خانه / تبلیغ / آسیب شناسی روایت خاطرات شهدا

آسیب شناسی روایت خاطرات شهدا

حجت الاسلام و المسلمین حسین جوشقانیان

قداست بخشي بيش از حد

آسيب‌هاي بحث شهيد و شهادت عبارتند از:

قدسي كردن شهدا به گونه‌اي كه دست‌نايافتني باشند. كه در اين صورت مخاطب ارتباط برقرار نمي‌كند، شهدا را فقط در نماز شب و در رياضت كه هيچ نمي‌خوردند، هيچ شهوت نداشتند معرفي كرديد، بلكه بايد مخاطب بفهمد كه هر چه او در جهات مادي دارد اين شهيد هم مي‌توانسته داشته باشد با اينها زندگي مي‌كرده است.

شور بدون شعور

شور بدون شعور، منظورمان از بيان خاطرات، صِرف تحريك احساس نيست، بلكه مي‌خواهيم پيامي را القاء كنيم، لذا بايد از ميان خاطرات هدفي را دنبال كنيم و آن هدف اين است كه شور، بدون شعور نباشد و چهار دسته معارف را بگوييم، يك معارف قرآن، دو معارف عترت، سه معارف انتظار، چهار، معارف عاشورا؛ مباحث انتظار، ويژگي منتظران، سيرة منتظران، اينها در سيرة شهدا پيدا مي‌شود، لذا به دنبال اين هستيم كه شعور لازم را به مخاطب القا كنيم.

خرافات در باب شهيدان

نكتة ديگر، موهومات و خرافات در بحث شهيد و شهادت است، مثلاً خاطراتي كه در فضاي خواب است نگوييم، مواظب باشيد مركز ثقل بحث ما اين نشود؛ مثلاً محمد معماريان در قم شهيد شد، مادرش هم‌اكنون هست، آقاي كاجي پارچة سبزي را كه شهيد در عالم خواب به مادرش داده بود و الآن هم هست، آورد ما ديديم، بعد آن را نزد آيت الله العظمي گلپايگاني برد، آقاي گلپايگاني تا پارچه را مي‌بيند گريه مي‌كند مي‌گويد: من تربتي از اجدادم دارم، تربت اصل اين پارچه همان بو را دارد؛ محمد معماريان كه به شهادت رسيد، مادرش هر ساله دهة محرم براي خدمت به حسينية شهدا يا مسجد محل مي‌رفته، يك سال پايش مي‌شكند نمي‌تواند برود مسجد، مي‌گويد: شب پسرم به خوابم آمد، پارچه‌اي را به پايم بست، گفت: مادر نگران نباش، سه روز پيش حرم أباعبدالله بودم آقا امام حسين اين پارچه را داده، مادرش مي‌گويد: از خواب بيدار شدم ديدم پارچه روي پايم است، پارچه بوي عطري مي‌دهد، پايم را زمين گذاشتيم ديدم اثري از درد نيست، مي‌آيند محضر آيت الله العظمي گلپايگاني ايشان مي‌گويد: يك نخ از آن پارچه را مي‌خواهم در كفنم بگذارم.

اين هم يك خواب است اما بايد دقت كرد كه بخش اعظم سخن استناد به خواب نباشد.

نكتة ديگر موضوعي ديدن بحث شهداست، بحث شهدا جنبة موضوعي ندارد، بلكه جنبة طريقيت دارد، طريقيت براي چه؟ طريقيت براي اين چهار دسته معارف، سيرة شهدا حجت است يا نه، ابدا، كجا حجت است؟ جايي كه با سيرة معصوم و معارف دين، منطبق باشد والا في حدّ نفسه ارزشي ندارد، شهدايي داريم كه خطاهاي بزرگي كرده‌اند، اين را نمي‌توانيم در فضاي باز بگوييم، اما بايد واقف باشيم كه هر حرف و سخن و سيره و رفتار و منش شهيد براي ما حجت نيست، بلكه آن مقدارش كه با سيرة معصوم است حجت است، پس معيار حجيّت انطباق با سيرة معصوم(ع) مي‌باشد.

معرفي همه بُعدي شهدا

يك نكتة مهم اين است كه يك بُعدي مطرح كردن بحث شهدا است كه ما داريم مي‌بينيم، چرا فقط دعا و گريه و ضجّة شهدا را مي‌گويد، از خندة شهدا، هيچ چيزي ندارد بگويد، از خلاقيت شهدا هيچ چيزي ندارد بگويد، از مديريت شهدا، از زندگي شهدا در فضاي جنگ اينها همه موضوع است، فقط اين شهيد را به گونه‌اي معرفي مي‌كند كه اين بنده خدا صبح بلند مي‌شده تا ظهر چهار ليتر اشك مي‌ريخته، از ظهر هم تا آخر شب بيست ليتر اشك مي‌ريخته، اين طوري نبوده كه بانشاط‌ترين جوان‌ها ميان جوان‌هاي جبهه‌اند، سيرة حاج حسين خرازي را ببينيد با دست قطع شده نشسته روي اسب مي‌گويد: برو اخوي، گاهي در مجالس از سيرة شهدا مي‌گويم، آن قدر اين بچه‌ها مي‌خندند هيچ كس به اندازة اينها شاد نبوده، تو فكر مي‌كني فقط با موسيقي و با گناه مي‌شود شاد شد.

ما نشاطي مثل نشاط بچه‌هاي جنگ نداشتيم. در يك كاروان من مي‌آمدم از فكّه، آمدم بيرون ديدم اين كاروان يك سربند شهيد را داديم به دختر شهيد، ايشان اين سربند را به بچه‌هاي كاروان داد. يكي يكي مي‌بوسيدند، ديدم اين دخترها يكي يكي افتادند، عن قريب است كه روح از كالبد اينها جدا مي‌شود، خدايا چه كنم؟ به متصدي كاروان گفتم: اگر صلاح مي‌داني بحث را عوض كنم مقداري از لطايف جنگ بگويم.

 

پایان.

همچنین ببینید

نوجوانی و جوانی پیامبراکرم

باسمه تعالی دوران شیرخوارگی و کودکی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم): گویند پیامبر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 2 =