مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 41
» آخرین کاربر: kafeniaz
» موضوعات انجمن: 40
» ارسالهای انجمن: 55

آمار کامل

کاربران حاضر
ما یک کاربر حاضر در انجمن دارید
» 0 کاربر عضو | 1 مهمان

آخرین موضوعات
بررسی عوامل ایجاد پیوند و...
انجمن: تشکل
آخرین‌ارسال: fnazari
۲۲-۱۲-۱۳۹۷, ۰۳:۲۱ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 44
معنی مختصر تربیت اسلامی
انجمن: تربیت
آخرین‌ارسال: fnazari
۲۲-۱۲-۱۳۹۷, ۰۳:۱۵ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 36
راههای تربیت اسلامی کودکا...
انجمن: تربیت
آخرین‌ارسال: fnazari
۲۱-۱۲-۱۳۹۷, ۱۲:۱۷ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 33
درسنامه تدریس و کلاسداری
انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8
آخرین‌ارسال: fnazari
۲۱-۱۲-۱۳۹۷, ۱۲:۱۴ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 226
نگاهی به پیشینه،حال و آین...
انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8
آخرین‌ارسال: kelksedgh
۱۴-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۵ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 134
نمونه سوالات دانش آموزی ب...
انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8
آخرین‌ارسال: kelksedgh
۱۴-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۱ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 150
روش های مشاوره دانش‌آموزی
انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 7
آخرین‌ارسال: anjom
۱۰-۱۰-۱۳۹۶, ۰۴:۱۵ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 739
کاربردهای مفید تجهیزات وی...
انجمن: مهارت
آخرین‌ارسال: avercenter
۲۷-۰۹-۱۳۹۶, ۰۵:۳۹ ب.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 381
مرامنامه اخلاقی اعضای اتح...
انجمن: اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان
آخرین‌ارسال: yousefi
۳۰-۰۸-۱۳۹۶, ۱۱:۴۰ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 327
آيين نامه و شرح وظايف اتح...
انجمن: اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان
آخرین‌ارسال: yousefi
۳۰-۰۸-۱۳۹۶, ۱۱:۳۷ ق.ظ
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 345

 
  بررسی عوامل ایجاد پیوند و موانع جذب میان مسجد و جوانان
ارسال‌شده توسط: fnazari - ۲۲-۱۲-۱۳۹۷, ۰۳:۲۱ ب.ظ - انجمن: تشکل - بدون‌پاسخ

[عکس: 1957126164942667719?preview]

ابتدا باید به کارکرد و قابلیتهای تربیتی مسجد اشاره کرد که به تعبیر قرآن کریم، تزکیه بر تعلیم مقدم است، و به طبع بعد تربیتی، به جنبه آموزشی نیز اشاره خواهیم کرد.
ابعاد تربیتی مسجد به گونه ای با ابعاد عبادی آن مرتبط است؛ زیرا عبادت پرورش دهنده روح و روان آدمی بوده و پاسخ به آن در واقع، پاسخ به یک نیاز طبیعی و مهم اوست. کسی که نیازهای جسمی و روانی خود را به طور منطقی پاسخ گوید شخصیتی متعادل می یابد. ارتباط با خداوند که دارای شکل ها و گونه های مختلفی مانند نماز، دعا و ... می باشد، در حالت کلی مقید به یک مکان خاصی نیست، به عکس مسیحیت که یک تعصب جاهلانه ای نسبت به کلیسا دارند، لذا انسان می تواند در هر لحظه و در هر مکانی، با معبود خویش ارتباط برقرار کند، اما با این اوصاف مسجد یک جایگاه ویژه پیدا کرده است، به این صورت که نماز با حضور قلب بالا در خانه، از ارزش کمتری نسبت به نماز جماعت در مسجد ولی با حضور قلب کمتر دارا می باشد.

از این رو، معصومان(علیهم السلام) در سخنان خویش، مسجد را آشیانه و پناهگاه مؤمن بر شمرده اند؛ پناهگاهی که انسان در آن از دغدغه و اضطراب فاصله می گیرد و به آرامش و سکون دست می یابد. امام صادق(علیه السلام) به مسلمانان سفارش می کند که هنگام رویارویی با مشکلات و  اندوه های دنیوی، به نماز و مسجد پناه ببرند. بدین روی، از یک نگاه، جنبه های عبادی مسجد را می توان در شمار نقش تربیتی آن نیز به شمار آورد.
« مسجد با ایجاد آشنایی و پیوند میان مؤمن با نخبگان و صالحان جامعه، بستری مناسب برای پرورش و تربیت روحی، اجتماعی وی فراهم می کند. در مکتب تربیتی اسلام و بسیاری از مکتب های تربیتی دیگر، «انزوا طلبی» و «جمع گریزی» بیماری روحی شناخته می شود، در حالی که اجتماعی بودن و جمع گرایی ـ در حد معقول آن ـ نشانه سلامت روح و روان انسان و تعادل فکری او به حساب می آید. مسجد با فراخوانی پیوسته مسلمانان به جمع، روح جمع گرایی، انعطاف و نظم پذیری را در آنان تقویت می کند. افزون بر آنچه گذشت، مسجد معمولاً جایگاه طرح مشکلات و مباحث اجتماعی است و به طور طبیعی، با حضور در چنین مکانی روح تعهد و دردمندی در فرد ایجاد می شود.» (1). 
لذا حضور مسلمانان، مخصوصا کودکان و نوجوانان سبب شده و موجب می گردد روند اسلام پذیری و جامعه پذیری دینی ایشان به درستی و با سرعت بیشتری شکل بگیرد و یک مسلمان با حضور در مساجد به وظایف فردی و اجتماعی خود آشنا گردد، ولی در این میان وظیفه متولیان فرهنگی، آموزشی و تربیتی مساجد بسیار مهم به نظر می رسد، که در ادامه به گوشه ای از آن اشاره خواهیم نمود.


