خانه / تربیت / اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۳

اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۳

در قسمت پیشین گفتیم که یکی از بنیادی ترین باورهای دینی «اعتقاد به معاد» است . اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ ظاهری و حیات دوباره، نه تنها ریشه در فطرت انسان ها دارد، بلکه در سرلوحه برنامه های فرهنگی و تبلیغی پیامبران الهی قرار داشته است . تمامی راهنمایان آسمانی، انسان ها را به «باور قیامت » فرا خوانده اند، به طوری که تبیین و تعمیق اعتقاد به معاد، به موازات اعتقاد به مبدا، فصل مشترک برنامه تمامی پیامبران توحیدی بوده است. همچنین موانع تعمیق معاد بیان شد. در این قسمت راهکارهای گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد بیان می‌گردد.

راهکارهای گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد

با عنایت به موانع مذکور، مشخص می شود که پاسخ این سؤال را که: چگونه می توان اعتقاد به معاد را در جامعه پایدار و نهادینه کرد؟ تنها در تبلیغات زبانی نمی توان جستجو کرد، بلکه باید با نگرش جامع نسبت به رفع موانع و ایجاد شرایط مناسب بر رشد باور به قیامت تاکید کرد تا تمامی افراد جامعه آگاهانه و با اختیار کامل پذیرای این باور اصیل و سازنده در جامعه دینی باشند. بدین منظور راه کارهای زیر پیشنهاد می شود; بدان امید که صاحب نظران و اندیشمندان با غنی نمودن آنها زمینه تبیین حاکمیت آنها را در جامعه فراهم آورند.

۱ – حاکمیت فرهنگ دینی و نفی فرهنگ بیگانه

اعتقاد به قیامت، رکنی مهم از ارکان اعتقادات مذهبی است که در سایه حاکمیت فرهنگ دینی گسترش و عمق می یابد. در نتیجه برای تعمیق این باور باید در راستای حاکمیت فرهنگ دینی و نفی فرهنگ بیگانه و غربگرایانه تلاش کرد. نکته قابل تامل آن است که فرهنگ، شامل همه روابط آشکار و پنهان فردی و اجتماعی می شود. بنابراین، حاکمیت فرهنگ دینی نیز باید تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی و روح حاکم بر جامعه را در بر گیرد و کلیه نهادها و ارگان های اجتماعی را متاثر سازد. در جامعه دینی کلیه روابط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از اهداف و آرمان های دینی نشات می گیرند و متناسب با ارزش ها و برنامه های الهی سازماندهی می شوند . نهادهای اجتماعی برای تحقق اهداف و برنامه های دینی مسؤولیت مشترک دارند و ضمن تلاش برای اجرای برنامه های خود، باید برای حاکمیت فرهنگ دینی نیز برنامه ریزی و تلاش نمایند . از این رو، حاکمیت فرهنگ دینی را نباید صرفا از ارگان ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی انتظار داشت، بلکه همه و همه باید دینی بیندیشند، دینی برنامه ریزی کنند و دینی عمل کنند . به بیان دیگر، کافی نیست که یک نهاد اجتماعی یا اقتصادی در کنار فعالیت خود به فعالیت های فرهنگی بپردازد، بلکه باید تحقق اهداف جامعه و گسترش فرهنگ دینی را وظیفه اصلی خود بداند و در راستای تحقق آن فعالیت اقتصادی و اجتماعی خویش را ساماندهی کند. برای گسترش باور به معاد نیز تمامی ارگان های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید تلاش مشترک و همسو را سازماندهی کنند. در غیر این صورت فعالیت یک نهاد می تواند فعالیت بخش دیگر را آسیب پذیر و خدشه دار سازد. از آن جا که تعدادی از سازمان های اجتماعی در زمان حکومت غیر دینی گذشته به وجود آمده و برنامه ها و اهداف خویش را متاثر از فرهنگ ضد دینی غربی طراحی و اجرا نموده اند و متاسفانه با گذشت چندین سال از حکومت اسلامی هنوز نتوانسته اند سازمان، اهداف و برنامه های خویش را متناسب با تعالیم و ارزش های مکتب توحید متحول و اصلاح نمایند. لذا آسیب زایی عملکرد آنها بر باورهای اخروی مردم به خوبی مشهود است و ناخواسته مردم را به سوی ارزش های فرهنگ غرب، نظیر ماده گرایی، مصرف زدگی، تجمل گرایی، ارزش های طبقاتی و دوری از ارزش های معنوی و الهی سوق می دهند.

برای نمونه، یکی از پایه های اصلی اقتصاد در فرهنگ غرب دریافت مالیات از مردم است. اجرای ناقص آن در کشورهای جهان سوم سبب می شود کارگزاران حکومت معمولا با اجبار و اکراه نسبت به اخذ آن از مؤدیان مالیاتی اقدام کنند. بنابراین، مردم نیز معمولا برای فرار از پرداخت آن به انواع حیله ها و پنهان کاری ها روی می آورند. این اعمال، رابطه مالیات دهنده را با باورهای دینی و آخرتی خدشه دار می سازد. در حالی که در سیستم اقتصاد اسلامی، برای پرداخت خمس، فرد خمس دهنده سعی می کند آگاهانه با پرداخت بیشتر، رابطه خود و خدا را محکم تر کرده و برای آبادی آخرت خویش ذخیره ای از قبل بفرستد. در نتیجه، این دو روش دو اثر متفاوت را بر رویکرد انسان نسبت به معاد بر جای می گذارد.

