خانه / تربیت / مربی نمونه

مربی نمونه

نویسنده: جواد محدثی

نگاهی به شیوه های تربیتی و تبلیغی معلم شهید استاد مطهری

  • تهذیب نفس
  • تحصیل علم
  • تبلیغ دین
  • تسهیل امر
  • تصحیح فکر
  • تدوین اندیشه
  • تجهیز نیرو

شهید مطهری بی شک یکی از برجسته تربین مربیان اخلاقی و دینی و فکری عصر حاضر است.

وقتی از آن معلم شهید به عنوان “روحانی اسوه” و “مربی نمونه” و “اندیشه خلاق” یاد می شود به جاست که ویژگی  های تربیتی و شیوه های تعلیمی و ارشادی و هدایتی او مورد ارزیابی و سرمشق گیری و عمل قرار گیرد.

مربیان نیز، با بهره گیری از شیوه های تربیتی آن شیهید، می توانند در “نیرو پروری”  و “اخلاق گستری” توفیقات بیشتری بیابند. از این رو چند شاخصه و ویژگی از شیوه استاد مطهری اشاره می شود؟

  • تهذیب نفس

شرط نخست تاثیر گذاری یک مربی، وارستگی و خودساختگی اوست، تا دیگران به او به عنوان “الگو” نگاه کنند و ارزش های متعالی را در “آیینه رفتار” او مشاهده نمایند.

استاد مطهری، در کنار تلاش های علمی، به خودسازی ، مبارزه با هوای نفس، تهذیب روح و پیراستن جان از رذایل پرداخته بود. اهل تهجد و عبادت بود. از ریا و تظاهر و تکبر دور بود، نسبت به اساتید خود واز تحمیل عقیده بر دیگران دور بود، رفتار متین و اخلاقی شریف داشت، در بحث های علمی از مرز حق فراتر نمی رفت و از تحمیل عقیده بر دیگران دور بود و خود را به “برهان” در همه مباحث عادت داده بود. رضای خدا و انجام وظیفه  وادای تکلیف ، محرک اصلی او در همه تلاش ها بود. جاه طلبی و مقام دوستی نداشت، از وابستگی به مادیات رها بود. همه این ها را در مجموعه سیره و زندگی او می توان به وضوح دید. یکی از رموز محبوبیت و اثر گذاری و توفیقات او، همین ویژگی ها و اخلاص در عمل بود. مربی ما هم باید در این زمینه به آن شهید تاسی بجوید.

  • تحصیل علم

بر مربی فرض است که دانش و بینش داشته باشد تا هم محتوای اصیل و صحیح بهمخاطب عرضه کند، هم توانمندی علمی اش او را حجت و معیار بسازد، هم در اشباع فکری و علمی متربی تا کم نیاورد. از این رو شهید مطهری، از “عمر علمی” شایسته و ستایش برانگیز و قابل اسوه گری برخوردار بود. چه در دوران تحصیل در حوزه علمیه چه در دوران اقامت در تهران و داشتن جلسات تبلیغی و تفسیری و تدریسی، فردی جدی ، کوشا، با انگیزه بود و فرصت ها را برای آموختن از دست نمی داد و “تحصیل علم” را خیلی جدی گرفته بود. خوب درس می خواند، خوب می فهمید، خوب بحث می کرد، خوب تدریس می نمود، دوستان و هم مباحثه های دوران تحصیلیشان به جدیدت و تلاش بی وقفه او اذعان دارند. وقتی استادش مرحوم علامه طباطبایی می فرمایدک وقتی آقای مطهری در درس من و در میان شاگردان من بود، من حالت نشاط و رقص پیدا می کردم و خوشحال بودم، چون می دانستم مطالبی که می گویم هدر نمی ورد و کی هست که آن ها را خوب درک و دریافت می کند. این سخن و اعتراف ، گویای آن است که آن معلم در عرصه علم آموزی با “همه وجود” حاضر می شد و از استادان خود کمال استفاده را می کرد. دل به علم می داد، فرصت ها را هدی نمی داد و می کوشید که در میدان علم، پیشتاز و پربار باشد.

  • تبلیغ دین

رسالت انبیایی “تبلیغ دین” وظیفه هر مسلمانی است که به آیین آسمانی اسلام مومن است و رهنمودهای دین را بهترین “سبک زندگی” و برترین قوانین می شمارد. این رسالت، به خصوص بر دوس آنان که تحصیل کرده حوزه هایند و طبق فرموده قرآن، رسالت هایالهی را تبلیغ ی کنند (الذین یبلغون رسالات الله…)[۱] سنگین تر است.

