خانه / تربیت / نگاهی به تعلیم و تربیت اسلامی با مروری بر آثار شهید مطهری [۲]

نگاهی به تعلیم و تربیت اسلامی با مروری بر آثار شهید مطهری [۲]

ادامه از قسمت قبل..

با مروری بر دیدگاه شهید مطهری درباره تعلیم و تربیت توجه به نکات ذیل توصیه می گردد:
۱- نظام آموزشی باید تلاش داشته باشد در تربیت افراد به درستی و حق بودن، اهمیت دهد و نه به نظرات دیگران. به بیان دیگر بین سخن حق و سخنی که دارای طرفداران فراوانی است سخن حق ملاک است. وقتی تک تک افراد در نظام آموزشی این مسئله را می آموزند جامعه نیز به سمت صلاح پیش می رود.
قضاوتهای‏ مردم درباره انسان نباید برای او ملاک باشد. اینها یک بیماریهای عمومی است که اغلب افراد کم و بیش گرفتارش هستند. (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۴۹) به همین دلیل است که حضرت امیر(ع) می فرمایند: در راه راست از کمی روندگان نهراسید.
۲- از جمله وظایف نظام آموزشی تقویت روح علمی در افراد است ” فرق است میان‏ عالم بودن و روح علمی داشتن. ای بسا افرادی که روح علمی دارند ولی عالم نیستند و ای بسا کسانی که عالمند و روح علمی ندارند. روح علمی یعنی برخورد بدون تعصب و پیش داوری با مسائل ‏(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۵۲).
۳- تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی عمل است. اسلام بشر را متوجه این نکته‏ می‏کند که هر چه هست عمل است سرنوشت انسان را عمل او تشکیل می‏دهد این یک طرز تفکر واقع بینانه و منطقی و منطبق با ناموس خلقت است قرآن‏کریم راجع به عمل چقدر صحبت کرده باشد خوبست؟ و چقدر تعبیرات رسا وزیبایی در این زمینه دارد مثلا ” و ان لیس للا نسان الا ما سعی ” برای بشر جز آنچه که کوشش کرده است نیست یعنی سعادت بشر در گرو عمل‏ اوست “فمن یعمل مثقال ذرش خیرا یره و من یعمل مثقال ذرش شرا یره ” (مطهری، حق و باطل، ۱۳۶۲، ص۹۵).
۴- در تربیت اسلامی علم و ایمان باید توام باشند. علم به ما روشنائی و توانائی می‏بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی، علم ابزار می‏سازد و ایمان مقصد، علم سرعت می‏دهد و ایمان جهت، علم توانستن‏ است و ایمان خوب خواستن، علم می‏نمایاند که چه هست و ایمان الهام می‏بخشد که چه باید کرد، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون، علم جهان را جهان آدمی می‏کند و ایمان روان را روان آدمیت می‏سازد، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می‏دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می‏برد، علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز هم علم به انسان نیرو می‏دهد، هم‏ ایمان، اما علم نیروی منفصل می‏دهد و ایمان نیروی متصل علم زیبائی است و ایمان هم زیبائی است علم زیبائی عقل است و ایمان زیبائی روح، علم‏ زیبائی اندیشه است و ایمان زیبائی احساس هم علم به انسان امنیت می‏بخشدو هم ایمان علم امنیت برونی می‏دهد و ایمان امنیت درونی علم در مقابل هجوم بیماری ها، سیل ها، زلزله‏ها، طوفان ها، ایمنی می‏دهد، و ایمان در مقابل اضطراب ها، تنهائی ها، احساس بی پناهی‏ها، پوچ انگاری‏ها علم جهان را با انسان سازگار می‏کند و ایمان انسان را با خودش. (مطهری، انسان و ایمان، ۱۳۷۱، ص۲۴).
