خانه / تبلیغ / مهارت های روایت کردن خاطرات شهدا [قسمت نخست]

مهارت های روایت کردن خاطرات شهدا [قسمت نخست]

حجت الاسلام و المسلمین حسین جوشقانیان

اصول خاطره‌گويي را در چند محور بيان مي‌كنم. چه خاطراتي بگوييم؟ چگونه بگوييم؟ از كجا شروع و به كجا ختم كنيم؟ اين‌ها فوق‌العاده در فهم مطلب تأثير دارد.

مستند بودن

اولين‌ نكته در اين‌جا «استنادگويي» است. استنادگويي در خاطرات خيلي مهم است. متأسفانه كتاب‌هاي متعدّدي در مورد خاطرات چاپ شده است كه بعضاً غيرمستند مطالبي را بيان كرده‌اند و كسي اين‌ها را بازخواست نمي‌كند، كه هر كسي هر چه به دستش مي‌آيد، مي‌نويسد. ما براي اين‌كه در فضاي شهدا تحريف صورت نگيرد، بايد بنايمان بر استنادگويي باشد. وسواس براي خاطره‌گويي داشته باشيم و تا آن‌جايي كه امكانش هست، بيهوده از كسي نقل نكنيم. حداقل گاهي سند بخواهيم، و ببينيم اين آقايي كه اين خاطره را مي‌گويد، استنادش كجاست؟ قدرت حافظه‌ي طرف در حفظ خاطرات و وثاقت آن شخص، مهم است. در مسجد جامع خرمشهر، آقايي بلند شد صحبت كرد. پدر شهيد جهان‌آرا نشسته بود، بچه‌هاي بسيج دانشجويي هم بودند؛ ما بچه‌هاي دانشگاه سوره را برده بوديم. بعد گفت كه اين‌جا در فضاي مسجد جامع خرمشهر تا زير زانو را مي‌گويند خون گرفته بود، از بس كه بعثي‌ها اين‌جا آدم كشتند! به آن راوي گفتم: قدرت بيان خوبي داري، تأثيرگذار هم هست، ولي اين نكته را چرا گفتي؟ گفت: اين طوري گفتند. گفتم: اين‌طور نبوده و اين‌جا دو شهيد دارد؛ برو فرش‌ها را بالا بزن و ببين اسمشان را هم نوشته؛ مجروح بودند و آمدند اين‌جا شهيد شدند.

استنادگويي خيلي مهم است. در مورد كتاب ظهور كه درباره‌ي شهيد زنگي‌آبادي است، كراراً بحث شده كه چرا بايد اين طوري باشد؟ چرا با اين شيوه از شهيد صحبت كنيم؟ چرا چيزي را كه تخيّل و وهميات است، به عنوان اعجاز و كرامت و حيات شهيد القا كنيم؟ متأسفانه بعضي از دانش‌آموزان مي‌گفتند كه، اين‌ها چيزهاي بي‌خودي براي شهدا درست مي‌كنند. چرا اين كار را كنيم؟ اين همه حقايق درباره‌ي شهداي ما هست؛ آن‌ها را بازگو كنيم.

استنادگويي در خاطرات خيلي مهم است. سال ۸۴ بعد از سخنراني در شهرك مهاجران، پاسداري آمد و بعد از خاطره من را در آغوش گرفت، گريه كرد و گفت: حاج آقا! به خدا قسم درست است. وقتي من مستند ارايه مي‌دهم، در مخاطب من تأثير بسيار مثبتي خواهد داشت؛ تا اين‌كه ذكر سندي نكنم و كلياتي را بگويم و رد شوم. البته اين‌كه چقدر از استناد را در بحث بياوريم، اين هم مهم است. همين‌ قدر يك سر نخ‌هايي و گريزهايي داشته باشيم تا مخاطب بفهمند كه مستند حرف مي‌زنيم، كافي است.

