خانه / مهارت / اصول پاسخ گویی به سؤالات دانش آموزی [قسمت دوّم]

اصول پاسخ گویی به سؤالات دانش آموزی [قسمت دوّم]

ادامه از قسمت قبل..

فرايند پاسخ‌گويي؛

فهم دليل سؤال دانش‌آموز

اولين مطلب در بحث پاسخ‌گويي به سؤال دانش‌آموز اين است كه پاسخ‌دهنده به مشكل دانش‌آموز منتقل شود. دانش‌آموز سؤالي را مطرح مي‌كند، آن‌كه از طريق كلام، نوشتار يا رفتار خودش يك مطلبي را از من مي‌پرسد. در مرحله اول فرايند پاسخ‌گويي، مبلّغ يا مربي بايد از سؤال دانش‌آموز به مشكل دانش‌آموز منتقل شود كه چه؟ اين‌كه بالأخره اين سؤال‌كننده يك غرض اصلي و يك گِرِه ذهني دارد يا اين‌كه هياهوي دروني‌اش و اين درآميختگي و آشوب دروني‌اش باعث شده اين سؤال را بپرسد يا ذهنش است، فكرش است يا روح و قلبش باعث شده اين سؤال پرسيده شود، اين مشكل دانش‌آموز بايد معيّن شود كه اين چه مشكلي دارد و پاسخ‌گويي بايد بر اساس مشكل صورت گيرد.

فرايند فهم مشكل دانش‌آموز با توجه به سؤال او با جمع‌بندي اين سه محور دست پيدا خواهيد كرد؛ يعني سؤال طرح شده را بررسي كنيد، مختصات دانش‌آموز را لحاظ كنيد و خصوصيت فضاي اجتماعي اين دانش‌آموز هم لحاظ كنيد، در اين صورت به طور نسبي مي‌توان به مشكل دانش‌آموز دست پيدا كرد.

بررسي سؤال دانش‌آموز

دانش‌آموز با طرح سؤال، درخواست پاسخ‌گويي به يك دغدغة ذهني، فكري و يا روحي خودش را دارد، لذا بايد سريعاً به زمينه‌ها و علت اين سؤال او منتقل شويم، البته بعضي وقت‌ها ظاهر سؤال، مبيّن مشكل دانش‌آموز است، ولي خيلي وقت‌ها ظاهر سؤال به هيچ وجه مشكل دانش‌آموز را بيان نمي‌كند و مخصوصاً دانش‌آموزي كه مشكل روحي و عاطفي داشته باشد با يك مقاومت ابتدايي اين آشوب دروني‌اش را با پوشش يك سؤال انحرافي كه جلوه و اعتقادي، اخلاقي، معرفتي مختلف مي‌تواند باشد، عرضه مي‌كند و طلبه مبلّغ نبايد به اين‌گونه موارد جواب اعتقادي بدهد، چون مشكل اين دانش‌آموز چيز ديگري است.

مثال براي موردي كه ظاهر سؤال مبيّن مشكل مخاطب است اين‌كه سؤال مي‌كند خداوند چگونه به وجود آمده است؛ يعني آدم احساس مي‌كند كه واقعاً اين سؤال را از حسّ كنجكاويش مطرح مي‌كند، امّا يك وقتي دانش‌آموز سؤالي مي‌پرسد كه ظاهراً سؤال فقهي است، ولي جانِ سؤال، سياسي است؛ مثلاً در دبيرستان‌هاي دخترانه اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا با حضور دختران در استاديوم‌هاي ورزشي مخالفت مي‌شود؟

البته ظاهر اين سؤال مي‌گويد كه مسئله‌اي فقهي است ولي اين دانش‌آموز دارد گير سياسي مي‌دهد، مشكل اين دانش‌آموز بحث سياسي است هر چند كه ظاهر سؤال اصلاً نشان نمي‌دهد.

نحوة بررسي سؤال طرح شده

براي رسيدن به مشكل دانش‌آموز و تبيين سؤال او از سه راه يا ابزار كلامي، نوشتاري يا رفتاري، مي‌توان كمك گرفت.