۵ – در تربیت افراد علاقه آنان باید مورد توجه قرار بگیرد. در نهج‏ البلاغه در کلمات قصار در سه جا جمله‏ ای به این معنا آمده که: “ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا “. دل یک میلی دارد و اقبالی و ادباری‏ “فأتوها من قبل شهوتها و اقبالها ” کوشش کنید دلها را از ناحیه میل آنها پرورش بدهید، به زور وادارشان نکنید. ‏قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار بگیرد کور می‏شود، یعنی خودش واپس می‏زند در حکمت ۱۸۸ می‏فرماید: “ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان فابتغوا لها طرائف الحکمة “. یعنی همین‏طور که تن انسان خسته می‏شود و احتیاج به استراحت دارد، دل انسان هم گاهی خسته می‏شود و احتیاج به استراحت دارد. (مقصود از دل روح است) در این صورت دیگر فکرهای سنگین را به او تحمیل‏نکنید، حکمت های طرفه و طریف – یعنی اعجاب انگیز و خوشحال کننده – ازقبیل ذوقیات و ادبیات را به او عرضه بدارید تا سر نشاط و سرحال بیاید. (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۵۸).
۶ – در مواقعی، از عامل ترس باید استفاده کرد. “در عین اینکه‏ ما عامل ترس را عاملی رشد دهنده و پرورش دهنده نمی‏دانیم ولی عامل لازمی می‏دانیم، اما مخصوصا در مورد کودک این نکته باید موردتوجه باشد – و نکته خوبی است که امروز بیشتر توجه دارند – که کودک کاملاباید آگاه باشد که تشویق یا تهدیدی که می‏شود برای چیست. اگر کودک نفهمد که برای چه تشویق می‏شود و بالخصوص اگر نفهمد برای چه تهدید می‏شود روحش به کلی مشوش می‏گردد، و امروز به این نکته پی برده‏اند که بسیاری از بیماریهای روانی در اثر ترساندنها یا کتک زدنها و ارعابهای بی جا درکودکی پیدا می‏شود. (مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۶۱). در اجتماع بزرگ البته مطلب روشن است که عامل خشونت لازم است در مواردی که آدم بزرگ می‏داند که فلان کار را نباید بکند ولی علیه مقررات وقوانین طغیان می‏کند. در چنین مواقعی برای جلوگیری از طغیان هیچ مانعی ندارد که عامل خشونت به کار برده شود. بنا بر این در عین اینکه عرض کردیم عامل ترس و ارعاب و خشونت عامل پرورش و شکوفا کردن نیست، ولی عامل لازمی است، شرط تربیت است گو اینکه عامل تربیت نیست. “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۶۲)
۷ – اساس قرار دادن شکوفایی روح برمبنای دوره های مختلف عمر دارای اهمیت زیادی است۰ ” اساس تربیت در انسان باید برشکوفا کردن روح باشد. آیا دوره‏های مختلف عمر از این نظر فرق می‏کند یانه؟ مسلم فرق می‏کند. بعضی دوره‏ها تناسب و موقعیت بسیار بهتری برای شکوفا شدن استعدادها دارد. همین دوره بعد از هفت سالگی که در احادیث هم به آن عنایت شده که از آن به بعد به تربیت بچه توجه بشود – همین‏ دوره از هفت سالگی تا حدود سی سالگی – دوره بسیار مناسبی است برای شکوفا شدن روح از نظر انواع استعدادها: استعداد علمی، استعداد دینی، وحتی استعداد اخلاقی، و لهذا جزء بهترین دوران عمر هر کسی همان دوران محصل‏ بودن اوست، چون هم اوان روحش یک اوان بسیار مناسبی است و هم در این‏
اوان در یک محیطی قرار می‏گیرد که روز به روز بر معلومات، افکار، اندیشه، ذوقیات و عواطفش افزوده می‏شود(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۶۳) در اسلام تن پروری به مفهوم صحیح کلمه – یعنی پرورش‏ جسم و تقویت قوای جسم – نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح هم هست (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص ۶۴).
