خانه / یادداشت / ادب نقد و روش انتقاد از دیدگاه شهید مطهری [قسمت دوّم]

ادب نقد و روش انتقاد از دیدگاه شهید مطهری [قسمت دوّم]

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی

ادامه از قسمت قبل..

استاد شهید مرتضی مطهری به عنوان یک روحانی نقاد و پیشرو در ادبیات نقد دینی، فضای نقد و انتقاد در جامعه روحانیت و زندگی مؤمنان را بررسی کرده و با ذکر آسیب شناسی آن خود به اخلاق و ادب نقد وفادار مانده است. از این رو در این نوشتار به ذکر دیدگاه های استاد مطهری در آسیب شناسی وضعیت حوزه های علمیه و جامعه اسلامی می پردازیم و پس از آن داستان نقد نگاری استاد را از زبان خودشان نقل می کنیم:

بیماری های موجود در بین ما

استاد یکی از بیماری های جامعه مؤمنان و جامعه علمی را این گونه بیان می دارد:

«ما وظیفه داریم که درباره مسلمانها و برادران مومن خودمان تا هر حدی که برایمان مقدور است حمل به صحبت کنیم مگر انجایی که شرعاً این راه بسته شده است. این کار نقطه مقابل آن بیماری است که الان در میان ما وجود دارد. این دستور میان ما هیچ اجرا نمی شود و همیشه ضدش اجرا میشود. فرض کنید افرادی می آیند به ما و شما درباره فردی حرفی می زنند، می گویند فلان فرد فلان  فسق را مرتکب میشود یا فلان انحراف عقیده ای را پیدا کرده. ما از خودمان می پرسیم: درباره تو چنین حرفی را می زنند، قضیه چیست؟ یک وقت خودش اقرار میکند، می گوید راست میگویند. اگر اقرار کرد دیگر کار تمام شده (اقرار العقلاءعلی انفسهم جایز). و یک وقت می گوید:  خیر، دروغ  می گویند، من چنان فسقی را مرتکب نشده ام یا فلان انحراف عقیده ای که به من نسبت می دهند، این جور نیست. کسی در کتابش یک چیز نوشته. از خودش می پرسند مقصود تو در اینجا چه بوده؟ از خودش باید توضیح خواست. اصلاً دستور اسلام این است. و ما درست بر ضد دستور اسلام رفتار می کنیم.»[۱]

روش نقد

استاد مطهری راجع به روش نقد می نویسد:

«یک کسی کتاب می نویسد. مثلاً ازکتاب او بوی این می آد که در باب علم امام یک حرفی زده که معنایش این بوده که امام حسین(ع) از شهادت خودش در کربلا بی خبر بوده است. ما چکار باید بکنیم؟ خود آن آقا را میخواهیم. اصلاً وظیفه اسلامی این است. قبل از اینکه جار و جنجال راه بیندازیم و سر و صدا بکنیم،  قبل از اینکه حرفی بزنیم، باید خود اورا بخواهیم، بگوییم ما از شما خواهش می کنیم نظر خودتان رادرباره این مسئله توضیح بدهید. او نظر خودش را میگوید.  یک وقت به طور صریح قاطع می گوید خیر، من این مطلب را قبول ندارم. اگرسخنی گفت که بر خلاف عقیده ما بود و این عقیده از عقایدی بود که جزء ضروریات مذهب است، می گوییم راه تو از راه ما جداست. اما اگر خودش توضیح داد، و لو توضیحش بر خلاف ظاهرش بود، و ما دیدم آنچه که او توضیح می دهد چیز بدی نیست، دیگر نباید حمل به فساد کنیم و جار و جنجال راه بیندازیم و تکفیر و تفسیق کنیم و احیاناً (واویلا چه چیزهایی هست)

افرادی بگویند من یقین دارم این آدم ولدالزناست. از کجا؟ چون می گویند فلان حرف را زده. چه صغرا و کبراهایی می چینند. و چه گناهان بزرگی را به نام نهی از منکر مرتکب می شوند.