ابزار كلامي

مبلّغ عمدتاً در كلاس‌داري‌ها يك ربع، بيست دقيقه صحبت مي‌كند، سهم تأثيرگذاري موضوع و مطلب طرح شده توسط مبلّغ يا مربّي در جهت‌دهي به سؤالات دانش‌آموزان بسيار زياد است، لذا مي‌توانيد با هدف وارد كلاس شويد، طرح موضوع كنيد بعد سؤالات را جهت بدهيد به يك نوعي مشكلات بچه‌ها را از آن دربياوريد.

دانش‌آموز سؤالي را مطرح مي‌كند، از اين دانش‌آموز در زاوية ديگري همين سؤال را مي‌پرسيد كه مقاومت اوليه دانش‌آموز بشكند، اين علامت سؤال هميشه بايد باشد كه وقتي ظاهر سؤال مجمل شد ممكن است اين سؤال يك مشكلي داشته باشد، اين دانش‌آموز را در يك رفت و برگشت بگذارم، يك سؤال به او بده مطمئناً ادبياتش را تغيير مي‌دهد، همين تغيير ادبيات مي‌تواند مشكل را براي مبلّغ باز كند.

اگر پرسش و پاسخ شما به طور شفاهي هست استخدام كلمات، چينش جملات، تُن صدا و حتي لَحن كلام دانش‌آموز مي‌تواند مشكلش را مشخص كند، اگر روحي و عاطفي باشد به خصوص «لتعرفنّهم فی لحن القول» از لحن قولشان مي‌شناسانمت، به پيامبر مي‌فرمايد لحن قول اينها مي‌فهماند چقدر منافق‌اند، لحن قولشان دارد اين را مي‌فهماند.

مثلاً بحثي را در كلاس مطرح مي‌كنيد، يك دفعه دانش‌آموزي مي‌گويد ما كه اين را قبول نداريم، اصلاً با  اين اعتراض مي‌خواهد عناد بورزد، يعني لحنش به نوعي است كه به راحتي مي‌توان تشخيص داد.

ابزار نوشتاري

ديگري ابزار نوشتاري است كه پرسش و پاسخ به صورت كتبي است. در اين روش، از نوع چينش و قرار دادن كلمات، جمله‌بندي‌ها، نوع كلمات و… استفاده شده در سؤال مي‌توان به مشكل دانش‌آموز پي برد. البته لازمة اين كار اين است كه مبلّغ ديني با ادبيات دانش‌آموز آشنا باشد كه براي اين آشنايي مطالعة كتاب‌هاي داستان، شعر، دست نوشته‌هاي خود دانش‌آموزان اين توانايي را به مبلّغ مي‌دهد كه بعضاً از نوشته‌هايشان پي به بعضي از ريشه‌هاي طرح سؤالات آنها ببرد.

ابزار رفتاري

ابزار رفتاري، تركيب چهره، نوع نگاه و حركت اعضاي دانش‌آموز در زمان طرح سؤال مي‌تواند به نوعي مشكل طرف را مشخص كند.

بررسي مختصات دانش‌آموز در طرح سؤال

دومين محور، مختصات خودِ دانش‌آموز است؛ يعني اگر مبلّغ مختصات دانش‌آموز و جغرافياي تربيتي دانش‌آموز را بداند در نحوة پاسخ‌گويي‌اش بسيار به او كمك خواهد كرد. خصوصيات دانش‌آموز بعضي وقت‌ها ظرفيت‌هاي اوست، يك وقت مشكلاتي است كه اين رده سنّي براي خودش دارد، اين رده سنّي يك سري ظرفيت‌ها و يك سري مشكلات خاص خودش را دارد. ظرفيت‌هايش استقلال‌خواهي، تشخّص‌طلبي، شهرت‌طلبي، جستجوي هويت، ماجراجويي، قهرمان‌طلبي، كنجكاوي و… است. اين سري ظرفيت‌ها در سؤالي كه مخاطب مي‌پرسد تأثيرگذار است.

