خانه / مناسبت ها / محرم / روز نهم محرم / پاسخ به دو شبهه درباره حضرت عباس(علیه السلام)

پاسخ به دو شبهه درباره حضرت عباس(علیه السلام)

آیا حضرت ابوالفضل العباس همسر داشتند، که بود؟ آیا ایشان فرزند هم داشتند و آنها نیز در کربلا بود‌ه‌اند؟ اگر نبودند، چگونه از دنیا رفتند؟

حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام و روحی فداه، با دختری به نام «لبابه» ازدواج نمود.

لبابه، دختر «عبیدالله بن عباس»، پسر عموی پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) بود. مادر لبابه، «ام حکیم جویری» نام داشت که «دختر خالد بن قرظ کنانی» بود.

نه تنها پدر و مادر لبابه هر دو اهل ایمان و فضل بودند، بلکه شخص خانم لبابه نیز از با تربیتی که در خانه والدین و سپس خانه‌ی حضرت عباس (ع) یافته بود، خود از بزرگان اهل فضیلت به شمار می‌آمد.

ظاهراً آن حضرت در سن بیست سالگی با خانم لبابه ازدواج کرده‌اند. حاصل این ازدواج نیز دو پسر به نام‌های «عبیدالله و فضل» بود و البته در برخی تواریخ از دو فرزند دیگر به نام‌های «محمد و قاسم» نیز نام برده‌اند.

اسنادی دال بر شهادت محمد در کربلا وجود دارد. و برخی اقوال دیگر تأکید دارند که فرزندان ایشان هیچ کدام در کربلا حضور نداشتند. هیچ سندی دال بر این که همسر ایشان در کربلا حضور داشته باشد نیز وجود ندارد، مضافاً بر این که نام ایشان جزء اسرای کربلا نیز ثبت نگردیده است.

بنا بر اسناد تاریخی، لبابه سال‌ها پس از شهادت همسرش، به عقد فرزند امام حسن علیه‌السلام به نام «زید» درآمد و از این ازدواج فرزند دختری به نام «نفیسه» به دنیا آمد و برخی اقوال فرزندی به نام «حسن» را حاصل دیگر این ازدواج می‌دانند و معتقدند «حسن بن زید» فرزند حضرت عباس (ع) نیست، بلکه نوه‌ی امام حسن علیه السلام است.

در هر حال در اقوال مستند تاریخی آمده است: عبید‌الله فرزند عباس که کنیه‌اش ابومحمد بود، شخصیتی با کمال‌، ورع‌، سخی، شجاع و بامروت به حساب می‌آمد که در سن ۵۵ سالگی درگذشت و فرزندان حضرت عباس نسب‌شان به او می‌رسد. و ملاقات ایشان با امام سجاد علیه‌السلام نیز دلیل دیگری بر زنده بودن این فرزند پس از واقعه‌ی کربلا دارد.

یکی از فرزندان عبیدالله، ابو محمد حسن اکبر می‌باشد که از علما و محدثان بزرگ اسلام است. او دارای ۸ پسر بود که پراکنده شدن آنها در سرزمین مختلف اسلامی چون: حجاز، مصر، فارس، بغداد، بصره، شام، مغرب، سمرقند و یمن، سبب گردید تا اولاد و نسل آن حضرت در کشورهای مختلف گسترش یابد و بسیاری از آنان نیز از شخصیت‌های برجسته‌ی علمی، سیاسی، قضایی و … بوده‌اند.

بر اساس اسناد تاریخی، عبیدالله در سن ۵۵ سالگی از دنیا رفت، اما از تاریخ رحلت خانم لبابه،‌ اطلاع دقیقی نداریم.

آیا آب نخوردن حضرت عباس(علیه السلام) روز عاشورا داخل شریعه فرات، صحیح است؟

یکی از شبهاتی که همواره مورد توجه دشمنان اهل بیت علیهم السلام قرار می گیرد، آب نخوردن حضرت ابوالفضل علیه السلام در روز عاشورا زمانی که برای آوردن آب به داخل نهر فرات وارد شدند، است. قصد آنان از طرح این شبهه، کم رنگ کردن ایثارگری های موجود در واقعه کربلا است.