۸- از بعضی عادات میتوان به عنوان یک مسئله موثر در تربیت استفاده نمود. عادات بر دو قسم است: عادات فعلی وعادات انفعالی. عادت فعلی آن است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار نمی‏گیرد بلکه کاری را در اثرتکرار و ممارست، بهتر انجام می‏دهد. هنرها و فنون، عادت است. همین نوشتن ما عادت است نه علم. اگر خط ننوشته باشیم نمی‏توانیم بنویسیم، وبه عبارت دیگر ما نمی‏توانیم یکباره بنویسیم بلکه باید به تدریج در اثرتمرین، عادت به نوشتن کنیم. حتی بسیاری از ملکات نفسانی، عادات‏فعلی است، مثل شجاعت. شجاعت، قوت قلب است. البته ممکن است که انسان کمی از آن را به طور طبیعی داشته باشد، ولی اینکه انسان یک حالت فوق‏العاده و قوت قلبی پیدا کند که در مواجهه با خطر خودش را نبازد وایستادگی کند، در اثر عادت پیدا می‏شود. وقتی انسان زیاد در مهالک قرار گرفت تدریجا این حالت در او پیدا می‏شود. جود و سخاوت، و عفت و پاکدامنی نیز از این قبیل است. (مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۸۴).
۹-در تربیت توجه به اخلاق بسیار مهم است. ” تربیت با اخلاق تفاوتی دارد، با اینکه اخلاق هم خود نوعی تربیت است وبه معنی کسب نوعی خلق و حالت و عادت می‏باشد(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۹۵) در مفهوم تربیت، قداست نخوابیده که بگوئیم تربیت یعنی کسی را آنطور پرورش بدهند که یک خصایص مافوق حیوان پیدا کند، بلکه تربیت جانی هم تربیت است، و این کلمه در مورد حیوانات نیز اطلاق می‏شود(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۹۵).
“تجربه نشان داده که آنجا که دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است. هیچیک از مکاتب اخلاقی غیردینی در کار خود موفقیت‏ نیافته‏اند. قدر مسلم اینست که دین لااقل به عنوان یک پشتوانه برای اخلاق بشر ضروری است. اینست که داد و فریادشان در این زمینه بلند است – با تعبیرات مختلف – که بشر هر اندازه که از لحاظ صنعت و تمدن پیش رفته، از نظر اخلاق عقب مانده است. چرا؟ زیرا مکاتب اخلاقی وجود نداشته. مکاتب اخلاقی که از قدیم بوده بیشتر مذهبی بوده و بس، و به هر نسبت که‏ دین و ایمان ضعیف گردیده عملا دیده شده است که اخلاق بشر پائین آمده. اینست که برای ایمان، لااقل به عنوان پشتوانه‏ ای برای اخلاق اگر نگوئیم تنها ضامن اجرای آن – باید ارزش فوق العاده قائل باشیم “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۱۱۹) ” یک مطلب هست و آن اینکه مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقی(رفتار) ‏
نباید اشتباه کرد. یعنی روی یک فعل نمی‏شود تکیه کرد و گفت همیشه این‏ فعل اخلاقی است، همچنان که نمی‏شود گفت همیشه این فعل ضد اخلاق است “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۱۴۸).
“غرض اینست که میان فعل اخلاقی و خود اخلاق باید تفاوت قائل شد. اینکه‏فعل اخلاقی تغییر می‏کند، با اسلام هم سازگار است. مثلا کسی می‏پرسد دزدی‏ حرام است یا حلال؟ می‏گوئیم حرام است. می‏گوید آیا جایی هست که دزدی‏ جایز باشد؟ می‏گوئیم بله، پیش می‏آید که حتی واجب می‏شود “(مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ۱۳۷۳، ص۱۵۶)

منابع: 
– مطهری، مرتضی. (۱۳۷۳). انسان در قرآن. تهران: صدرا.
– مطهری، مرتضی. (۱۳۷۱). انسان و ایمان. تهران: صدرا.
– مطهری، مرتضی. (۱۳۷۳). تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: صدرا.
– مطهری، مرتضی(۱۳۶۸). ده گفتار. تهران: صدرا.
– مطهری، مرتضی. (۱۳۶۲). حق و باطل. تهران: صدرا.

پایان.

همچنین ببینید

راهکارهای تربیتی کودکان در نهج البلاغه

یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده ها برای فرزندآوری، بحث تربیت است. كم نشنیده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 1 =