خانه / مهارت / مهارت فعالیت های گروهی/ رفتارهای گروهی دشوار

مهارت فعالیت های گروهی/ رفتارهای گروهی دشوار

انواع مختلفی از « رفتارهای دشوار » وجود دارند که می‌تواند در موقعیت‌­های گروهی رخ دهند. این متن برخی از رایج‌ترین موارد را شرح می‌دهد: تضاد، عدم مشارکت یا کناره‌­گیری، انحصارطلبی و قربانی کردن.

سطح موفقیت یک گروه در نهایت بستگی به سطح انسجام درون گروه دارد، به عبارتی، موفقیت به چگونگی تعامل اعضای گروه و کنار آمدن آن‌ها با یکدیگر بستگی دارد.

با شناخت، درک و به حداقل رساندن رفتارهای گروهی مشکل‌ساز، کار گروهی مؤثرتر و کارآمدتر می‌شود.

در ادامه به بعضی از رفتارهای دشوار که به راحتی قابل حل نیست اشاره می شود:

  • تضاد

اختلاف‌نظر در میان گروه‌ها رایج بوده و اغلب راهی مطمئن برای ایجاد انسجام است؛ زیرا درصورتی‌که افراد در مورد یک مسئله خاص مخالف باشند، فرصتی می‌یابند تا دلیل خود را شرح داده و شاید راه‌حل‌های مختلفی برای مشکلات گروه ارائه دهند.

تعارض و بحث بیشتر می‌تواند راه خوبی برای بازتاب و شفاف­‌سازی اهداف گروه باشد و می‌تواند با در نظر گرفتن دیدگاه‌های تمام اعضای گروه، درک اعضا را بهبود بخشد. تضادها تنها زمانی تبدیل به مشکل می‌شوند که جنبه­ شخصی پیداکرده، به سمت فرد یا گروهی از افراد نشانه گرفته شوند و یا مدت‌زمان زیادی طول بکشند که در این صورت به ضرر اهداف گروه خواهد بود.

مدیریت مؤثر گروه و انسجام باعث می‌شوند تا این اختلاف‌نظرها برای گروه و افراد مثبت باشند. مثال زیر شرح می‌دهد که چگونه می‌توان از تبدیل‌شدن اختلاف‌نظرها به مشکلات جدی‌تر که منجر به اختلال و آشفتگی در گروه می‌شوند، جلوگیری کرد.

یک فرد در یک گروه می‌تواند چیزهایی که توسط مسئول و یا سایر اعضای گروه گفته می‌شود را به چالش بکشد. این می‌تواند منجر به اختلال در گروه شده و بر پیشرفت و وضعیت احساسی اعضای دیگر تأثیر بگذارد. هر نوع چالش یا اختلاف‌نظر باید به‌طور واضح مورد بحث قرار گیرد، به‌ویژه اگر به نظر برسد دلیل معتبری برای آن وجود دارد. فرد مخالف باید تشویق شود که دیدگاه‌های خود را به‌صورت مثبت برای سایر اعضای گروه بیان کند. اگر این وضعیت در محیط گروه حل نشود، مسئول گروه می‌تواند گفت‌­وگو در مورد مسائل مربوط به شخص را به‌دور از سایر اعضای گروه ادامه دهد. در صورت تمایل، اختلاف‌نظر می‌تواند درزمانی مشخص و توسط گروه مورد بحث قرار گیرد، به‌طوری‌که گروه به‌عنوان یک کل بتواند در مورد برخی از راه­‌حل‌­ها مذاکره کند.

  • عدم مشارکت یا کناره‌­گیری

هرکسی حق دارد که در گروه مشارکت نداشته باشد، با این‌حال معمولاً همه­ اعضا سعی می‌کنند در گروه همکاری کنند.

بعضی از اعضا به‌جای مشارکت کلامی، ترجیح می‌دهند نظاره‌­گر باشند و برخی نیز ممکن است مایل به همکاری و مشارکت باشند، ولی احساس خجالت، ترس از ابراز وجود یا عدم اعتمادبه‌نفس داشته باشند. برای غلبه بر فقدان اعتمادبه‌نفس اعضایی که مایل به شرکت در بحث هستند، اتخاذ یک رویکرد مثبت و دلگرم‌کننده لازم است، بااین‌حال، نباید برای مشارکت در گروه تحت‌ فشار قرار بگیرند.

برخی از اعضای گروه که کناره­‌گیری می‌کنند، ممکن است مدتی طول بکشد تا با محیط گروهی انس گرفته و اظهارنظر کنند. با گذشت زمان، اعضای برون‌گرای گروه که در ابتدا زیاد صحبت می‌کردند ممکن است بیشتر گوش دهند و کمتر صحبت کنند، درحالی‌که افرادی که در ابتدا کم­تر صحبت می‌کردند اکنون بیشتر راغب به آن هستند. این امر منجر به مشارکت متعادل‌تری خواهد شد.

