خانه / تربیت / نگاهی به تعلیم و تربیت اسلامی با مروری بر آثار شهید مطهری [۱]

نگاهی به تعلیم و تربیت اسلامی با مروری بر آثار شهید مطهری [۱]

شهید مطهری متفکر برجسته ای است که مطالعه آثار وی و غور در تفکراتش نه تنها دید افراد را نسبت به مسائل مختلف وسیع تر و کامل تر می نماید بلکه به افراد شیوه اندیشیدن، عدم تقلید کورکورانه و تحلیل منطقی را نیز یاد می دهد، چرا که به راستی شیوه استاد در نگارش و بیان مطالب، بسیار منطقی و دقیق است. در این مجال، نگاهی هر چند گذرا به تفکرات این شهید بزرگوار در باره تعلیم و تربیت خواهیم داشت.
از آنجا که شهید مطهری اسلام را دینی جامع و همه جانبه می داند که قرار است برای همه انسانها راهنما باشد، تعلیم و تربیت را نیز به عنوان بخشی از مکتب اسلام قابل بررسی گسترده می داند و برای آن اهمیت بسیاری قائل است. وی معتقد است در اسلام قطعا برنامه آموزشی مشخصی وجود دارد. ” تعلیم و تربیت، بحث ساختن افراد انسانها است. یک مکتب که دارای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبه‏ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی دارد، نمی‏تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد “(مطهری، ۱۳۷۳تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۱۶)
شهید مطهری علم آموزی را برای همه اعم از زن و مرد لازم میداند و معتقد است در اسلام هم به زنان و هم به مردان توصیه شده که علم بیاموزند و تفاوتی در توصیه به علم آموزی بین زنان و مردان وجود ندارد. “طلب العلم فریضة علی کل مسلم، از مسلمات احادیث نبوی‏ است، و مسلم در اینجا خصوصیت ندارد و مقابل مسلمه نیست. اصلا صیغه مذکر در زبان عربی برای خصوص مرد وضع نشده. صیغه مذکر وقتی که در مقابل مؤنث قرار بگیرد اختصاص به مرد دارد، ولی وقتی که‏ مقابل مؤنث قرار نگیرد معمولا برای اعم است “(مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۲۸).
از دیدگاه شهید مطهری علم آموزی یکی از ابعاد معنوی انسان است و فقط بعد مادی آن مطرح نیست. ” انسان، دانش و آگاهی را تنها از آن جهت که او را بر طبیعت مسلط می‏کند و به سود زندگی مادی اوست، نمی‏خواهد. در انسان غریزة حقیقت جویی و تحقیق وجود دارد، نفس دانایی و آگاهی برای انسان، مطلوب و لذت بخش است. علم گذشته از اینکه وسیله‏ای است برای بهتر زیستن و برای خوب از عهدة مسؤولیت برآمدن، فی حد نفسه نیزمطلوب بشر است. انسان اگر بداند رازی در ورای کهکشانها وجود دارد ودانستن و ندانستن آن تأثیری در زندگی او ندارد، باز هم ترجیح می‏دهد که‏ آن را بداند. انسان طبعا از جهل فرار می‏کند و به سوی علم می‏شتابد. بنابراین، علم و آگاهی یکی از ابعاد معنوی وجود انسان است. (مطهری، انسان در قرآن، ۱۳۷۳، ص۱۸)
علم گاهی فراتر از کسب لذت معنوی است و بر انسان واجب می گردد، چرا که واجب است مسلمان علم به قضایایی داشته باشد تا بتواند وظیفه اش را به خوبی انجام دهد. “بعضی علم ها واجب عینی است، یعنی‏ خود آن علم به عنوان یک اعتقاد بر هر مسلمانی لازم و واجب است، مثل‏ معرفةالله، علم بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر، آن مقدار که مقدمه ایمان یا از شرایط ایمان است… علم یا خودش هدف است و یا مقدمه است برای هدفی. هر جا که خودش‏ هدف است، واجب است، مثل همین اصول عقاید. هر جا هم که خودش هدف‏ نیست. اگر هدفی از هدف های اسلامی متوقف به آن باشد، از باب مقدمه‏ واجب، واجب می‏شود… وظیفه‏ای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد، همان علم برایش(مسلمان) واجب‏ می‏شود به عنوان یک واجب نفسی تهیوی، یعنی واجبی که ما را آماده می‏کند برای واجب دیگر، واجبی که نوعی واجب مقدمی است “(مطهری، تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۱).
