خانه / تبلیغ / ضرورت طرح بحث مهدويت در تبليغ دانش‌آموزي [قسمت نخست]

ضرورت طرح بحث مهدويت در تبليغ دانش‌آموزي [قسمت نخست]

در مورد ضرورت طرح بحث مهدويت در عرصه دانش‌آموزي به چند دليل مي‌توان اشاره كرد. دليل اول منبع سرشار و خاص انرژي است كه در اين قشر وجود دارد كه متأسفانه مبلّغين ديني نتوانستند دغدغة زمينه‌سازي ظهور را به اين قشر انتقال بدهند. شايد بتوان گفت كه اين يكي از عوامل بزرگي است كه در نزديك شدن به فرج درجا مي‌زنيم، اگر اين قشر به معناي دقيق و صحيح با مسئله مهدويّت آشنا شود و  آفت‌هايش گرفته بشود، آن وقت شاهد خواهيم بود كه جامعه ما چقدر به سمت ظهور نزديك خواهد شد و اين آشنايي، وظيفة مبلّغين ديني است.

دفاع مقدس چرا اين‌گونه پيش مي‌رفت؟ انقلاب ما چرا پيروز شد؟ همه به سبب اين‌كه بار اين انقلاب و اين دفاع روي دوش جوان‌ها بود و امام اين هنر را داشت كه اين دغدغه را در جوان‌ها به وجود بياورد، لذا اگر مي‌خواهيم، ظهور محقّق شود بايد اين دغدغه را در دل بچه‌هاي خودمان به وجود بياوريم.

دومين دليل طرح اين بحث در فضاي دانش‌آموزي، فرعي بودن اين بحث است، فرعي به اين معنا كه اين يك بحث فراذهني، فراقومي و فرا قبيله‌اي است؛ يعني هر كسي از هر تير و طايفه‌اي كه باشد پاي اين بحث مي‌نشيند مثل بسيج نيست كه بعضي بگويند ما بسيج را نمي‌خواهيم يك بحث فرعي است؛ يعني عموميت دارد و اين عموميت باعث مي‌شود كه بتوانيم استفاده‌هاي خوبي از آن بكنيم.

دليل ديگر طرح اين بحث، سوء استفاده‌هايي است كه از اين بحث مي‌شود و شايد علتش همان اقبال بيش از حدّ مردم است، به خاطر علاقه و ارادتي كه مردم به اين بحث دارند، متأسفانه سوء استفاده هم خيلي مي‌شود، وظيفه ماست كه جلوي اين سوء استفاده‌ها را بگيريم.

دليل ديگر طرح اين بحث، كاربردي بودن آموزة مهدوي است، در هر عرصه‌اي كه بخواهيد وارد شويد از اين مسئله مي‌توان استفاده كرد، عرصة معارف ديني، عرصة سياست، حفظ انقلاب اسلامي و… به مهدويت ربطه دارد، عرصه‌هاي اخلاقي را به مهدويت ربط دهيد، عرصه‌هاي اجتماعي ـ فرهنگي، علمي ـ پژوهشي و اكثر عرصه‌هاي فرهنگي به بحث مهدويت ارتباط پيدا مي‌كند، پس قلمرو بحث مهدويت، قلمروي گسترده و فراگير است و مردم هم راحت قبولش مي‌كنند.

نگاه صحيح به مهدويت

دو نگاه به اين مسئله و به اين موضوع وجود دارد، يك نگاه غلط، يعني نگاه خرافاتي و نگاه سطحي‌نگرانه است خرافاتي مثل ادعاي همسري امام زمان كه سوء استفاده مي‌كنند، نگاه سطحي‌گرايانه و قشري‌گري هم مثل پرداختن به تشرّفات هرچند كه تشرّف، شايد شرف باشد نه هدف. قطعاً نگاه خرافاتي و سطحي‌نگرانه به اين مسئله، غلط است.

نگاه ديگري هم هست كه نگاه صحيحي است كه خيلي كاربردي نيست البته بي‌تأثير هم نيست؛ مثلاً در بحث عواطف و احساسات مي‌گوييم نگاه عاطفي و نگاه احساساتي نگاه صحيحي است، اما چقدر جامعه را به سمت ظهور پيش مي‌برد؟ اعتقاد ما اين است كه نگاهي است كه نمي‌تواند خيلي محرّك باشد و يك نگاهي هم است كه نگاه كاربردي و غالب است.