اين ردة سنّي عمدتاً يك سري مشكلات عمومي و فراگير نيز برخورداراند، كه عبارتند از:

يك، غفلت فراگير، عمدتاً اين بچه‌ها غافل‌اند نمي‌توانند هدف تعيين كنند، به استعدادهايشان جهت بدهند، نگاهِ سطحي به دين دارند؛ عمدتاً در اين سن، معنويت‌گرا و شريعت‌گريزند، از وضعيت موجودشان راضي نيستند؛ چون دانش‌آموز در اين دورة سنّي در حال انتقال از دوران كودكي به نوجواني و تحوّل در جسم، شخصيت، روحيّات و غُدد هورموني‌اش است كه در درون اين نوجوان زلزله‌اي ايجاد مي‌كند كه اين مشكلات را بعضاً دربردارد، ولي يك سري مشكلات خاصي وجود دارد كه مختصّ به زماني است كه در آن قرار گرفته‌ايم.

شكسته شدن جدارة مصونيت

و امروزة جدارة مصونيت در بچه‌هاي ما كاملاً شكسته شده؛ يعني ارتباط، فضاي دور و نزديك ديگر كاملاً از بين رفته، ياد دبيرستاني و نوجوانيِ خودتان نيفتيد كه يك تلويزيون سياه و سفيد داشتيد دو تا شبكه بيشتر نمي‌گرفت. الآن دسترسي بسيار زياد شده، خانواده ديگر نمي‌تواند دانش‌آموز را در مكاني نگه دارد تا تربيتش كند، اينترنت كه هست، ماهواره كه هست، ارتباطات كه هست، تلفن كه هست، آن‌قدر منبع ارتباطي گسترده شده كه جدارة مصونيت را شكسته است.

كم‌شدن ارتباط با نزديكان

مشكل دوم اين است كه متأسفانه جدارة ارتباطي دانش‌آموز با والدينش، با استادش، با مربي‌اش از بين رفته است.

خصوصيات فضاي اجتماعي در طرح سؤال

ديگري خصوصيات فضاي اجتماعي در طرح سؤال است؛ يعني با لحاظ خصوصيات فضاي اجتماعي به نوعي از سؤال دانش‌آموز به مشكلش منتقل خواهيد شد. يك سري عوامل اجتماعي در وجود اين دانش‌آموز تأثيرگذار هستند كه اين دانش‌آموز اين سؤال را مي‌پرسد حال چه مثبت يا منفي و يا خنثي از اين سه حالت خارج نيست؛ مثلاً اين سؤال از اين دانش‌آموز در اين دبيرستان، در اين منطقه شهري، از فلان استان، در ماه رمضان پرسيده شده است، اينها همه بايد ديده بشود چه سؤالي؟ چه دانش‌آموزي؟ چه مكاني؟ چه شهري؟ چه استاني؟ چه زماني؟ چه منطقه‌اي؟ اينها همه سؤال دارد، فضاهاي تأثيرگذار دو نوع هستند. فضاهاي تأثيرگذار ثابت و فضاهاي تأثيرگذار فصلي.

فضاهاي تأثيرگذار ثابت مثل؛ خانواده، همسايه، دوست، مدرسه، شهر، استان، اين دانش‌آموز در خانواده‌اي قرار گرفته كه وضع اقتصادي آنها زير خطِ فقر است، بعضي سؤالاتش ريشه در اين وضع اقتصادي دارد؛ خانواده‌شان از جهت تقوا و پرداختن به مسائل ديني در چه سطح قرار گرفته؟ در تك‌تك اينهايي كه گفتم اين سؤالات قابل طرح خواهد بود.

