خانه / تربیت / اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۴

اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن۴

در قسمت پیشین گفتیم که یکی از بنیادی ترین باورهای دینی «اعتقاد به معاد» است. اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ ظاهری و حیات دوباره، نه تنها ریشه در فطرت انسان ها دارد، بلکه در سرلوحه برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی پیامبران الهی قرار داشته است. تمامی راهنمایان آسمانی، انسان ها را به «باور قیامت » فرا خوانده اند، به طوری که تبیین و تعمیق اعتقاد به معاد، به موازات اعتقاد به مبدا، فصل مشترک برنامه تمامی پیامبران توحیدی بوده است. در قسمتهای گذشته موانع تعمیق معاد و راهکارهای گسترش و تعمیق اعتقاد به معاد بیان گردید. و اینک ادامه مقاله بیان می‌گردد:

زنده نگهداشتن «ياد مرگ» در جامعه

يكي از روش‏هاي بسيار مؤثر در گسترش اعتقاد به معاد، زنده نگه داشتن «ياد مرگ» در جامعه است. پذيرش اين پديده طبيعي و قبول حتمي بودن مرگ قبل از فرا رسيدن آن، زمينه را براي پذيرش تعاليم آسماني و زندگي در راستاي اهداف و برنامه‌‏هاي ديني آماده مي‏سازد. به همين دليل، در آيات و روايات به زنده نگه داشتن ياد مرگ و اثرات سازنده و تعالي‏بخش آن تأكيد فراوان شده و احاديثي همانند «اِكْثروا ذِكرَ المَوت» و «اِستَعِدّوا بالمَوت» احاديث فراوان و متواتري در اين زمينه وارد شده است.(۱)

تأكيد بر قابل دسترس بودن قبرستان مسلمين و پيش‏بيني اجر اخروي براي زيارت اهل قبور، محترم بودن جنازه مسلمين و اصرار بر كفن و دفن مناسب، تشييع جنازه و اذكار مربوط به آنها، برپايي مراسم ويژه و برگزاري مجالس تذكار، وعده ثواب‏هاي فراوان اخروي براي آنها، همه و همه در اين راستا قابل توجيه و تفسير مي‏باشد كه «ياد مرگ» و موقت بودن زندگي دنيوي و پايداري زندگي اخروي بايد در جامعه زنده باشد و به صورت مشهود و ملموس ارائه شود. خوشبختانه در دو دهه گذشته، نمود عيني و بارز اين تحول آفريني را در تشييع جنازه مطهر شهداي گران‏قدر انقلاب اسلامي شاهد بوده‌‏ايم كه پيكر مقدس آن «زندگان جاويد» نيز طراوت و شادابي خاصي در زندگي «مردگان زنده» به وجود آورده  و عطر روح‏بخش پويايي و تعالي را در فضاي جامعه ‏پراكنده می‌کند.

نكته قابل تأمل آن است كه زندگي براساس فرهنگ غرب مي‏تواند اين اثر بخشي را از پديده «مرگ» و آثار مترقب بر آن بگيرد. چنان كه در شهرهاي بزرگ و در زندگي آپارتمان نشيني و شهر نشيني مواردي از آن، هر چند اندك اما قابل توجه، به چشم مي‏خورد كه قبرستان‏ها به دلايل قابل قبول يا غير قابل قبول از شهر دور شده‌‏اند و مردگان نيز با سفارش تلفني به خاك سپرده مي‏شوند! زنده بودن ياد مرگ، اشتياق به زندگي اخروي را ايجاد مي‏كند و اين اشتياق زمينه رشد فضايل اخلاقي و دوري از رذايل نفساني را موجب مي‏شود. قرآن كريم با نداي «فَتَمَنّوا المَوت اِنْ كُنْتُم صادِقين»(۲) مؤمنان واقعي را از غير مؤمنان با ملاك اشتياق به مرگ تمييز مي‏دهد و حضرت علي(ع) با فرياد «وَالله لابنُ اَبي طالِب آنس بِالمَوت مِنَ الطِفل بَثَدي اُمِهِ»(۳) رمز خداجويي و كمال‏ يابي خويش را تبيين مي‏كند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ در اثرهاي زنده نگه‏داشتن «يادمرگ» مي‏فرمايد:«ذِكرالموتِ يُميتُ الشَهواتِ و يَقلعُ مَنابِت الغَفلَة و يُقوّي القَلبَ بِمَواعِدِالله وَ يُرق الطَبع وَ يُكسر اَعلام الهُدي و يَطفي‏ء فارالحرصِ وَ يحقرُ الدنيا؛(۴) ياد مرگ شهوت‏‌ها را مي‌‏ميراند و ريشه‌‏هاي غفلت را از بين مي‏برد و قلب انسان را با وعده‌‏هاي الهي محكم مي‏گرداند و روحيه انسان را رقيق و لطيف مي‏‌سازد و نشانه‌‏هاي هوا و هوس را مي‏‌شكند و آتش حرص را خاموش و دنيا را در چشم انسان كوچك مي‌‏سازد.»

