خانه / یادداشت / فطرت زندگی یا سبک زندگی فطری

فطرت زندگی یا سبک زندگی فطری

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی

مقدمه:

  1. چرایی بحث از «سبک زندگی» در این عصر از توصیف و ترسیم یک نوع خاص از سبک زندگی مهمتر و راهگشا تر است و شاید با پرسش از خود ِ «سبک زندگی» بتوانیم معیارهایی را در تعیین سبک زندگی مطلوب به دست آوریم.
  • چرا ما از «سبک زندگی» پرسش می کنیم؟
  • چرا «سبک زندگی» متعلق شناخت و معرفت ما قرار گرفته است؟

  1. پرسش از «سبک زندگی» فرع بر قبول دو امر است ۱٫ تغییر و تحول در زندگی­ها ۲٫ کثرت الگوها؛ و الا اگر هیچ تغییر چشم­گیری و یا کثرت الگویی نبود پرسش از «سبک زندگی» عبث و بیهوده بود. پس معناداری پرسش مذکور موجب پذیرش تغییر و تحول در زندگی بشر و کثرت و تنوع در الگوهاست. البته اثبات این مطلب دشوار و پیچیده نیست فقط با اندکی مطالعه دیروز و امروز خودمان روشن خواهد شد که «منِ» در عصر پیکان و رادیو یک سبک می­زیستم یعنی ارتباط برقرار می­کردم و امروز در عصر رایانه و اینترنت و دولت الکترونیک نحوه­ای دیگر می­ارتباطم. بنابراین کم و کیف و چند و چون ارتباطات من تغییر کرده است و خود این تغییرات کثرتی را به همراه دارد لذا انتخاب­هاي گوناگونی در زمینۀ سبک زندگی وجود دارد .به عبارت دیگر سبکی شدن زندگی نتیجه تغییرات در زندگی و کثرتهای مدلی آن است.
  2. سبک زندگی عنوانی است که از دیرباز از مطالبات جدی انسان بوده و آدمی همواره برای رسیدن به اهداف خود و غلبه بر مشکلات فردی و اجتماعی در جستجوی آن بوده است لذا مدح یا ذم تغییر و کثرت در سبک زندگی و یا ایستایی و وحدت در آن، از جمله مباحث پر چالش در دوره­های مختلف زندگی بشر، بخصوص در عصر جدید بوده است. متفکران و مصلحان اجتماعی هر یک به اقتضای شرایط زمانی و مکانی که در آن قرار گرفته بودند علیه سبک زندگی رایج قیام کردند و طرح نویی را پیشنهاد می کردند تا همگان به شیوه نوین زندگی بدان روی آورند؛ شیوه­ای که سعادت را به همراه دارد. بنابراین انتخاب سبک زندگی در سعادت آدمی و تعیین هویت و شخصیت او تاثیر بسزایی دارد. چرا که میزان مطابقت سبک زندگی انتخابی با نیازهای اصیل فرد و جامعه و هماهنگی با مقتضیات زمان و مکان در رشد و پیشرفت انسان مؤثر است.
  3. مهمترین مفهومی که با مفاهیم هویت و سبک زندگی ارتباطی تنگاتنگ دارد، ارزش است. ارزش یکی از مولفه های بنیادین فرهنگ انسانی به حساب می آید. در واقع ارزش، مفهوم بنیادین سبک زندگی است. و می­توان گفت، که سبک زندگی فرد بازتابی از ارزش­های فرد و هنجارهایی است، که به این ارزش­ها مربوط می­شوند. ارزش­های انسان حکم روح و هویت حقیقی فرد را دارد که انسان به عشق آنها زندگی می­کند و با دلبستگی به آن امور حرکت و پویایی دارد. ارزشهای انسان همچون روح عامل اتصال و یک نواختی زندگی آدمی است که در پس همه تنوعها و تغییرات سلولی در اجزاء مادی زندگی مایه ثبات و وحدت شخصیت آدمی و عامل هویت بخشی است.
  4. پس هر سبک از زندگی از دو سطح ثابت و متغییر برخوردار است سطح ثابت زندگی برآمده از ارزش­های آدمی است و سطح متغیر آن نیز به ظواهر و ابزار زندگی وابسته است. ربط این دو سطح و کشف منشأ این دو از مهمترین بایسته های شناخت لوازم و معیارهای «سبک زندگی» است. از این رو در سبک زندگی باید به عنوان فرآیندی که با تمام ابعاد و زوایای زندگی و با کلی‌ترین مسائل فکری و عقلی تا جزئی‌ترین موضوعات رفتاری انسان ارتباط دارد مورد توجه قرار گیرد.
  5. در منطق اسلام، سطح ثابت زندگی به فطرت انسان بستگی دارد و سطح متغیر آن به طبیعت او. زیرا انسان از دو سطح فطرت و طبیعت برخوردار است؛ فطرت به نحوه هستی روح انسان اطلاق می شود و طبیعت به اقتضاءات جسم و حیات مادی انسان تعلق می گیرد. لذا جمع میان این دو سطح از مهمترین مباحث سبک زندگی و از ذخائر اندیشه ناب اسلامی است.
  6. قرآن کریم انسان را دارای فطرت الهی می داند که زوال ناپذیر و بی تغببر است معرفی می کند و از انسان می خواهد بدان روی آورد و تمام امورات خود را با این ملاک و معیار حقیقی که ریشه در هستی و وجود انسان دارد تطبیق دهد.