چينش بحث

نكته‌ي دوم، چينش بحث و جايگاه خاطره است. هر خاطره‌اي از لحاظ ظرفيت، اتفاق، نقطه‌ي اوج و مخاطب، جايگاه خاصي را مي‌طلبد. بعضي از خاطرات را اگر قبل از گريز روضه بياوريم، مقدمه‌ي خوبي براي روضه مي‌شود. بعضي از خاطرات براي ايجاد انگيزه است، چون نقطه‌ي اوج خوبي دارد و اگر اين نقطه‌ي اوج در اول بحث، باشد مخاطب توجه ويژه‌اي به كلام گوينده مي‌كند. خاطره‌اي را  كه نقطه‌ي اوج دارد و براي مخاطب جالب توجه است، اگر بعد از مقدمه‌ي بحث بگويم، ايجاد انگيزه‌ي لازم نمي‌شود، ولي اگر در مقدمه و ابتداي بحث باشد، مي‌تواند تأثير داشته باشد.

شهيد مهدي زين‌الدين نمازش را در طبقه‌ي فوقاني رستوران مي‌خواند و بچه‌ها مي‌آيند پايين. آقاي حاج‌علي حاجي‌زاده مي‌گويد: آمدم پايين سرِ ميز نشستم؛ راننده‌ي كاميون‌ها هم نشستند. ناگهان ديديم صداي گريه بلند شد. گفتيم چه كسي دارد گريه مي‌كند؟ فهميديم آقا مهدي است. راننده‌ها تعجب كرده بودند، چون اين‌جا كه جاي گريه نيست. رفتم بالا ديدم آقا مهدي در سجده است. دست زدم روي شانه‌ي آقا مهدي و گفتم: آقا مهدي! اين‌جا چلوكبابي است. گفت: به خدا قسم متوجه نبودم. «عظم الخالق فی أنفسهم»؛ آن قدر خدا در جانشان بزرگ است كه «فصغر ما دونهم فی أعينهم» اصلاً اين زمان و مكان به چشمم نمي‌آيد و كوچك است. او فقط به خدا مي‌انديشد و همان ضجّه‌اي را كه در نيمه شب در سنگرش دارد، اين‌جا هم دارد.

اين داستان يك خاطره‌ي اوج‌دار است، به لحاظ اين‌كه آن‌جا جايگاه گريه نيست، لذا مخاطب شگفت‌زده مي‌شود. مي‌توانم اين را در مقدمه‌ي بحث بياورم. امّا خاطره‌اي كه جايگاه آن قبل از روضه است، خاطره‌ي شهيد علي‌اكبر دهقان است. آقاي صادقي سراياني مي‌گويد ده، پانزده نفر ناظر اين قصه بوديم كه شهيد علي‌اكبر دهقان از پشت سر تركش خورد، سر از بدن جدا شد چند قدم اين بدن بدون سر جلو مي‌رفت و فرياد ياحسين از حنجره‌اش بلند بود. اين خاطره خدا مي‌داند چه مي‌كند؛ يعني گاهي اوقات كه اصلاً حالي براي روضه خواندن نمي‌ماند، فضا را به قدري دگرگون مي‌كند كه خودِ انسان را متأثر مي‌نمايد، پس بايد بستر و جايگاه اين خاطره را بشناسيم و در چينش بحث مهم است. گاهي سه، خاطره‌ي خوب را پشت سر هم مي‌گويند؛ در حالي كه بايد به چينش آن‌ها در موضوع صحبت دقت شود، تا در مخاطب ايجاد انگيزه‌ي مستمر داشته باشد. يكي‌اش را در نقطه‌ي اوج بحث بايد بيان كرد كه فرض كنيد از چهل دقيقه‌ي بحث، دقيقه‌ي بيست و پنجم نقطه‌ي اوج بحث است؛ يكي‌ را در ايجاد انگيزه بگذار؛ يكي هم در مقدمه‌ي روضه بيان شود. لذا توجه به جايگاه خاطره در چينش مطالب خيلي مهم است.

ادامه دارد..

همچنین ببینید

اهمیت تشکیل نمایشگاه در مدرسه

یکی از برنامه های تأثیرگذار تربیتی، تشکیل نمایشگاهی از دست آوردها و تولیدات فرهنگی، هنری …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
23 + 30 =