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در تأثير تشييع جنازه بر ياد مرگ و اعتقاد به آخرت فرمودند:«وَاتّبِعُوا الجَنائِز تذكركُم الآخِرَة؛۵ مردگان را تشييع نماييد كه اين امر شما را به ياد آخرت مي‏اندازد.»

هر چند در اصلاح جامعه، اصالت با ايجاد «مصونيت» است و بايد با فعاليت‌‏هاي آموزشي و تربيتي صحيح، افراد جامعه را در برابر گناهان و وسوسه‌‏هاي شيطاني مصون ساخت، ليكن ايجاد «محدوديت» براي سالم‏‌سازي جامعه ضروري و اجتناب ناپذير است.

با عنايت به نكات فوق، ضرورت دارد با برنامه‏ ريزي دقيق نسبت به زنده نگه‏داشتن «ياد مرگ» در جامعه اقدام شود. نزديك و سهل الوصول كردن قبرستان‏ها، زنده داشتن ياد شهدا و بزرگان با استفاده از برنامه‌‏هاي هنري و فرهنگي، استفاده از نمودها و سمبل‌‏هاي هشدار دهنده و آموزنده در معماري شهري، تسهيل و آموزنده نمودن برگزاري مراسم كفن و دفن و تشييع جنازه و مجالس يادبود متوفيان، جلوگيري از انتشار و پخش برنامه‌‏هاي لغو و لهو و لعب در رسانه‌‏هاي گروهي و ارتباط جمعي، آموزش دقيق و كارشناسانه اثرهاي ياد مرگ به جوانان و نوجوانان، تبليغ شوق انگيز و نشاط آور ياد مرگ در مجالس و محافل فرهنگي و تبليغي و… از جمله راه كارهايي است كه در صورت اجراي دقيق، به دست معتقدان واقعي به قيامت و زندگي اخروي مي‌‏تواند آثار مطلوبي در جامعه بر جاي گذارد.

پالايش فرد و جامعه از وسوسه‌‏هاي شيطاني

فرد آلوده به گناه و اسير هواهاي نفساني نمي‏تواند اعتقاد به معاد را در خود رشد دهد و جامعه مبتلا به وسوسه‌‏هايشيطاني نمي‏تواند بستر مناسب براي تعميق باورهاي ديني و ايمان به قيامت باشد. پس بايد نسبت به تهذيب فرد و پالايش جامعه از گناه و فساد اقدام نمود. بهترين زمان براي تهذيب و تزكيه افراد، سنين كودكي و نوجواني است، زيرا كودكان و نوجوانان در مناسب‏ترين دوران يادگيري قرار دارند و تلاش براي تربيت و تهذيب آنان همانند حكّاكي بر روي سنگ است كه پايدار و ماندگار خواهد بود؛ العِلمُ في الصَغَر كَالنَقش فِي الحَجَر. آموزش و پرورش پويا و موفق مي‏تواند زمينه تربيت انسان‏هاي دين‏باور و معتقد به قيامت را فراهم آورد. لذا سرمايه‌‏گذاري در اين نهاد اجتماعي و به كارگيري نيروهاي توانمند و مجرب در آن، زمينه‌‏ساز تربيت انسان‏هاي مطلوب خواهد بود.

در پالايش و پيرايش جامعه از آلودگي‌‏ها و كژي‌‏ها فعاليت‏هاي تبليغي و هنري نقش مؤثر و سازنده دارد. نكته قابل تأمل در اين زمينه آن است كه: هر چند در اصلاح جامعه، اصالت با ايجاد «مصونيت» است و بايد با فعاليت‏هاي آموزشي و تربيتي صحيح، افراد جامعه را در برابر گناهان و وسوسه‏‌هاي شيطاني مصون ساخت، ليكن ايجاد «محدوديت» براي سالم‏سازي جامعه ضروري و اجتناب ناپذير است. اگر در جامعه‏‌اي فيلم‏هاي ضد اخلاقي به راحتي رد و بدل شود، مجلات و عكس‏هاي مبتذل و نامناسب توليد و توزيع شود، رمان‏هاي سكولاريستي به سهولت منتشر گردد، مواد مخدر به راحتي مبادله شود و… آسيب‏‌پذيري شدت خواهد يافت و تربيت ديني به سختي گسترش مي‏‌يابد. به همين دليل، مولاي متقيان حضرت علي، الگوي حاكمان اسلامي، براي تحكيم حكومت ديني در يك دست «نهج البلاغه» و در دست ديگر «ذوالفقار»داشت تا با گسترش «مصونيت» و ايجاد «محدوديت» زمينه را براي رشد باورهاي ديني و اعتقاد به قيامت فراهم آورد.