«فأفم وجهک لدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»(روم/۳۰)

در این نگاه، فطرت که خلقت خاص و آفرینش ویژه است اصلی ترین سرمایه و برترین ره­توشه ای است که خداوندگار عالم، انسان را از نعمت آن بهره مند ساخته است که راه رشد و شکوفایی بیابد. براین اساس فطرت می توان پایه محکم سبک زندگی انسان قرار گیرد تا در پرتو این حقیقت ثابت، پایدار و همگانی که در نحوه هستی و خلقت آدمی است سبکی از زندگی را رقم زند که به «زندگی فطری» منتهی شود؛ زیرا بر ارزش­های فطری استوار است. فطرت انسان حداقل بر سه اصل و ارزش زیر استوار است:

  1. حق طلبی
  2. مطلق خواهی
  3. زیبایی دوستی

  1. اگر سبک‌ زندگی،‌ فعل و انفعال فرد را در محیط زندگی او نشان می دهد كه اصلي انسجام بخش بر آن حاكم است و عرصه اي از زندگي را تحت پوشش دارد؛ سبک زندگی فطری مجموعه رفتارها و کنش هایی است که مبتنی بر ارزشهای فطری انسان بنا شده است تا گام به گام در مسیر سعادت و تعالی قرار بگیرد. از این رو، این طرز تلقی از سبک زندگی ریشه ای عمیق در وجود و هویت حقیقی آدمی دارد که بر اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد از زندگی و حیات سایه می افکند و زندگی روزمره او را معنایی متعالی می بخشد و انسان را از روزمرگی خسته کننده و تکرار مکررات نجات می دهد به نحوی که لحظه به لحظه حیات در حال نو شدن و صیرورت وجودی است. در این سبک، ظواهر و روبناهای زندگی (مانند شيوه پوشش، تنوع غذايي، نوع خودرو، سبک معماري منزل، ميزان و تنوع مصرف، انواع سرگرمي و نيز رفتارهاي اجتماعي مانند عادات و رسوم، شيوه برخورد و سخن گفتن، شيوه برپايي مراسم و جشن‌ها و بسياري از موارد ديگر) نیز با فطرت هماهنگ می شوند و سمت و سوی حیات آدمی را فطری می کنند لذا انسان دچار تضاد درونی و پارادوکس دنیا و آخرت؛ لذت و حکمت؛ شهوت و معنویت و معیشت و ابدیت نخواهد شد. زندگی فطری در تعادل و تعامل سالم جنبه زمینی(ناسوتی) انسان با بعد ملکوتی و فرشته خویی او شکل می گیرد و رشد و شکوفایی همه جانبه و نه کاریکاتوری بر زندگی انسان سایه می افکند. یعنی همه ابعاد وجودی انسان و همه قوای آن به میزان ضروری و لازم یکدیگر را برای رساندن به سعادت یاری می رسانند.