همچنین دریای علم از دیدگاه شهید مطهری بدون ساحل است. و تعلیم و تربیت و آموختن، حد معین ندارد. “(آموختن علم) در هر زمانی به هر حدی که امکان دارد، به همان حد واجب است ” (مطهری، تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۲-۳۰). شهید مطهری در مطالبی دیگر چنین بیان می دارند: “فریضه علم از هر جهت تابع میزان احتیاج جامعه است. یک روز بود که‏کشاورزی و صنایع مورد احتیاج و تجارت و سیاست، هیچکدام علم و تحصیل‏ لازم نداشت. مردم با شاگردی کردن مختصر پیش آهنگر یا نجار یا تاجر، وکار کردن زیر دست یک سیاستمدار یا صنعتگر یا تاجر، سیاستمدار و صنعتگرو تاجر می‏شدند. اما امروز وضع دنیا عوض شده و احتیاجات جامعه عوض شده‏، هیچ یک از آن کارها به طرز مناسب بادنیای امروز و به شکلی که بتواند با قافله زندگی هماهنگ بشود بدون علم وتحصیل میسر نیست. حتی کشاورزی هم باید روی اصول علمی و فنی باشد. یک‏ بازرگان تا درس اقتصاد نخوانده باشد نمی‏تواند بازرگان حسابی باشد. یک‏سیاستمدار تا درس سیاست نخوانده باشد نمی‏تواند در دنیای امروز سیاستمدار خوبی باشد. کسب و کارهائی امروز پیدا شده که بدون سواد ودرس و تخصص ممکن نیست. نوع آن کارهائی که درگذشته با تمرین مختصر یا
شاگردی مختصر زیر دست یک نفر می‏شد یاد گرفت، حالا اینقدر فرق کرده که‏جز در دبیرستان های حرفه‏ای یا دانشکده‏های فنی و غیره نمی‏توان آنها را یادگرفت. اکثر کارها تکنسین و متخصص فنی لازم دارد(مطهری، ده گفتار، ۱۳۶۸، ص۱۶۸ و۱۶۹).
تفکرات شهید مطهری(ره) بیانگر پیشرو بودن وی در بسیاری از مسایل از جمله تعلیم و تربیت است. ازنظر وی معلم وظیفه اش بسیار فراتر از این است که صرفا به ارائه یک سری اطلاعات به شاگردان مشغول گردد بلکه معلم وظیفه دارد شاگردان را عاقل تربیت کند و نه صرفا عالم.
“ما دو مسأله داریم، یکی مسأله پرورش عقل، و دیگر مسأله علم. مسأله علم همان آموزش دادن است… هدف معلم باید بالاتر باشد و آن اینست که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند… به هر حال خیال نمی‏کنم این مسأله جای تردید باشد که در آموزش و پرورش، هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و به جامعه باشد. تعلیم دهنده و مربی هر که هست: معلم است، استاد است، خطیب است، واعظ است. باید کوشش کند که [به شخص] رشد فکری یعنی قوه تجزیه و تحلیل بدهد،
نه اینکه تمام همش این باشد که هی بیاموزید، هی فراگیرید، هی حفظ کنید. در این صورت چیزی نخواهد شد “(مطهری، تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام، ۱۳۷۳، ص۱۸-۲۴) “حضرت موسی بن جعفر (ع) خطاب به هشام اینطور می‏فرماید: ” یا هشام ان الله تبارک وتعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال ” خدا اهل عقل و فهم رابشارت داده و فرموده: ” فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه. از این حدیث کاملا پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای‏ انسان همین تمییز و جدا کردن است، جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی، و خلاصه غربال کردن. ‏عقل آنوقت برای انسان عقل است که به شکل غربال دربیاید، یعنی هر چه‏را که وارد می‏شود سبک سنگین کند، غربال کند، آنهایی را که به درد نمی‏خورد دور بریزد و به درد خورها را نگاه دارد. “(مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۸)
تقویت قوه تجزیه و تحلیل موجب می شود که افراد به علم روی آورند و نه تقلید. “در اسلام گرایش عن علم است نه عن تقلید “(مطهری، تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام، ۱۳۷۳، ص ۳۱) قرآن اساسش بر مذمت کسانی است که اسیر تقلید و پیروی از آباء وگذشتگان هستند و تعقل و فکر نمی‏کنند تا خودشان را از این اسارت آزاد بکنند. هدف قرآن از این مذمت چیست؟ هدف قرآن تربیت است. یعنی درواقع می‏خواهد افراد را بیدار کند که مقیاس و معیار باید تشخیص و عقل و فکر باشد نه صرف اینکه پدران ما چنین کردند ما هم چنین می‏کنیم. “(همان، ص۴۶)
پرورش عقل آنچنانکه گفته شد از اهمیت بالایی برخوردار است لذا نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد:
۱ – لزوم توأم بودن عقل و علم: “عقل و علم باید با یکدیگر توأم باشد، و این نکته بسیار خوبی است. اگر انسان تفکر کند ولی اطلاعاتش ضعیف باشد، مثل کارخانه‏ای است که ماده خام ندارد یا ماده خامش کم است، قهرا نمی‏تواند کار بکند یا محصولش کم خواهد بود. محصول بستگی دارد به اینکه ماده خام‏برسد. اگرکارخانه ماده خام زیاد داشته باشد ولی کار نکند باز فلج است‏ و محصولی نخواهد داشت. “(مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۴۵)
۲ – آخربینی: یکی دیگر از خواص عقل که تربیت عقل افراد باید بر این اساس باشد مسأله آینده را به حساب آوردن است که روی این مطلب نیز در تربیتهای اسلامی زیاد تکیه می‏شود که خودتان را در زمان حال حبس نکنید، به آینده‏ توجه داشته باشید و عواقب و لوازم و نتایج نهائی کار را در نظر بگیرید(مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۴۴)
