خانه / یادداشت / ادب نقد و روش انتقاد از دیدگاه شهید مطهری [قسمت نخست]

ادب نقد و روش انتقاد از دیدگاه شهید مطهری [قسمت نخست]

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی

از آنجا که حوزه های علمیه محل دانش، تحقیق و نظریه پردازی در حوزه علوم دینی و علوم انسانی است با نقد و بررسی آراء دانشمندان گذشته مواجهه است و همچنین برای ارائه یک حرف جدید نیازمند شناخت وضعیت معاصر و نظریه های بدیل است و چنانچه روشن است تولید علم و نظریه پردازی مبتنی بر نقد و ارزیابی گذشتگان و رقبای علمی است چون نقد، زير بناي همة علوم است حتي زير بناي فنون و حرفه‌هاست. حتی اجتهاد مصطلح در حوزه های علمیه مبتنی بر نقد و بررسی است. از این رو برخورد و اختلاف علمی نقد رایج حوزه هاست و چون این نزاع های علمی ممکن است تبدیل به بی اخلاقی ها و آثار سوء عملی شود ما نیازمند بحث از اخلاق نقد و ادب برخورد علمی هستیم

چیستی نقد و چگونگی آن یکی از مهمترین عناصر اخلاقی برای توسعه و پیشرفت همه جانبه است. این مقاله درصدد است تا ادب نقد و روش انتقاد را در آثار استاد نقّاد، شهید مرتضی مطهری جستجو کند.

ضرورت نقد و ارزیابی

در فرهنگ اخلاقی «نقد» به‌معناى تأکید بر خطاها و عیوب و نقایص، یعنى به‌معناى خرده‌گیرى و عیب‌جویى نیست، بلکه به‌معناى بررسى محاسن و امتیازات و نیز عیوب و نقایص یک چیز و سپس داورى در باب آن چیز، بر اساس همان بررسى است.[۱] از منظر استاد شهید مطهری قرآن کریم فلسفه وجود نقد را چنین بیان می کند:

«روايت بسيار معروفى داريم كه در «كتاب العقل و الجهل» كافى، بحار و تحف العقول آمده است و روايتى است كه «هشام بن الحكم» متكلم معروف نقل كرده است از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام خطاب به خود هشام كه روايت بسيار مفصلى است…[۲]. در آنجا حضرت استناد مى فرمايند به يك آيه در قرآن كه در سوره «زمر» است و مى فرمايد:

فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولوا الالباب[۳].

آيه عجيبى است: بشارت بده بندگان مرا، آنان كه سخن را استماع مى كنند. بعد چكار مى كنند؟ آيا هر چه را شنيدند همان را باور مى كنند و همان را به كار مى بندند، يا همه را يكجا رد مى كنند؟ فيتبعون احسنه، نقادى مى كنند، سبك سنگين مى كنند، ارزيابى مى كنند، آن را كه بهتر است انتخاب مى كنند و آن بهتر انتخاب شده را پيروى مى نمايند. آنوقت مى فرمايد: چنين كسانى هستند كه خدا آنها را هدايت كرده (يعنى هدايت الهى يعنى اين، استفاده از نيروى عقل يعنى اين) و اولئك هم اولوا الالباب اينها به راستى صاحبان عقل هستند. اين، دعوت عجيبى است.

از اين آيه و حديث كاملا پيداست كه يكى از بارزترين صفات عقل براى انسان همين تمييز و جدا كردن است، جدا كردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعيف از سخن قوى، سخن منطقى از سخن غير منطقى، و خلاصه غربال كردن. عقل آنوقت براى انسان عقل است كه به شكل غربال دربيايد، يعنى هر چه را كه وارد مى شود سبك سنگين كند، غربال كند، آنهايى را كه به درد نمى خورد دور بريزد و به درد خورها را نگاه دارد.

حديثى هست كه ظاهرا از پيغمبر اكرم، و ناظر به همين مطلب است، و از اين احاديث زياد است. مى فرمايد: كفى بالمرء جهلا ان يحدث بكل ماسمع. براى جهالت انسان همين بس كه هر چه مى شنود نقل كند (خوش باورى).