تبيين دقيق زهد و آخرت گرايي و توسعه اقتصادي از ديدگاه اسلام

همان گونه كه در جزء دوم بخش موانع گذشت، عدم پاسخ‏گويي روشن و جامع به سؤالات مطروحه در زمينه دنياپرستي، دنيا خواهي، آخرت گرايي، مال اندوزي، توسعه اقتصادي، عدالت اجتماعي و… از ديدگاه مكتب توحيد، سبب مي‏شود افراد جامعه پاسخ خويش را در مكاتب اقتصادي رايج جستجو كنند كه اين مكاتب نيز بر اساس انديشه ‏هاي اومانيستي و سكولاريستي، انسان را «اين دنيايي» مي‏دانند و ميل به آخرت و آخرت‏گرايي را در او ضعيف و نابود مي‏سازند. از مجموعه آيات و روايات مي‏توان نكات زير را در زمينه نگرش اسلام به دنيا و آخرت و روابط بين آنها برداشت نمود:(۶)

در انديشه اسلامي، دنيا و آخرت دو امر جدا از هم و رو در روي يكديگر نيستند، بلكه هر يك مرحله‏‌اي از مراحل هستي محسوب مي‏شوند.

ارتباط اين دو جهان؛ همانند ارتباط ظاهر و باطن شي‏ء واحد است كه با عبور موفقيت‌‏آميز از دنيا مي‏توان به سعادت اخروي دست يافت. رسول اكرم مي‏فرمايد: «الدّنيا مزرعة الآخرة.» و امام علي فرمودند: «الدنيا دارُ مَجازٍ لا دارُ قَرارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَركُم لِمَقَركُم.»(۷)

رهبانيت و اعراض از دنيا با جهان بيني و فلسفه خوش بينانه اسلام درباره هستي ناسازگار است و اين نوع آخرت گرايي انحرافي در بينش اسلامي مطرود است. پيامبر اكرم صريحا فرمودند: «لا رُهبانية في الاسلام.»(۸) در نتيجه، كاهلي، تنبلي، سربار ديگران بودن، در تهيدستي خودساخته فرو رفتن در اين مكتب مذموم است.

زهد اسلامي بيانگر انتخاب زندگي ساده و بي‌‏تكلف و پرهيز از تجمل و لذت گرايي است. زاهد واقعي سعي مي‏كند ملاك‏ها و ارزش‏هاي آن جهاني را وارد زندگي اين جهاني كند و مسؤوليت‏هاي اجتماعي را به نحو مطلوب انجام دهد.

تضاد دنيا و آخرت و دشمني آنها با يكديگر و به منزله مشرق و مغرب بودن آنها نسبت به هم(۹) همه مربوط به جهان دل و ضمير انسان و دلبستگي‏ها و وابستگي‏هاست. به بيان ديگر، دنياپرستي و ماده‌‏گرايي و در اسارت وابستگي و علائق دنيوي بودن قبيح و مذموم است؛ «حب الدّنيا رأس كل خطيئة.»

توسعه در انديشه ديني منحصر در بعد اقتصادي نيست، بلكه شامل تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي مي‏شود. در نتيجه، جامعه اسلامي بايد نسبت به بهره‌‏وري مطلوب از مواهب الهي و دستيابي به توسعه همه جانبه تلاش نمايد. و فقر و تهيدستي را از بين ببرد.

آباداني و سازندگي جامعه بايد در راستاي تحقق اهداف اجتماعي اسلام كه همان برقراري عدالت و قسط اجتماعي است، ساماندهي شود كه هدف ارسال پيامبر الهي نيز دستيابي به قسط و عدالت اجتماعي است؛ «لَقَد اَرسلنا رسلنا بِالبَيّناتِ و اَنزلنا مَعَهُم الكتابَ وَالميزانَ لِيَقُوم الناسُ بِالقِسط.»(۱۰)

با عنايت به نكات فوق، مي‏توان نتيجه گرفت كه در مكتب حيات‏بخش اسلام، انسان‏ها موظف‏اند با كار و تلاش، زمينه سازندگي دنيا و آخرت خود را فراهم آورند، ليكن وابسته و اسير علايق دنيوي نباشند. دنيا را معبر و خانه موقت زندگي براي دستيابي موفق به آخرت و سراي جاويدان بدانند. هر مسلمان وظيفه دارد با تمام توان كار كند و از راه حلال سرمايه و ثروت به دست آورد، ليكن وابسته به ثروت خود نباشد و تمام مال و ثروت را براي خود و خانواده خود نخواهد، بلكه با مال خود آخرت خويش را آباد سازد.

