خانه / اسلایدر اصلی / بایسته های انجمن اسلامی دانش آموزان در نگاه شهید رجایی [۱]

بایسته های انجمن اسلامی دانش آموزان در نگاه شهید رجایی [۱]

سخنرانی شهید محمد علی رجایی، سوم شهریور ۱۳۶۰ (۵ روز قبل از شهادت) در جمع اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه ، تعز بها الاسلام و اهله وتذل بها النفاق و اهله ، وتجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک والقاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامه الدنیا و الاخره.

به حق باید گفت که انجمن های اسلامی ، بعد از پیروزی انقلاب در تمام واحدها واقشار مملکت نقش خاصی به خود گرفتند . انجمن های اسلامی قبل از پیروزی انقلاب هم وجود داشت و تاریخ نسبتاً طولانی دارد . بعد از انقلاب انجمن اسلامی درمقابل گروه ها که بعد از پیروزی انقلاب مشغول جمع آوری غنیمت و فرصت طلبی شدند ایستاد . من اخیراً با یک دسته از منشعبین از منافقین بحث می کردم ، می گفتندکه : ما که حرکات امام را تآیید می کنیم و درهمه ی جریان ها حضورداریم ، جمهوری را تآیید می کنیم چرا به ما امکان فعالیت داده نمی شود . من با آنها زیاد حرف زدم از جمله به آنها گفتم که علت اصلی اش این است که این انقلاب یک انقلاب مردمی است .شما یک گروه هستید یک مقدار زیادی تلاش شده ، مقدار قابل ملاحضه ای سرمایه گذاری شده ، خون ها ریخته شده وشما آمده اید و دارید غنیمت جمع می کنید . خاطرم هست که یک وقتی بینوایان را می خواندم نکته ی جالبی بودکه درباره ی این ها هم صدق می کرد . بعداز این که در آن جنگ مشهوری که ویکتورهوگو ترسیم کرد ، جنگ تمام می شود ،گروهبانی به نام « تناردیه » می آید و زخمی ها و کشته ها را به هم می زند و جیب هایشان را می گردد و ساعت ها واشیاء گران بهایشان را برمی دارد . درهمان حالت به افسری می رسد که هنوز نمرده و نفسی دارد . دریک جریانی این افسر را به دوش می کشد آن هم به خاطر یک نفع دیگری. این افسر در راه ، همان طوری که کم کم روی دوش این گروهبان حالش جا می آید به او می گوید که اگر مرا به مقصدی که می خواهم  برسانی یک انگشتر قیمتی درانگشتم هست که این را به تو خواهم داد. بعد همان جا ویکتورهوگو می نویسد که افسر خبر نداشت که در حالی که او این جمله را داشت می گفت انگشتی که انگشتر در آن بود در جیب گروهبان قرار داشت و به دنبال این ،  نتیجه می گیرد که همیشه برنده های جنگ این ها هستند که می آیند و حاصل تلاش ها وفداکاری ها ی دیگران را برای خودشان به غنیمت می برند.

اگر تمام کسانی از این گروه ها را که قبل از ۲۲ بهمن ، عده ای شهید و عده ای کشته شدند ، خیلی بی حساب ، حساب بکنیم ، به ۵۰۰ نفر نمی رسد . آن وقت یک انقلابی که  ۶۰ هزار شهید داده است ، این ها آمده اند و می گویند : انا شریک! نمی دانم ، آیا شنیده اید یا نه ؟ که در یک مهمانی بزرگ ، دیگ بزرگی روی اجاق بود . خیلی ها زحمت کشیده بودند و یک آشی را درست می کردند ، یک عرب آمد و یک پای موش را در آن انداخت و گفت (انا شریک)!

این حالت در این گروه ها بعد از  ۲۲  بهمن خودنمایی کرد . در مقابل این عده ی اندک ، عده ی کثیری از افراد جامعه ی ما بودند که در این انقلاب محو و حل شده بودند ، اگر بیشترین سرمایه گذاری ها را هم کرده بودند ، هنوز خودشان را بدهکار می دیدند ، متعلق به عموم مردم می دانستند و هم چنان برای هدف تلاش می کردند ، نه برای سازمان و گروه ؛  از آن جمله انجمن های اسلامی هستند .  این که از انجمن اسلامی بپرسی چه می خواهی ؟

می گوید :  هر چه مردم می خواهند . از مردم می پرسند چه می خواهید ؟  می گویند : هر چه امام می خواهد .  دو مرتبه از امام پرسیدند : آقا چه می گوئی ؟ می گوید :  هرچه این مردم می گویند . یک چنین پیوند ارزشمندی وجود دارد و اخلاص در این جا هاست که پیدا می شود.

