خانه / تشکل / بایسته های انجمن اسلامی دانش آموزان در نگاه شهید رجایی [۲]

بایسته های انجمن اسلامی دانش آموزان در نگاه شهید رجایی [۲]

سخنرانی شهید محمد علی رجایی در تاریخ سوم شهریور ماه ۱۳۶۰ (۵ روز قبل از شهادت) در جمع اعضای انجمن های اسلامی دانش آموزان

ادامه از قسمت قبل..

همان طور که شما ، دلتان می خواهد ، رئیس جمهورتان مقلد امام باشد ، حامی مستضعفان باشد ، از کیان اسلام دفاع بکند ، در برخورد خارجی سیاست اش با قانون اساسی مطابقت کند ، لابد اجازه می دهید که رئیس جمهور هم از شما یک چیزهایی بخواهد . قاعدتاً این طوری باید باشد . ما چرا اصلاً این رابطه را برقرار می کنیم ؟ بازمی گردد به آن حرف قبلی. به این مسئله که :

ارتباط ما با همدیگر ارتباط مکتب مان است ، هیچ کدام ارتباط شخصی  با همدیگر نداریم. انجمن اسلامی باید از پاک ترین و فعال ترین دانش آموزان کلاس تشکیل بشود.

عضویت درانجمن اسلامی ، یکی از شرایط اش این است . والا دانش آموز وارفته ی پرت ازمرحله ، درمانده درکارخودش ، اگر بیاید عضو انجمن اسلامی بشود، انجمن اسلامی را هم پایین می برد . یعنی بگذارید من از شغل خودم برایتان بگویم ! .ببینید ! اگر یک دبیری بیاید سرکلاس ،  مثلاً دبیر ریاضی باشد ، بلد نباشد درس ریاضی بدهد ، وقتی کلاس اش که تشکیل می شود ، فرض کنید بخواهد معادله ی ریاضی را درس بدهد ، یک ساعت طول بدهد . آخرش هم ، آدم نفهمد چه گفت ؟ حالا اگر ، آخرساعت بگوید : که بچه ها فعال باشید ! جدی باشید ! شما در دلتان می گویید : اول آن کاری که به خودت مربوط است ، انجام بده آن وقت نصیحت کن ! اما اگرمعلمی باشد که به درس وکلاس اش مسلط باشد و به محض این که درس را شروع کرد ، درپنج دقیقه ی اول ، شاگردها را ضربه فنی نماید ، همه شان دست هایشان را بالا ببرند که آقا فهمیدیم . وقتی با این حالت درآمدند ، آن وقت می گوید که : انسان خوب است فعال باشد . همه مان قبول می کنیم . چرا ؟ برای این که خودش را نمونه می بینیم . می بینیم که او دراثرفعالیت ، موفق است . چرا که کلاس را به بهترین شکل اداره  و درس را به بهترین وجه تفهیم کرده است . پس خوب ! راست می گوید . دبیری که هرروز دیر می آید . این اگر ازنظم و انضباط صحبت کند ، بچه ها اگر ظاهراً نخندند ، همه در دلشان می خندند.

شما وقتی می آیید در انجمن اسلامی ، چه می خواهید بگویید ؟ می خواهید بگویید :  این درس که چیزی نیست ، بیایید دریک سطح بالاتر ! جامعه را ببینید که لازمه اش چیست ؟ لازمه اش این است که در درس به اندازه ی کافی کار خودمان را کرده باشیم . آن وقت بگویید !  ما آن هایی هستیم که همیشه را در درس گذرانده ایم و الآن به فکر جامعه هستیم . والا شاگردی که همیشه ریاضی اش ۶ است ، جفرافی اش۲ است ، زبانش۷ است،شیمی اش ۴ است . این حالا بیاید بگوید : انجمن اسلامی دانش آموزان ایران ! من مدافع خون شهدا هستم . این نه تنها کسی به حرف اش گوش نمی کند ، بلکه آن خون شهدا را از ارزشی که دارد ، پایین می آورد.

عضویت درانجمن اسلامی یکی از شرایط اش این است که آدم درکار خودش لنگ نباشد، ازنظر اخلاق و رفتار موفق باشد.  ببینید !  ما الان می خواهیم بگوییم که مثلاً امام ، می گوییم : امام امید مستضعفان جهان است ، این طورمی گوییم دیگر، خوب ! حالا اگر این امام دراداره ی یک دِه هم عاجز باشد ، آیا واقعاً آن جمله معنی خواهد داشت؟ مستضعفان جهان  به امید این امام حرکت می کنند ، هرگز این طور نخواهد بود. اما وقتی می بینیم  این امام ، بدون درکردن یک گلوله ، این همه ، مردم را بسیج کرده که ساعت ۴ بعدازظهر وقتی گفتند : حکومت نظامی است ، امام فرمود که :  بی خود است ، بروید درخیابان ها ! بریزید بیرون و محل شان نگذارید ! گلوله های دشمن در همان موقع درخیابان ها رگبار بود . اما مردم به حرف امام ۴ بعدازظهر آمدند بیرون ، نه این که شهید نشدند ، شهید هم شدند . اما می خواهم بگویم : این امام در این شرایط بود که توانست این گونه مردم را جذب کند . خوب ! چنین امامی می تواند امید مستضعفان جهان باشد ؛ در این شکی نیست.