اسلام می گوید:

«ان شهد عندک خمسون قسامه علی انه قاله و قال لم اقله فصدقه و کذبهم»

اگر پنجاه بینه شرعی حرفی را میزنند، از خودش که پرسیدید گفت من چیزی نگفتم، حرف خودش را بپذیرید. وقتی از خودش پرسیدید و گفت نه، حرف خودش را قبول کنیم. حالا که حرف او را قبول کردیم، پس با کسی که آمدند علیه وی نظر داده اند و او را متهم کردن چه رفتاری می کنیم؟ آیا آنها را تفسیق کنیم که شما چرا تهمت زدید| نه، با آنان هم بد رفتاری نمی کنیم، به آنها می گوییم شما هم اشتباه می کنید. دیگران می گویند پس آنها چه گفتند؟ می گوییم آنها هم اشتباه کرده اند، سوء تفاهم برایشان پیدا شده است.»[۲]

هیچ کس از نقد مبرا نیست

استاد مطهری در پاسخ به نقدهای بر کتاب «مسئله حجاب» آنجا که وی را به توهین علما و مراجع معظم متهم کرده اند می نویسد:

«در نوشته هاى خود هم تصريح كرده ام كه مراجع، فوق انتقاد به مفهوم صحيح اين كلمه نيستند، و معتقد بوده و هستم كه هر مقام غير معصومى كه در وضع غير قابل انتقاد قرار گيرد، هم براى خودش خطر است و هم براى اسلام. البته تزكيه نفس نمى كنم و ما ابرء نفسى ان النفس لاماره بالسوء اما اين قدر ميدانم كه همواره زبان خود را از زشتگويى خصوصاً نسبت به طبقه مراجع، حتى نسبت به آنهايى كه از آنها به شخص من بدى رسيده است حفظ كرده ام، ضمن اينكه مانند عوام فكر نمى كنم كه هر كه در طبقه مراجع قرار گرفت، مورد عنايت خاص امام زمان (عج) است و مصون از خطا و گناه و فسق است اگر چنين چيزى بود، شرط عدالت بلاموضوع بود به هر حال من كه چنين چيزى يادم نيست و باور هم نمى كنم، ولى شما مى فرماييد كه فراموش نكرده ايد، اميدوارم اشتباه نكرده باشيد به هر حال خدا فراموش نمى كند. علمها عند ربى فى كتاب لا يضل ربى و لا ينسى.»[۳]

«… من هرگز خود را فوق اشتباه تصور نمى كنم به تعبير نهج البلاغه: لست بفوق ان اخطا به خداوند متعال از خطاهاى خودم پناه مى برم، ولى هرگز هم حاضر نيستم كه به بهانه جايزالخطا بودن، مرتكب اشتباه بزرگتر بلكه گناه عظيم بشوم اگر هم اشتباه كنم از اين نوع نخواهد بود كه باورهاى آباء و اجدادى را تحقيق نكرده، با حقيقت اسلام يكى بدانم اگر هم اشتباه كنم، اشتباه نمى كنم كه هميشه نبايد انتظار داشته باشم كه با گفتن حقيقت دستم را ببوسند و وجوهات بيشترى بدهند معيار تصحيح اشتباهاتم متون اصلى كتاب و سنت و حكم روشن عقل است نه پسند عوام الناس.»[۴]

داستان نقد نگاری از زبان استاد مطهری

استاد مطهری در مقدمه کتاب « نظام حقوق زن دراسلام» با احترام و ادب از نویسندهای که به نقد آن پرداخته نام می برد و با عناوینی چون «فقید» از او ذکر می مند و برای وی دعا می نماید. او می نویسد:

«آنچه اكنون از نظر خواننده محترم مى گذرد مجموع مقالاتى است كه به مناسبت خاصى، اين بنده در سالهاى ۴۵ ۴۶ در مجله زن روز تحت عنوان (زن در حقوق اسلامى) نشر داد و توجه فراوانى جلب كرد. براى افرادى كه سابقه كار را نمى دانند و در آن اوقات در جريان نبودند و اكنون مى شنوند كه اين مقالات در آن مجله اولين بار نشر يافته است قطعا موجب شگفتى خواهد بود كه چگونه اين بنده آن مجله را براى اين سلسله مقالات انتخاب كردم؟ و چگونه آن مجله را براى اين سلسله مقالات انتخاب كردم؟ و چگونه آن مجله حاضر شد بدون هيچ دخل و تصرفى اين مقالات را چاپ كند. از اينرو لازم مى دانم [ شأن نزول] اين مقالات را بيان نمايم:

