خانه / تربیت / تربیت قرآنی در بیان رهبر معظم انقلاب

تربیت قرآنی در بیان رهبر معظم انقلاب

  • باید اهل قرآن شد؛ تلاوت قرآن مقدّمه است، هدف نیست؛ هدف، تخلّق به اخلاق قرآن است. از زوجات مکرّمه‌ی پیغمبر نقل شده است که درباره‌ی اخلاق پیغمبر این‌جور گفته‌اند: کانَ خُلقُهُ القُرآن؛(۱) اخلاق پیغمبر، قرآن بود؛ یعنی پیغمبر، قرآن مجسّم بود. رفتار ما، اخلاق ما، تخلّق شخصی ما برطبق قرآن باشد؛ این لازم است. تلاوت مقدّمه‌ی این است؛ فقط هم این نیست؛ علاوه بر شکل‌گیری شخصی برطبق قرآن، جامعه‌ی ما و محیط زندگی ما هم باید قرآنی بشود. (بیانات در ۱۳۹۴/۳/۲)
  • آن علمی که ما میخواهیم، همراه با تزکیه است. همین آیاتی که اول این جلسه تلاوت کردند، به این نکته اشاره دارد: «هو الّذی بعث فی الأمّیّین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». اول، تزکیه است. تربیت دین، تربیت قرآن، تربیت اسلام این است. چرا اول تزکیه؟ برای اینکه اگر تزکیه نبود، علم منحرف میشود. علم یک ابزار است، یک سلاح است؛ این سلاح اگر در دست یک انسان بدطینت، بددل، خبیث و آدمکش قرار بگیرد، جز فاجعه چیز دیگری نمی‏آفریند؛ اما همین سلاح میتواند در دست انسان صالح، وسیله‏ی دفاع از انسانها، دفاع از حقوق مردم، دفاع از خانواده باشد. این علم را بایستی آن وقتی در دست گرفت که با تزکیه همراه باشد. این توصیه‏ی من به شماست. (بیانات در ۱۳۷۹/۴/۱۷)
  • با قرآن باید عجین شد؛ مفاهیم قرآنی مفاهیمی است برای زندگی؛ فقط معلومات نیست. گاهی انسان معلومات قرآنی‌اش خوب است، اما از قرآن در زندگی او هیچ اثری نیست! بعضی از خانمها هم در اینجا اشاره کردند، گفتند. ما باید تلاشمان این باشد که قرآن در زندگی ما تجسم پیدا کند. همان طور که از یکی از زوجات مکرمه‌ی پیغمبر اکرم وقتی درباره‌ی اخلاق پیغمبر پرسیدند، ایشان در جواب گفتند که: «کان خلقه القرآن»؛(۱) اخلاق او قرآن بود؛ یعنی قرآن مجسم بود. این باید در جامعه‌ی ما تحقق پیدا کند. (بیانات در ۱۳۷۷/۷/۲۸)
  • امروز شما می‏بینید در بعضی از کشورهای اسلامی، طرح مسئله‏ی جهاد جرم است؛ در کتاب درسی نباید مسئله‏ی جهاد مطرح بشود، در گفتگوهای کسانی که به نحوی با دستگاه‏های دولتی مرتبطند، اسم جهاد و اسم شهادت نباید مطرح بشود. به این چیزها و به عمل ما حمله می‏کنند. اتحاد اسلامی را ضربه می‏زنند، دلها را نسبت به یکدیگر بدبین می‏کنند، مسئله‏ی سنی و شیعه، مسئله‏ی فِرق گوناگون بین شیعیان، مسئله‏ی فِرق گوناگون بین اهل تسنن؛ این‏ها موضوع کارهای دشمنان اسلام است. نمی‏گوید من با قرآن مخالفم، اما با آنچه که محور تربیت و تعلیم قرآنی است، با او مخالفت می‏کند، که مثالش همین مثال وحدت است. چقدر خیرخواهان زحمت می‏کشند که بین برادران در دنیای اسلام اتحاد ایجاد کنند، یک‏وقت می‏بینیم از یکجا بمبی منفجر شد- بمبِ ضد وحدت- یا از آن طرف یا از آن طرف؛ فرقی نمی‏کند. (بیانات در ۱۳۸۸/۵/۳)