تعلیم و تربیت رسالت اصلی مساجد
شاید کسی نباشد که منکر جایگاه و قابلیت تربیتی افراد جامعه اسلامی، مخصوصا برای نسل کودک، نوجوان و جوان باشد، ولی این یک امر بسیار مهم این است که مهم ترین و اصلی ترین رسالتی که توانسته مسجد در عصرهای مختلف و مخصوصا در عصر کنونی ایفا کند، همین جنبه تربیتی است، زیرا مسجد دارای ارزش و قابلیتهای ذاتی است که شاید نتوان این ویژگیها را در هیچ یک از نهادهای دیگر جامعه دینی و انسانی جستجو کرد، ولی باید به این مسئله توجه نمود که با حرفهای کلی و آرمانی نمی توان به حالت مطلوب رسید. بلکه باید با توجه به اصول لایتغیر و فرامین اسلامی و اقتضاءات امروزی، یک سیاستگذاری مناسب تربیتی و آموزشی صحیحی را اتخاذ نمود. برای نمونه یکی از بارزترین ویژگی های مسجد حضور جامعه اسلامی در کنار هم و اجتناب از تکروی هاست: 

«آموزش ابزار تربیت است و مراکز آموزشی (مانند: مدرسه و دانشگاه) بستری مناسب برای تربیت است. لذا از مهم ترین کارکردهای مسجد ایجاد حیات معنوی جمعی و همبستگی اجتماعی مومنان است. اسلام به خلاف مسیحیت، دینی فردگرا نیست، حتی به حیثیت جمعی انسانها توجه بیشتری دارد. » (2).


ارتباط میان فردی و جمعی

از کارکردهای انحصاری و همیشگی مسجد، تعلیم و تربیت حضوری و واقعی است که با توجه به تاثیر فضا و نوع فیزیک مسجد از حیث تربیتی و امام جماعت با ارتباط مستقیم، مخاطبان، موثرترین نقش را خواهد داشت. لذا اساس قالب‌های تربیتی مساجد بر ارتباط چهره به چهره بنا شده است و این به ارتقاء سطح کیفی این ارتباط کمک می‌کند، لذا باید از این قابلیت به بهترین شکل استفاده نمود. حال با تاکید بر ارتباط عمیق رو در رو که میراث گذشتگان است و آثار مطلوب آن بر ما مشخص است، ولی باید از ابزارهای ارتباط جمعی و قابلیت ابزارهای نوین و در عین حال مناسب (که با اساس دین و کارکرد تربیت دچار تعارض نباشد) استفاده نمود، که این موضوع خود نیاز به تحقیقی مجزا دارد.

تربیت محوری

بهترین جا برای تحقق تربیت دینی و اسلامی فرزندان ما مسجد است، زیرا مسجد مکان انسان سازی است، از سوی دیگر در جامعه اسلامی، آنچه باید محور قرار بگیرد، تربیت است. « اگر تربیت اصل قرار گرفت به طبع سیاست، اقتصاد، مدیریت، فرهنگ و آموزش جامعه نیز اصلاح خواهد شد، زیرا تربیت هسته جامعه است و باید در سیاستگذاری های کلان و خرد جامعه اسلامی مانند میزان رشد و تعامل مساجد با سایر نهادها باید این اصل باشد که چه میزان می توان مساجد را در مسیر تربیت دینی افراد جامعه قرار داد و بعد از آن به ابعاد و قابلیتهای دیگر مساجد پرداخت.» (3) .

ضعف‌های رسانه‌های عمومی و مسجد

در صدر اسلام به دلیل رشد کم جوامع از لحاظ تمدنی و نهادها و مراکز اجتماعی، به تعبیری مساجد تنها رسانه ارتباطی بین شرع اسلام و توده مردم بود که بوسیله نبی اکرم (صلوات الله علیه) و بعد از آن بوسیله ائمه اطهار (علیهم السلام) شکل می گرفت.« پیدایش مراکز موازی مساجد مثل مدارس، بسیج، فرهنگ سراها و مراکز متعدد فرهنگی، تعدد کانال ها و شبکه های تلویزیونی و ماهواره و اینترنت و غیره، سرگرمی های متنوع و برنامه ورزشی و تفریحی با سرمایه گذاری های کلان، جذب امکانات فرهنگی به منظور اجرای طرح های گوناگون و چیزهای کم اهمیت مثل موسیقی و سرگرمی های بی محتوا، ارایه ی چهره ضعیف از اهل مسجد در فیلم، حاضر نشدن پیوسته در مسجد، ضعف تبلیغات، پیام های بی محتوا، پخش برنامه هایی که گاهی به کونه ی غیر مستقیم بر مسجد تاثیر منفی دارد.» (4). در زمانه ما مراکز رسمی و نهادها غیر رسمی فراوانی شکل گرفته که هر کدام یک وظیفه ای را به عهده دارند، و ذهن برخی را نیز به این سمت برده که مسجد باید تنها وظیفه اجرای نماز و فعالیتهای صرف مذهبی را ایفا کند، در حالیکه این دیدگاه بسیار خام و اشتباه است و برای رسیدن به یک حالت مطلوب نیاز به بررسی های فراوان دارد، اگر در صدر اسلام تمام فعالیتهای تربیتی و آموزشی در مساجد انجام می گردید، آیا در زمان حاضر نیز باید همین اتفاق بیافتد؟ رابطه و تعامل سایر مراکز و نهادها باید چگونه باشد، نقش های انحصاری مسجد و هر نهادی چیست؟ و برای تحقق تعلیم و تربیت اسلامی هر ارگان، نهاد، مرکز و مجموعه تبلیغی، فرهنگی، آموزشی و تربیتی باید چه خط مشی و برنامه ای را دنبال کند، مطمئنا بهترین کار این نیست که شروع کنیم و نهادها و مجموعه های موازی را حذف کنیم، بلکه حالت ایده آل این است که هر حذف، اصلاح و تداومی باید براساس یک نقشه راه مشخص باشد.