مهم ترین وظیفه تربیتی مربیان، ساختن انسان های “طراز مکتب” است که هم در باورها هم در رفتارها وهم تعهدات اجتماعی پایبند احکام الهی و شریعت محمدی باشند. این تکلیف، درباره جوانی که آینده سازان کشورند، حساس تر و سنگین تر است.

چنین نیست که “تبلیغ دین” وظیفه علمای اسلام و مبلغین دینی باشد، بکله هر کس درد دین و احساس مسئولیت و تعهد دارد، مشمول این وظیفه است وتواصی به حق و تواصی به صبر (تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)[۲] شاهد این مدعا است.

شهید مطهری، عمری در این مسیر گام برداشت. تدریس ها و سخنرانی ها و تالیف ها وتحقیقات علمی و اسلامی اش گواه این امر است و پرونده “تبلیغ دین” او را سنگین و وزین ساخته است. حضرت امام (قدسره) همه آثار شهید مطهری را مفید و خوب دانست و به خواندن و ترویج آنها فراخواند و تلاش کسانی را که در مسیر به انزوا و فراموشی کشیدن آثار و کتابهای استاد مطهری گام بر می داشتند، تلاشی خائنانه و زیان بار توصیف فرمود.

شهید مطهری با زبانی روشن و همگانی، با قلمی روان و متین وعلمی، با تحلیل هایی معقول و خردپسندانه از تعالیم اسلام با روشی نو و به روز بودن در عرضه محتوای دین برای نسل حاضر، گام های بلندی برداشت و برای همگان اسوه و الگو شد ولی هم نیازها را می شناخت. هم مخاطبان را در نظر داشت. هم رعایت تناسب میان سخن و کتاب با نیاز جامعه معاصر را شیوه خود ساخته بود. هم شبهه ها را خوب می شناخت و هم پاسخ هایی منطقی ومستدل و جامع برای شبهات ارائه می کرد.

مجموعه این تلاش های وسیع در عرصه “تبلیغ دین” ، اور ا یک مربی نمونه ساخته بود. امروز کدام یک از فرهنگیان دانشجویان، دانش آموزان و حتی اساتید حوزه و دانشگاه را می شناسید که در “دین شناسی و تبلیغ دین”، مدیون آثار و افکار او نباشند و از خدمات او بهره مند نگشته باشند؟

برای مربی، روش های “تبلیغ دین” که آن شهید به کار می بست، میتواند سرمشق مناسبی باشد، تا در این عصر که عصر تهاجم فرهنگ های ضد اخلاقی و دین ستیز است، بذر دین شناسی و دینداری را در مزرعه جان های جوانان و دانش آموزان بیفشاند و نسلی مومن و پاک و انقلابی تربیت کند.

  • تسهیل امر

نهضت “آسان سازی”  در امر فراگیری و تعلیم مهارت ها و شیوه های آموزشی و فهم مطالب مشکل نهضتی ارزشمند و ارج نهادنی است و دایره شمول مطالب علمی و دینی و آموزشی را گسترش می دهد. شیوه “تسهیل” در همه امور و مهارت ها و آموختنی ها کاربرد دارد، اما نقش شهید مطهری در تسهیل آموزه های دینی و اخلاقی ، برجسته تر است.

“داستان راستان”  یکی از آن نمونه هاست. برخی از تعالیم اسلام در قالب رخ دادهای تاریخی یا احادیث تاریخی یا مطالبی درباره شخصیت های اسلامی است. استخراج آنها از متون اصیل دین و تبدیل بهداستان هایی ساده و روان برای قشر نوجوان و جوان یکی از راه های تسهیل امر در انتقال مفاهیم دینی به مخاطبان بود ولی از عنصر تاثیر گذار “داستان” غافل نبود.

شرح و تبیین روشی و رئالسیم” علامه طباطبایی به قلمی ساده و قابل فهم برای عموم، کار دیگری از استاد مطهری بود. مساله سنگین حجاب و حقوق زن که روزگاری محور تهاجم به ارزشهای دینی بود، مورد توجه استاد قرار گرفت و با نگارش دو کتاب در این دو موضوع، بسار از شبهات و سوال ها را پاسخی متین و دقیق داد. کتاب “عدل الهی” استاد نیز در زمینه یکی از پیچیده ترین مباحث کلامی درباره آفات و شرور و تقدیرات الهی و سرور و مسائل از این است، گواه دیگر است.

