خانه / یادداشت / ویژگی های جوان مسلمان انقلابی [۱]

ویژگی های جوان مسلمان انقلابی [۱]

امروز جوانان و حتی نوجوانان ما، باید هویت و شخصیت اسلامی و انقلابی خود را به خوبی درک کنند تا بتوانند در جهان پر آشوب امروزی، که غرب می خواهد با سلطه فکری و فرهنگی، یک نوع هویت جعلی را به همه تحمیل کند، با قوت و قدرت نقش آفرینی کنند و از اینکه لزوماً همرنگ جماعت غربزده داخلی و خارجی نیستند، دچار انفعال نشوند. هنر جوان مسلمان و انقلابی این است که در مسیر حق که همان صراط مستقیم است قدم بردارد؛ اما اینکه این مسیر همسو با مسیر جماعت پرهیاهوی غربزده هست یا نیست، اصلاً اهمیتی ندارد.

این مطلب را هم متذکر می شوم که اولاً، این ویژگی ها جملگی در آیات و روایات وجود دارد و هیچیک حرف تازه ای نیست ثانیاً، بعضی از این ویژگی ها با هم قابل ادغام هستند ولی بنده به عمد و برای برجسته شدن بعضی ویژگی ها، به آنها به صورت مستقل می پردازم.

جوان مسلمان و انقلابی، «آزاداندیش» است 

جوان مسلمان، استقلال فکری دارد. برده فکری کسی یا گروهی نیست. همواره اهل تعقّل و تعمّق است و بدون تحقیق و اتّکا به براهین عقلی، به هیچ مکتب و اندیشه ای گرایش پیدا نمی کند. باید توجه داشت که اسلام آمده است تا موانع آزادندیشی را از سر راه انسان بردارد و به او کمک کند تا دفینه های عقلی را از عُمق وجودش بیرون بکشد. از طرف دیگر، جوان مسلمان و انقلابی، همواره به دنبال حکمت است و در این راه، جمود فکری ندارد، لذا اگر لازم باشد حکمت را از کافر و مشرک هم دریافت می کند چه رسد به برادر مسلمان خود. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: «خداوند رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود خوب فراگبرد و چون هدایت شود، بپذیرد»

به کل عالم رویکرد «توحیدی» دارد

از منظر جوان مسلمان و انقلابی، کثرت مخلوقات در این عالم، و همچنین وجود نظام اسباب، مانع از دیدن وحدت، و احاطه کامل خداوند متعال بر تمامی امور عالم نیست. «وَسِعَ کُرسیُّهُ السَّمواتِ و الارض». جوان مسلمان می داند که اول و آخر، و ظاهر و باطن این عالم خداست، ذرات عالم، من جمله ذرات وجود خود انسان، جنود الهی و مأموران خداوند به شمار می روند. با این نگاه بنیادی است که این آیه شریفه به خوبی درک می شود که خطاب به پیامبر اکرم (ص) فرمود: «و ما رَمَیتَ إذ رَمَیت و لکنَّ اللهَ رَمَی» یعنی ای پیامبر، در جنگ بدر، این تو نبودی که به صورت انبوه کافرانِ تا دندان مسلح خاک و سنگ انداختی و آنها را زمین گیر کردی، بلکه این خداوند بود که خاک و سنگ به صورت آنها انداخت!

نُؤمِنُ بِبَعضٍ و نَکفُرُ بِبَعضٍ، نیست

جوان مسلمان و انقلابی، دین را یک مجموعه جامع و منسجم می داند که لازمه تسلیم شدن در برابر آن، پذیرش و عمل به همه آن است نه بخشی از آن. اینگونه نیست که مانند منافقان، به هر بخشی از دین که به نفعشان بود ایمان آورند و به بقیه دین، کافر شوند. جالب است که منافقان برای این کار توجیه نیز درست می کنند. آنان با این بهانه که بخشی از دین تاریخی است و متعلق به زمان خودش بوده است، و یا این قسمت از تعالیم اسلامی که به دستمان رسیده، سند و مدرک صحیحی ندارد و تفسیر علما از این بخش از دین درست نیست و امثال این بهانه ها، نهایتاً از اسلام یک دین ناقص، منزوی و ناکارامد درست می کنند تا بلکه از این طریق بتوانند دنیای بی ارزش خود که بر روی باطل و ظلم بنا شده است را حفظ کنند.

