خانه / تبلیغ / ادب(منبر کوتاه)

ادب(منبر کوتاه)

ادب

ادب چیست و مودب کیست؟

کسی از امام حسین علیه السلام پرسید معنی ادب چیست آدم مودب کیست؟ حضرت فرمودند: معنی ادب این است از خانه ات که بیرون می آیی به هر کسی که میرسی بگویی این از من بهتر است یک سر و گردن از من بهتر است. نسبت به خانواده ات و فامیلت هم باید این طور باشی. اگر خودمان را دست پایین بگیریم خیلی کارهایمان درست می شود. اگر یکی را از خودت بالاتر بدانی تحویلش می گیری، احترامش می کنی، حرفش را گوش می کنی، اذیتش نمی کنی، فرمان نمی دهی. من معتقدم این جمله امام حسین دوای همه درد هاست. در تمام خانواده ها دعوا سر این است که من هر چه می گویم باید همان باشد یعنی منیت است یعنی زن و شوهر هر دوتا سر و گردن را بالا گرفتند.

کل دین یعنی ادب، هر عملی که انجام می دهیم اگر ادبش را رعایت نکنیم آن عمل فایده ندارد. همه انبیاء برای ادب کردن آمدند. «خير ما ورّث الآباء الابناء الادب» (محمدتقی فلسفی/ الحديت-روايات تربيتى/ ج ۱/ ص : ۱۷۲). یعنی بهترین چیزی که پدر ومادرها به بچه ها به ارث می گذارند ادب است. چون اگر کسی ادب داشته باشد همه کارهایش درست می شود و اگر هم بی ادب بود هیچی ندارد. این ها که آمدند با ائمه جنگیدند (مثل خوارج نهروان) نماز می خواندند، روزه می گرفتند، قرآن می خواندند ولی ادب نداشتند بی ادب بودند. حر با ادب بود که دستش را گرفتند. موقع نماز جماعت آمد به امام حسین اقتداء کرد حضرت فرمود: اجازه بده برگردیم، گفت: نمی شود. فرمود اجازه بده به راهمان ادامه بدهیم، گفت: نمی شود. گفت مادرت به عزات بنشیند. عرض کرد آقا اگر غیراز شما کسی این حرف را به من می گفت جوابش را می دادم ولی مادر شما فاطمه است دختر پیامبر است. ادب خیلی گسترده است مثنوی می گوید:

از خـدا خـواهـیـم توفـیـق ادب / بی ادب محروم ماند از فیض رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بـلکـه آتـش بـر هـمـه آفـاق زد

دنیای اسلام دارد چوب بی ادبی کسانی را می خورد که حق اهل بیت را ضایع کردند، در خانه دختر رسول الله را آتش زدند. سران فلسطین به این نتیجه رسیدند که چون بزرگان ما در صدر اسلام به اهل بیت بی ادبی کردند ما چوب آن ها را می خوریم. یکی از سران فلسطینی گفته بود می دانید چرا ما شصت سال است که مبارزه می کنیم پیروز نشدیم ولی جنگ شما هشت سال بیشتر طول نکشید پیروز شدید؟ به خاطر این که ما محرم نداریم، عاشوراء نداریم، حسین نداریم این قدر تو سری می خوریم. امام رحمه الله فرمودند: به برکت این محرم و صفر است که ما پیروز شدیم. در آن ها روح نیست شور ظاهری است شور حقیقی نیست. امام حسین علیه السلام یک شور عجیبی ایجاد می کند. یک نفر بی ادب می آید در حرم امام هشتم بمب می گذارد میلیون ها زائر را به اذیت می اندازد. یک با ادبی هم رحمت خدا را جلب می کند فتنه ها را می خواباند.

یک ادب دیگر هم براتون بگم: لقمان حکیم مسعودی در کتابش می نویسد چهار هزار سال عمر کرد.