جایگاه امام جماعت، متولیان مسجد و والدین

به این سبب که کودکان و نوجوان بی مقدمه نمی توانند با مساجد ارتباط برقرار کنند لذا والدین و متولیان تربیتی موظفند پلی را بین مسجد و فرزندان جامعه اسلامی برقرار کنند و مهم تر از جذب ایشان، نگه داشتن و تربیت دینی و جمعی نمودن فرزندان است. 
مساجدی که در عصر ما وجود دارند، دارای اشخاص و متولیان متفاوتی است، از جمله می توان به هیات امناء، خادم، مسئولین اجرایی و فرهنگی و ... اشاره کرد، اما به قطع و یقین می توان گفت اصلی ترین نقش را امام جماعت ایفا می کند و اصولا باید ایفا نماید. در بسیاری از مساجد مشاهده شده که فضای مطلوب و امکانات مادی زیادی موجود است ولی آثار تربیتی آنها چندان مطلوب نبوده است و در حالت مقابل، مساجدی با فضا و امکاناتی محدود، توانسته اند به ثمرات عظیم تربیتی برسند، لذا در این بین نقش اصلی را امام جماعت به عنوان مرکز ثقل ایفا می کند.
«  خصوصیات اخلاقی امام جماعت، سخنرانی های ضعیف و دعوت نکردن از سخنواران ماهر، نبود ارتباط با مراکز روحانیت، مرکز رسیدگی به امور مساجد و سایر مسجد های اطراف، استفاده نکردن از تجربیات دیگران، بی توجهی به برنامه ریزی و سازماندهی امور مساجد، فقدان مدیریت کارآمد در مساجد، نبود نقد و نظارت بر عملکرد ائمه جماعات، منحصر بودن در تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از ابزار روز، پاسخگو نبودن به گرایش های گوناگون و تامین نبودن ائمه جماعات از مهم ترین چالش های مهم در این عرصه است.» (5) . 
نکته مهم دیگر در ارتباط با مساجد و نمازخانه ها ، که می تواند نقش بسیار مهمی در ایجاد و تقویت احساس مذهبی در کودکان و نوجوانان داشته باشد ، ویژگیهای شخصیتی کارگزاران اصلی آنها ، بخصوص پیشنمازها و خادمین مساجد است .خلق و خوی نیکوی امام مسجد و مهارت اجتماعی او در برقراری ارتباط با نمازگزاران بویژه نوباوگان و نوجوانان فوق العاده حساس است .
استقبال از حضور اتفاقی یا مستمر نوجوانان در مسجد ، توسط امام مسجد و با چهره ای گشاده و متبسم ، احساس زیبا و خوشایندی را در وجود نیازمند محبت کودکان و نوجوانان ، ایجاد می کند. باید مراقب بود که خدای ناکرده با تندخویی و عتاب و خطاب ، زمینه آزردگی روان حساس ، ترد و شکننده نوجوانان را به هنگام حضور در مسجد ، به هر دلیلی که باشد فراهم ننمایم ! بعضاً مشاهده شده است که به هنگام اقامه نماز و یا سخنرانی خطیب ، بعضی از کارگزاران مسجد ، مانند خادم مسجد ، با تندخویی و عصبانیت کودک یا کودکانی را که همراه پدر یا برادر بزرگتر خود به مسجد آمده اند، چون شیطنت می کنند ، آزرده می سازند یا از محوطه مسجد بیرون می کنند . متأسفانه این قبیل عکس العملهای ناسنجیده، خود می تواند آفتی باشد برای رشد و پرورش احساسات مذهبی کودکان. »
مسلماً از اولیای کودکان انتظار می رود که وقتی با کودکان خردسال خود به مسجد می روند حتی الامکان سعی نمایند به هنگام اقامه نماز یا ایراد سخنرانی ، مراقب رفتار فرزندان خود باشند. اما باید توجه داشت که هرگونه تندخویی ، اعمال خشونت و کنترل شدید می تواند احساسات لطیف کودکان را خدشه دار نماید . همان¬گونه که پیشتر اشاره شد امام حسن(ع) و امام حسین (ع) نیز زمانی که کودکی خردسال بودند، به هنگامی که پیامبر بزرگوار (ص) به سجده می¬رفتند، بر دوش پیامبر(ص) می¬نشستند و بازی می¬کردند و پیامبر(ع) نمازشان را طولانی می¬کردند تا آنها بیشتر لذت ببرند.» (6).

سادگی و زیبایی مسجد

اگر می خواهیم مساجد بتوانند وظیفه آموزشی و تربیتی خود را به خوبی ایفا کنند لذا باید تمام ارکان مادی و معنوی مساجد در حد مناسبی باشد، یکی از همین جنبه ها ظاهر مسجد است، از طرفی اساسا باید مکان نماز و جایگاه مقدس مسجد، پاک و پاکیزه باشد و نیز کودکان و نوجوانان با حضور در مساجد، تصاویری را در ذهن می سپارند که ایشان را به طور مستقیم و غیر مستقیم نسبت به دین جذب یا دفع می کند. »در یک جامعه اسلامی می بایست کودکان و نوجوانان از نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به اماکن مقدس، همچون مساجد و نمازخانه ها برخوردار باشند. مسجد و نمازخانه باید احساسات و خاطره های زیبا و به یادماندنی را برای کودکان و نوجونان تداعی کند و سرانجام ما باید تدابیری اتخاذ نمائیم که کودکان مسجد را محلی آرامش بخش، زیبا و دوست داشتنی بداند.» (7) .
تمیزی ، سادگی و زیبایی از ویژگی های بارز مساجد و نمازخانه های مسلمانان است . استفاده از رنگهای آرامش بخش ، همچون آبی و نیلی و فیروزه ای ، و بهره گیری از شیوه معماری مبتنی بر طبیعت و اشکال هلالی و قوسی در بنای مساجد جلوه خاصی به ساختار ظاهری آن می بخشد. چنین آراستگی و نمای آرام بخش ، زمانی که با طنین دلنشین اذان ، آن هم با نیکوترین صدا ، همراه می شود، بر گیرایی مساجد می افزاید و آن زمان که از همه مساجد مسلمین بوی خوش عطر و و گلاب به مشام کودکان و نوجوانان می رسد، همه وجودشان سرشار از احساسات زیبا و دوست داشتنی می گردد.
در واقع چنین انتظار می رود که در طول شبانه روز از همه مساجد شهر بوی خوش عود و عطر و گلاب به مشام عابران و رهگذران برسد. چگونه ممکن است در مکان مقدسی همچون مسجد ، سجده گاه الهی ، بعضاً خدای ناکرده بوی عرق پا ، دود زهرآلود و آزار دهنده سیگار به مشام برسد؟ بدون تردید اگر در چنین شرایطی ، کودکی برای نخستین بار به همراه پدر یا معلم خود وارد مسجدی بشود، بوی دود ناشی از سیگار، وجودش را آزرده خواهد ساخت و ما بدون این که قصدی داشته باشیم ، ناخودآگاه ، احساس ناخوشایندی در ضمیر او ایجاد خواهیم کرد . 
لذا وضعیت اماکن مقدس ، همچون مساجد شهر و نمازخانه های مدارس و مسافرخانه ها و غیره باید به گونه ای باشد که همه رهگذارن و همسایگان در ساعات مختلف شبانه روز ، به هنگام عبور از نزدیکی آنها ، با استشمام رایحه خوش، پی به وجود آن اماکن مقدس ببرند!