اجمالا تلاشی برای تبیین دین و اخلاق و قرآن با “زبانی واضح” ، “بیانی آسان” و “قلمی روان” از شیوه های استاد مطهری بود که او را به وجودی پربرکت چه در حال حیات چه پس از شهادت تبدیل ساخت.

امروز هم مربیان اگر بخواهند جاذبه بیانی و قلمی و ارشادی و هدایتی داشته باشند، از شیوه “تسهیل” باید بهره گیرند و سطح زبان و بیان  و قلمشان متناسب با مخاطبان جوان و نوجوان باشد، تابتواند تاثیر بیشتری بگذارند. بیان پیچیده و قلم سنگین، رابطه برقرار کردن با مخاطبان را (به خصوص در عصر حاضر) مشکل می سازد و انقطاع فرهنگی پدید می آورد.

  • تصحیح فکر

اندیشه های انحرافی و برداشت های غلیط و غیر دقیق از دین، سبب بروز انحرافات فراوانی در میان مسلمانان شده است. عالم دینی به منزله یک دیدبان بیدار و مرزبان هشیار، عرصه اندیشه و کتاب ها و سخنرانی ها و درس ها و رسانه ها را رصد می کند واگر به انحرافی برخورد، موضع می گیرد و اگر اشتباهی دید، تصحیح می کند و اگر دروغی را مشاهده کرد افشاگری می کند واگر تهمت و افترایی دید، پاسخ می دهد. این شیوه در حیات علمی بزرگان دین، با الهام از رهنمود و شیوه معصومین، همیشه به عنوان یک نقطه درخشان وجود داشته است.

شهید مطهری، در آثار و سخنرانیهای خود، مبارزه ای بی امان علیه تحریف ها، بدعت ها، دروغ ها و خرافات داشت. هر یک از کتاب هایی همچون تحریف های عاشورا، کتباسوزی در ایران، علل گرایش به مادیگری، حماسه حسینی، مساله حجاب، پیامبر امی، خدمات متقابل اسلام و ایران و … پاسخی به برخی از همین کج اندیشی ها در زمینه های گوناگون است. سنگربان راستین، نمی تواند شاهد هجوم و شبیخون باشد و ساکت و بی حرکت بماند. این خاصیت مرزبانی از ایدئولوژی و دین و قرآن است. شهید مطهری در این جنبه هم الگویی ممتاز بود.

مربی، در ارتباط با مخاطبانش، باید “شبهات جدید” را بشناسد، مرزهای هجوم به باورها را رصد کند. پندارها و باورهای غلط در میان دانش آموزان را بداند. سوالات ذهنی موجودرا بشناسد و با جلسات و برنامه های خاصی، به تصحیح آن باورهای غلط بپردازد. برگزاری جلسات پرسش و پاسخ برنامه ای مناسب برای این منظور است.

اگر فکر صحیح بود عمل هم صحیح خواهد شد. اگر خطا در بینش وجود داشت به انحراف در عمل می انجامد. البته وقتی مربی می تواند در این عرصه نقش آفرینی کند که خودش افکاری سالم و متقن و باورهایی صحیح و دور از خرافه داشته باشد واین در ساله مطالعه مستمر روی آثار ارزشمند اسلامی، به خصوص تالیفات گراسنگ فرزانگان چون استاد مطهری فراهم می آید.

مربی نباید نسبت به شبهات ذهنی و انحرافات عقیدتی دانش آموزان ، بی تفاوت و سهل انگار باشد، بلکه همانند بدیهی که در برخورد با اولین نشانه بیماری در فرزندش او را به درمانگاه می برد و در پی علاج برمی آید، باید حساسیت نسبت به مسائل فکری شاگردانش داشته باشد و با واکنش سریع و به موقع و درست او را از رسیدن به مرحله”لاعلاجی” و درمان ناپذیری باز دارد

  • تدوین اندیشه

از عوامل جذب جوانان به اندیشه های مختلف و مکاتب دیگر. “مدون” بودن آن اندیشه هاست. وقتی محتوای یک فلسفه فکری یا اندیشه سیاسی، از اصول و ضوابط وچهارچوب های روشن و حد و حدود معین برخوردار شد. برای مخاطبان جاذبه دارد و بهتر و زودتر می پذیرند و در فکر خود جایی برای آن باز می کنند.