به علاوه، در کتاب تعلیم و تربیت اسلامی از چند عامل به عنوان عوامل تربیت یاد شده است:
۱- اراده: هیچ مکتبی در دنیا پیدا نمی‏شود که به این اصل اعتقاد نداشته باشد که اراده در انسان باید
تقویت شود. مثلا اگر انسان می‏خواهد بچه را تربیت بکند باید کاری بکندکه اراده در وجودش تقویت شود. (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۲۴)
۲- نقش عبادت در تربیت: نتیجه‏ای که می‏گیریم اینست که درباب عبادت و نیایش اگر انسان علاقمند
به تربیت خودش و فرزندانش به تربیت اسلامی هست و یا می‏خواهد افرادی را تربیت بکند، واقعا باید به مسئله نیایش، دعا و عبادت اهمیت بدهد. و اصلا مسئله عبادت قطع نظر از اینکه پرورش یک‏
حس اصیل است، تأثیر زیادی در سایر نواحی انسان دارد. اینست که‏بزرگان همیشه توصیه می‏کنند: ” هر مقدار کار زیاد داری، در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار. (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۴۱)
۳- تفکر: یکی از عوامل اصلاح و تربیت نفس در تعلیمات اسلامی، عادت کردن به تفکر است. تفکر باید برای انسان عادت بشود. عادت کردن به تفکر، یعنی درباره هر کاری که انسان می‏خواهد تصمیم بگیرد، عادت داشته باشد که قبلا کاملا روی آن کار فکر بکند، و این از نظر اخلاقی همان‏ نظیر محاسبة النفس است. و غیر از این که در هر کاری انسان‏ باید قبلا فکر کند، توصیه شده است که در هر شبانه روز ولو چند دقیقه هم شده است، انسان باید به خودش مجال بدهد که درباره خودش فکر بکند و درباره کارهایی که باید در مورد آنها تصمیم بگیرد، بیندیشد. ” (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۸۶)
۴- محبت: محبت و علاقه به هر فردی موجب می شود انسان او را الگو قرار دهد چه خوب است انسان به اولیای خدا محبت پیدا کند.
۵- ازدواج: “نقش تربیتی ازدواج این است که ازدواج اولین قدمی است که انسان از خودپرستی و خوددوستی به سوی غیردوستی برمی‏دارد. تا قبل از ازدواج، فقط یک من وجود داشت و همه چیز برای من بود. اولین مرحله‏ای که این حصار شکسته می‏شود، یعنی یک‏موجود دیگری هم در کنار این من قرار می‏گیرد و برای او معنی پیدامی‏کند، کار می‏کند، زحمت می‏کشد، خدمت می‏کند نه برای من بلکه برای او، در ازدواج است “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۹۷)
۶- جهاد: جهاد عامل مهمی در تربیت انسان است. “جهاد هم مانند ازدواج خودش یک عاملی است که جانشین نمی‏پذیرد. یعنی امکان ندارد که یک مؤمن مسلمان جهاد رفته و یک مؤمن مسلمان جهاد ندیده، از نظرروحیه یک جور باشند. انسان در شرایطی قرار بگیرد (ما که قرارنگرفته‏ایم و نمی‏دانیم اگر در آن شرایط قرار بگیریم چه از آب درمی‏آید که با کسی روبروست و او به روی وی اسلحه کشیده، در لحظه‏ای باید تصمیم‏ بگیرد، شور ایمانیش چنان ثابت و پابرجا باشد که در آن لحظه مرگ، خودش را به خاطر دین و ایمانش در کام اژدهای مرگ بیندازد. کاری که از این عامل ساخته است، از عامل های دیگر ساخته نیست. “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۳۹۹)
۷- کار: کار عامل مهمی در تربیت انسان است چون آثار مثبتی دارد از جمله اینکه باعث دوری از گناه و همچنین تمرکز قوه خیال م یگردد. انسان یک نیرویی دارد و آن این است که دائما ذهنش و خیالش کار
می‏کند. وقتی که انسان درباره مسائل کلی به طور منظم فکر می‏کند که از یک مقدمه‏ای نتیجه‏ای می‏گیرد، این را می‏گوییم تفکر و تعقل، ولی وقتی که ذهن‏ انسان بدون اینکه نظمی داشته باشد و بخواهد نتیجه‏گیری کند و رابطه منطقی بین قضایا را کشف نماید، همینطور که تداعی می‏کند، از اینجا به آنجابرود، این یک حالت عارضی است که اگر انسان خیال را در اختیار خودش نگیرد، یکی ازچیزهایی است که انسان را فاسد می‏کند، یعنی انسان نیازبه تمرکز قوه خیال دارد. اگر قوه خیال آزاد باشد منشأ فساد اخلاق انسان می‏شود. امیرالمؤمنین (ع) می‏فرمایند: اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول‏ می‏کند. “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص ۴۱۴)

ادامه دارد.. 

همچنین ببینید

بزرگان دین و اربعین

گرامیداشت و زنده نگه داشتن اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (علیه السلام) در …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 2 =