خانه / تشکل / انجمن های اسلامی دانش آموزان، وظایف و تکالیف [۳]

انجمن های اسلامی دانش آموزان، وظایف و تکالیف [۳]

حجت الاسلام و المسلمین حاج علی اکبری

ادامه از قسمت قبل..

ـ توجه به تحصیل ، ورزش و هنر

افرادی که می آیند و عضو اتحادیه می شوند، همگی جوانند، آن هم جوان دانش آموز. ما نمی توانیم در تشکیلات نسبت به علائق آن ها بی تفاوت باشیم. بنابراین باید پیش بینی های لازم را انجام دهیم. ما بنا داریم که به ورزش بیشتر اهمیت دهیم؛ مخصوصاً با گرایش کوهنوردی و ورزش های رزمی. می خواهیم در  این زمینه یک حرکت فراگیر و وسیع در سراسر کشور انجام دهیم و به صورتی جدی وارد این میدان شویم. در مورد زمینه های هنری هم پیش بینی   ها هم، خیلی حساسیم و به امید خدا باید این حساسیت در کل تشکیلات باشد. من قبلاً هم عرض کرده­ام که آقا در دیداری که با اعضای کنگره ی هفتم داشتند، بعد از این که صحبت شان تمام شد، با وجود آن که در متن فرمایشات شان نسبت به تحصیل و درس خواندن بچه ها تأکید کرده بودند، در پایان جلسه ، همین که خواستند بلند شوند و تشریف ببرند، دوباره برگشتند و فرمودند : « بچه ها درس، درس های­تان را خوب بخوانید!» یعنی یک تأکید ویژه­ای روی این مسأله کردند و بعد تشریف بردند. ما توقع داریم که ان شاء الله از لحاظ درسی، بچه های انجمن اسلامی حرف اول را بزنند. ما هم کمک می کنیم. مؤسسه آینده سازان ما هم که در واقع اولین مؤسسه ی علمی دانش آموزی است، باید به رونق علم بچه ها کمک کند.  خود بچه های عزیزمان هم، باید به خاطر انگیزه های دینی شان ، بهتر درس بخوانند. خیلی فرق می کند که من به خاطر مدرک درس بخوانم یا به خاطر امام زمان (عج) درس بخوانم و یا به خاطر پاسداری از خون های مقدس شهدا. ببینید چقدر فرق می کند! وقتی می خواهم برای خودم درس بخوانم، یک حالت دیگری دارد، ولی وقتی به خاطر آرمان های انقلاب درس می خوانم، دیگر به هیچ وجه خسته نخواهم شد. این جور تحصیل کردن ، اصلاً بن بست ندارد.

ـ بازشناسی یک اتفاق مبارک

انجمن های اسلامی باید در تمام مدارس تبدیل شود و به پایگاه هایی برای خودسازی بچه های عزیز و نیز شناخت انقلاب اسلامی بزرگ­مان. گاهی در چالش های سیاسی سطح جامعه از اصل «انقلاب» بزرگ تر است. واقعاً یکی از اصلی ترین دستور کارهای همه­ی انجمن های اسلامی در سراسر کشور، بازشناسی این پدیده ی مبارک است. این که انقلاب اسلامی چیست، از کجا شروع شد، با چه آرمان هایی، با چه ایده هایی و براساس چه مبانی­ای شکل گرفت؟ این ها را خوب شناسایی کنید!  این که این نظام الهی با چه زحماتی فراهم آمده است. این ها را نوجوانان عزیز ما باید شناسایی کنند تا بعد بتوانند مدافع آن باشند، بلکه باید آرمان های انقلاب را از کسانی که در کشور و در هر عرصه­ای از عرصه های کشور، مسئولیت دارند، مطالبه نمایند.

ـ بر ما چه گذشته است؟!