شهید مطهری در راستای پاسخگویی به این نیاز اقدام به تدوین اصول تفکر اسلامی کرد و چندین جلد کتاب، با عنوان “مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی” نگاشت که تفکر و جهان بینی قرانی رادر مورد خدا، ایمان، اسلام، نبوت و وحی، امامت و رهبری، معاد و … به صورت روشن و مدون دسته بندی شده ارائه نمود، همچنین چند جلد کتاب دوباره “آشنایی با علوم اسلامی” .

این کار، در شکل دادن به بینش مذهبی جوانان مسلمانان در آن عصر، و در مقابله با جریان تفکر الحادی و مارکسیستی و جهان بینی های مادی نقش موثری داشت و هنوز هم مطالعه این آثار، پس از گذشت نزدیک به چهل سال از تالیف آنها، کارگشا و راهگشاست.

غرض آنکه ” مربی” در صورتی می تواند نقش تاثیر و جریان ساز براندیشه جوانان داشته شد که اصول فکر و ارزشی اسلام را در قالبی مدون و چهارچوب دارد و روشن و قابل فهم، تبیین و ترسیم کند، تا دانش آموزان با دستی پر از دستاوردهای “تفکر دینی” با اندیشه ها و اندیشمندان دیگر مواجه شوند و از مبانی اعتقادی خود دفاع و بر آن ها پایداری کنند.

چه بسا جوانان ما، معلومات پراکنده دینی بسیاری داشته باشند و از رهگذر مطالعات متفرقه و سخنران های مبلغان و جلسات دینی چیزهایی درباره دین و اسلام و قرآن بدانند ، ولی اگر این معلومات، قالبی مدون و چهارچوبی روشن نداشته باشد، در برابر تفکرات انحرافی دیگران که به صورت بسته بندی خوب و استرلیزه و براق و تشکیل عرضه می شود، رنگ ببازد. مربی باید به تفکر اسلامی دانش آموزان شکل و قالب بدهد و آن را به صورت “مدون” عرضه کند.

  • تجهیز نیرو

در عرصه یک نبرد (چه نظامی، چه اقتصادی، چه فکری و سیاسی) گروهی برنده اند که “مجهز” باشند. عرضه تلاش شهید مطهری تفکر و باورهای دینی و تبلیغ اسلام بود. هم خودش مجهز به بایستگی های این عرصه بود، هم می کوشید مسملانان را مجهز به اندیشه و استدلال و منطق قوی بار آورد تا بازنده این میدان نباشند.

یک مربی اگر بخواهد در این عرصه هم به استاد شهید اقتدا کند، می تواند این شیوه های عملی را مورد توجه قرار دهد:

الف. مجهز ساختن خود به اندیشه های نو و قوت استدلال و توانایی برای بحث و مناظرات علمی و ایدولوژیک.

ب. تربیت جوانانی با تقوا ،با معلومات، زبده و کارآمد، با انگیزه و انقلابی و دارای روحیه اعتماد به نفس.

ج. ایجاد تشکل های مناسب از بین جوانان مستعد، برای تلاش در میدان های فکری و عرصه های ضروری که حضور آنان را می طلبد.

د. شناخت نیاز ها و اولویت ها و به کارگیری توان و مهارت خود و شاگردان برای رفع نیازها و فعالیت های اولویت دار.

ه. اهتمام به تعبد علمی و تحصیل دانش آموزان، در کنار برجستگی اخلاقی و فکری و انقلابی آنان و یک بعدی نبودن ایشان.

و. کادرسازی برای آینده از میان نیروهای موجود در اختیار ، تا در زمان ها و مکان های دیگر، یا در شرایط نبودن خودش “راه” بی رونده نماند و برنامه ها تعطیل نشود.

ز. تربیت نیروهای چند بعدی که هم زبان گویا داشته باشند، هم قلم شیوا، هم توان مدیریت و اداره جلسات و برنامه ها ،هم قدرت برنامه ریزی و تدبیر. هم روش صحیح برخورد با دیگران و تعامل اجتماعی هم مهارت فضای مجازی هم حوصله و حال و حضور در جمع های سنتی و مراسم آیینی. به عبارت دیگر”نیروی همه فن حریف”

[۱] . احزاب آیه ۳۹

[۲] . عصر ، آیه ۳

همچنین ببینید

تشويق و تنبيه، دو كليد طلايي تربيت

عبدالرحیم موگهی اشاره: يكى از شيوه‏هاى تربيتى – تبليغى، سود جستن از تشويق و تنبيه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
9 + 12 =