بعضى ها خاصيت ضبط صوت و گرامافون را دارند. كأنه هر چه ديگران مى گويند پر مى شوند و بعد هم در جاى ديگر تحويل مى دهند بدون آنكه تشخيص بدهند. كه آنچه مى شنوند [صحيح است يا غلط]. خيلى چيزها انسان مى شنود، كمى از آن را بايد قابل قبول و قابل نقل بداند. قبلا هم عرض كرديم بعضى از عالمها هستند – عالمهاى خيلى عالم – كه كمتر از آنچه كه عالمند عاقلند. (عقلى كه در اينجا مى گوئيم، معيارش يكى همين است). عالمند به معناى اينكه اطلاعات بسيار وسيعى دارند. كمتر عاقلند براى اينكه هر چه را از هر جا ديدند جمع مى كنند و برايشان فرق نمى كند، همه را هم پس مى دهند بدون اينكه فكر بكنند كه اين [ با واقع] جور درمى آيد يا جور در نمى آيد. و عجيب اينست كه با اينكه ما در روايات خودمان داريم كه راوى بايد نقاد باشد و هر چه را كه مى شنود روايت نكند، معذلك مى بينيم كه در ميان همين راويان و محدثان يا مورخان خودمان فراوان ديده مى شوند [افرادى كه اين اصل را رعايت نمى كنند].

… «جهل» غالبا در احاديث در مقابل علم نيست، در مقابل عقل است، يعنى بى فكرى، نه بى علمى. براى بى فكرى و حساب نكردن انسان كافى است كه هر چه را مى شنود باور و نقل كند.

معنای نقد:

یکی دیگر از مطالب که استاد مطهری بدان توجهی داشته اند تبیین معنای نقد است از منظر ایشان نقد و ارزیابی یک مسئله نزدیک به تجزیه و تحلیل آن مسئله است. ایشان می نویسد:

«مسأله ديگر كه نزديك به اين مطلب است و از همين آيه و از بعضى احاديث استنباط مى شود مسأله تجزيه كردن يك سخن است، يعنى عناصر درست را از عناصر نادرست جدا كردن. فرق است ميان اينكه انسان از دو سخن، درستش را بگيرد و نادرستش را رها كند، و تجزيه كردن يك سخن كه انسان عناصر درستش را بگيرد و عناصر نادرستش را الغاء كند، و اينقدر تشخيص داشته باشد كه بگويد از اين سخن اين قسمتش درست است و اين قسمتش نادرست. اين همان مطلبى است كه در روايات تعبير به نقد و انتقاد شده است.

وقتى مى گويند: انتقد الدرهم يا: انتقد الكلام (كه در هر دو مورد به كار مى رود) يعنى اظهر عيوبه و محاسنه (عيوب و محاسن آن در هم (يا كلام) را آشكار كرد) چنانكه سكه اى را كه به محك مى زنند، آن طلاى خالص و به اصطلاح عيارش را به دست مى آورند. كلامى را نقد كردن نيز يعنى خوبيهاى آن را از بديهاى آن جدا كردن.

در اين زمينه احاديث زياد و عجيبى داريم. يكى اينست كه در روايات ما از حضرت مسيح روايت شده است كه مى فرمود: خذ الحق من اهل الباطل ولا تأخذ الباطل من اهل الحق. در اينجا ظاهرا توجه به اين است كه شما به گوينده سخن توجه نداشته باشيد، سخن شناس باشيد، تكيه تان روى گوينده سخن نباشد، اى بسا حق را از اهل باطل بشنويد بگيريد، و اى بسا باطل را از اهل حق بشنويد نگيريد. شاهدم اين جمله آخر است كه فرمود: كونوا نقاد الكلام[۴] صراف سخن باشيد.»[۵]