  • انحصارطلبی

ممکن است زمان‌هایی وجود داشته باشند که یکی از افراد گروه نسبت به سایرین حرف‌های بیشتری برای گفتن داشته باشد.

این امر زمانی می‌تواند رخ دهد که یک عضو در یک حوزه دارای تخصص باشد و نیاز است تا اطلاعات خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. بااین‌حال، انحصارطلبی وقتی رخ می‌دهد که یک یا دو عضو بر گروه مسلط شده و نقش بقیه­ اعضا کمرنگ‌تر شود.

انحصارطلبی می‌تواند منجر به رنجش دیگران در گروه شود که درنتیجه احساس خواهند کرد فرصت اظهارنظر ندارند.

مسئول گروه می‌تواند با شرح وظایف برای فرد وضعیت را بهبود بخشیده و با پرسیدن نظرات سایرین بحث را به سمت آن‌ها معطوف نماید. در شرایطی که تضاد در فضای گروهی قابل‌حل نیست، بهترین راهبرد ممکن این است که بحث در مورد مشکل تنها با فرد مربوطه ادامه یابد، به‌نحوی‌که مثبت بوده و روحیه و مشارکت­‌های آتی وی را کاهش ندهد.

  • قربانی کردن

هنگامی‌که اشتباهی در گروه رخ می­دهد، متهم کردن یک یا چند نفر در گروه آسان­ترین کار ممکن است، این کار با عنوان قربانی کردن شناخته می‌شود و می‌تواند به فرد مربوطه و همچنین به گروه به‌عنوان یک کل، صدمه بزند.

فرد قربانی می‌تواند توسط گروه طرد شده و هدف خشم، محروم­‌سازی و تمسخر گروه قرار بگیرد. چنین رفتاری ممکن است منجر به کناره­‌گیری فرد شود، به‌خصوص درصورتی‌که شخص نخواهد یا نتواند از خود دفاع کند. همه­ مردم مرتکب اشتباهاتی می‌شوند و همه­ ما گاهی اوقات با شکست مواجه می‌شویم. قربانی کردن می‌تواند با قلدری قابل‌مقایسه باشد و صدمه­ زیادی به اعتمادبه‌نفس فرد قربانی وارد کند.

اگر گروه به خاطر یک نفر شکست‌خورده باشد، راه مناسب برای رسیدگی به این وضعیت این است که فرد صحبتی خصوصی با مسئول گروه داشته باشد. هدف یک گروه اجماع و حمایت از یکدیگر است. بنابراین کل گروه می‌تواند به دلیل اختصاص دادن وظایف نامناسب به یک شخص یا عدم پشتیبانی کافی از وی، مورد سرزنش واقع شود.

در صورت قربانی شدن یک فرد، مسئول گروه می‌تواند گروه را برای مدتی به چند زیرگروه تقسیم کند تا اثر اتهام گروه به آن شخص کاهش یابد. تعاملات بین فردی در یک واحد کوچک‌تر می‌توانند ساختار متفاوتی یافته و به بازگشت اعتمادبه‌نفس اعضا کمک کند. سازمان­دهی دوباره­ی گروه می‌تواند رفتارهای درون کل گروه را اصلاح و تغییر دهد.

  • سایر زمینه­‌های مشکل

بسیاری از مسائل دیگر ممکن است در داخل گروه‌ها به وجود آیند، ازجمله نگرانی عمومی نسبت به مشکلات خاصی مانند حضور نامنظم و رفتارها یا مشاجرات پرخاشگرانه.

راهکارهای مسئول گروه برای مقابله به‌طور عمده به ویژگی‌های گروه بستگی دارند. سن، توانایی‌ها، انگیزه و احساسات اعضا. مشکلات اغلب می‌توانند به‌صورت زیر حل شوند:

  • با دستورالعمل‌های واضحی که با توجه به قوانین یا هنجارهای گروه مشخص می­شوند. بسیاری از گروه‌های رسمی در مرحله­ اول روی این قوانین مذاکره کرده و به توافق می‌رسند.
  • با بازخورد مثبت به مشارکت افراد، از سوی مسئول گروه و سایر اعضای گروه.
  • در مواردی که مشکلات به وجود می‌آیند، علت آن‌ها باید به‌وضوح درک شود.

همچنین ببینید

شیوه های جذب استاد نوری

دارید وارد جایی می شوید که خیلی ها از شما شناخت درستی ندارند. درست همین …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 + = 11