لقمان پیغمبر نبود حکیم بود حکمت هم سال های اول عمرش بهش ندادند لقمان یک غلام سیاهی بود خرید و فروش می کردند لقمان قیافه اش هم قشنگ نبود اینکه که فکر کنید لقمان خیلی زیبا بود نه امام صادق (علیه السلام) می فرماید «ان الله لا ینظر الی صورکم و لکن ینظر الی سیرتکم» خدا صورت هایتان را نمی بیند نگاه نمی کند ببیند تو چه قیافه ای داری خودت را زیبا کردی قشنگ کردی یک عطر انگلیسی هم زدی، این ریش ها را هم با ضرب تیغ، این تیغ هایی که در تلویزیون های شما تبلیغش می کند پدر این ریش و سبیل را درآوردی، نگاه نمی کند ببینید کی صورت قشنگی دارد ینظر الی سیرتکم تو سیرت، ارباب هم خیلی دوستش داشت، غذا نمی خورد تا لقمان بیاد می گفت لقمان من کجاست؟  می گفتند غلامت هست می گفت باشه این غلام خریدن دارد بگذار بیاد، بیاد سفره را بندازید من با لقمانم غذا می خورم.

یک روز هندوانه ای را خریده بودند گفت آقا خربزه می خورید یا هندوانه گفت هر دوانه، هر دوتاش بردار بیار.

هندوانه ای را آورند گذاشتند گفتند آقا ببر گفت نه لقمان بگذارید بیاد لقمان آمد نشستند این صاحب خانه؛ ارباب قاچ اول را از هندوانه جدا کرد گذاشت جلوی لقمان، بفرمایید اول شما بخورید لقمان  شروع کرد خوردن قاچ دوم را برای خودش کَند شروع کرد خوردن دید مثل زهر مار تلخه، تف کرد دید لقمان داره می خوره آقا مگر تلخ نیست؟ گفت چرا، چرا می خوری چرا تف نمی کنی گفت انصاف نیست بی ادبی کنم بیست سال سر سفره تو شیرینی ها را خوردم زشت هست بی ادبی است حالا با خوردن یه تلخی تف کنم؛ پس بزنم، ادب ببینید کجاست چهل سال خانم در خانه زحمتش را می کشد لباساش را شسته ظرفهایش را شسته خانه اش را تمیز کرده بچه هاش را اداره کرده خودش را اداره کرده حالا بر سر یک موضوع کوچک یک لگد می زند می گوید خانم سه طلاقه ات می کنم برو خانه بابات، چهل سال سر سفره شیرین من نشستی بی انصاف اگر اشتباهی هست انسان باید کریمانه بگذرد. کریم باشید تا خدا هم کریمانه با شما رفتار کند. انسان بی ادب هیچ جا جایش نیست.

یک نفر آمد در حرم عباس من یک بی ادبی را بگم عرضم تمام، مرحوم نصر الله مدرس حائری در کتابش نقل می کند یک نفر آمد در حرم عباس ایشان می گه من خودم ایستاده بودم داشتم زیارت می کردم یک دفعه دیدم داد یک نفر بلند شد گفت وای عباس دست انگشتم را قطع کرد رفتیم دیدم بله این انگشتش نصفش چسبیده به ضریح از نصف دیگر هم داره خون میاد دستش را گرفت رفت بیرون حرم بعد آمد رفتیم سراغش چه شد که عباس انگشتت را قطع کرد گفت خدا روی من را سیاه کند توهین به عباس کردم بی ادبی کردم به ساحت مقدس عباس انگشت من را قطع کرد بی ادبی را نمی پذیرند تکبر را نمی پذیرند هر چی تواضع بیشتر به خدا نزدیکتر، حالا آن چیزهایی که موجب تکبر می شود چه چیزهایی است که انسان را بی ادب می کند و از مسیر ایمان خارج می کند؟ این یک بحث را اجازه بدهید روز شنبه خدمتتان بگم فردا هم که متعلق به امام زمان (علیه السلام) هست عصر جمعه شب شام جمعه دیگه هر جا باشیم از امام زمان می گوییم

اما علامه طباطبایی پاهایش را به سمت کتاب دراز نمی کرد .در احوالات یکی از عرفا می نویسند ایشان تا آخر عمرش نشسته خوابید و تا آخر عمرش پاهایش را دراز نکرد گفتند چرا؟ گفت خجالت می کشم از روی خدا، پاهایش را دراز نکرد.