مسجد و آموزش اسلامی

مساجد نهادهای اساسی آموزش در زمینه های قرآن، احکام، اخلاق و علومی مانند کلام و فقه بوده اند. در پیوند با همین نقش آموزشی، به تدریج، مساجد عهده دار کتابخانه های عظیم و پر رونقی شدند که در برخی از شهرهای ایران امروز نیز وجود دارد. « مساجد محل پرورش استادان بزرگی بودند که بعدها خود از علما و مدرسان بنام اسلام گردیدند. طی قرن ها، که تمدن اسلامی سیر نزولی خود را طی می کرد، مساجد دیگر به عنوان یک نهاد اسلامی، نقش ها و کارکردهای مذکور را ایفا نمی کرد. با توجه به تحولاتی که در اروپا رخ داده بود و در آن کلیسا صرفاً نقش عبادی داشت، در بازتاب این تحول فکری بر جوامع اسلامی، در کشورهای اسلامی نیز مساجد از نقش اصلی خود تهی گردید و تنها به یک بعد آن، که عبادت بود، توجه می شد.». در پایان نیز به آیات قرآنى اشاره می کنیم که در زمینه ارزش آموزش و علم تاکیدات فراوانی دارد و همگى بر بلندى جایگاه دانش و برترى مقام علما و بزرگداشت مرتبه خرد و معرفت و بى ارزشى نادانى و نادانان دلالت مى نماید. قرآن نادانى را با نابینایى یکى دانسته و آن را به گمراهى و تاریکى محض تشبیه دانسته، مى فرماید:

« رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»(بقره/129)

مهم‏ترین عوامل ایجاد پیوند میان مسجد و جوان عبارتند از:

1- ایجاد ارتباط عاطفى بین خانه و مسجد

خانواده به عنوان نخستین کانون تعلیم وتربیت نقش عمده‏اى در برقرارى ارتباط جوان با مساجد دارد. بسیارى از کارهاى ناپسند تا به صورت عادت در نیاید در اجتماع انجام نمى‏گیرد. امام على(ع) یکى از روش‏هاى تربیتى را عادت مى‏داند که از آن به عنوان طبیعت دوم یاد مى‏کند. و مى‏فرماید: «عود نفسک فعل المکارم و تحمّل اعباء المغارم تشرف نفسک و تعمر آخرک و یکثر حامدوک(8و9)؛ نفس خود را به امور نیک عادت دهید تا شرافت یابید و آخرت خود را آباد کنید و ستایش کنندگان را افزایش دهید بر این اساس اسلام سفارش مى‏کند فرزندان را از کودکى به نماز و روزه عادت دهید تا تقید به فرائض در بزرگسالى بر آنان دشوار نگردد.(10 ).

2- ایجاد ارتباط عاطفى بین مدرسه و مسجد 
مدرسه به عنوان خانه دوم مى‏تواند پل ارتباطى بین جوان و مسجد باشد. جوانان ما بیش‏تر اوقات خود را با محیط مدرسه و با تماس و گفتگو با مربیان مى‏گذرانند و بدیهى است که گفتار و کردار آنان تأثیر بیش‏ترى دارد. از این فرصت باید استفاده کرد وتفکیک ناخواسته میان تعلیم و تربیت را از بین برد مراکز آموزشگاهى نباید تنها دغدغه خود را آموزش و تدریس بدانند. متأسفانه امروز درمراکز آموزشى دو مقدمه آموزش و پرورش از یکدیگر جدا شده و افراد خاصى خود را موظف به تربیت دینى نوجوانان و جوانان مى‏دانند از این رو در مدارسى که نماز جماعت اقامه مى‏شود در نمازخانه فقط مربیان پرورشى و معلمان دینى حضور مى‏یابند و دیگر معلمان حضور کم رنگ دارند. آیا معلمان ریاضى، انگلیسى، ورزش، فارسى و غیره در قبال تربیت دینى دانش‏آموزان وظیفه‏اى ندارند؟ اگر معلم ریاضى در کنار دانش‏آموزان در نماز جماعت حضور یابد قطعاً اثر او به مراتب بیش از مربیان پرورشى خواهد بود. از سوى دیگر متصدیان امور مساجد باید رابطه خود را با مدرسه تقویت نمایند.

اگر در جشن مدرسه، شیرینى به شکل بسته‏بندى شده و به نام مسجد به دانش‏آموزان داده شود چه تأثیرى خواهد داشت؟ اگر امام جماعت و هیئت امناى مسجد در مراسم مدرسه شرکت کنند چه فضاى مناسبى ساخته خواهد شد؟ از این طریق مى‏توان موانع میان مسجد و مدرسه را از پیش رو برداشت و تعادل طرفین برقرار کرد.