فضاهاي تأثيرگذار فصلي، منطقه‌اي، شهري، استاني، كشوري، جهاني؛ يعني در يك زمان به خصوص يك جريان يا اتفاق در منطقه، در شهر، در استان، در كشور و يا در جهان رُخ مي‌دهد؛ مثلاً در يك شهر كوچكي حالا يا امام‌جمعه محترم آنجا يا يكي از مسئولين دانش‌آموزي يك سوتي باحالي داده وقتي ماه رمضان وارد يك شهر شدند، فضاي كاملاً منفي عليه مبلّغين بود، بعد كشف شد كه مثلاً امام جمعه آن شهر تعدّد زوجين داشته است و اين جريان يك هفته قبل از رمضان در اين شهر پخش شده است، بعد حالا شماي مبلّغ ديني به دبيرستان دخترانه مي‌روي، دانش‌آموز مي‌گويد: ببخشيد تعدّد زوجين به چه علتي است؟ اين سؤال براي افزايش معلومات اين دانش‌آموز نيست، اين دختر از آيندة در خطر قرارگرفته‌اش وحشت كرده كه يعني چه دو تا زن مي‌گيرند، از آينده‌اش مي‌ترسد، رفتارهايشان مثلاً مسئولين شهري يك مكاني را تخريب كردند، مخالفت عمومي ايجاد شده، بعد كه مبلّغ ديني وارد آن فضا مي‌شود مردم با سؤال‌هايشان به نظام گير مي‌دهند.

استاني، اتفاق‌هايي كه در استان مي‌افتد، كشوري جنگ داريم، انتخابات داريم، مناسبت‌ها داريم، سال پيامبر اعظم خودش يك فضاي تأثيرگذار فصلي در سطح كشور و به يك نوعي در سطح جهاني مي‌تواند باشد، اگر مسلمان‌ها بتوانند اين فضا را ايجاد كنند ديديد جام جهاني چطور همه را غرق مي‌كند، حتي طلبه‌ها را، تمام افكار جامعه جهاني را به خودشان جلب مي‌كنند و غزّه را در فلسطين زير بمباران خودشان قرار مي‌دهند، دانش‌آموز غرق در فوتبال است الآن حاج آقا تو مي‌خواهي بروي سرِ كلاس از چه بگويي؟ از عرفان بگويي، از اخلاق بگويي، چطوري؟ آخر اين دانش‌آموز منتظر اين است كه زود تمام بشود؛ چون امروز آلمان و برزيل نيمه‌نهايي بازي دارند هي ساعتش را نگاه مي‌كند، زنگ چه موقع مي‌خورد؟ اين آشوب اين‌چنيني دارد، بايد لحاظ بشود.

بيان فرايند پاسخ‌گويي در قالب يك مثال

مثلاً دانش‌آموز سؤال مي‌كند حاج آقا! چرا خداوند ما را خلق كرده است؟ سؤال را دقت كنيد چرا خداوند ما را خلق كرده است؟

شروع مي‌كنيم مقدمات مي‌چينيم، فلسفة خلقت را به دانش‌آموز ياد مي‌دهيم، دانش‌آموز هم اين طوري مي‌كند بله حاج آقا، بله، خيلي ممنون اين طوري سرش را مي‌اندازد پايين، آخر مگر گير اين دانش‌آموز در فلسفه خلقت بود. مختصات دانش‌آموز را در پاسخ به اين سؤال لحاظ كردي، فضاي اجتماعي را در پاسخ به اين سؤال لحاظ كردي، از كجا بفهميم؟ يك سؤال از دانش‌آموز بپرس ـ رفت و برگشتي كه اشاره شد ـ بگو كه چرا خلق نكند؟ يعني آن مقاومت اوليه شكسته مي‌شود، مي‌گويد: حاج آقا! اگر خلق نمي‌كرد ما اين همه سختي نمي‌كشيديم، باباي من با كارگري مگر چقدر حقوق مي‌گيرد، چهار تا بچه هستيم مي‌خواهم بروم دانشگاه آزاد بابايم پول ندارد، فلسفه فقر را بايد براي اين دانش‌آموز جا بيندازيم نه فلسفه خلقت را، ديديد در يك رفت و برگشت كه مي‌گذاريد آن مقاومت اوليه شكسته مي‌شود، لذا به مشكل و علت سؤال دانش‌آموز سريعاً پي خواهيد بُرد.

 

ادامه دارد..

همچنین ببینید

جزوه/ تکنیک های خلاقیت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
13 + 11 =