 در احوالات یکی از عرفا دارد حتی وقت خواب، حالا آن وقت که خواب می رفت از هوش خارج می شد آن دیگه، اما تا وقتی بیدار بود پاهایش را دراز نمی کرد می گفت خدا می بینتم بدم میاد خدا به این حالت من را ببیند بعضی ها ادبشان تا کجا می ره، بعضی ها هم ادبشان تا کجا می  رود که صدا می زند یا خیرالله ارکبی، سوار بشوید به بهشت بشارتتان می دهم حسین و بچه هایش را بکشید، بعضی ها هم ادبشان اینطوری هست اسائه ادبشان اینطوری می شود یک مُشت متکبر بی ادب کربلا آمدند.

فیش منبر (سخنرانی): ادب

ادب حداقل هست فکر نکنه کسی کاری کرده است، فرار می کنه بخاطر بزرگی عمل اگه نماز شب نخونی آدم خوبی هم نیستی، ادب نسبت به حضرت حق نگه داری بالاترین مرتبه است نه اینطور هم نیست بلکه کمترین کاری که میکنی این است که نسبت به حق رعایت ادب کنی، اگه ادب نکنی چه کنی؟

ادب برانگیزاننده است، می تواندسختیها را برای ما آسان کند

سر چشمه ادب عقل است

کفاک أدبا لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک.

ادب یک احترام متقابله اگه بخواهی حق مدارانه زندگی کنی اصلا سنگ رو سنگ بند نمیشه

حقیقت ادب را در وجود خود کشف کنیم نامرد نباشیم بی ادب نباشیم

رابطه ادبی بین خودمون و خدا برقرار کنیم

خصوصیات ادب:

۱) برنامه است: ادب، یعنی یک برنامة رفتاری مشخصی که شخص برای خودش در نظر می‌گیرد. این برنامه اگر با مقتضیات و مصالح اجتماعی هماهنگ باشد، «ادب اجتماعی» نام دارد. اگر این برنامه با مصالح شخصی و فردی او هماهنگ باشد «ادب فردی» نام دارد.

۲) مستمر است: ادب، برنامه‌ای است که اجرای آن نیاز به «استمرار» دارد. گاهی اوقات و از سرِ دل‌بخواهی کار خوب کردن، این ادب نیست. آن برنامه به صورت یک جریان مستمر در زندگی او جریان دارد.

۳) مطابق هوای نفس نیست: برنامه جلوی هوای نفس را می‌گیرد. چرا که نفس اهل تفریح و تنوّع است؛ اهل حال و حول است، امّا برنامه آدم را محدود می‌کند، مقیّد می‌کند. حالِ نفس آدم را می‌گیرد. در لحظه‌ای که نفس تو می‌خواهد مطابق میلش برخورد کند، سر و کلة برنامه پیدا می‌شود که آقا! مثلاً طبق برنامه‌ای که ریخته‌ای الان وقت نماز است. تو برنامه داشتی نماز اول وقتت ترک نشود.

البته ممکن است کسی بگوید که مگر خارج از برنامه نمی‌شود مخالفت با نفس کرد؟ در جواب باید بگوییم چرا می‌شود. امّا آن مخالفت با نفس، ادب نیست، چرا که ادب برنامه است.

معنای ادب: بنابراین می‌توان گفت: ادب عبارت است از برنامه‌ای مستمر برای مخالفت با هوای نفس.

موعظه با ادب

حضرت در این فراز می‌فرماید عاقل با «آداب» موعظه می‌شود. عاقل، کسی است که سعی می‌کند مقیّد به آداب باشد، خودش را با «برنامه مستمر» تربیت می‌کند. «واعِظاً لِنَفسِهِ» است. خودش خودش را نصیحت می‌کند تا می‌خواهد دست از پا خطا کند، «برنامه‌اش» به او می‌گوید که آقا! تو این کار را نباید بکنی.

مثلاً یک سال برای خودش برنامه‌ریزی کرده است که فحش ندهد، این فردی که با «ادب» خودش را نصیحت می‌کند، تا عصبانی می‌شود یاد برنامه‌اش می‌افتد. برنامه‌اش به او می‌گوید که حواست باشد! قرار است فحش ندهی!

همچنین ببینید

زیبای های عاشورا

بی گمان هر فردی از انسان و هر قوم و ملّتی از انسان ها با …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 29 = 30