3-  ایجاد ارتباط عاطفى بین مسجد و جوان
جوان، موجودى است عاطفى، زود رنج و شکننده. اگر با جوانان با صداقت و احترام برخورد شود به سهولت مى‏توان در این دوره از حیات در عمق دل و صفاى قلب او نفوذ کرد. پیامبر اکرم(ص) توصیه فرموده‏اند: «علیکم بالشبان خیراً فانهم ارق افئدة ان اللَّه بعثنى بشیراً و نذیراً محالفنى الشبان و خالفنى الشیوخ؛ بر شما باد به جوانان که قلب آنان رقیق‏تر و آمده پذیرش خیر است. وقتى خداون مرا براى انذار و بشارت مردم مبعوث کرد سالخورده‏ها با من مخالفت کردند اما جوانان با من پیمان بستند».(11)

لازم نیست شعائر دینى و تکالیف شرعى را بر جوانان تحمیل کرد که این کار عکس العمل منفى دارد بلکه کافى است کانون مذهبى را به صورت جذاب، عرضه نمود و فضاى صمیمى و خوشایندى را فراهم کرد. و در کنار هدایت بر همدلى تأکید ورزید. براى توفیق در ارتباط بین مسجد و جوان باید به همدلى برسیم. وقتى جوان احساس کند تنها از او گوش انتظار داریم چیزى به نام پذیرش اتفاق نمى‏افتد. ما معمولاً در نصیحت کردن قهرمانیم اما در همدلى واقعاً کم مى‏آوریم و به همین دلیل پل‏هاى ارتباط را مى‏شکنیم. همدلى نیازمند چند مسأله است:

1- درک جوان

واقعیت آن است که دوره جوانى اقتضائات خاص خود را دارد. جوانان به دلیل ناپختگى کم تجربگى، احساسات شدید و مشکلات بلوغ به طور طبیعى، خطاپذیرند و از طرفى روحیه استقلال‏طلبى و ستیزه جویى زمینه چالش‏ها و تضادها را در میان این قشر و بزرگ‏ترها به وجود مى‏آورد نحوه برخود با مسائل جوانان بسیار ظریف و حساس مى‏باشد، بسیارى از دست اندرکاران کانون‏هاى دینى و مساجد، بدون توجه کافى به واقعیات دوران نوجوانى و جوانى و مشکلات ویژه آنان، اقدام به واکنش‏هاى تند و افراطى مى‏کنند و چه بسا یک یا دو برخورد ناسنجیده و ناصواب براى همیشه جوانان را از مساجد و عرصه تربیت دینى دورگرداند. 

استاد مطهرى داستانى را نقل مى‏کند که گویا این حقیقت است و مى‏گوید: شخصى که به مسجد مى‏آمد و نماز جماعتش ترک نمى‏شد توسط یکى از مقدسین مورد عتاب قرار مى‏گیرد که اگر مسمانى چرا ریشت را این طور کرده‏اى؟ او از همان جا سجاده را بر مى‏دارد و مى‏گوید این مسجد و این نماز جماعت و این دین و مذهب مال خودتان رفت که رفت.(12) 

آنان که منادیان و ناشران فرهنگ نمازند باید راه‏هاى ارتباط با جوانان را شناسایى کنند و از روش‏هاى کارآمد استفاده نمایند و خودرا جاى جوان بگذارند وتوقع بیش از حد از او نداشته باشند خوشبختانه دین واقع بین اسلام به نکات دقیقى پرداخته که بسیار کارگشا است. وقتى امام على(ع) با خدمت کارش قنبر براى خرید لباس به بازار رفتند و دو پیراهن دو درهمى و سه درهمى خریدارى نمودند امام(ع) پیراهن سه درهمى را به قنبر دادند. قنبر گفت: شما به آن سزاوارترى چون شما بالاى منبر مى‏روى و خطبه مى‏خوانى، امام(ع) در پاسخ فرمود: «انت شاب و لک شره الشباب؛ تو جوان هستى و میل جوانى دارى».(13) 

در حدیث فوق امام(ع) این درس را به همگان داده است که جوان را درک کنند و روحیه او را در نظر گیرند.

2-  انعطاف‏پذیرى 

همدلى بدون انعطاف‏پذیرى ممکن نیست. جوان به حکم جوان بودن در معرض خطا و لغزش است. از این رو امام على(ع) مى‏فرماید: «جهل الشباب معذور و علمه محقور؛ نادانى جوان غیر قابل ملامت و علم او محدود واندک است«(14)خداوند به پیامبر رحمتش مى‏فرماید: «و لو کنت فظاً غلیظ القلب لا نفضوا من حولک« (15)؛ اگر سخت دل و ترش روى بودى همه از تو دور تو پراکنده مى‏شدند. مسؤلان مساجد باید با تحمل و بردبارى و انعطاف‏پذیرى، با جوانان بزرگوارانه برخورد کنند و چون پدرى دلسوز دست نوازش بر سر فرزندان خود بکشند و «ارتباط عاطفى« را بر ارتباط دستورى و خشک مقدم دارند. روان شناسان معتقدند نخستین امرى که بر اثر پیوندهاى معنوى یا معنایى و دوستى مى‏شکفد محبت است و محبت در ابتداى امر مستقل و فراگیراست(16).

3-  جوان گرایى

معمولاً جوان از جوان بهتر و زودتر مى‏پذیرد. در دو جوان به دلیل نزدیک بودن جهان احساسى وعاطفى و روحى، تفهیم و تفاهم سریع‏تر اتفاق مى‏افتد. در حال حاظر ائمه جماعت بسیارى از مساجد کهنسال‏اند و با دنیاى جوان بیگانه‏اند هر چند در این میان، پیران خوش اندیش و جوان دل وجود دارند که توانایى فوق العاده‏اى در جذب جوانان دارنداما باید به یک جوان گرایى در مساجد برسیم. بعضى از جوانان، عدم امکان ارتباط با امام جماعت سالمند را دلیل اجتناب از نماز جماعت و عدم حضور در مساجد مى‏دانند و به تجربه دیده شده مساجدى که امام جماعت جوان و پرشورى دارد در جذب جوانان موفق‏تر بوده‏اند. در این رابطه لازم است تحولى در سیستم مدیریتى مساجد به وقوع پیوندد و فرهنگ جوان گرایى در اداره مساجد نهادینه گردد و جوانان در کنار سالمندان در هیئت امناى مساجد راه یابند.

