خانه / تربیت / آموزش خداپرستی به فرزندان [قسمت دوم]

آموزش خداپرستی به فرزندان [قسمت دوم]

ادامه از قسمت قبلی:

دوران پيش از نوجواني:

نوجوانان كم سن و سال، هنگام گذر از دوران كودكي، دچار تغييرات شگرف جسمي و رواني مي شوند و به سمت آزادي بيشتر حركت مي كنند. وقتي آنها وجود خدا را درك مي كنند، او را منشأ نظم درجهان مي بينند. به علاوه، آنها مي خواهند ارتباط خدا را نه تنها با خوبي ها، بلكه با بي عدالتي و رنج نيز درك كنند. پس بايد به آنها گفت: «خداوند براي ما مصيبت نمي فرستد، بلكه به ما قدرت مي دهد بر آن غلبه كنيم. خدا ميل كمك به ديگران را در وجود ما به وديعه گذاشته است.»

توضيحات شما هرچه باشد، آنها منتظرند تا ببينند آيا خودتان واقعا به آنچه مي گوييد، معتقديد يا نه. پس بگذاريد بچه ها بدون هيچ رياكاري شاهد احساس واقعي شما باشند و حتما درباره تلاش هاي خودتان براي دستيابي به ايمان محكم با آنها حرف بزنيد.

نوجواني:

دراين سالها، نوجوانان به آنچه اطرافيان درطول زندگي درباره خدا گفته اند، فكر مي كنند. گاهي نيز نسبت به تعاليم مذهبي ترديد دارند يا اعتراض مي كنند. درچنين حالتي، والدين بايد از سخنراني اجتناب كنند و يادشان باشد كه ترديد مقدمه ايمان است و پرسيدن و اعتراض كردن همواره مفيد است. بايد با نوجوانان طوري درباره خدا حرف زد كه با مشكلاتشان مرتبط باشد. وقتي نوجوانان احساس بي ارزشي و يا ناامني مي كنند، اين پيام را به آنها بدهيد كه هر انساني نزد خدا ارزش بسيار دارد. به عبارت ديگر، خداوند همان قدر كه يك دختر زيبا و ثروتمند را دوست دارد، يك دختر نابينا و فقير را هم دوست دارد. زماني كه نوجوانان با فشار مداوم هم سن و سال هاي خود به انجام كارهايي چون استفاده از موادمخدر، دزدي و ساير اعمال خلاف مواجه مي شوند، شما مي توانيد از خدا به عنوان معياري مطلق براي سنجش اعمال انسانها حرف بزنيد: «خداوند بركارهاي درست و غلط ما نظارت دارد و به همان اندازه به ما پاداش يا جزا مي دهد.»

شما مي توانيد نوجوان را آگاه كنيد كه بايد در برابر اين فشارها بايستد و بر احساسات خود غلبه كند و تصميمات اخلاقي درست بگيرد.

نتيجه گيري:

ياددادن خداپرستي به بچه ها، مثل ياددادن دوچرخه سواري است. شما ابتدا دوچرخه را راه مي اندازيد، بعد وقتي بچه مي خواهد پا بزند، او را روي دوچرخه نگه مي داريد. درنهايت خود اوست كه بايد دوچرخه سواري كند. بهترين كار شما اين است كه از سنين پايين شروع كنيد. اعتقادات خود را براي از بگوييد، برايش مثال بياوريد و ايمانتان را در اختيار نياز كودك به شناخت و درك خدا قرار دهيد. به اين ترتيب، نيروي معنوي و اخلاقي قدرتمندي را به آنها مي دهيد كه يك عمر دوام خواهد آورد.

همچنین ببینید

چرا باید نماز خواند؟ خدا چه احتیاجی به نماز ما‌ دارد؟

حسن فكري نماز ميراث همة انبيای الهي و بهترين هدية آنان براي ارتباط خلق با …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
14 + 11 =