خانه / تشکل / تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۲

تشکل‌، این‌ گونه باید!(تشکیلات اسلامی با بهره‌مندی از نظرات شهید بهشتی)۲

اشاره: در قسمت قبلی بیان شد که دغدغه کار تشکیلاتی منسجم و تربیت نیروهایی باتوان مدیریت و ساماندهی بالا هیچ گاه از ذهن دست اندرکاران تشکل‌های انقلابی خارج نمی‌شود. از طرفی حجم گستردة‌ تشکل‌های مردمی انقلاب و بازدة نامتناسب آنها در جهت اولویت‌های نظام و آرمان‌های انقلاب اسلامی، لزوم توجه جدی‌تر به دو عنصر «فکر» و «تشکیلات» را در این طیف نمایان می‌سازد. همچنین به نظر می‌رسد مجموعه‌هایی که به تحلیل و رشد فکری مناسب رسیده‌اند نیز به خاطر ضعف عنصر تشکیلات، توان بازدهی متناسب با عملکرد و قدرت خود را نداشته‌اند. در همین راستا مقالة حاضر با این دغدغه و با هدف بررسی مؤلفه‌های «تشکیلات اسلامی» با بهره‌مندی از سخنان شهید بهشتی پیرامون کار تشکیلاتی تهیه شد که در متن قبلی به ضرورت، ماهیت، رسالت و حرکت تشکل‌های اسلامی پرداختیم و اینک  ادامه آن بیان می‌شود:

ویژگی‌های مدیر:

تصدی مدیریت در تشکیلات اسلامی به احراز برخی صلاحیت‌ها و برخورداری از برخی ویژگی‌ها وابسته است از جمله:

الف ـ تقوا و اخلاق:

جایگاه تصمیم‌گیری و نقش الگوساز مدیر اقتضا می‌کند که وی فردی پرهیزگار و متوجه به خدا در اعمال خویش باشد تا کار از ثمرة صحیحی برخوردار شود.

«إتقُوا اللهَ یُعَلَّمَکم اللهُ»[۱] تقوا پیشه کنید، خدا خود تعلیم‌تان خواهد کرد.

«إنّ تتقوا اللهَ یجعَلُ لکم فرقانا» [۲] اگر تقوا داشته باشید خدا به شما قدرت تشخیص حق از باطل را خواهد بخشید.

ب ـ صبر و سعة صدر:

سختی‌های کار ـ خصوصاً در امور مهم ـ برای موفقیت، نیازمند صبر و استقامت است.

«الذین قالوا ربّنا الله ثم استقاموا تتنزلُ علیهم الملائکةُ إن لا تَخافوا و لا تَحزنوا» [۳]بر کسانی که ایمان آورده و برای آن استقامت کنند فرشته‌ها نازل می‌شوند که نهراسید و غمگین نباشید.

«لا یصبُر للحقِ الاّ مَن عَرّفَ فضلَهُ»[۴] برای حق، کسی که قدرش را بداند صبر می‌کند.

ج ـ آیند‌ه‌نگری و تدبیر:

بررسی عواقب و احتمالات امور و چاره اندیشی برای آنها از ضروریات حرکتی پخته و حساب شده است.

«اذا همت بِامِرِ فَتَدَّبَر عاقبتَهُ» [۵] چون به کاری شدی عاقبتش را اندیشه کن. «مَن استقَبَل الامورَ أبصرُ»[۶] هر که کارها را استقبال کند بینا می‌شود.

د ـ پیشتازی عملی:

مدیر باید چون راهبری صادق، خود پیشتاز در امور باشد و عملاً سایرین را به انجام کار نیک دعوت نماید.

«کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» [۷] مردم را با عمل و نه زبانتان به حق دعوت کنید.

«قولوا الحَق تعرِفواُ به و اعَملُوا الحَق تکونُوا من اهِلِه» [۸] حق را بگوئید تا به آن شناخته شوید و به آن عمل کنید تا از اهلش گردید.