با «ولایت»، پیوندی ناگسستنی دارد

جوان مسلمان و انقلابی می داند که باید دوش به دوش امام زمان خود (ع) و در زمان غیبت امام، دوش به دوش نایب امام خود حرکت کند. آنها کشتیِ در حال حرکت در دریای مواج هستند که هر کس بر آن کشتی سوار شود از خطر غرق شدن در امان می ماند، و هر کس سوار این کشتی نشود یا آن را ترک کند، غرق می شود. بنابراین، نه ذره ای از امامش جلو می زند و نه ذره ای از او عقب می ماند چراکه « المُتِقَدِم لَهُم مارق و المُتِأخِّرُ عنهُم زاهق و الّلازمُ لهُم لاحِق» یعنی: هر کس بر آنها پیشی بگیرد از دین خدا خارج شده، هر کس از آنها عقب بماند هلاک شده و هر کس همراه آنها باشد، به آنان ملحق شده است. با این وصف، جوان مسلمان و انقلابی، گوش به فرمان ولی فقیه و نایب امام زمان است. خواسته های خود را به خواسته های او مقدم نمی کند، در برابر رأی او رأی صادر نمی کند، و همراهی حقیقی با ولی فقیه در دروان غیبت را، تضمینی برای حضور در کنار امام زمان (عج) در عصر ظهور می داند.

آرمان گراست

جوان مسلمان و انقلابی آرمان های بلند دارد و همواره برای رسیدن به این آرمان ها در تلاش است. از نظر او، آرمانگرایی با واقع گرایی تعارضی ندارد. آرمان نداشتن و یا کنار گذاشتن آرمان ها، موجب افتادن در ورطه روزمرّگی و به تبع آن، پوچی و پژمردگی است.

درباره «حق»، مردّد و دو دل نیست

جوان مسلمان و انقلابی با برهان حق را پذیرفته و نه با اوهام؛ لذا درباره حق یقین کامل دارد و هیچگاه درباره آن دچار شک و تردید نمی شود. او در راه حق ثُبات قدم دارد و در میان حق و باطل تردد نمی کند. از همین جاست که او هیچگاه از حقگراییِ خود در گذشته، نادم و پشیمان نیست و از آن با قدرت دفاع می کند.

مرز «جبهه حق» و «جبهه باطل» را گم نمی کند

با هدایت های امام، تفاوت ها و تمایزات حق و باطل برای جوان مسلمان و انقلابی روشن است. از نظر او، مرز میان حق و باطل مخفی نیست؛ بنابراین، راه را گم نمی کند و دچار خودزنی نمی شود. او شگردهای دشمن را برای فتنه گری و پوشاندن لباس حق بر باطل از امام خود به خوبی فراگرفته است و لذا در فتنه ها هرقدر هم که سنگین و پیچیده باشد، خود را از آسیب و انحراف حفظ می کند.

با دشمن و دوست دشمن، دوستی نمی کند

جوان مسلمان و انقلابی، دوست و دشمن را به خوبی از همدیگر تشخیص می دهد و در این زمینه دچار اشتباه نمی شود. نه دشمن را دوست می پندارد و نه دوست را دشمن. او به مصداق آیه شریفه «أشدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» در برابر کفار سرسخت، و در برابر دوستان مهربان است نه بالعکس! جوان مسلمان و انقلابی به هیچ وجه به دشمن روی خوش نشان نمی دهد و دست خود را به دوستی به سمت دشمن دراز نمی کند. او نه تنها باب دوستی را با دشمن باز نمی کند، بلکه به حکم عقل، با دوست دشمن نیز طرح دوستی نمی ریزد.

بدون وجود حجت الهی، همرنگ جماعت نمی شود

از نگاه جوان مسلمان و انقلابی، همراهی با جماعت یا اکثریت، تنها زمانی مشروع است که آن جماعت و اکثریت بر حق باشند. تا حجت الهی که همان حق است وجود نداشته باشد با اکثریت همراه نمی شود هرچند دچار رنج و محرومیت شود. با این ملاحظه است که جوان مسلمان و انقلابی از شنا کردن بر خلاف مسیر رود خروشان هراسی ندارد و هرگاه لازم باشد با شجاعت به این کار مبادرت می کند.

با کسی بر سر «حق» معامله نمی کند

جوان مسلمان و انقلابی، مفتخر است که با تأسی از اسوه و الگوی اهل عالم یعنی پیامبر اکرم (ص)، حق را خط قرمز خود می داند؛ لذا اگر دنیا را با همه گنجینه هایش به او اعطا کنند و وعده عمر جاویدان در این دنیا را نیز به او بدهند، حاضر نیست بر سر حق با کسی معامله کند و از آن ذره ای کوتاه بیاید. کما اینکه امام علی (ع) به این مضمون فرمودند: به خدا قسم، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر افلاک است به من ببخشند تا پوست جویی را به ناحق از دهان مورچه ای برگیرم، چنین نخواهم کرد.

