خانه / تشکل / آسیب شناسی اخلاقی تشکل اسلامی/ رفت و آمد در سطح

آسیب شناسی اخلاقی تشکل اسلامی/ رفت و آمد در سطح

آفت سطحی‌نگری

ابوذر کمال

در محل حادثه، کاغذی زردرنگ، تنها اثری بود که از ضارب باقی مانده بود. بر روی کاغذ با خط قرمز نوشته شده بود: «فرقان» و زیر آن با خطی سیاه این جمله بود: «خیانت شخص مرتضی مطهری در به انحراف کشاندن انقلاب توده‌های خلق، بر همه روشن بود. لذا اعدام انقلابی نامبرده انجام پذیرفت». به همین سادگی یکی از بزرگ‌ترین جنایات طول تاریخ انقلاب، به دست گروهکی کوته‌فکر و متعصب شکل گرفت. شهید مطهری در جایگاه مغز متفکر جریان انقلابی، در سخنرانی‌هایش به نقد همۀ گروه‌ها و دسته‌ها می‌پرداخت و هر جا انحرافی می‌دید، گوشزد می‌کرد. حال نوبت به گروه «فرقان» رسیده بود. بارها به سران این گروهک پیام فرستاد که بیایند و بنشینند تا با هم بحث کنند؛ اما میخ آهنین در سنگ نرفت و تیر جهالت و سطحی‌اندیشی، بر پیکر اندیشمند انقلابی نشست و امام و امت را داغدار کرد. آری! از ویژگی‌های بارز سطحی‌نگران و کج‌اندیشانی هم‌چون «فرقان»، زود به نتیجه رسیدن در مسائل اساسی و مهم و عجله در اجرای تصمیم‌های غلطشان است و همین بود که فجایعی هم‌چون کشتار هفت تیر ۱۳۶۰ را شکل داد. این دفعه به دست فرقة منحرف دیگری به نام «سازمان مجاهدین خلق» که با دیدگاه نفاق‌آمیز و جزم‌اندیش‌شان، این جنایت خونبار را رقم زدند. امام خمینی(ره) در اینجا است که چهرۀ واقعی تروریست‌ها را روشن می‌کند: «ملت عزیز! این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی از خلق را گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند».(۱)

اگر در طول تاریخ اسلام تا امروز سیر کنیم، سخت‌ترین مانع برای پیشرفت و ارتقای مسلمین را همین کوته‌نگران و متحجران ایجاد کرده‌اند؛ از خوارج در صدر اسلام گرفته تا داعش و تکفیری‌ها در عصر حاضر. ژرف‌اندیشی، اسبابی می‌خواهد که بسیاری از افراد برای به دست‌آوردن و به‌ کاربردنش در مسائل پیش رو، خود را به سختی نمی‌اندازند. سهل‌انگاری و غفلت از اندیشه و تحلیل عمیق مفاهیم زندگی، در ذات انسان نهفته است و اگر این آفت به صورت جهالت و برداشت‌های سطحی‌نگرانه و متعصبانه دینی سربرآورد، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را بر پیکرۀ جوامع دینی بر جای می‌گذارد.

حال اگر این سهل‌اندیشی و تصلب و یک‌دندگی در دین، گروهی باشد و در قالب یک تشکل نمود یابد، باید منتظر آسیب‌های بیشتری بود. قدرت هم‌گرایی تشکل، به همان اندازه که اگر در جهت خیر و صلاح و اندیشه‌ورزی ناب قرار گیرد توده‌ها را تحت تأثیر قرار داده و به حرکت وامی‌دارد، وقتی در خدمت قشری‌گری و تحجر باشد، جبران خسارت‌های آن ناممکن است.

دیندار واقعی، ژرف‌اندیش است

«سطحی‌نگری» علل و علاماتی دارد. در مقابل آن «ژرف‌نگری» قرار دارد. اگر هر کدام از اینها را به درستی تبیین کنیم، از باب «شناخت امور با شرح نقطۀ مخالف و ضد آن» به مطلوب خویش رسیده‌ایم.