هـ ـ آگاهی و اولویت سنجی:

تصمیم‌گیری و عمل به موقع، بدون آگاهی و تحلیل از شرایط زمان، ممکن نیست و اتخاذ بهترین تصمیم به دانستن اولویت‌ها بستگی دارد.

«مَن اشتَغلَ بِغیرِ المُّهمِّ ضِیعَ الاَهمَّ»[۹] هر کس به کار غیر مهم بپردازد امر مهمتر را ضایع ساخته است. «العالمُ بِزمانِهِ لا تهجمُ علیهِ اللوابِسُ»[۱۰] فرد آگاه به زمان خویش دچار اشتباهات نمی‌گردد.

و ـ اخلاق خوش و ارتباطات قوی:

مدیر خوب باید بتواند با برخورد جذاب و لحن و پیام مناسب با ارکان مختلف تشکیلات و مخاطبان آن ارتباط برقرار نماید.

«ادعُ الی سبیل ربّکَ بِالحکمةِ و الموعظةِ الحسنَةِ»[۱۱] با حکمت و پند صحیح مردم را به سوی خدا فراخوان. «فبما رحمةٍ مِنَ اللهِ لنت لهم ولو کانَت غلیظُ القلب لا نفضُو من حولِکَ» [۱۲] با مردم مهربان باش که اگر تند برخورد می‌کردی از تو دور می‌شدند.

ز ـ انتقادپذیری و مشورت:

موفقیت کار انسان ـ که ناقص و خطاپذیر است ـ در کنار توجه به انتقادهای صحیح و تجربه‌های موفق، ممکن خواهد شد.

«العاقلُ مَن وعظَتْهُ التجاربُ» [۱۳] عاقل کسی است که از تجربه‌ها پند می‌گیرد.

«وقفوا (المؤمنون) اسماعَهم علی العلمِ النافعِ لهم» [۱۴] مومنان پیرو سخن نافع‌اند.

«مَن استبَّدَ برأیِه هَلَکَ» [۱۵] هر کس بر نظرش استبداد ورزید هلاک شد.

«اَحبَّ اخوانی مَن أهدَی الی عُیوبی» [۱۶] بهترین برادرانم هدیه دهندگان عیوبم به من‌اند.

ح ـ امید به آینده:

سیاه نمایی بیش از اندازه که رافع امید و مانع حرکت انسان شود خصلت مؤمنان نیست و وجود اندیشه جبران برای مدیر الزامی است.

«إِنَّهُ لاییأَسُ مِن روحِ اللهِ الا القومَ الکافِرون» [۱۷] جز کافران ناامید از او نمی‌شوند.

ط ـ شجاعت و توکل

ابهت و توان لازم برای برخورد با مسائل و همچنین جسارت انجام کارهای مهم به شجاعت و توکل مدیر محتاج است.

«مَن أرادَ أَنْ یَکونَ أَقوی الناسِ فَلیتوکَّل عَلی اللهِ» [۱۸] قوی‌ترین انسان‌ها شدن، توکل به خدا را می‌خواهد.

نحوة فعالیت:

شاخص تشکیلات اسلامی

آن چه در ذیل می‌آید ۱۰ توصیة تشکیلاتی شهید بزرگوار آیت‌الله دکتر بهشتی است که حدود ۳۰ سال پیش در جمع انجمن‌های اسلامی سازمان بهزیستی بیان شده است.

«ما برای این که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان نیافته، برای رسیدن به «بخشی» از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست… ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که:

۱ ـ تشکل باید پاسدار ارزش‌ها باشد، نه پاسدار خود. نه نگهبان خود.

۲ ـ تشکل باید سازندة ما، آسان کنندة خودسازی برای ما و کمکی به «سیرالی الله» برای شرکت‌کنندگان در این تشکل باشد.

۳ ـ شرط سوم، این که این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه این که یک باری باشد بر دوش این جامعه.

برادرها و خواهرهایی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بر دوش دارید و چشم‌ها در انتظار نتایج تلاش‌های به هم پیوستة شماست، خوش آمدید!

شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگوید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه کنید بر:

۱ ـ ایمان هر چه قوی‌تر به آرمان‌تان و به کارتان؛

 نگذارید این ایمان در شما خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویت گردد.