این شبهه را اینگونه مطرح می کنند که آب نخوردن حضرت عباس علیه السلام در شریعه فرات، امری غیر منطقی است، زیرا هر کسی می داند که هنگام تشنگی باید آب بنوشد تا بتواند مقاومت بیشتری داشته باشد؟

یکی از مجریان شبکه های وهابی که دشمنی او با اهل بیت علیهم السلام بر کسی پوشیده نیست، در یکی از برنامه های خود با لحنی تمسخر آمیز، جریان آب نخوردن حضرت ابوالفضل علیه السلام را عملی غیر عاقلانه می خواند. این مجری وهابی، با این سخنان سخیف خود، ماهیت خشن و بی عطوفت وهابیت را به نمایش گذاشته است.
قبل از پاسخ، نکته‌ای در رابطه با مقام و منزلت حضرت عباس(علیه السلام) ذکر می‌شود:

امام سجاد(علیه السلام) می فرماید: «برای عمویم عباس(علیه السلام) در روز قیامت و در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، مقام و منزلتی است که همه شهیدان در روز قیامت به آن غبطه می‌خورند و آرزوی چنین مقامی را می‌کشند».[۱]

بنابراین، حضرت عباس(علیه السلام) تمام عمرش را در خدمت ائمه زمان خود گذرانده، بخشی از عمرش را در خدمت پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین(علیه السلام) و بخشی دیگر از عمر شریف خود را در خدمت برادر بزرگوارش امام حسن(علیه السلام) گذراند، وقتی که امام حسن(علیه السلام) به شهادت رسید، عباس(علیه السلام) همیشه ملازم و همراه برادرش امام حسین(علیه السلام) بود.

از همان آغاز حرکت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به طرف مکه و نیز از مکه به طرف کربلا حضرت عباس(علیه السلام) لحظه‌ای از برادرش جدا نشد، وی پرچمدار و علمدار دشت کربلا و ساقی تشنه لبان بود.

در مورد سند این جریان باید گفت در منابع تاریخی ذکر شده است: وقتی که در روز عاشورا نوبت به آن بزرگوار رسید و تلاش کرد که با ورود به شریعه فرات، مشک خود را پر و برای تشنه لبان خیمه ها آب برساند، طبق نقل برخی از منابع: کفی از آب برداشت و خواست بیاشامد، به یاد لب تشنه برادرش امام حسین(علیه السلام) افتاد، آب را روی آب ریخت.[۲]

سپس مشک را پر از آب کرد و با دهان تشنه از شریعه فرات خارج شد. آن‌گاه به خود چنین خطاب کرد: «یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت ان تکونی هذا الحسین وارد المنون و تشربین بارد المعین تالله ما هذا فعال دینی».[۳]

ای نفس! بعد از حسین، زندگی تو ارزش ندارد و نباید بعد از او باقی بمانی، این حسین است که لب تشنه و در خطر مرگ قرار دارد، می‌خواهی آب گوارا و خنک بیاشامی، سوگند به خدا دین من اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.

همانگونه که ملاحظه می کنید، این مطلب در منابع تاریخی ثبت شده است و همچنین نقل کرده اند: حضرت عباس(علیه السلام) کفی از آب پر کرد تا بیاشامد، ولی آب را روی آب ریخت، آن‌هایی که ناظر این جریان بوده‌اند (لشکریان یزید) گفته‌اند: آن حضرت اندکی تأمل کرد، بعد دیدیم آب نخورده بیرون آمد.
آنجا کسی ندانست که چرا آن بزرگوار آب نیاشامید، اما وقتی که بیرون آمد رجزی (اشعار فوق الذکر) خواند که در این رجز مخاطب خودش بوده نه دیگران، از این رجز فهمیدند که چرا آب نیاشامید.[۴]

وقتی که به یاد لبان تشنه حسین(علیه السلام) افتاد از آشامیدن آب صرف نظر کرد و خواست که هر طور که شده برای خیمه‌های برادرش آب بیاورد، ولی افسوس که چنین نشد.