چنان كه امام مجتبي در وصاياي خود مي‏فرمايند: «كُنْ لِدُنياكَ كاَنَّك تَعيشُ ابدا و كُن لآخِرَتِكَ كاَنَّكَ تَموتُ غَدا.»(۱۱)هم چنين امام كاظم در سفينة البحار به نقل از تحف العقول مي‏فرمايند:«لَيس منّا مَن تَرَكَ دُنياهُ لِدينه أو تَرَكَ دينَهُ لِدُنياهُ.»(۱۲)

بنابراين، اگر كليه مراكز و نهادهاي تبليغي و فرهنگي تلاش نمايند تا تصويري منطبق بر برداشت‏هاي فوق از دنيا و آخرت و رابطه بين آنها در جامعه ارائه نمايند، اين ذهنيت ضمن ايجاد پويايي و تحرك و سازندگي، از غفلت نسبت به آخرت و معاد جلوگيري مي‏كند و ياد مرگ را زنده نگه مي‏دارد. علاوه بر اين، اگر كليه فعاليت‏هاي اقتصادي و اجتماعي و قانونمندي‏ها و ساماندهي‏ها بر اساس برداشت‏هاي مزبور صورت پذيرد، زمينه ايجاد فقر و تهيدستي و يا استغنا و ثروت اندوزي در افكار فردي و جمعي از بين مي‏رود.اين برداشت از پيدايش فاصله طبقاتي و جنگ فقر و غنا در جامعه جلوگيري مي‏كند و بستر اجتماعي را براي اجراي احكام الهي و رويش شكوفه‏‌هاي دين‏‌باوري مستعد مي‏سازد. در غير اين صورت، تقويت معرفت ديني و روحيه آخرت گرايي با سختي مواجه خواهد شد كه امام علي آن شهيد عدل و عدالت فرموده‏‌اند: «العَدلُ حياةُ الأحكام.»(۱۳)

اين گونه برداشت‏ها كه به صورت پراكنده در كتب متعدد وجود دارد، بايد به دست دين شناسان آشنا با دنيا و صاحب نظران دين‏باور به صورت يك «نظام فكري و علمي» تدوين و عرضه شود و سرلوحه كليه برنامه‌‏ريزي‏ها و سياست گذاري‏ها قرار گيرد تا برنامه‌‏هاي توسعه و برنامه‌‏هاي آينده‌‏نگر (مانند برنامه ۱۴۰۰ و يا برنامه فقرزدايي) مبتني بر اين نظام فكري تدوين و اجرا شوند.

پی نوشت ها:

۱) ر . ک : میزان الحکمة، باب الموت ۴۹۹، اجل ۴، برزخ ۳۵; بحارالانوار ج ۶ و ۸۱ .

۲) بقره (۲) آیه ۹۴ و سوره جمعه (۶۲) آیه ۶ و ۷ . پس تمنای مرگ کنید اگر راست می گویید .

۳) محمد عبده، نهج البلاغه، ص ۴۱، خطبه ۵ . به خدا قسم فرزند ابی طالب به مرگ مانوس تر است از فرزند به شیر مادر .

۴) بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۳۳; میزان الحکمه، ج ۹، ص ۲۴۵ .

۵) نهج الفصاحه، کلام ۱۹۹۳ .

۶) در تدوین برداشت های مذکور، از کتب شهید مرتضی مطهری به ویژه مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی و سیری در نهج البلاغه استفاده فراوان شده است .

۷) نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱ . دنیا خانه موقت است، نه خانه اصلی . پس از خانه موقت برای قرارگاه دائمی خویش توشه برگیرید .

۸) بحارالانوار، ج ۱۵، جزء اخلاق، باب ۱۴ .

۹) نهج البلاغه، حکمت ۱۰۳ .

۱۰) سوره حدید (۵۷)، آیه ۲۴ . ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و کتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم به قسط قیام کنند .

۱۱) وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۵۳۵ . و برای دنیایت چنان باش که گویی جاویدان خواهی ماند و برای آخرت چنان باش که گویی فردا می میری .

۱۲) از ما نیست آن کس که دنیای خویش را به بهانه دین و یا دین خویش را برای دنیا رها کند .

۱۳) غرر الحکم، ج ۱، ح ۴۴۰ . عدل، حیات احکام الهی است .

پدید آورنده: مهدی نوید

همچنین ببینید

حماسه‌درمانی

محمدعلی امین‌زاده روان­شناسان غربی از چند نفر آزمون خودکنترلی و اراده گرفتند. بعد به آنها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
11 + 11 =