۲ ـ برنامه‌های عملی‌؛

برنامه‌هایی که در آن تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید به گونه‌ای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان‌ ما که از یک همسن و همکلاسی و هم‌رتبة غیرمسلمانش در مقام عمل دینی صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شود، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فامّا الزبدُ فیذهُب جُفاءً و اما ما ینفعُ الناسَ فیمکُثُ فی الارضِ»کف می‌رود و آن چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. [سوره‌‌ی مبارکه رعد / آیه ۱۷]سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمن‌هایتان باید طوری برنامه‌ریزی کنید که در صحنة خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا.

۳ ـ ارتباط‌تان را قوی کنید؛

وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتی که همه یک جا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر می‌کنید.

۴ ـ جذب عناصر جدید؛

 گاهی دافعه خیلی قوی است؛ اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‌تان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذب کنید. اصلاً باید برنامه‌ داشته باشید برای جذب آنها مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست شدنی نیستند. خیر، انسان تغییر می‌کند. خیلی‌ها آدم‌های خوبی هستند، می‌لغزند و بد می‌شوند. خیلی‌ها آدم‌های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب می‌شوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام می‌گوید تا آخرین لحظات حیات، در توبه باز است.

۵ ـ انضباط؛

هرکار دسته جمعی‌ای که انجام می‌دهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها بدهیم. اما نظم فرعونی نه، زیرا نظم، گاهی فرعونی و طاغوتی است.نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد.

۶ ـ شناسایی و کشف استعدادها؛

کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتواند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاهی ما یک فرد متدین و خوبی را می‌گذاریم رأس کاری ولی چون توانایی‌اش ضعیف است، اثر بدی می‌گذارد. شما باید مدیرهای مؤمن و متعهد ده سال آینده را، هم کشف کنید و هم بسازید.

۷ ـ معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛

مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفة شرعی‌تان است که در هفته یک مقدار روی رشتة خاص خودتان مطالعة فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد.

۸ ـ شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛

گاهی برادرها و خواهرها با جریان‌های مخالف می‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند؛ اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم می‌شوند. شیوه‌های برخورد باید صحیح باشد. باید دربارة این شیوه‌های برخورد بنشنینید و تبادل نظر کنید.

۹ ـ انتقاد از خویشتن؛

آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ خوب، شروع کنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینة یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیب‌های آدم را می‌گوید. بنابراین هر هفته‌ای، دو هفته‌ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‌های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‌ماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم.

۱۰ ـ امید کامل به آینده؛

هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدم‌هایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایش آفرینی خدا در تنگناها مأیوس می‌شوند. انسان‌های مؤمن، همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‌دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرمی‌تان.

پی‌نوشت:

[۱]بقره/۲۸۲

[۲]انفال/۲۹

[۳]فصلت/۳۰

[۴]الحیاه/ج۱

[۵]وسائل/ج۲/ ص۴۵۷

[۶]غررالحکم ترجمه خوانساری حدیث ۷۸۰۲

[۷]کافی/ج۲ /ص۷۸

[۸]بحارالانوار/ ج ۷۵/ ص ۹

[۹]غرر الحکم/۸۶۰۷

[۱۰]الكافی/ج ۱/ ص ۲۶

[۱۱]النحل/  ۱۲۵

[۱۲]آل عمران/۱۵۹

[۱۳]میزان الحکمة/ ج ۵/ ص ۲۰۴۳

[۱۴]نهج البلاغه/۱۹۳

[۱۵]نهج البلاغه/۱۶۱

[۱۶] کافی/ ج۲/ ص۶۳۹

[۱۷]یوسف/۸۷

[۱۸]بحاالانوار/ ج۷۱/ ص۱۴۳

همچنین ببینید

اهمیت تشکیلاتی بودن در کلام رهبری

ما اعتقادمان این است که بهترین راهی و برترین حربه‌ای که می‌تواند این راه‌ها را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
30 + 21 =