4-  زیبا سازى مساجد 

یکى از راه‏هاى استحکام پیوند جوانان با مساجد، زیبا ساختن مساجد و کانون‏هاى دینى است. مساجد از همان سردر تا درون مسجد (صحن، محراب، فضا، دیوارها و غیره) باید آراسته و پیراسته و جوان پسند باشد واز جاذبه‏هاى هنرى و علمى در پیشانى مسجد استفاده شود. پاکیزگى، طراوت و زیبایى مسجد، در جذب جوانان بسیار مؤثر است. بعضى از دانش‏آموزان، بوى بد، فضاى تنگ نمازخانه، فرش‏ها و موکت‏هاى آلوده را باعث بى رغبتى به نماز مى‏دانند.

5-  فعال کردن مساجد

براى حضور جوانان در مساجد، لازم است، مساجد را از انحصار به نماز، خارج کرد، جوان عنصرى فعال و پرشور است و به دنبال کانونى فراگیر و خودجوش مى‏باشد. مطالعه عصر نبوى نشان مى‏دهد که مسجد، پایگاه تصمیم‏گیرى اجتماعى، نظامى، سیاسى، عبادى و فرهنگى بوده است. در این صورت مسجد یک مجتمع مى‏باشد که جوانان را با سلایق مختلف در خود جمع کرده است. اگر در دوران دفاع مقدس ما شاهد حضور چشمگیر جوانان در مساجد بودیم یکى از دلائلش فعال بودن در زمینه‏هاى عبادى، نظامى و فرهنگى بوده است. اگر امکانات هنرى، ورزشى، نمایشى، کتابخانه در کنار مسجد به عنوان جزئى از پیکره مسجد محسوب شود جوانان به مسجد راغب‏تر خواهند شد. با کمال تأسف دنیاى الحاد در مسیر خود با ظواهرى زیبا از روش‏هاى نو و از تمامى امکانات استفاده مى‏کنند ولى ما تنها به روش‏هاى سنتى اکتفا کرده‏ایم و از همه ظرفیت‏ها استفاده نمى‏کنیم. قرآن کریم به کاربرد هنر در القا و تغییر افکار اشاره کرده و مى‏فرماید: سامرى دشمن موسى(ع) با زر و زیور، گوساله‏اى ساخت که صدایى شگفت داشت و آن را خداى موسى معرفى کرد و به این صورت پیروان موسى(ع) را به انحراف کشاند(17). چرا ما براى هدایت مردم از شیوه‏هاى هنرى مثل فیلم، کارتون، تئاتر، نقاشى، گرافیک، مسابقه و غیره استفاده نکنیم؟

6-  بهبود شیوه‏ هاى پیام رسانى دینى

متأسفانه در روش‏هاى تبلیغى و جذب جوانان، بیش‏تر از روش‏هاى کلیشهاى و تکرارى و به صورت مستقیم استفاده مى‏کنیم و همین امر در بى علاقگى و گریز جوانان از نماز جواعت مؤثر بوده است. در برخى تحقیقات به ویژه تحقیقاتى که در آموزش و پرورش انجام پذیرفته است یکى از دلایل گریز دانش‏آموزان از نماز جماعت، سخنرانى‏هاى طولانى و تکرارى مطرح شده است. (18). ما هندسه گفتن با جوانان را به خوبى نمى‏دانیم و یا رعایت نمى‏کنیم. پر گویى، مکرر گویى و ارتباط مستقیم آمرانه و دستورى باعث دلزدگى و نفرت و دین گریزى جوانان مى‏شود. در یک نظر سنجى از دانش‏آموزان که در مورد منابع کسب اطلاعات درباره زندگى حضرت على(ع) صورت گرفته است معلوم گردید که سریال امام على(ع) که از تلویزیون پخش شد بالاترین نمره 4/35 ولى سخنان روحانیون کم‏ترین نمره (2/43) را به خود اختصاص داده است و این موضوع، نگرش منفى جوانان نسبت به روش متعارف تبلیغ دینى را مى‏رساند و ثابت مى‏کند که دانش‏آموزان به طور کلى، حوصله و علاقه کم‏ترى براى شنیدن سخنان یا خواندن مطالب دارند. ما در عصر ابتکارات و خلاقیت‏ها به سر مى‏بریم هر روز شیوه‏هاى جدید اطلاع رسانى و تبلیغاتى ابداع مى‏شود ولى آیا شیوه‏هاى پیام رسانى در عرصه دین و معارف دینى شیوه‏هاى کارآمد و به روز است؟ بى شک منبر و وعظ و خطابه یکى از شیوه‏هاى اصیل و مؤثر تبلیغ دینى است ولى آیااین روش در همه جا و براى همه اقشار جامعه مفید است؟ آیا ائمه جماعات مساجد به غیر از سخنرانى، روش دیگرى را آزموده‏اند؟ باتوجه به تجارب سودمند مبلغان در سال‏هاى اخیر در به کارگیرى از گفتگوى مستقیم دو نفرى و به اصطلاح تبلیغ چهره به چهره و رفیق شدن و اظهار همدردى کردن بانسل جوان وقت آن رسیده که در سطح وسیع از این تجربه ارزش‏مند استفاده گردد و ائمه جماعات مساجد با اتخاذ روش ابتکارى خود، مجالس رادر خانه‏ها به صورت پرسش و پاسخ و هدایت غیر مستقیم برگزار نمایند. یکى از رموز موفقیت روحانیون در جبهه‏هاى حق علیه باطل در سال‏هاى دفاع مقدس در همین امر نهفته است روحانى با رزمندگان نشست و برخاست داشت در کنار آن‏ها غذا مى‏خورد، استراحت مى‏کرد، در غم و شادى‏هاى آنان شریک بود و از میهن اسلامى دفاع مى‏نمود و در وقت نماز، به عبادت مى‏پرداخت، از این رو رزمنده به محض شنیدن صداى اذان با رغبت و عشق به نمازخانه‏ها روى مى‏آوردند و نداى وحدت سرمى‏دادند.

