خانه / باورهای اسلامی / پند تاریخ [۱]؛ احساس نیاز یا بی نیازی به ولی

پند تاریخ [۱]؛ احساس نیاز یا بی نیازی به ولی

حجت الاسلام و المسلمین محمد صادق منتظری

آدمی چون به دنیا می‌آید، چه در ظاهر و چه در باطن، در مرحلۀ استعداد و رشد است. وی مأمور است که به سوی سعادت و کمال گام بردارد؛ او در این مسیر تنها نیست. خداوند سرشت و فطرتی را همراه او نموده است و همواره او را به نیکی و خیر فرا می‌خواند.

فطرت باطنی چراغ راهنمایی است که همیشه آدمی را به انتخاب الگو دعوت می‌کند. الگو کسی است که جلوتر و پیشرو است و می‌تواند در شکل­یابی استعدادها، انسان را رهنمون گردد.

چه بسیار انسان‌هایی که بر اساس میل فطری خود به الگویابی روی می‌آورند، ولی به جای انتخاب انسان کامل، صرفاً متوجه ابعاد زمینی و مادی و جسمانی خود شده و انسان‌های ناقص و گاه گمراه را به‌عنوان امام و پیشوای خویش انتخاب می‌کنند.

احساس بی‌نیازی به ولی خدا و بی‌تفاوتی و یا سرگردانی نسبت به انتخاب الگوی حقیقی، آدمی را به برزخ سرگردانی می‌کشاند.

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «در دور شهر مکه و مدینه برای ما اهل بیت حتی بیست نفر دوست­دار یافت نمی‌شود».در این شهر عمرو بن حنظله، پسر حنظلة غسیل الملائکه از نسل دوّم انصار حضور دارد. وی ده پسر دارد که آنها نسل‌های سوّم جامعه اسلامی هستند. اینها که از لحاظ فکری و دینی متمایل به اهل بیت هستند و نه به حکومت امویان، در سال دوّم حکومت زید، پس از حادثة عاشورا و البته بدون طرح و برنامة مشخص به قیام بر علیه یزید می‌پردازند. البته وضعیت قیام آنها به گونه‌ای است که به هنگام قیام، نه آنها به اهل بیت توجهی دارند و نه امام سجاد علیه السلام به آنها؛ و حتی امام سجاد علیه السلام موقع قیام از شهر مدینه خارج می‌شود تا از آسیب آنها به دور باشد. در این سال آقازاده‌های انصار هم ساکن مدینه هستند؛ ولی در برزخ خاصی سرگرم زندگی ظاهری و متوسط خویش می­باشند.

احادیث نبوی و حضور اهل بیت در مدینه نیز جایگاه خاصی نزد آنها ندارد. ابن­عباس در مسجد الحرام مشغول تدریس برای شاگردانش بود و سیدالشهداء علیه السلام در گوشه‌اى نشسته و تک و تنها مشغول عبادت بود! پس در این حال، نافع بن ارزق (از خوارج عراق) وارد مسجد شد و جمع کلاس ابن­عباس را که دید به آن سو رفت و کمی گوش کرد. پس برخاست و گفت: «ای ابن­عباس! به مردم درباره مورچه و شپش فتوا می‌دهی؟ برای من از خدایی که می‌پرستی و از اوصاف او بگو!». ابن­عباس از سخنان او به فکر فرو رفت.

سیدالشهداء علیه السلام که سخنان آنها را شنیده بود، رو به نافع کرد و فرمود:‌ «ابن ارزق! نزد من بیا تا پاسخت را بگویم»؛ نافع گفت: «من از تو سؤال نکرده‌ام!». ابن­عباس گفت: «ای ابن ارزق! این حسین بن علی علیه السلام و از اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله است!». نافع که اصرار ابن­عباس را دید، به ناچار رو سوی امام کرد و به ناچار گوش به سخنان امام سپرد و پس از آن با این سخن به امام که: «شما قومی و مردمی ستیزه‌گر هستید»؛ از آن جمع دور شد. (۱)

نکته‌ها

نکته۱: انتخاب الگو در عمق شناخت و معرفت آدمی تأثیر بسزایی دارد.

نکته۲: نوع الگوها در بصیرت اجتماعی بشر تأثیرگزار است.

نکته ۳: نیاز به ولیّ در زندگی فردی و اجتماعی هر شخص احساس می‌شود.

نکته ۴: در طول تاریخ، انسان‌ها یا موالیان ولایت حق بودند و یا موالیان ولایت طاغوت.

منابع: 

۱- ترجمه الامام الحسين علیه السلام، تاریخ ابن عساکر، ص ۱۵۷٫

 

ادامه دارد..

همچنین ببینید

۳ نکته‌ای که موجب نزول سوره «هل أتی» بر اهل بیت(علیهم السلام) شد+منبر کوتاه

۳ نکته‌ای که موجب نزول سوره «هل اتی» بر اهل بیت(ع) شد اما درس‌هایی که …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 1 =