محورهاي بحث مهدويت

محور اول: مهدوي باوري

در بحث امامت و مهدويت، روي دو محور كار كرديم محور اول مهدي‌باوري است بي‌شك تا ايمان و باورمان را به يك مسئله ـ ، چه مسئلة حضرت ولي‌عصر و چه مسئلة تحقق فرج باشد، و چه مسئلة زمينه‌سازي ظهور باشد ـ خالص، ناب و دقيق نكنيم هيچ وقت نمي‌توانيم آن مسئله را محقق كنيم.

روش‌هاي ايجاد يا تقويت باور و ايمان

معمولاً روش‌هاي متفاوتي براي ايمان و باور مطرح مي‌كنند، يك روش، روش علمي شناختي است و روش ديگر، روش محبتي ـ معرفتي است، در اين كاري ما انجام داديم مشخصاً دست گذاشتيم روي روش محبّتي ـ معرفتي؛ مراد از روش علمي ـ شناختي همان بحث‌هاي امام‌شناسي است كه كتاب‌هايش هم خيلي متداول است؛ مثلاً امام زمان كيست، پدرش كيست، كجا متولّد شده و چيزهايي كه در مورد شخصيت امام(ع) يا ائمه(ع) مطرح مي‌شود، كه بحث‌هاي علمي ـ شناختي آگاهي‌ ما را نسبت به امام بالا مي‌برد و طبيعتاً وقتي آگاهي ما نسبت به ايشان بالا برود اعتماد و ايمانمان هم طبيعتاً بالا خواهد رفت.

روش محبتي ـ معرفتي، يك روش سهل‌الوصول و همه‌كسي است؛ همه مي‌توانند از اين استفاده كنند و نيازمند بحث‌هاي مفصّل علمي نيست.


راه‌هاي ايجاد محبت و تقويت محبت نسبت به امام زمان(عج):

پالايش محبت‌هاي اضافي

قدم اول پالايش محبت‌هاي اضافي است كه به خاطر اُنس و تماسي كه با دنيا داريم، متأسفانه محبت‌هاي زيادي و اضافي و انحرافي وجودمان را تسخير كرده و باعث كم‌رنگ شدن محبت و معرفت نسبت به حضرت ولي‌عصر(عج) شده است. چطور مي‌توان از اين محبت‌هاي اضافي خلاص شد و آن محبت برتر را تقويت كرد آقاي مصباح يزدي در كتاب آفتاب ولايت، مي‌گويند هر كسي كه مي‌خواهد از راه محبت ايمان به حضرت بياورد قدم اول پالايش محبت‌هاي اضافي و انحرافي است تعبير ايشان اين است «بايد مبادي ميل، تبديل به مبدأ ميل واحد شود.»

پس قدم اول در محبت معرفتي، پالايش محبت‌هاي اضافي و انحرافي است.

راه‌هاي پالايش دل

براي پالايش دل از محبت‌هاي اضافي دو راه به ذهن مي‌رسد ـ كه يقيناً بايد تكميل شوند ـ راه اول جهت پالايش محبت‌هاي اضافي، تقويت اراده است؛ يعني كلمه نمي‌توانم را از زبان خود و مخاطب (دانش‌آموز) حذف كنيم، نمي‌توانم سرِ نماز حضور قلب داشته باشم، نمي‌توانم به نامحرم نگاه نكنم، نمي‌توانم گناه نكنم اين نمي‌توانم بايد حذف بشود، ارادة بچه‌ها بايد قوي شود.

راه دوم، ارائه يك تجربه لذّت‌بخش از مأنوس بودن با امام زمان(عج) است، اين مهارتي است كه بايد پيدا كنيم، بايد، خودمان در مرحله اول و در مرحله بعد دانش‌آموزمان تجربه‌اي لذت‌بخش از مأنوس بودن با حضرت ولي‌عصر(عج) پيدا كند، بي‌شك اين مسئله تجربه هم شده است خيلي از دوستاني كه قبلاً با هم كار مي‌كرديم مي‌گفتند در فلان كلاس در مورد حضرت ولي‌عصر(عج) فلان حرف را زدم، اولين تأثيري كه آنجا گذاشته بود اين بود كه دختر خانمي گفت من به خانه نمي‌روم به مامانم بگوييد براي من چادر بياورد! اين هم يك تجربه لذّت‌بخش؛ بايد اين تجربه لذت‌بخش را بچشيم و بچشانيم.