در مقابل سبک زندگی فطری، سبک زندگی برآمده از تبلیغات بازار و مد یا بر اساس نیازهای کاذب یا درجه دو انسانی است که به به رشد و شکوفایی کاریکاتوری انسان چشم دوخته است رشدی که بر پایه تضاد درون و بیرون؛ پارادوکس دنیا و آخرت و جدایی شهوت و معنویت شکل گرفته است.

بنابراین فطرت، نور افکن زندگی است که با محوریت ارزش­های فطری سبک زندگی فطری شکل می گیرد که رو به تعالی و سعادت دارد.

اسلام به عنوان کامل ترين مکتب زندگي، جامع ترين و در عين حال زيباترين سبک زندگي را که مطابق با خواست فطري بشر نيز مي‌باشد، مطرح کرده و براي تمامي جزئيات زندگي فردي و اجتماعي براساس زیر بنای فطری و وجودی انسان دستورالعمل ارائه نموده است. از جمله اين ساحت ها مي‌توان به موارد سيماي ظاهر، نحوه سکونت و محل آن، کار، خودرو، کالاهاي مصرفي، خوراک، ارتباط زن و مرد، روابط اجتماعي و موارد بسيار ديگر اشاره کرد که همگی در یک مسیر هماهنگ شکل گرفته اند.

یکی از عرفای اسلامی می نویسد:

«خدای تعالی جملۀ ارواح را در عالم، در اصل فطرت پاک و مطهّر آفریده است؛ اما چون به این عالم سِفلی به طلب کمال آمدند، بعضی به این عالم فریفته شدند و در راه بماندند و این فریفته شدن معلول تربیت ناروا است چنانچه رسول الله (ص) فرمود: کل مولود یولد علی فطرته فابواه یهوّدانه و بنصّرانه و بمجّسانه»(الانسان الکامل، عزیزالدین نسفی، ص۶۰)

  1. براساس همین پایه نظری، گنجینه های حدیثی و ادبیات علمی و هنری اسلامی مشحون از فرهنگ غنی برای ترسیم زندگی فطری است با نگاهی به سیاست نامه ها، مکاتبات اخلاقی، دیوانهای اشعار و مجموعه نثرهای ادیبانه ایران اسلامی نشانه های فراوان سبک زندگی فطری بر پایه حکمت و اشراق خود نمایی می کند.

لذا سبک زندگی برآمده از ادبیات غنی ایرانی – اسلامی بر اساس مبنای فطری آن توجه به غربت نفس، مفتوح بودن باب ملکوت، تعادل و اعتدال، خو شناسی، تقویت اندیشه، تقید شرعی، دلسوز و غم‌خوار مردم بودن، صلح طلبی، عدالت خواهی و در نهایت وصال و لقاء باری‏تعالی از جمله ملاک­ها و معیارهای سبک زندگی اسلامی است.

چو سرو سنبله بالا روش باش                             بنفشه وار سوی پست منگر

  1.  بنابراین راهکار عملی و اصلی در تبیین سبک زندگی فطری، تقویت فطرت است تا آنکه با زدودن موانع، نو او بر افکار، نیات و رفتارهای انسان سایه افکند و در پرتو نور الهی آن زندگی خداگونه ای را رقم زد. از این رو توجه به تربیت – به معنای شکوفایی فطرت- امری مهم و ضروری در تعیین سبک زندگی است و این وظیفه محدود به دوره ای خاص نیست بلکه از پیش از تولد آغاز می شود. نتايج مطالعات حكايت از آن دارند كه سبك زندگي افراد تنها به آموختني‌هاي دوران رشد آنها ارتباط ندارد، بلكه عملكرد مادران باردار در دوران جنيني كودك، رفتارهای پدر و محیط پیرامونی بر نحوه سبك زندگي تاثيرگذار است.

و از سوی دیگر با تمرکز بر آموزش و پرورش به ویژه پرورش فطری افراد، حس حق طلبی، مطلق خواهی و زیبایی دوستی را در کودک افزایش داد تا مسیر آینده زندگی خود را براساس نور فطرت بنا نماید.

پایان.

همچنین ببینید

چرا امام حسين برخلاف بقیه امامان قيام كرد؟

پاسخ مجموعه رفتارهاى امامان(علیه السلام)در برابر حاكمان و خلفا را مى توان در دو كليد …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 52 = 56