بی درد و بی تفاوت نیست

جوان مسلمان و انقلابی درد دارد. درد دین، درد جامعه، درد هدایت گمراهان، درد محرومین و پابرهنگان. او با همین دردها زنده است و اتفاقاً زندگیِ بدون درد را مساوی با مرگ می داند. او نسبت به مسائل اجتماعی غافل نیست و حاضر نمی شود که از متن جامعه فرار کند و به گوشه نشینی رو آورد. یعنی نه اینگونه است که زندگی را بازی فرض کند و دل خود را به تفریح و خوشگذرانی خوش کند، و نه اینگونه است که حاضر باشد به بهانه های واهی- و حتی نوعی مقدس نمایی- از انجام مسئولیت های اجتماعی سرباز بزند و دچار خودانزوایی گردد.

غیرتمند است

جوان مسلمان و انقلابی نسبت به عقاید و باورهای دینی، نسبت به مقدسات حقیقی، و نسبت به دارایی های ملی و اسلامی خود نظیر سرزمین، عزت و استقلال حساسیت نشان می دهد و با تعصب مثبت، در برابر تخریب باورها و مقدسات اسلامی، و هتک حرمت نوامیس ملی و دینی، از خود غیرت نشان می دهد. اینگونه نیست که درباره امت اسلام و یا کشورش خیانت شود و او در برابر این موضوع عکس العمل مناسب و قاطع نشان ندهد.

اهل مجاهده است

جوان مسلمان و انقلابی یک لحظه آرام و قرار ندارد. همواره در حال جهد و کوشش است. او تنبل و ساکن نیست. پرکار و پر تلاش است. وجدان کاری دارد. اهل کارهای ناقص، سُست و ضعیف نیست. اساساً در قاموس جوان مسلمان و انقلابی، «نمی شود» و «نمی توانیم» وجود ندارد. به اذن الهی وارد هر کار بزرگی که لازم باشد می شود و به لطف الهی، از آن کار سربلند بیرون می آید و اتفاقاً دشمن نیز همین اعتماد به نفس و خودباوری را نشانه گرفته است. دشمن به خوبی می داند که اگر خودباوری در میان جوانان ما نباشد، جامعه اسلامی دوباره به دوران گذشته اش که دوران سرسپردگی و اسارت بود، بازخواهد گشت.

منظم و سازمان پذیر است

جوان مسلمان و انقلابی، شلخته و بی نظم نیست. انضباط کاری دارد. اهل محاسبه است. اهل مشورت است. تک رو نیست. گروهی، متشکّل و هماهنگ عمل می کند و به مقررات و سلسله مراتب تشکیلاتی احترام می گذارد.

مغلوب شرایط نمی شود

شرایط هر قدر هم که دچار نوسان باشد و افت و خیز داشته باشد، و یا هر میزان که شرایط عرصه را برای کار کردن تنگ کند، جوان مسلمان و انقلابی مغلوب آن نمی شود. در حقیقت، هیچگاه شرایط بر او سوار نمی شود بلکه اوست که تلاش می کند تا همیشه بر شرایط سوار باشد.

اهل ابتکار و نوآوری است

جوان مسلمان و انقلابی، منفعل نیست و درجا نمی زند؛ او همیشه به دنبال خلاقیت و یافتن راه ها، روش ها و ابزارهای جدید و کارآمد برای حرکتِ رو به جلوست. با همه این ها، به اسم نوگرایی، به سنت ها، دارایی ها و تجارب ارزشمند گذشته پشت نمی کند و به خوبی می داند که هر نویی یک روز کهنه می شود؛ لذا ملاک، نو و کهنه بودن نیست، بلکه ملاک، نسبتی است که یک امر با حقیقت و به تبع آن، کارایی دارد.

زیرک است اما فریبکار نیست

جوان مسلمان و انقلابی زیرک است یعنی کاملاً هوشمندانه و با در نظرگرفتن همه جوانب امر کار می کند. در عین حال، برای جوان مسلمان و انقلابی، زیرکی با فریبکاری و شارلاتانیسم کاملاً متفاوت است. او هیچگاه به اسم زیرکی و برای دست یابی به هدف، وسیله را توجیه نمی کند و مرتکب فریبکاری و ناجوانمردی، حتی علیه مخالفان خود نمی شود.

در کار خیر، از دیگران سبقت می گیرد

جوان مسلمان و انقلابی در فعالیت های خود بی حال و کُند نیست بلکه به مصداق آیه شریفه «فَاستَبِقُوا الخَیرات» که خطاب به مؤمنین می فرماید: در نیکی ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت بگیرید، چنان سریع حرکت می کند که از بقیه جلو می افتد. با این حال، دائماً مراقب است که سرعت بالا و سبقت گیری، تبدیل به شتاب زدگی و تهور هم نشود. به عبارت واضح، سرعت و سبقت همراه با دقت و کیفیت.

