خانه / تبلیغ / مهارت های روایت کردن خاطرات شهدا [قسمت دوم]

مهارت های روایت کردن خاطرات شهدا [قسمت دوم]

حجت الاسلام و المسلمین حسین جوشقانیان

تصويرگري

نكته‌ي ديگر تصويرگري است. تصويرگري در خاطره به معناي پردازش و بيان زوايايي دقيق از خاطره است. در سوره‌ي «يوسف» ﴿وَغَلَّقَتِ الْأَبَوْابَ داريم، كه همسر عزيز مصر تمام در‌ها را يك به يك قفل كرد. اين‌كه قرآن مي‌فرمايد درها را بست، معناي تصويرگري است. پس با بيان و نوع تبيين و حالت‌هاي مختلف، بايد مخاطب را در آن فضاي شهيد قرار بدهي، تا از اين فضاي فيزيكي بيرون برود. يكي از راه‌هاي تحريك احساس، همين تصويرگري است، كه خاطره را قشنگ بگويي. براي مثال، شهيد مهدي خاكباز به گروهانش گفت كه روي زمين بخوابيد. اين‌ها پشت سر هم روي زمين خوابيدند. مهدي همين طور كه روي زمين خوابيده بود، با اين‌ها حرف مي‌‌زند: بچه‌ها آيا اطاعت امر من واجب است؟ بله. تمرّد از سخن من حرام است؟ بله، شما فرمانده گروهان ما هستي؛ آقا مهدي! ما كجا اطاعت نكرديم؟ گفت: بچه‌ها مي‌بينيد كه معبري در جلو نيست، سيم‌هاي خاردار مانع است و ما هم چيزي نداريم كه بتوانيم روي اين سيم‌هاي خاردار قرار بدهيم؛ يكي بايد روي اين سيم‌ها بخوابد. قطعاً اين بچه‌ها دست بلند كردند كه من بروم، من بروم اما اين‌ها هيچ كدام در خاطره نيامده، چون بنده دارم به قول مداح‌ها «زبان حال» مي‌گويم. اما آقا مهدي مي‌گويد: نه، من خودم روي سيم خاردار مي‌خوابم و همه‌تان بايد از روي بدن من رد بشويد. آقا مهدي! شما چرا؟ شما فرمانده ما هستيد. مي‌گويد: من از شما اقرار گرفتم و شما گفتيد كه اطاعت از من واجب است؛ من دارم دستور مي‌دهم. سپس خوابيد روي سيم خاردار! و از نوك پا تا فرق سر روي سيم خاردار قرار گرفته بود. عزيز من! امتحان كن و پايت را روي يك سيم خاردا بگذار؛ فقط ببين چه احساسي داري؟ نود نفر پشت سر هم از روي اين بدن رد شدند، و يك نفر هم يك آخ از او نشنيدند. البته معتقدم يك جمله مي‌گفته و آن جمله به او روح مقاومت مي‌بخشيده؛ قطعاً ذكر اين بچه‌ها يا زهرا‌(س) و يا حسين‌(ع) بوده، چون كراراً ديده شد كه اين‌ها وقتي مي‌افتادند، اولين جمله‌شان يا زهرا‌(ع) و يا حسين(ع) بود.

ربط خاطره به مخاطب و موضوع

از اصول مهم خاطره‌گويي گره زدن خاطره به مخاطب و به موضوع است. اين كار بحث را خيلي لطيف و زيبا مي‌كند. گره زدن؛ يعني جاهايي كه مي‌توانيم از بحث بيرون بياييم و برويم در فضاي مخاطب، جاهايي كه مي‌توانيم موضوع شهيد و شهادت را به مخاطب ربط بدهيم يا به خاطره ربطش بدهيم.

گره زدن اين است كه گاهي مطالب را مي‌گوييم و رد مي‌شويم نه، بايد مطالب را به مخاطب ربط داد، يك موقع مستقيم گره مي‌زنيم يك موقع نه، اين‌كه خاطره را در فضاي بحث مي‌گوييم اين خودش ربط غيرمستقيم است، ولي گاهي اوقات لازم است مستقيماً به مخاطب ارتباطش بدهيم، مهدي خاكباز را بگويم باز از يك منظر ديگر گره بزنيم كه شهيد مهدي خاكباز روي سيم خاردار خوابيد، چقدر حاضر شديم براي اسلام مرارت‌ها و تلخي‌ها را تحمل كنيم، همه وجودش را گذاشت روي سيم خاردار گفت: از روي بدن من رد شويد، گاهي از ما فقط يك امضاء مي‌خواهند، يك شعار مي‌خواهند، گاهي يك دقيقه وقت مي‌خواهند، حاضر نيستيم.

جوان‌ها يك عده سؤال مي‌كنند: شنيدن موسيقي يك آوايي، يك نوايي از موسيقي چه اشكالي دارد؟ بحث را كه باز كرديم، مي‌گوييم: دوستان، موسيقي نمي‌تواند ما را خيلي به اوج برساند، حاضريد يك آمار بگيريم از كساني كه نقطة اوج معرفت و رهايي و معنويت را طي كردند، اما اينها ارتباطي با موسيقي نداشت اگر هم ارتباط داشتند قطع كردند، يك نمونه‌اش را بگويم رضا ماشاءاللهي، وقتي در حمام لشكر با لباس رو مي‌آمد، چرا لباس رو مي‌پوشي؟ بدن خالكوب است، خودش مي‌گفت: من مسيري نيست، نرفته باشم از موسيقي و غيرموسيقي‌اش گرفته، ولي اشتباه كردم آنها راه كمال و تعالي من نبوده، كمال و تعالي من اشاره به مُهر مي‌كرد اشاره به سجاده مي‌كرد.

پایان.

همچنین ببینید

نوجوانی و جوانی پیامبراکرم

باسمه تعالی دوران شیرخوارگی و کودکی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم): گویند پیامبر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

32 + = 39