زمان شما با زمان ما تفاوت دارد. در زمان ما غیر از بحث نظامی که بحث زمان خودش بود، جنگی که با خود ماها در مدارس، محیط های دانش آموزی و … داشتند، عمدتاً جنگ سیاسی فکری بود. مخالفین انقلاب، دائماً شبهه افکنی می کردند، دنبال جذب سمپات هایی مثل گروهک های مختلف بودند، خیلی صحنه ها تماشایی بود. شما خیال نکنید آن زمان آسان بود! همین رجوی منحط، آن جزوه های تبیین جهان را آورده بود. جزوه بود که پشت سر هم منتشر می شد. و همه شامل یک نگاه التقاطی به دین. این ها را به طور گسترده در مجموعه ها می ریختند و بحث می کردند. بعد سمپات هایشان هم برنامه هایی داشتند، روزنامه دیواری درست می کردند و …،  یک نمونه اش این ها بودند. توده­ای ها بودند، فدایی اکثرت بود، فدایی اقلیت بود، لیبرال ها بودند، یک آش شله قلمکاری بود آن زمان. البته این مسأله هم با محوریت اندیشه ی کمونیستی و مارکسیستی شکل گرفته بود.  عمده­ی تهدید هم، در همین زمینه ها بود. ضمناً یک فاز نظامی نیز وجود داشت که وقتی آن ها از مقابله در فاز سیاسی ناامید شدند، سریع منتقل شدند به فاز نظامی و ماجراهایی که می­دانید. اما در زمان شما، جنگ فرهنگی است، خیلی هم قوی و گسترده ، محور آن هم اندیشه های غربی است. آن زمان، اندشه های کمونیسی بود، الآن اندیشه های لیبرالیستی و امثال این ها. ممکن است بپرسید که یعنی آن زمان این اندیشه ها نبود؟ می گویم: چرا بود ولی حنایش در کشور ما رنگی نداشت، چون مردم، رژیم ستم شاهی را یک آیینه­ی تمام نما از فرهنگ غربی می دانستند. آن عنصر اصلی که از شاه به عنوان جرثومه­ی استبداد و فساد و فحشاء حمایت می کرد، که بود؟ آمریکا بود؛ به عنوان پرچمدار دموکراسی و لیبرالیسم در دنیا. مردم، آن شعارها را می دیدند، این عمل را هم در کشور خودشان دیده بودند، بنابراین حرف های لیبرالیستی و دموکراتیکی و … هیچ خریداری پیدا نکرد. حتی این دولت موقتی ها و نهضت آزادی ها هم که یک کمی دور و بر این صحبت ها پرسه زدند، مردم خیلی زود آن ها را از صحنه­ی سیاست کشور کنار گذاشتند، چون آن را خوب لمس کرده بودند. لذا این حرف­ها آن زمان آمد، ولی میدانی پیدا نکرد. آن زمان، بیشتر حرف های مارکسیستی و امثال آن، که رادیکال بود و طبع انقلابی داشت، میدان پیدا می کرد. که آن هم وقتی سیمای دین در صحنه­ی بسیج انسان ها، برای رسیدن به تعالی و کمال و عدالت رخ خود را نشان داد، پایانش رسید. اصلاً مُرد و در تاریخ سیاسی جهان، به قول امام – قدس سره الشریف – در زباله دان تاریخ انداخته شد. نسل جوان امروز جامعه­ی ما، آن مثال روشن، یعنی آن خروجی دموکراسی قبلی را در اختیار ندارد. اوضاع ستمشاهی برایش به تاریخ تبدیل شده است. ماجراهایی که زمان شاه می­گذشت، برایش قصه است، تاریخ  است.  خیلی های آن را نخوانده و مطالعه نکرده و انگیزه ای هم برای مطالعه­اش احساس نمی کنند، آن را ندیده است.  پس زمینه ای فراهم می شود تا آن حرف های قدیمی، دوباره تکرار شود. یکی از دوستان من یک کار جالبی در دانشگاه کرده بود و آن این که یک سری مطلب، فارغ از اینکه این قطعه روزنامه از کجا است، چسبانده بود روی برد دانشگاه و بالای این ها را حذف کرده بود که این روزنامه چیست و چه تاریخی است. مسابقه هم همین بود که این مطلب را چه کسی گفته و در کدام روزنامه نوشته شده است؟ جالب این است که برخی گفتند: مثلاً این را سروش گفته است، این مال آقای کدیور است ، این مال روزنامه ی کذا است. حالت مسابقه هم بود . سه روز بعد این روزنامه­ها را معرفی کردند. مثلاً فهمیده شد که فلان مطلب مال ۲۰ سال پیش است و مثلاً مهندس بازرگان این را گفته است، یزدی، آن زمان این را گفته است، یا قطب زاده، فلان حرف را زده است، یا روزنامه­ی فلان نوشته است. می­خواست بگوید: حرف هایی که شما امروز، نو تلقی می کنید، حرف هایی است که در تاریخ سیاسی ایران قبلاً دفن شده است. به خاطر این که مردم در آن زمان به عینه دیده بودند که اگر آمریکایی ها حاکم شوند، چه چیزی در آخر به وجود می آید. اما جوان ما، امروز این را ندیده است و حس نمی کند . تازه برایشان جدید هم جلوه می کند. پس این هجوم فکری روی ذهن جوان های ما دارد کار می کند، این توپخانه­ی شبهه افکنی و سؤال ایجاد کردن دارد کار می کند، تا هم، مبانی ما را سست کند، هم از طرف دیگر، حرف های غربی را به صورت بزک کرده و در قالب های شیک جلوی چشم جوان ها بیاورد ، حالا چه در روزنامه و چه در رسانه های دیگر.