همواره به تکلیف فکر می کند

برای جوان مسلمان و انقلابی هیچ چیز مقدم بر انجام تکلیف نیست. بنابراین او به چیزی جز فهم تکلیف، و سپس انجام درست آن فکر نمی کند. از یک طرف، اینگونه نیست که نتیجه گراییِ صرف او را از انجام تکلیف مقرر شده باز بدارد و از طرف دیگر، اینگونه هم نیست که عدم انجام صحیح تکلیف و اهمال کاری، توفیق دست یابی به نتیجه مورد انتظار را از او بگیرد. در اینصورت، اساساً هیچگونه تعارضی میان تکلیف و دست یابی به نتیجه، وجود نخواهد داشت.

اهل افراط و تفریط نیست

جوان مسلمان و انقلابی یک عنصر میانه روست. نه در کارش زیاده روی می کند و نه کم کاری. همواره در وسط حرکت می کند. قرآن کریم خطاب به مسلمین می فرماید: «جعلناکم أُمّهً وسطاً» یعنی شما را امت میانه ای قرار دادیم ( میان افراط و تفریط ) تا لیاقت پیدا کنید بر سایر مردم گواه باشید. «لِتَکونوا شُهَداءَ علی النّاس». بعضی ها فکر می کنند، میانه روی یعنی تردد در بین حق و باطل، مقداری از حق و مقداری از باطل را گرفتن! این در حالی است که میانه روی، یعنی تردد صرف در میدان حق و گرایش پیدا نکردن به باطل، چراکه باطل، یا افراط است و یا تفریط.

شور و عقلانیت را با هم پیوند می زند

زندگی بدون حماسه بی معناست. اگر شور و عقلانیت پیوند نخورند، حماسه بوجود نمی آید و بدون حماسه، روشن است که کارهای عظیم و منحصربفرد هیچگاه انجام نمی شود. با این حال، توصیه به خلق حماسه، منافاتی با عقلانیت ندارد. اصولاً حماسه زمانی حماسه است که شور و عقلانیت در هم تنیده شده باشند و الا حماسه ای که فاقد عقلانیت باشد، ارزشی ندارد. با این وصف، جوان مسلمان و انقلابی، کسی است که با برقراری پیوند میان شور و عقلانیت، زمینه خلق حماسه های عظیم را فراهم می کند.

بدون تابلو کار می کند

جوان مسلمان و انقلابی، فقط برای رضای خدا کار می کند لذا اهل ریاکاری نیست. از نظر او، خودنمایی و نصب و بزرگ کردن تابلو، یکی از نشانه های نبود اخلاص است. لذا جوان مسلمان و انقلابی، دوست دارد تا حدی که می تواند و این اجازه به او داده می شود، گمنام و بدون تابلو کار کند. فلسفۀ گمنامی هم این است که کار برای خوشایند دیگران و یا به منظور کسب شهرت، ارزش حقیقی ندارد. یک امر صد در صد اعتباری است لذا ثمره ای برای انسان نخواهد داشت. از طرف دیگر، اگر انسان برای خدا کار کند، خداوند بر همه چیز گواه است «و هو علی کُلِّ شیءٍ شهید». لذا نیازی به راه انداختن سر و صدا نیست. با همین مبنا، جوان مسلمان و انقلابی نه زبان به تملّق درباره کسی می گشاید و نه اجازه می دهد درباره او تملّق و و چاپلوسی شود.

با عمل خود، دیگران را به حق دعوت می کند

جوان مسلمان و انقلابی، با حرف زدنِ صرف مردم را به خیر و صلاح حقیقی دعوت نمی کند. او می داند که اگر در شخصیت او نفاق راه پیدا کند و بین گفتار و رفتارش تناقض دیده شود، حرف ها به ضد خودش تبدیل می شود. بنابراین، عمل جوان مسلمان و انقلابی اگر از حرف او جلو نیفتد، از آن عقب نخواهد افتاد. چه زیبا امیرالمؤمنین (ع) می فرماید که «ای مردم! سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتی فرا نمی خوانم، مگر آنکه پیش از آن، خود عمل کرده ام و از معصیتی شما را باز نمی دارم، جز آنکه پیش از آن ترک گفته ام».

ادامه دارد..

همچنین ببینید

روش کلاسداری

بخش اوّل: ارکان کلاسداری ارکان و مراحل کلاسداری الف) شروع مناسب لازمه شروع مناسب درک …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 48 = 50