7- عمل‌گرایى

روابط جوان با مسجد تا حد زیادى بستگى به نوع برخورد و رفتار امام جماعت و الگوهاى جامعه‏دارد. جوانان حساس و زود شکن هستند. رؤیت فاصله میان گفتن و بودن در جامعه، زمینه گریز جوانان را فراهم مى‏کند. آن‏ها کم‏تر مى‏توانند به تحلیل عمیق بپردازند، از این رو زود قضاوت و حکم صادر مى‏کنند. توصیه‏هاى کلامى در صورتى که با رعایت نکات روان شناختى انجام گیرد تأثیرى بسزا خواهد داشت ولى عدم هماهنگى میان قول و فعل، پند و اندرز مربیان را بى‌اعتبار مى‏کند. امام صادق(ع) مى‏فرماید: هرگاه شخص عالم به مقتضاى علم خویش عمل نکند اثر موعظه‏اش هم چون آب باران بر روى سنگ صاف از قلب‏هاى مردم محو خواهد شد. امام على(ع) نیز مى‏فرماید(19). کسى که خود را پیشواى مردم قرار مى‏دهد پیش از آن که به آموزش دیگران بپردازد باید خود را آموزش دهد و نیز باید تربیت کردار او بر تربیت گفتارش پیشى داشته باشد. (20). استاد مطهرى مى‏گوید: این خود یک غفلت و اشتباه بزرگى است امروز در اجتماع ما که براى گفتن و نوشتن و خطابه و مقاله بیش از اندازه ارزش قائلیم و بیش از اندازه انتظار داریم. در حقیقت از زبان اعجازمى‏خواهیم. (21). سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویى به عمل کار بر آید به سخندانى نیست فرزندان ما بیش از آن که به گفتار ما نظر افکنند اعمال ما را زیر نظر مى‏گیرند که گفته‏اند: بچه‏هاى ما آن گونه مى‏شوند که ما هستیم نه آن گونه که مى‏خواهیم باشند. (22). یکى از پیامدهاى تضاد در گفتار و رفتار مبلغان دینى و متصدیانامور مساجد، ایجاد تنفر در بین جوانان است در روان‏شناسى ثابت شده است که بخش زیادى از یادگیرى انسان از راه چشم صورت مى‏گیرد. استاد مطهرى مى‏گوید: هیچ چیز بشر را بیش‏تر از عمل تحت تأثیر قرار نمى‏دهد شما مى‏بینید مردم از انبیاء و اولیا زیاد پیروى مى‏کنند ولى از حکما و فلاسفه آن قدر پیروى نمى‏کنند چرا؟ براى این که فلاسفه فقط مى‏گویند، فقط مکتب دارند، فقط تئورى مى‏دهند... ولى انبیا و اولیا تنها تئورى و فرضیه ندارند عمل هم دارند آن چه مى‏گویند اول عمل مى‏کنند حتى این طور نیست که اول بگویند بعد عمل کنند اول عمل مى‏کنند بعد مى‏گویند، وقتى انسان بعد ا زآن که خودش عمل کرد گفت آن گفته اثرش چندین برابر است.(23).

بسیار اتفاق افتاده وقتى از جوانان مى‏پرسیم چرا به مسجد نمى‏روى؟ مى‏گویند فلان مسجدى نماز جماعتش ترک نمى‏شود ولى در عمل فلان کار را مى‏کند. او انتظار چنین رفتارى را از الگوهاى جامعه ندارد. از این رو نسبت به همه چیز بدبین و بى اعتماد مى‏شود. در شرایط که جوان به الگو‌گرایى و همانندسازى توجه خاص دارد باید روى کرد تازه‏اى به این مقوله ارزش‏مند صورت گیرد و الگوهایى متناسب با فرهنگ دینى به شکل جوان معرفى گردد و در دو بخش، سخت‏افزارى و نرم‏افزارى شکل و محتواى مساجد، تغییر اساسى به وجود آید تا در تعامل جوان و مساجد، شاهد خیزشى همه جانبه باشیم.

8- پاسخ گویى به پرسش‏هاى دینى جوانان

یکى از راه‏هاى استحکام پیوند میان مسجد و جوان، رفع نیاز فکرى و معنوى جوانان مى‏باشد. جوانان ذهن خلاق و جستجو گرى دارند و همواره به دنبال کشف حقیقت و حل مسائل و پاسخ گویى به شبهات‏اند. علاوه بر آن امروز شبهه افکنى در حوزه فرهنگ دینى یکى از پر خطرترین جلوه‏هاى تهاجم فرهنگى در عرصه تربیت دینى است این شبهات به قول استاد مطهرى، گذرگاه خوبى هستند اما عدم پاسخ گویى به آن‏ها موجب تزلزل در عقاید واندیشه‏هاى دینى آنان مى‏گردد و پایه‏هاى تربیت دینى را سست مى‏گرداند. جوان اگر احساس کند که مسجد محلى براى پاسخ گویى به سؤالات اوست و در آن شخصیت ارزش‏مند و فرهیخته‏اى است که درد او را درک مى‏کند، خواه ناخواه به سمت و سوى او متمایل مى‏گردد و دیگران رانیز با خود همراه مى‏سازد. استاد مطهرى مى‏گوید: ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنانیست چرا در مدرسه‏ها قرآن یاد نمى‏گیرند حتى به دانشگاه هم که مى‏روند از خواندن قرآن عاجزند البته جاى تأسف است که این طور است اما باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامى در این راه کرده‏ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایى کامل داشته باشد؟ قرآن از مؤمنان مى‏خواهد که سخنانشان محکم و استوار باشد »قولوا قولاًسدیاً؛(24) این نکته در تربیت دینى و جذب جوانان بسیار مهم و حیاتى است که سخنان مربى باید(25).