در سال ۴۵ تب تعويض قوانين مدنى در مورد حقوق خانوادگى، در سطح مجلات، خصوصا مجلات زنانه، سخت بالا گرفت. و نظر به اينكه بسيارى از پيشنهادهائى كه مى شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود، طبعا ناراحتيهائى در ميان مسلمانان ايران به وجود آورد. در اين ميان، قاضى فقيد ابراهيم مهدوى زنجانى، عفى الله عنه، بيش از همه گرد و خاك مى كرد و حرارت به خرج مى داد. مشاراليه لايحه اى در چهل ماده به همين منظور تنظيم كرد و در مجله فوق الذكر چاپ نمود. مجله مزبور نيز با چاپ صفحاتى جدول دار و به اصطلاح آن روز(كوپن)، از خوانندگان خود درباره چهل ماده پيشنهادى نظر خواست. مشاراليه ضمنا وعده داد طى يك سلسله مقالات در مجله فوق الذكر، به طور مستدل از چهل ماده پيشنهادى خود دفاع نمايد.

مقارن اين ايام يكى از مقامات محترم و مشهور روحانى تهران به اين بنده تلفن كردند و اظهار داشتند در مجلسى با مديران مؤسسه كيهان و مؤسسه اطلاعات ملاقاتى داشتم و درباره برخى مطالب كه در مجلات زنانه اين دو مؤسسه درج مى شود تذكراتى دادم. مشاراليهما اظهار داشتند اگر شما مطالبى داريد بدهيد، ما قول مى دهيم كه در همان مجلات عيناً چاپ شود.

معظم له پس از نقل اين جريان، به من پيشنهاد كردند كه اگر وقت و فرصت اجازه مى دهد، اين مجلات را بخوانم و برخى تذكرات لازم در هر شماره بدهم. بنده گفتم من به اين صورت كه در هر شماره حاشيه اى بر گفته اى بنويسم حاضر نيستم، ولى نظر به اينكه آقاى مهدوى قرار است يك سلسله مقالات ديگر در دفاع از چهل ماده پيشنهادى خود در مجله زن روز بنويسد، من حاضرم طى سلسله مقالاتى درباره همان چهل ماده در همان مجله در صفحه مقابل بحث كنم. تا هر دو منطق در معرض افكار عمومى قرار گيرد. معظم له از من فرصت خواستند تا بار ديگر با متصديان تماس بگيرند. مجددا به من تلفن كردند و موافقت آن مجله را با اين شكل اعلام داشتند. پس از اين جريان اين بنده نامه اى به آن مجله نوشت و آمادگى خود را براى دفاع از قوانين مدنى تا آن حد كه با فقه اسلام منطبق است اعلام كرد و درخواست نمود كه مقالات اينجانب و مقالات آقاى مهدوى دوش به دوش يكديگر و در برابر يكديگر در آن مجله چاپ شود. ضمنا يادآورى كرد كه اگر آن مجله با پيشنهاد من موافق است عين نامه مرا به علامت موافقت چاپ كند. مجله موافقت كرد و عين نامه در … اولين مقاله در شماره ۸۸ درج گرديد.

من قبلا ضمن مطالعات خود درباره حقوق زن، كتابى از مهدوى فقيد در اين موضوعات خوانده بودم و مدتها بود كه به منطق او و امثال او آشنا بودم. به علاوه، سالها بود كه حقوق زن در اسلام مورد علاقه شديد من بود و يادداشتهاى زيادى در اين زمينه تهيه كرده و آماده بودم. مقالات مهدوى فقيد چاپ شد و اين مقالات نيز رو در روى آنها قرار گرفت. طبعا من از موضوعى شروع كردم كه مشاراليه بحث خود را شروع كرده بود. درج اين سلسله مقالات مشاراليه را در مشكل سختى قرار داد، ولى شش هفته بيشتر طول نكشيد كه با سكته قلبى در گذشت و براى هميشه از پاسخگوئى راحت شد.»[۵]

 

منابع:

[۱] مرتضی مطهری، پانزده گفتار، تهران، صدرا ، ۱۳۸۲، ص۱۴۷٫

[۲] همان، ص۱۴۸ – ۱۴۹٫

[۳] پاسخهاى استادبه نقدهايى بركتاب مسأله حجاب، ص۷۱٫

[۴] همان، ص۷۲٫

[۵] مرتضی مطهری، نظام حقوق زن دراسلام، تهران، صدرا، ۱۳۶۹، ص۲۷٫

 

پایان.

همچنین ببینید

آشنایی حوزویان با فلسفه غرب

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی آشنایی حوزویان با تمدن و تفکر غربی جریان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

15 + = 24