کتاب سقای آب و ادب

معرفی کتاب سقای آب و ادب

سقای آب و ادب در ۱۰ فصل روایت شده است. فصل‌های کتاب عبارتند از «عباسِ علی»، «عباسِ ام‌البنین»، «عباسِ عباس»، «عباسِ سکینه»، «عباسِ مواسات»، «عباسِ زینب»، «عباسِ ادب»، «عباسِ حسین»، «عباسِ فرشتگان» و «عباسِ فاطمه». نویسنده در هر فصل سعی دارد تا قسمتی از شخصیت ابوالفضل (ع) را به نمایش بگذارد. در توصیف هر فصل رفت و آمدهای بسیاری وجود دارد و به صورت سیال اتفاقات داستان روایت می‌شود. در روایت تمام فصول، شجاعی از مستندات تاریخی برای پیش‌ بردن داستان خود کمک گرفته است. اما در فصل نهم «عباسِ فرشتگان» راوی، شیوه‌ی نگارش خود را تغییر می‌دهد و بیشتر از زبان فرشتگان مدحیه‌ای در رثای حضرت عباس (ع) گفته می‌شود: «ما فرشتگان؛ فرشتگان هفت آسمان، بر خود فرض می‌شماریم که پا به میدان بگذاریم و پرده از رخسار حضرت ابولفضائل برداریم. و ناگفته پیداست که این نه بدان معناست که ما قادریم پرده از اسرار حضرت ابولفضائل برداریم. چرا که رخسار جلوه‌ای از جلوات حضور عیان است و اسرار، جنس و جوهری از علوم در پرده و معارف پنهان. و میان این دو، فاصله میان زمین است تا آسمان.»

حضرت ابوالفضل، سقای آب و ادب

نزدیک به ۱۴۰۰ سال است که واقعه‌ی عاشورا به شکل‌های مختلف روایت شده است. کتاب‌های بسیاری در مدح امام‌حسین (ع) و یاران با وفایش منتشر شده‌اند تا نسل‌های بعد بتوانند با جنبه‌های مختلف واقعه عظیم عاشورا آشنا شوند. با وجود اینکه، بیشتر بعد احساسی عاشورا و عزاداری برای مظلومان دشت کربلا مورد توجه بوده است اما آثار گران‌بهایی نیز در بررسی و تفکر در رابطه با ماجرای کربلا به رشته تحریر در آمده‌اند. «دکتر علی شریعتی» در کتاب «حسین وارث آدم» از پرداختن بیش از حد به بعد احساسی واقعه‌ی کربلا انتقاد می‌کند و مردم را به الگو قرار دادن امام حسین (ع) دعوت می‌کند :«یکی از بهترین و حیات‌بخش‌ترین سرمایه‌هایی که در تاریخ تشیع وجود دارد شهادت است، ما از وقتی به گفته‌ی جلال، سنت شهادت را فراموش کرده‌ایم و به مقبره‌داری شهیدان پرداخته‌ایم، مرگ سیاه را به ناچار گردن نهاده‌ایم و از هنگامی‌که به جای شیعه‌ی علی (ع) بودن و به جای شیعه‌ی حسین بودن و شیعه‌ی زینب بودن، یعنی پیرو شهیدان بودن، زنان و مردان ما فقط عزادار شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم.»

سید مهدی شجاعی در کتاب سقای آب و ادب سعی کرده است هر دو جنبه‌ی احساسی و منطقی واقعه را در نظر بگیرد. او حضرت عباس (ع) را به‌عنوان شخصیت اصلی کتاب خود انتخاب کرده است و با روایت قسمت‌های مختلف حادثه‌ی کربلا، جنبه‌های گوناگون شخصیت حضرت ابوالفضل (ع) را به خواننده معرفی می‌کند. نویسنده زبانی شاعرانه و شیوا را برای نوشتن اثر انتخاب کرده است به طوری‌که کتاب به اثری هنری و روضه‌ای مکتوب بدل شده است. اما، جنبه‌ی ادبی اثر باعث نشده است تا نویسنده از جنبه‌ی تحلیلی و تاریخی واقعه‌ی عاشورا غافل شود. او در نگارش اثر از مستندات متنوع تاریخی کمک گرفته است تا بتواند تصویری درست و منطقی از حضرت عباس (ع) ارائه کند. البته نویسنده این موضوع را نیز عنوان کرده است که در قسمت‌هایی از کتاب علاوه‌بر مستندات ادبی، نظر شخصی خود درباره‌ی حضرت عباس (ع) را اضافه کرده است و هدف او از این‌کار مدح و ستایش عباس(ع) و استحسان اوست.

همچنین ببینید

زیبایی های عاشورا(منبرکوتاه)

چگونه می توان به زیبایی های عاشورا پی برد و این کلام حضرت زینب علیهاالسلام …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 6 = 16