ـ هدف اصلی، ایجاد شناخت در نسل جوان

این جنبش اسلامی که اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانش آموزان به عنوان یک تشکل دینی، انقلابی، ریشه دار و متکی بر آرمان های شهیدان و بنیان گذار انقلاب اسلامی، امام راحل عظیم الشأن، اعلام کرده است خلاصه­ی کلامش عبارت است از شناخت؛ یعنی بیداری این نسل و تحول و تحرکش در شناخت توطئه­ی دشمن، کشف پایگاه های این توطئه در داخل، شناسایی آن مخصوصاً در محیط های آموزشگاهی و مدرسه­ای و بازخوانی ماجرای انقلاب اسلامی، دستاوردهای این انقلاب بزرگ، شناسایی این نعمت بزرگ الهی، بازخوانی پیام آن و ترویج آن در بین سایر بچه ها. این ها کار انجمن های اسلامی است و این تحت عنوان جنبش بزرگ دانش آموزان ایران اسلامی اعلام شد. ما از بچه های عزیز انجمن اسلامی- که فرض ما این است که این ها بیدارند، توجه شان بیشتر است، از بصیرت بیشتری برخوردار هستند و از ایمان قوی ترین برخوردار هستند- توقع داریم که با همت بلند وارد میدان بشوند و در پیشبرد این حرکت پیشتاز باشند و این امواج را گسترش بدهند.

ـ بصیرت آفرینی در محیط مدرسه

شما (اعضای انجمن های اسلامی) اگر به میدان نیایید، این کار پیش نخواهد رفت و دشمن، خدای نخواسته ممکن است موفق شود. اگر شما به میدان نیایید، نسل شما و هم کلاسی های شما، اگر به میدان نیایند، اگر این مسأله را خوب متوجه نشود، ما در معرض خطرات زیادی هستیم. این بصیرت آفرینی در محیط مدرسه ها کاری است که شما بچه های عزیز باید بکنید؛ هم خودتان بصیر باشید و هم در محیط مدرسه، انجمن های اسلامی بصیرت آفرین داشته باشید. الان وقت آن است که شما با همه ی وجود به میدان بیایید و پرچم های شهدای عزیز را به دست بگیرید و این راه را به شایستگی طی کنید.

ـ بر­افراشتن پرچم بیداری

از جوانان مؤمنی که به برکت نفس روح خدا در این زمان بیدار شدند، جامعه ای که به خودباوری رسیدند، فرهنگ خودشان را کشف کردند، این همه عزت و افتخار آفریدند- به رغم همه ی مشکلات- توقع آن است که با بیداری در برابر فرهنگ مهاجم، هم همگی بیمه بشوند و هم محیط پیرامون خود را بیمه کنند. این هدف انجمن های اسلامی است. این جا سنگر بیداری و سنگر بصیرت است.شما باید پرچم بیداری را در مدارس خودتان به دست بگیرید. راهش هم این است که اول خودتان بیدار شوید، چشم خودتان را باز کنید، استعداد ها و فرهنگ خودتان را بشناسید.

ـ سرمایه گذاری با همه ی وجود برای ورود به میدان

اگر بخواهید وسط میدان بیایید، باید سرمایه گذاری کنید و با همه ی وجودتان، با همه ی قلبتان، با همه ی استعدادتان، با همه ی ذهنتان و با همه ی توانایی هایتان وارد این میدان بشوید و انشاء الله این کار بزرگ را پیش ببرید.

ادامه دارد..

همچنین ببینید

اختلاف در انجمن؛ فرصت یا تهدید

هنر اصلی یک انجمن اسلامي موفق در این است که بتواند اختلافات موجود را از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 18 = 24