  • خیلی خوشحالیم که بحمد اللّه امواج بابرکت تعلیم و تعلّمِ قرآن در کشور فراگیر شده است. شما عزیزان بدانید، سالهای سال در کشور ما با گسترش قرآن مبارزه کردند؛ به خیال خودشان کاری کردند که قرآن متروک و فراموش شود. سالهای متمادی، درس قرآن را از مراکز تعلیمات برداشتند و آهنگ قرآن و پخش آن را محدود کردند. چه کسانی این کار را کردند؟ همان کسانی که با زور بیگانگان بر این کشور مسلّط شده بودند؛ یعنی رژیم فاسد و گنهکار و آلوده‏ی پهلوی. قصد آن‏ها این بود که این کشور را با همه‏ی منابع انسانی و مادّی‏اش، دودستی در اختیار قدرتهای جهان‏خوار غربی قرار دهند. آن‏ها بودند که این کار را برنامه‏ریزی و اجرا کردند. می‏دانستند تعالیم قرآن، فکر قرآنی و تربیت قرآنی نمی‏گذارد خائنان، کار خود را به‏راحتی انجام دهند؛ لذا با قرآن مبارزه می‏کردند. (۱۳۸۰/۶/۲۸)
  • آنچه که در دوره‏ی بعد از تشکیل نظام اسلامی، از ابعاد وجودی امام مشاهده شد، به نظر من به مراتب مهم‏تر و عظیمتر بود از آنچه که قبلًا دیده شده بود. در این دوران، امام این شخصیت برجسته و ممتاز در دو بُعد و دو چهره مشاهده می‏شود: در دوران حکومت، یک چهره، چهره‏ی رهبر و زمامدار است؛ یک چهره، چهره‏ی یک زاهد و عارف. ترکیب این دو باهم، از آن کارهایی است که جز در پیامبران، جز در مثل داود و سلیمان، جز در پیامبری مثل پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم انسان نمی‏تواند دیگر پیدا کند. این‏ها حقایقی است که ملت ایران در طول سالهای متمادی آن‏ها را لمس کرده؛ ما هم که از نزدیک شاهدش بودیم و دیدیم. تربیت اسلامی و قرآنی این است. امام به چنین چیزی همه را دعوت می‏کرد؛ نظام اسلامی را برای تربیت انسان‏هایی از این قبیل می‏خواست و می‏پسندید؛ همان‏طور که خود او مظهر اعلای آن بود. در چهره‏ی یک حاکم و زمامدار و رهبر، امامِ بزرگوار مردی هوشیار، باشهامت، باتدبیر، با ابتکار و دریادل بود. امواج سهمگین در مقابل او چیز کم‏اهمیتی محسوب می‏شدند. هیچ حادثه‏ی سنگینی نبود که بتواند او را شکست دهد و او را به خضوع در مقابل آن حادثه وادار کند. در همه‏ی حوادث تلخ و سختی که در زمان ده‏ساله‏ی رهبریِ آن بزرگوار پیش آمد که خیلی زیاد هم بود امام از همه‏ی آن‏ها بزرگتر بود. هیچ‏کدام از این حوادث آن جنگ، آن حمله‏ی امریکا، آن توطئه‏های کودتا، آن ترورهای عجیب و غریب، آن محاصره‏ی اقتصادی، آن کارهای عظیم و عجیب و غریبی که دشمنان با شکلهای مختلف می‏کردند نمی‏توانست این مرد بزرگ را دچار احساس ضعف و شکست کند او از همه‏ی این حوادث، قوی‏تر و بزرگتر بود. او معتقد به مردم بود؛ حقیقتاً به آراءِ مردم اعتقاد داشت. او به نظر و به رأی مردم اعتقاد داشت که من در خطبه‏ی دوم در این باره مختصری صحبت خواهم کرد به مردم از صمیم قلب علاقه داشت؛ به مردم عشق می‏ورزید و آن‏ها را دوست می‏داشت. (بیانات در ۱۳۷۸/۳/۱۴)
  • اگر در آیات قرآن تأمل بکنیم، اراده و استقامت ما قوی‏تر و بیشتر از این خواهد شد. همین آیات قرآنی است که توانست در روزگاری، انسان‏هایی را تربیت کند که با دنیای کفر و ظلمات بستیزند. همین معارف است که ملت بزرگ ما را وادار کرد و مجهز نمود که با دنیای مدرن مظلَم جاهلیت جاهلیت مدرن و جاهلیت قرن بیستم مقابله کند. امیدواریم که ملت ما روز به روز به قرآن و حقایق قرآنی نزدیک‏تر بشوند. (بیانات در ۱۳۶۹/۱/۱۰)

پایان.

همچنین ببینید

استاد دهنوی/ پسرم نماز نمی‌خواند؛ چه كنم؟

پرسش و پاسخ تربیتی در حوزه مسائل كودك و نوجوان توسط استاد دهنوی پیرامون مشكل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
4 + 20 =