حقیقت یابی هدف از نقد

استاد مطهری هدف اصلی از نقد و انتقاد کردن را در رسیدن به حقیقت می داند لذا ایشان در ابتدای کلاس های خود این گونه سخن می گفت:

«دانشجويان محترم بايد خود را براى فرا گرفتن تعليمات يك مكتب فلسفى كه به تدريج مشخصات و مميزات آن را درك خواهند كرد آماده كنند، و چون سر و كار ما با علم و فلسفه است در عقايد خود در درجه اول تجزيه و تحليلهاى علمى را سند قرار مى دهيم و به نظريات دانشجويان محترم نيز احترام مى گذاريم يعنى هر يك از آقايان هرگونه نظر يا سؤالى داشته باشد و در خارج از كلاس بخواهد صحبت كند و يا آنكه كتبا نظر خود را ارائه دهد، ما با كمال امتنان و اشتياق نظر خود را درباره آن عرض مى كنيم. خوشبختانه ما پيرو دينى هستيم كه تعقل و تفكر و پيروى از عقل و حكمت يكى از اصول تعليمات آن بشمار مى رود. قرآن كريم با كمال صراحت مى گويد: مردم را به راه خدا از طريق حكمت و برهان عقلى و علمى دعوت كن (ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن)[۶] در هيچ دين و مذهب ديگر پيدا نخواهيم كرد كه اينطور با تأكيد و تصريح پيروان خود را امر كند كه از راه حكمت يعنى راه عقل و علم در مسائل ماوراء الطبيعه وارد شوند.» [۷]

ابزار نقد:

در نگرش استاد مطهری یکی از مهمترین ابزار انتقاد کردن، مجهز بودن به سلاح منطق و عقل است چون بدون منطق و عقل نمی توان مسئله ای را دقیق ارزیابی نمود و همچنین نمی توان خوبی ها و بدی های آن را تشخیص داد ایشان معتقد است:

«از نظر مذهبى نيز ما مكلفيم با سلاح حكمت يعنى سلاح منطق و عقل در مسائل ماوراء الطبيعه مجهز باشيم.» [۸]

حد شناسی

یکی از مهمترین اصول اخلاق نقد و انتقاد، شناخت حد و حدود خود و پای را از گلیم بیرون نکردن است. انسان زمانی می تواند از خطا و لغزش و سوء ظن نجات پیدا کند که در دایره ای سخن بگوید و حرف بزند که توانایی های لازم آن را داشته باشد و الا ممکن است خطرات زیادی را به دنبال داشته باشد لذا مطهری می نویسد:

«بر انسان لازم است قبل از هر چيزى حد فكرى خود را از جنبه نوعى يعنى از اين جنبه كه حد فكر بشر چقدر است و همچنين از جنبه شخصى يعنى ميزان معلومات و اطلاعات شخصى خودش به دست آورد و حدود توانائى خود را بيازمايد و در همان حدود، نفى و اثبات و تصديق و انكار كند، آن وقت است كه از خطا و لغزش مصون مى ماند.»[۹]

 

منابع:

[۱] نقد و چگونگی‌های آن در ایران، منبع: آینه پژوهش، شماره ۱۰۰، مهر و آبان ۱۳۸۵

[۲] اصول كافى ج۱، ص۱۴؛ و تحف العقول، ص۳۸۴٫

[۳] سوره زمر، آيه۲۰

[۴] بحارالانوار ج۲، ص۹۶٫

[۵]مرتضی مطهری، تعليم وتربيت دراسلام، تهران، صدرا، ۱۳۸۱، ص۳۷ – ۴۰٫

[۶] نحل، آيه۱۲۵٫

[۷] مرتضی مطهری، مقالات فلسفی، ج۲، ص۱۰٫

[۸] همان، ص۱۱٫

[۹] مرتضی مطهری، بيست گفتار، تهران، صدرا، ص۲۶۷٫

 

ادامه دارد..

همچنین ببینید

آشنایی حوزویان با فلسفه غرب

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی آشنایی حوزویان با تمدن و تفکر غربی جریان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
12 + 15 =