یعنی کسی که در انجمن اسلامی کارمی کند ، شب که پنج دقیقه به کار روزش فکرمی کند که خوب ، امروز چه کارها کردم ؟ تمام گزارشش برای رضای خداست . درهیچ جا این گزارش ندارد که فلان آقا خوشحال شد و فلان شخص به هدف رسید . همه اش این است که خدا راضی شد و مکتب پیروز شد ، اسلام تقویت شد . ما شخص نداریم ؛ هیچ وقت نشده که ما کاری بکنیم و بگوئیم : اگر این کار را بکنیم ، امام مثلاً قوی تر می شود، یا امام ضعیف تر می شود . نه !  همه اش اسلام مطرح است. از رهبر گرفته ، رئیس جمهور، نخست وزیر، تا آن مسئول کوچک ازنظر ظاهر که در یک گوشه ای بی نام و نشان ، دارد تلاش می کند . این یکی از ویژگی های گروهی انجمن اسلامی است وبسیار ارزشمند است. این انجمن های اسلامی در مدارس نقش مهمی را دارند . به خصوص در مقابل گروه هایی که تنها امیدشان مدرسه است.

درزمان مصدق هم که مبارزه در ایران اوج گرفته بود ، توده ای ها بیشتر تلاش شان را درمدارس می کردند . یعنی ادارات و بازارها و این ها به فکرخودشان بودند . ولی هرروز که می رفتی توی خیابان ، می دیدی چهار تا مدرسه ریخته توی خیابان . چرا که دو تا معلم چپی یا چهار تا دانش آموز چپی مدرسه را به هم ریخته بودند . آن موقع هم ، انجمن اسلامی وجود نداشت . چون مبارزه ی مردم ، مبارزه ی مکتبی نبود ؛ مبارزه ی ناسیونالیستی بود . یعنی مسئله ی ملی شدن نفت و بیرون کردن انگلیسی ها مطرح بود . تنها گروهی که آن موقع روی مکتب تکیه می کردند ، فدائیان اسلام بودند که عده شان خیلی کم بود ؛ در دانش آموزان هم تقریباً بی نفوذ بودند . یک عده نسبتاً محدودی بودند . و اکنون در این محیط که بهترین جا برای تغذیه ی ضد انقلاب است ، انجمن های اسلامی بزرگ ترین مقاومت ها را درمقابل ضد انقلاب به وجود آوردند . واین نکته کاملاً محسوس است.

من چه آن موقعی که مستقیماً در آموزش و پرورش بودم و چه آن موقعی که نخست وزیر بودم ، همه جا شاهد این تلاش ها بوده ام .خداوند ان شاء ا… به همه ی برادران وخواهرانی که در انجمن اسلامی ، پاسدار انقلاب بوده اند توفیق و اجر بدهد.

اما وقتی که ما ، قرار است بیرون از انجمن اسلامی صحبت بکنیم ، یا شما از رئیس جمهور صحبت بکنید ، آن نقاط مثبت و موفقیت ها را به یاد بیاورید ! یعنی بگویید : نخست وزیر ما کسی است که در فلان جا این طوری صحبت کرده و موضع گیری اش درمقابل آمریکا این طور بوده ، درمقابل شوروی هم این طور بوده ، درزمان جنگ این طور مملکت را از سقوط نگاه داشته است . این ها را باید وقتی در مواجهه با دیگران هستیم بگوییم . ولی وقتی روبرویش قرار می گیریم ، این اعمال او را باید کم رنگ جلوه دهیم . یعنی باید بگوییم : آقای نخست وزیر ! آقای رئیس جمهور ! درست است ، موفقیت های شما قبول . ولی بقیه اش چی؟ ما بهترین اشخاصی هستیم که میتوانیم رئیس جمهور را دعوت کنیم و آن چیزهائی را که مردم می گویند و به نظر ما هم درست می آید منتقل کنیم. مثلاً بگوییم که این مردم می گویند که آقای رئیس جمهور این اشکال را دارد .توضیح بدهید چرا مثلاً این کار را نمی کنی ؟ و چرا این کار را می کنی ؟ بهترین افراد برای بازگویی انتقاد ، ما هستیم . چون این انتقاد هایی را که می کنیم از صفای دل و از صمیم قلب می کنیم . یعنی  وقتی من  به  شما می گویم که باید این چنین باشید ، شما می دانید که من قصد بهره برداری ندارم و اگر شما به من بگوئید : باید این طوری باشی !  من می دانم که شما قصد تضعیف مرا ندارید ،  بلکه ما هردو اسلام را می خواهیم و چون اسلام را می خواهیم با هم دوست شده ایم . والا هیچ رابطه ی دیگری بین ما وجود ندارد. این است که من به عمق رنجی که انجمن های اسلامی سراسر کشور دراین دوساله در مقابل گروه کثیف مجاهدین تحمل کردند واقفم . من این جمله را با تمام وجود می گویم . برای این که از نزدیک آن چنان رفتار مادی گرایانه ومشمئز کننده ی آنها را دیده ام . می دانم که این ها اولین قدمی که از اسلام دور می شوند ، اخلاق شان است . برای خودشان توجیهاتی هم دارند . خشم انقلابی ، قهرانقلابی ، برخورد آنتی گونیستی ، وازاین چیزها هم ، چهارپنج تا اصطلاح دارند که درهمان فرمول های اول به کار می برند، به طوری که شما ازهمان برخورد بچه ها می توانید بفهمید که مجاهد شده است .

ادامه دارد..

همچنین ببینید

حضور مدیر مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان در سیزدهمین کنگره اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزی

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان، درآستانه چهلمین سالگرد تاسیس اتحادیه انجمن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 38 = 45