ازدياد محبّت

قدم دوم اين است كه اين محبت به وجود آمده بايد تقويت شود، خيلي وقت‌ها رفقا مي‌گويند، مثلاً در كلاس راجع به شهدا حرف مي‌زنيم بچه‌ها هم حسابي متأثر مي‌شوند، ولي تمام مي‌شود حقيقتاً هم همين طور است يك كار احساسي مي‌شود و تمام مي‌شود يك لذّت معنوي به بچه‌ها مي‌چشانديم و بعد مي‌رفتيم سراغ كار خودمان بايد اين محبت را تقويت كنيم، ازدياد محبت است.

راه‌هاي ازدياد محبت

راه اول، توجه و معرفت پيدا كردن به رأفت حضرت است دعاهايي كه حضرت در حق شيعيانشان مي‌كنند، غصه‌اي كه حضرت به سبب معصيت ما يا به سبب گرفتاري‌هاي ما دارند. اين‌كه حضرت محبتش و علاقه‌اش به شيعيان بيشتر از محبت و علاقة مادر به بچه است اين بايد انتقال داده بشود اين را بايد درك كنيم كه بتوانيم انتقال بدهيم.

پس يك راه براي ازدياد محبت توجه به رأفت حضرت است كه بايد بقيه را هم به اين موضوع متوجه كنيم.

راه دوم، ظاهرساختن آثار محبت در عمل است. هر روز به حضرت سلام كنيم، هر روز براي حضرت صدقه بيندازيم، ما بايد محبتمان را به حضرت(عج) نشان دهيم.

آقايي در جمكران دعاي كميل مي‌خواند، مي‌گفت به مردم گفتم مي‌خواهيد يك راه يادتان بدهم كه حضرت با شما حرف بزند، گفتم صبح كه از خواب بلند مي‌شويد قبل از هر كار و هر حرفي رو كنيد به قبله به آقا سلام بدهيد، شب هم آخرين حرفتان سلام به آقا باشد؛ يك هفته بعد كسي در مي‌زد، جواني بود كه زار زار گريه مي‌كرد، گفتم چته، گفت امروز صبح بلند شدم رو كردم سمت قبله به حضرت سلام كردم، با صداي قشنگش جوابم را داد، تو را به خدا چيز ديگري يادم بده تا بتوانم دوباره صدايش را بشنوم.

بايد خودمان هم ياد بگيريم كه آثار محبت را در عمل ظاهر كنيم و به ديگران هم ياد بدهيم.

قرار گرفتن تحت ولايت تصرّف حضرت(عج)

قدم سوم، محبت به وجود آمده، محبت تقويت شده، بايد محبت تقويت شده‌مان را به آن حد برسانيم كه تحت ولايت تصرّف حضرت ولي‌عصر قرار بگيريم شهيد مطهري در كتاب ولاها و ولايت‌ها مي‌فرمايند اولين اثر كسي كه تحت ولايت تصرّف حضرت(عج) قرار گرفته اين است كه اراده‌اش، اراده، ولي مي‌شود آنهايي كه تحت ولايت تصرّف اهل‌بيت(ع) قرار نگرفته‌اند اراده مي‌كنند به حضرت كمك كنند، ولي هواهاي نفساني‌شان هم هست. اين اراده هنوز گرفتار است. بايد به آن سطح برسيم و مي‌دانيم كه دانش‌آموزان از ماها زودتر به اين سطح خواهند رسيد. كسي مي‌تواند ادعا كند كه من ياور حضرتم كه به اين سطح از ولايت رسيده باشد. آقاي مصباح در آفتاب ولايت و پرتويي از ولايت، شهيد مطهري در كتاب ولاها و ولايت‌ها روي اين نكته تأكيد مي‌كنند كه كسي مي‌تواند ادعاي ياوري بكند كه تحت ولاي تصرّف حضرت(عج) قرار گرفته باشد، وقتي اين سه قدم را طي كرديم آن وقت مي‌توانيم ادعا كنيم كه ياور حضرتيم.

ادامه دارد..

همچنین ببینید

مهارت های روایت کردن خاطرات شهدا [قسمت دوم]

حجت الاسلام و المسلمین حسین جوشقانیان تصويرگري نكته‌ي ديگر تصويرگري است. تصويرگري در خاطره به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
18 + 12 =