نتیجه می‌گیریم: خود لشکریان عمر سعد دیدند که حضرت، آب را روی آب ریخت و نیز رجزی خواند و علت آن را نیز به خوبی توضیح داد، باید توجه داشته باشید که رجزخوانی یکی از روش‌های مرسوم سپاهیان بوده که یکی از کاربردهایش، برای نشان دادن میزان انگیزه و ولایت پذیریشان، به دشمنان بوده است.

اما در پاسخ اینکه آیا این عمل کار عاقلانه و منطقی است باید به چند نکته توجه نمود:

  1. مقام امامت بسيار والاتر از آن چيزي است که در اذهان کوتاه ماست. اگر منصب امام که اساس همه فضائل و ارکان خلقت است تبيين شود جا دارد که همه مانند عباس (علیه السلام) در برابر او فدا شوند.
  2. از سوي ديگر عشق واقعي ميان حضرت حسين(علیه السلام) و ابوالفضل(علیه السلام) بسيار والاتر از ننوشيدن آب بود.
  3. جهت ديگر ناله العطشي است که از حلقوم کودکان بيگناه برمی خواست که هر ناظر بي‏طرفي را هم تحت‏تأثير قرار مي‏داد تا چه رسد به کسي مثل عباس(علیه السلام) که هم مظهر عطوفت و يتيم‏نوازي علي(علیه السلام) بود و هم اينکه خونش با خون آن کودکان از يک منشأ و پيوند بود، این مِهر باطنی حکم مي‏کرد که عباس(علیه السلام) آب ننوشد.
  4. از همه مهمتر حضرتش خواست که تا ابد درس ماندگار «گذشت» به نسلهاي هميشه بشر دهد تا ارائه طريقي «ايثارگرانه» کرده باشد.
  5. همه موارد فوق يک طرف و نبرد ميان عشق و عقل در طرفي ديگر دخيل در حادثه است. عقل مي‏گفت سلامت تو واجب الحفاظه است اما عشق بگونه‏اي ديگر سخن مي‏گفت: عقل مي‏گفت: تشنه‏اي بنوش‏ عشق مي‏گفت در رضاي محبوب کوش، عقل صحبت ناسوتي مي‏نمود عشق صلاي لاهوتي مي‏نمود.

بر همین اساس بود که حضرت ابوالفضل(علیه السلام) یا ننوشیدن جرعه ای آب، تا ابد درس معرفت و عشق را به همه آزادگان جهان آموخت.

در پایان ناگفته نماند این مرتبه نخستی نیست که شبکه های وهابی به توهین به اعتقادات مسلمانان روی آورده اند و همین شخص بارها جریانات مختلف کربلا و امام حسین(علیه السلام) را مورد تمسخر قرار داده است. این اظهار نظرهای مغرضانه شبکه های وهابی، باعث انزجار اهل سنت ایران از این شبکه ها و اعلام بیزاری آنان از شبکه های وهابی شده است.

*پی‌نوشت‌ها:
[۱]. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۱۵۵؛ منتخب التواریخ، ص۲۵۷٫
[۲]. ابو مخنف، مقتل الحسین، تحقیق حسین غفاری، قم، مطبعة العلمیة، ص۱۷۹٫
[۳]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۱؛ کبریت الاحمر، ص۱۵۹؛ شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ینابیع المودة، تحقیق سید علی جمال اشرف حسینی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، دارالاسوه.
[۴]. استاد شهید مطهری، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ پنجاه و ششم، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۸۷ و ۸۸٫

[۵]. علی ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام، ص ۲۱۵٫

*معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ حماسه حسینی، شهید مطهری.
۲ـ نفس المهموم، شیخ عباس قمی.
۳ـ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.
۴ـ مقتل جامع، مهدی پیشوایی.

همچنین ببینید

زیبایی های عاشورا(منبرکوتاه)

چگونه می توان به زیبایی های عاشورا پی برد و این کلام حضرت زینب علیهاالسلام …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

46 + = 47