تدبر، تفکر و خردورزی، چیزهایی است که رهبران دینی از هر مسلمانی طلب می‌کنند. اینها از مهم‌ترین عواملی است که ما را از مهلکۀ کوته‌فکری دور می‌کند. خداوند متعال در قرآن بارها انسان را در کنار تلاوت، به «تدبر» در این کتاب آسمانی سفارش می‌کند و سبب عدم ژرف‌اندیشی در قرآن را بسته‌شدن راه‌های نفوذ به قلب کافران با قفل عناد و لجاجت دانسته است: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلي‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»(۲)؛ آيا به آيات قرآن نمى‌انديشند؟ يا [مگر] بر دل‌هايشان قفل‌هايى نهاده شده است؟ و یا در آیه‌ای دیگر که خردمند بودن را مقدمه‌ای برای پند گرفتن از قرآن می‌داند: «كِتابٌ أَنزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا ٱلْأَلْبابِ»(۳)؛ [اين‌] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [بارۀ‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند.

متأسفانه رسانه‌های ارتباط جمعی جدید و فضای مجازی، با سیل اطلاعات کم‌فایده و گاهی مضری که روز و شب بر سر بشر آوار می‌کند، او را سطحی‌بین و زودگذر و به دور از اندیشیدن عمیق بار آورده است. سیل خبرها و اطلاعات بدون پالایش و جذاب و بی‌ارتباط با اهداف واقعی ما، که سایت‌ها و شبکه‌ها برای بازارگرمی خودشان برای ما مهیا کرده‌اند، در حجمی وسیع اطراف ما را فراگرفته است و افکار ما را در زندانی ناگزیر، گرفتار کرده است؛ توهم آگاهی جامعه را فراگرفته است و آنها را به قضاوت و زودباوری و زود داوری دربارۀ هر مسئله‌ای فرا می‌خواند. چه مغالطه‌هایی که برخی رسانه‌ها در قالب برهان و استدلال به خورد مخاطب خود داده و مردم سطحی‌نگر و فاقد اندیشه‌ورزی، به راحتی آن را باور می‌کنند.

تفکر ناب دینی، حاصل یک ژرف اندیشی مداوم است. بنابراینْ دیندار واقعی نیز هیچ گاه در جرگۀ کوته‌فکران قرار نمی‌گیرد. امام علی(ع) در این حدیث، پناه‌گرفتن در سایۀ خدا و دین را از عوامل دوری از کوته‌فکری می‌داند: «الناسُ مَنقُوصُونَ مَدخُولُونَ إلاّ مَن عَصَمَ اللّهُ»(۴)؛ مردم، كوته‌انديش و كم خِرَدند، مگر آن كس كه خدايش نگه دارد. امیرمؤمنان بارها و بارها و به بیان‌های مختلف در کلام گهربارشان، مؤمنان را به اندیشه‌ورزی عمیق، این گوهر گمشدۀ عصر حاضر، دعوت می‌کند: «لا بَصيرَةَ لِمَن لا فِكرَ لَهُ»(۵)؛ آن كه انديشه ندارد، بينش ندارد. و «مَن فَكَّرَ أبعَدَ العَواقِبَ»(۶)؛ آن كه بينديشد، از فرجام [بد] دور مى‌گردد. حضرت در روایتی دیگر، مؤمن تراز را با برشمردن مجموعه‌ای از خصلت‌ها، برای ما بازگو می‌کند که با شنیدن آن آرزومندش می‌شویم: «إنَّ اللّهَ تَعالى يُحِبُّ المُؤمِنَ العالِمَ الفَقيهَ الزّاهِدَ الخاشِعَ الحَيِيَّ العَليمَ الحَسَنَ الخُلُقُ المُقتَصِدَ المُنصِفَ»(۶)؛ خداوند متعال ، مؤمنِ داناىِ ژرف انديشِ پارساىِ فروتنِ آزرمگينِ دانشورِ خوش خوىِ ميانه روِ با انصاف را دوست دارد. در اینجا نیز ژرف‌اندیشی بر تارک خصلت‌ها می‌درخشد.

در کلامی ناب از پیامبر اکرم(ص)، عبادت بدون تفکر و تعمّق را به کاری بیهوده تشبیه می‌کند، هم‌چون ساختن خانه در شب و خراب کردن آن در روز: «مَثَلُ العابِدِ الّذي لا يَتَفقَّهُ كمَثَلِ الّذي يَبني باللّيلِ ويَهدِمُ بالنَّهارِ»(۷)؛ مَثَل عابدى كه [در دين،] ژرف‌انديش نيست، هم‌چون مَثَل كسى است كه شبْ [بنايى] می‌سازد و روز، ويران مى‌كند. این کلام ژرف، به ما می‌آموزد که عابد سطحی‌نگر، گرچه تمام شبش را به عبادت بپردازد، ولی این عبادت در روز که عرصۀ عمل و تعامل با افراد و قرارگرفتن در معرض هواهای نفسانی است، برایش سودمند نبوده و بنای زیبای عباداتش را با کوته‌فکری ویران می‌سازد. به گونه‌ای، می‌توان عیار و خلوص و عمق عباداتمان را با میزان میل‌مان به گناه و خطا سنجید.