پس یک عضو انجمن اسلامی از نظر درس باید ممتاز باشد . یادتان باشد که می گویم : باید ممتاز باشد . من به عنوان یک معلم ، شاگرد اولی را قبول ندارم . من ممتاز بودن را خوب می دانم . یعنی من معتقدم که هرکس حداکثر استعداد خودش را  به کار بکشد ، ولو این که نمره ی ۲۰ مثلاً نیاورده .  فقط معلوم باشد که این آدم  وِل نیست . این قدرمعلوم باشد ، مسئله حل است . چون هر کلاسی بیش از یک شاگرد اول که ندارد.

و ما می خواهیم ، همه ی بچه ها کاری باشند . بنابراین اگر شاگرد اولی را ملاک قرار دهیم ، درهر کلاسی یک عضو انجمن خواهیم داشت . در صورتی که یک کلاس ، می تواند واقعاً همه شان عضو انجمن باشند . دیدید در مدرسه که گاهی مثلاً می گویند : چهارم ریاضی ۲ ممتاز هستند ؟ یعنی حال وهوای کلاس بالاست. از نظر رفتار و اخلاق باید مورد حسرت وغبطه ی دیگران باشند .

باید هروقت از راستی صحبت می شود ، یک عضو انجمن نمونه باشد. هروقت ازصفا و اخلاص صحبت می شود ، یک عضو انجمن نمونه باشد .شما ببینید ! صفتی که برای مجاهدین مردم انتخاب کرده اند « منافق » است . الآن شما هر آدم منافقی را در زندگی با او برخورد کنید می گویید : این هم مانند مجاهدین است و منافق است. باید هرجا اخلاص و صفا دیده می شود بگویند : این عضو انجمن اسلامی است . البته ضد انقلاب می گوید : این ها ساده هستند . او می خواهد بکوبد ، نه! پیچیدگی سیاسی یک مطلب است و اخلاص یک مطلب دیگر .

از آن طرف هم ، منافق بودن با پیچیدگی سیاسی داشتن فرق دارد . اصول تشکیلاتی از جمله ضعف های ما انجمن های اسلامی است . علت اش هم این است که ما خود جوش هستیم . از متن جامعه درآمده ایم . ما آمده ایم و دیده ایم که  وظیفه ای روی زمین مانده ، ما آمده ایم و آن را بردوش گرفته ایم . کسی نیامده به ما پیشنهاد گروهی بنماید و بگوید : می خواهیم برویم با این گروه همکاری کنیم . به این جهت از نظر تشکیلاتی حداقل در این یکی دو ساله ضعیف بوده ایم . باید ان شاء ا… این نقطه ضعف مان را جبران کنیم . من درباره ی تشکیلات ، ضمن این که خوب ! یک مقداری هم کار کرده ام . اما به دو علت الآن هیچ چیزی نمی توانم بگویم . یک علت این که ، بحث تشکیلاتی یک بحث محدود نیست . علت دیگر این که لابد یادتان نمی رود من رئیس جمهورم  با  ۷۰ ، ۸۰  تا قول و قرار ، این که این جا بایستم با شما این بحث را مطرح کنم ، واقعاً برایم مقدور نیست . اما به عنوان یک اشکال که می دانم شما هم اکثراً به آن برخورد کرده اید مطرح می کنم که:

ان شاء ا… این تشکیلات و ارتباط تشکیلاتی مان ، طوری بشود که ما را از یک انسجام بیشتری برخوردارکند و بتوانیم دریک چنین شرایط حساسی ، جواب گوی آن فداکاری ها و ایثار هایی که هرکدام از ما اگر در روز فقط ۵ دقیقه آن ها را در جلوی هم قرار بدهیم و بشماریم ، خواهیم دید که واقعاً مسئولیتی است بسیار سنگین.