مثال دیگر را در مقایسه دو سیستم آموزش حوزوی و دانشگاهی می توان جستجو کرد. هر چند اهداف، برنامه ها، حیطه عملکرد و روش های این دو نهاد علمی و فرهنگی متفاوت است، لیکن نکته حائز اهمیت آن است که در سیستم حوزوی هر چه دانشجو و طلبه مدارج علمی بیشتری را سپری می کند، اعتقادش به خدا و قیامت و ارزش های الهی بیشتر شده و روحیه خدمت گزاری به مردم و تواضع در مقابل آنان در او فزونی می یابد. در حالی که در سیستم آموزش دانشگاهی، به ویژه در رژیم غیر دینی گذشته، با افزایش معلومات علمی و مهارت های فنی توقع از مردم و ضرورت استفاده بیشتر از امکانات و سرمایه های جامعه بالاتر می رفته است. در نظام حوزوی معمولا رشد معلومات با انگیزه رستگاری اخروی و آبادانی آخرت همراه است و در سیستم دانشگاهی معمولا تلاش برای کسب مدارج بالاتر با هدف آبادانی دنیوی قرین است البته این سخن روح حاکم بر دو جریان علمی را تبیین می کند وگرنه موارد نقض در هر دو جریان وجود دارد. در نتیجه، دو سیستم اجتماعی متفاوت دو اثر مختلف را بر باورهای دینی و اجتماعی مردم بر جای می گذارد. بنابر این، گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد نیازمند نفی فرهنگ و دستاوردهای فرهنگ غربی در جامعه و حاکمیت جدی فرهنگ دینی در تار و پود و در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه است .

۲ – بیداری و پیرایش فطرت ها

در بینش اسلامی، انسان موجودی است که خداوند متعال گرایش های فطری را در سرشت او به ودیعت نهاده است. این گرایش ها در تمام زمان ها و در تمامی مکان ها تجلی می یابند. از جمله امور فطری، کمال خواهی و آخرت گرایی در انسان است. بررسی سیر تحولات اجتماعی انسان ها نشان می دهد که اعتقاد به زنده شدن و بازگشت مردگان از دیرزمان در تمامی جوامع بشری وجود داشته است و هر یک متناسب با اعتقادات خویش برای زندگی پس از مرگ چاره اندیشی کرده اند.

معمولا با بالا رفتن سن آدمیان، زمینه بیداری این گرایش بیشتر فراهم می آید; به طوری که اغلب افراد کهن سال در اواخر عمر به یاد مرگ و قیامت می افتند و تلاش می کنند با تمهیدات گوناگون و استفاده از امکانات و سرمایه های خویش برای زندگی اخروی خود توشه ای برگیرند. نکته قابل توجه آن است که باید با بهره گیری از روش های آموزشی و تربیتی مختلف گرایش به معاد را از دوران پیری به میان سالی و دوره جوانی کشاند; به طوری که جوانان بتوانند با نگاه به آخرت و التزام عملی به ثواب و عقاب اخروی برای زندگی خویش تصمیم گیری نمایند. در صورت بروز چنین پدیده ای چنان تحولی در جوانان به وجود خواهد آمد که نمونه بارز و زیبای آن را در دوران جنگ تحمیلی مشاهده کردیم و شهیدان عزیز، با ایمان به قیامت و باور به حساب و کتاب آن، نرد جان باختند و به لقاءالله پیوستند.

تبیین دقیق و صحیح اعتقاد به معاد با استفاده از روش های مؤثر آموزشی و تربیتی و در قالب های جذاب هنری و فرهنگی در بیداری نقش تعیین کننده دارد . سرمایه گذاری برای آموزش کودکان و نوجوانان و جلوگیری از نفوذ فرهنگ مخرب غربی به این مناطق (توسط رسانه های بیگانه و خودی!) و نیز اعزام معلمان و مبلغان کارآمد و باورمند به قیامت در بیداری فطرت ها و تنویر افکار نقش تعیین کننده دارد . هم چنین هماهنگی رفتار و گفتار معتقدان و مبلغان معاد، زمینه تقویت گرایش فطری مردم به حیات اخروی را بیش از پیش فراهم می آورد و از تعارض های احتمالی جلوگیری می کند . برگزاری نشاط انگیز مراسم عبادی و عرفانی و جلوگیری از برنامه های مذهبی کسالت آور، خسته کننده (و حتی محرف و منحرف) می تواند در ایجاد رغبت به سوی معارف الهی و تقویت رابطه عاطفی با تعالیم آسمانی نقش مؤثر ایفا کند .

ادامه دارد …

پدید آورنده: مهدی نوید

همچنین ببینید

آيا تنبيه بدني شيوه مناسبي براي تربيت کودکان است

بي شک تنبيه بدني سبب مطيع ساختن آني کودک مي شود، اما در عين حال …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
29 + 28 =