راه و روش دوریِ از سطحی‌نگری، استواری در اندیشه‌ورزی، زودباور نبودن، عجله نکردن در تصمیم‌گیری و دلیل محکم و تحلیل قوی خواستن در هر امری است. اما همۀ اینها در سایۀ مطالعه و کسب دانش به دست می‌آید. در اینجا نیز از سخن زیبای امام المتقین علی(ع) بهره گرفته‌ایم که: «خُذ بِالحَزمِ وَالزَمِ العِلمَ ، تُحمَد عَواقِبُكَ»(۸)؛ هوشيار و استوار انديش و همراه دانش باش، تا خوش‏فرجام گردى. حکیم ابوالقاسم فردوسی شبیه به این عبارت را در قالب این بیت آورده است:

کسی کو خرد را ندارد ز پیش

دلش گردد از کردة خویشْ ریش.

البته سخن از خردورزی در اشعار و ادب پارسی، بیت الغزل معرفت است. در این مجال اندک تنها به بیتی ژرف از ناصرخسرو اکتفا می‌کنیم:

خرد آغاز جهان بود و تو انجام جهان

باز گرد، ای سره انجام، بدان نیک آغاز.

تقابل دو تشکل

رهبر ژرف‌اندیش انقلاب آیت الله العظمی خامنه‌ای از تشکل‌ها و جوانان، انتظار تفکر اقناعی و تحلیل دارد: «یکی از الزامات کار بر روی مفاهیم اسلامی، یعنی عمقی روی مسائل کار کردن است؛ سطحی‌نگری ضرر می‌زند… یکی از راه‌های تأثیرگذاری و جذّاب شدن تشکّل‌ها، اقناع فکری است؛ طرف را بتوانید قانع کنید. این، فرع بر این است که خودتان درست کار کرده باشید. حقیقتاً [وقتی] یک حقیقتی جزو فکر شما و ذهن شما شد، می‌توانید، قدرت اقناع پیدا می‌کنید، مخاطبتان را اقناع می‌کنید.»(۹)

یک تشکل سطحی‌نگر، تنها سرش در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های خبری است تا خبری و به اصطلاح عام، سوتی‌ای از فلان جناح سیاسی گرفته و آن را هوار بزند. غالب حرف‌هایی که بین این اعضا رد و بدل می‌شود، از سر سرگرمی و وقت‌گذرانی است. تحلیلی از تاریخ معاصر ایران و منطقۀ اطراف خود ندارد و پیشینۀ تاریخی و آیندۀ مأموریتی دقیقی برای تشکل خود تعریف نکرده‌اند. در مقابل آن، یک تشکل ژرف‌اندیش که رهبران فکری آن اعضای خود را به دانستن بیشتر و دوری از جاهلیت مدرن فرا می‌خوانند، کتاب از دست آنها نمی‌افتد. هر حرفی را از هر کسی نمی‌پذیرند و در قید و بند فرد نیز نیستند. بلکه آنچه که می‌پذیرند، دلیل است. طلبه‌ها جملۀ مشهوری در مباحثات علمی خود دارند که: «نَحْنُ اَبْناءُ الدَّلیلِ، نَمیلُ حَیْثُ یَمیلُ»؛ ما فرزند دلیل هستیم، هرجا دلیل برود دنبال آن می‌رویم.

پی‌نوشت‌ها:

(۱) امام خمینی، سید روح‌الله: «صحیفۀ امام»، ج۱۵، ص۲٫

(۲) محمد(۴۷):۲۴٫

(۳) ص(۳۸):۲۹٫

(۴) نهج البلاغة: حكمت۳۴۳٫

(۵) غررالحكم: ح۱۰۷۷۴٫

(۶) همان، ح۸۵۷۷٫

(۷) بحارالأنوار: ج۷۸/۶٫

(۸) كنزالعمّال: ج۱۰/ص۱۷۹٫

(۹) غررالحكم: ح۵۰۴۵٫

(۱۰) مقام معظم رهبری، دیدار با جمعی از دانشجویان، ۲۰/۰۴/۱۳۹۴٫

همچنین ببینید

نبرد تصمیم‌ها

 آیا پذیرفتنی است نوجوان سیزده ساله ای که باید‌ بماند‌ و از زندگی خـود لذت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
8 + 16 =