اگر یادمان بیاید که بین ما بچه ای فداکار وجود داشته که دوازده سالش بوده و آن همه فداکاری کرده ، اگر یادمان بیاید که درحوالی پیروزی انقلاب ، بسیاری از سنگ فرش های خیابان با خون بچه هایی که با ما هم کلاس و هم دوره بودند رنگین شده ، اگر یادمان بیاید که امروز چقدر دانش آموز بی پدر در آستانه ی ورود به کلاس هستند و اول مهر به کلاس خواهند آمد و می نشینند ، درحالی که عزیزترین سرمایه شان که پدرشان بوده در راه این انقلاب شهید شده است.

اگر یادمان بیاید که چقدر خانم ها که مثل مادر ما هستند ، اما شوهرشان را در راه این انقلاب از دست داده اند و مسئولیت سنگین زندگی را به تنهایی باید تحمل بکنند . و اگر یادمان بیاید آن توان و نیروی امام که در این راه صرف شده ، این ها را اگر یادمان بیاید ، آن وقت قبول می کنیم که دریک شرایط حساسی هستیم ؛ بسیار حساس.

و باید مسئولیت مان را ان شاء ا… در یک سطح  بالایی احساس بکنیم و عمل بنماییم . یک چیزی را که حتماً دلم می خواهد بگویم و امیدوارم که یک خاطره ای باشد برای شماها . شما هیچ وقت فکرکرده اید که حضرت علی(ع) چند ساله بود که مسلمان شد ؟  ۱۳ سال اش بوده که علی(ع) ، علی شده است . علی ای که  هرچه آدم از مطالب و موارد زندگی اش چیزی می شنود بازهم سیرنمی شود .

و علی شدن ، ضمن این که مراحلی دارد ، شما حتماً عین علی(ع) نمی توانید بشوید شکی نیست ، اما شما دردوره ای هستید که می توانید به راه علی بروید ؛ راحت هم بروید . انقلابی است که هرچه شما مسلمان تر باشید عزیزترید .

آن موقع ، ما اندازه ی شما بودیم ، نماز خواندن یواشکی بود ،در دبیرستان و دبستان که نماز خواندن معمول نبود .  در دانشکده هم  یک اتاقی بود که بچه ها می رفتند آن جا ، نماز می خواندند و می آمدند بیرون . الآن تقوا وسیله ی شرف وبرتری است . چند سال پیش تر ، هرکس با تقوا تر بود ، هالو ترنشان داده می شد . شما شاید یادتان نیاید که یک نمایشنامه ای بود به نام هالو . و آن کسی که نقش هالو را داشت ، آدمی بود که دلش می خواست برای مردم خدمت کند . خوب ! حالا این طور نیست . چون این طور نیست واقعاً برای شما علی شدن مقدور است . جدی بگیرید قضیه را  !  یادتان نرود که شما یک نمونه دارید در اسلام ، مثل علی . کسانی که راه علی را رفتند ، مثل امام شدند . چرا این مثال را زدم ؟ چرا امام را نمونه آوردم ؟  برای این که وقتی من اندازه ی شما بودم ، امام را نمی شناختم . بزرگ ترین نمونه ی مکتب اسلام در زمان من آقای طالقانی بود ، خدا رحمتش کند !  مرد رشیدی بود . اما آقای طالقانی ، شنیدید آن جریان دستگیری پسرشان پیش آمد ویک چند وقتی ناراحت شد ؟ یک مدت غایب بودند وبعدظاهر شدند و بعد رفتند خدمت امام . می دانید چه گفت ؟ گفت :  من وقتی که مایوس می شوم ، می آیم خدمت امام و امیدوار می شوم . طالقانی می دانید ۶۰ سال مبارزه کرده بود ؟ ۶ سال زندانی کشیده بود ؟ اما برخوردش با امام بدین شکل بود . ما یک چنین نمونه ای داریم . این تربیت شده ی مکتب اسلام است ، خوب !  توی هر کوچه ، خانواده ای می بینیم که شهید داده ، توی هر مدرسه ای شاگردی شهید شده ، توی هر صفحه ی روزنامه ای شهیدی ،  و ایثار ، تمام جامعه را فراگرفته و ما می توانیم به راحتی این مسیر را حرکت کنیم . برای همه ی شما صمیمانه آرزوی موفقیت می کنم وامیدوارم که این سرمایه ، روزبه روز برایتان بیشتر شود و هرروز که از عمرتان می گذرد مخلص تر ، استوارتر ، صمیمی تر در ارتباط انقلاب ، مردم و در نهایت در ارتباط با خدا قرار بگیریم.

پایان.

همچنین ببینید

انجمن های اسلامی دانش آموزان، وظایف و تکالیف [۴]

حجت الاسلام و المسلمین حاج علی اکبری ادامه از قسمت قبل.. ـ درخشش انجمن اسلامی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Solve : *
3 + 2 =