر» مصرف کنند تا تولیدکنندگان داخلی و خارجی «بیشتر» تولید کنند و چرخه اقتصاد به گردش درآید و «توسعه » حاصل شود.

در جامعه دینی، سؤالات متعددی در زمینه این نگرش و آثار مترتب بر آن وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

آیا دنیا ملعون و مذموم است؟ احادیث و روایاتی که در مذمت دنیا وارد شده است به چه معناست؟ در جامعه مذهبی تا چه میزان می‌توان مردم را به مصرف بیشتر دعوت کرد؟ اگر تولید بیشتر، درآمد بیشتر را برای تولیدکنندگان به وجود می‌آورد، یک مسلمان تا چه میزان می‌تواند به کسب درآمد و ثروت بپردازد؟ آیا این استغنا او را از خدا دور نمی‌کند؟ آیا بدون تقویت روحیه دنیاپرستی و مصرف‌گرایی، می‌توان تولید را افزایش داد؟ آیا فقر و تهیدستی نشانه دوری از دنیا و علاقه به آخرت است؟ آیا دنیاخواهی و آخرت‌گرایی قابل جمع است؟ آیا پذیرش یکی مترادف و ملازم با نفی دیگری است؟

متاسفانه عدم پاسخگویی روشن به سؤالات مزبور و عدم تمییز دقیق مرز آخرت‌گرایی و دنیاخواهی، سبب شده است عده‌ای برای افزایش درآمد و ثروت خود به اعتقادات دینی و باورهای فطری، درباره معاد و زندگی اخروی، کم توجهی و یا بی توجهی نمایند و بدون دغدغه و با خاطری آسوده به دنیا بپردازند.

۳ – عدم تبیین دقیق معارف اسلامی در زمینه معاد

تصویر تاریک از زندگی پس از مرگ و تاکید افراطی بر ترس از آخرت و عذاب های الهی، یکی از موانع گرایش به باورهای مذهبی است. برداشت‌های غلط از قرآن کریم و احادیث، به همراه استناد به بعضی از روایات ضعیف، چهره‌ای هول انگیز و وحشت‌زا از معاد و قیامت ارائه می‌دهد که نتیجه آن تلخ کردن زندگی روزمره در کام معتقدان و مختل نمودن گردش کار و زندگی است و استمرار آن می‌تواند این تصور غلط را به وجود آورد که دین و سمبل‌های دینی(نظیر مسجد و روحانی) فقط از مرگ و مردن و گریه و زاری سخن می‌گویند و با شادی و نشاط مخالف هستند . هم چنین تاکید بر جنبه عاطفی اعتقاد به قیامت و عدم پرداختن به مبانی استدلالی و جنبه‌های عقلی و ذهنی آن، موجب کاهش گرایش به باور مزبور به ویژه در بین نسل جوان می‌شود. از سوی دیگر، بیان سطحی و تکراری معارف الهی در برخی از محافل و مجالس و رسانه‌های گروهی، سبب اشباع کاذب در بعضی از جوانان شده است و آنان انگیزه و نیاز جدی به درک و فهم معارف اسلامی، و از جمله مباحث مربوط به معاد، در خود احساس نمی‌کنند .

۴ – تعارض رفتار و گفتار برخی از معتقدان به معاد

از جمله موانع مؤثر در گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد در جامعه، تعارض رفتار و گفتار برخی از معتقدان به معاد است که از یک سو مردم را به قیامت و باورهای اخروی فرا می‌خوانند و از سوی دیگر، رفتار و کردار آنها در زندگی فردی و اجتماعی، بیانگر علاقه شدید آنان به دنیا و دنیاپرستی است . دعوت زبانی آنان به این باور، نه تنها مردم را با آخرت‌گرایی و معاد مانوس نمی‌سازد، بلکه مخاطبان نیز با پیدا کردن توجیهات ناصحیح(کلاه شرعی) سعی در آرام کردن وجدان و ندای فطرت خویش خواهند کرد و از پذیرش مسؤولیت و رعایت اوامر الهی، شانه خالی خواهند کرد. هرچند همگان مسؤولیت دارند تا اعمالشان بیانگر اعتقاد آنها به قیامت و زندگی اخروی باشد، (یرغبکم بالآخرة عمله) (۱) لیکن مسؤولان، حاکمان و مبلغان و کارگزاران حکومت دینی، مسؤولیت مضاعف دارند، زیرا توده مردم، رفتار و کردار آنها را ملاک عمل قرار داده و بر آن مبنا به قضاوت می‌نشینند .

۵ – هوای نفس و امیال شیطانی

خلقت انسان، ترکیبی از نار و نور است و غرایز پست حیوانی به همراه گرایش عالی انسانی در سرشت او به ودیعت نهاده شده است; «فالهمها فجورها و تقویها» (۲) همچنان که پیامبران آسمانی، انسان‌ها را به مبارزه با هوای نفس و رشد گرایش های عالی فطری فرا می‌خوانند و او را به فلاح و رستگاری دعوت می‌نمایند . شیاطین جن و انس نیز انسان را به تبعیت از غرایز و سیر در عالم حیوانی و میل‌های نفسانی سوق می‌دهند . ملازمه حرکت در سرازیری نفسانیت، پشت پا زدن به باور معاد و نادیده انگاشتن حساب و کتاب اخروی است. به بیان دیگر، باور به قیامت با پاسخ گویی به هواهای نفسانی و نیازهای شیطانی در تعارض است و با اعتقاد به زندگی اخروی نمی‌توان بی‌محابا در وادی لذات دنیوی و برآورده کردن نیازهای نفسانی و شیطانی قدم برداشت.

یکی از نکاتی که زمینه ساز تقویت هوا و هوس نفسانی بوده و در تعلیم و تربیت دینی (برخلاف تعلیم و تربیت رایج) مورد توجه جدی قرار گرفته است، نامشروع بودن روشهای کسب درآمد و ثروت و به تعبیر احادیث «لقمه حرام » است که به عنوان مانع مؤثر و ناپیدا در تضعیف اعتقاد به معاد ایفای نقش می‌کند. اگر در جامعه‌ای میدان بروز آزادانه هوای نفس به وجود آید و فضای گناه و آلودگی در آن رایج گردد، اعتقاد به معارف دینی به ویژه اعتقاد به معاد از بین خواهد رفت.

ادامه دارد…

پی نوشت ها:

۱) اصول کافی، جلد دوم . امام صادق(علیه السلام) از قول حضرت عیسی می‌فرمایند: دوستان شما باید کسانی باشند که عمل آنها شما را به آخرت ترغیب و تشویق نماید .

۲) سوره شمس، آیه ۸ . پس خداوند پاکی ها و ناپاکی ها را به نفس انسان ها الهام کرد .

پدیدآورنده: مهدی نوید

همچنین ببینید

نقش خانواده در تربیت فرزندان [قسمت دوّم]

(ادامه از قسمت قبلی..) در دسترس بودن ابزار كج‌روي و بي‌ديني دومين مشكلي كه خانواده‌ها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
15 + 30 =