همچون سدى محکم جلوى امواج مختلف مقاوم باشد.

9- پیوند مسجد با زندگى جوان

اگر مساجد از خاصیت تک بعدى (معنوى گرایى) به سوى چند بعدى شدن سوق داده شود و اقدام عملى در جهت نیازهاى فردى و اجتماعى نسل جوان بردارد قطعاً در جذب جوانان موفق خواهد بود. وجود برخى مشکلات زمینه ساز انحراف و بى رغبتى به دین یا کانون‏هاى دینى است. بیکارى، عدم ازدواج و عدم تأمین معیشتى زمینه دین گریزى و سستى نسل جوان را فراهم مى‏سازد. از جوانى که در آتش غریزه جنسى مى‏سوزد و بر اثر بى کارى و عدم امید به آینده سر از یأس و ناامیدى در مى‏آورد و مأمنى براى حل مشکلات خودنمى یابد چگونه انتظار رغبت به نماز و دین مدارى از او مى‏توان داشت. دین خردگرا و حکمت مدار اسلام در کنار مسایل معنوى بر مسایل مادى و اقتصادى نیز تأکید مى‏کند و فقر را مایه کفر معرفى مى‏کند چنان که از پیامبر (ص) نقل است که فرمود: کاد الفقر ان یکون کفراً(26)؛ رهبران دینى و الگوهاى جامعه باید خود را با مشکلات.

جوانان درگیر کنند و در حد امکان در حل آن بکوشند تا از این طریق پیوند عاطفى برقرار گردد. مردم دل به کسى مى‏دهند و خانه دل را حریم کسانى مى‏سازند که با درد و رنج آنان آشنا و با غم هایشان محرم و در راه خدمت به آنان کوشا باشند.

در این راستا پیشنهاد مى‏شود در مساجد ستاد رفع مشکلات جوانان تأسیس گردد و معتمدین‌محل از اهل مسجد در ساماندهى معیشت جوانان، کاریابى، آسان‌سازى ازدواج و غیره مشارکت نمایند. پس بیائیم در نگرش و روش خود به دو مقوله ارزش‏مند مسجد و جوان تجدیدنظر نماییم و بین این دو علقه‏اى ناگسستنى برقرار سازیم.


موانع حضور جوانان در مسجد
 1ـ بحران هویت دینی،
2ـ تهاجم فرهنگی،
3 ـ روحیات و خواسته‌های جوان و مسجد ،
4 ـ  ناهنجاری‌ها ،
5 ـ دین گریزی


راه‌های جذب جوانان
1- امام جماعت،
2- خانواده و دوستان،
3ـ امکانات و فعالیت‌های مسجد (امکانات، فعالیت‌ها، سفرهای زیارتی و سیاحتی  برگزاری مسابقه‌ها)،
4ـ بها دادن به جوانان (عضویت در هیئت امنا، نظرخواهی، واگذار کردن فعالیت‌های مسجد به جوانان)،
5ـ‌تبلیغات دینی، 
6ـ‌حضور شخصیت‌های موجه و محبوب جوانان در مسجد، 
7ـ‌نظافت و تزیین مسجد،
8ـ برخوردها، 
9ـ بیان مباحث مورد نیاز جوانان در مسجد، 
10ـ تشویق

چاپ این بخش

  معنی مختصر تربیت اسلامی
ارسال‌شده توسط: fnazari - ۲۲-۱۲-۱۳۹۷, ۰۳:۱۵ ب.ظ - انجمن: تربیت - بدون‌پاسخ

تربیت در مورد انسان عبارت از این است که با کوشش و تلاشهای سنجیده, برنامه دار و مستمر, شخص را که مجموعه ای از خامی ها و کاستی ها است و جز مجموعه ای از استعداد نهفته چیز دیگری ندارد, از رکود و سقوط بیرون آورد و وارد مسیری سازد که توانایی هایش را به کار اندازد و رشد دهد و همزمان با آن موانع رشد را که هم در وی نهفته است, از وی بزداید دقیقاً مانند مواد خامی که می توان به بهترین یا به بدترین شکلش درآورد
● ریشه‌یابی:
کلمه‌ی «تربیه» بر وزن «تفعله» که از نظر قواعد عربی مصدر باب تفعیل و از باب‌های متعدی است، از ریشه‌ی واژه‌ی «ربو» اشتقاق یافته است که به‌ معنای زیادت و فزونی است، از جمله در آیه‌ی:
«یمْحَقُ اللهُ الرِّبوا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ»
(خداوند ربا را کم و کاست و بی برکت می‌گرداند و صدقات را افزایش می‌دهد.)
معنی دقیق تربیت که معادل «پرورش» در فارسی است بر عملی قابل اطلاق می‌باشد که توانایی‌های نهفته‌ی یک چیز یا یک شخص را از قوه به فعل آورد؛ مثلاً یک دانه‌ی گندم که بالقوه دارای ریشه، ساقه و ... است، برای آنکه بالفعل به این مرحله برسد نیازمند شرایطی است: اول فراهم نمودن مواد غذایی و رساندن مستمر مواد رشد دهنده به آن در زمینه‌ای قابل رشد، و دیگری نبودن یا دور ساختن موانع و آفاتی که به رشد طبیعی آن آسیب می‌رساند.
عین آن‌چه درباره‌ی گندم گفتیم بر نطفه انسانی نیز صادق است. به این معنی که نطفه‌ی انسانی بالفعل نطفه‌ای بیش نیست، ولی بالقوه انسانی است دارای پا، سر، دست، کمر و... و انتقال آن از شکل نطفه به شکل تکامل یافته‌ی انسانیش نیازمند دوره‌ای زمانی است که در خلال آن تغذیه‌ی مستمر و بدون مانع صورت گرفته و پرورش یابد.
به این ترتیب، تربیت در مورد انسان عبارت از این است که با کوشش و تلاشهای سنجیده، برنامه‌دار و مستمر، شخص را که مجموعه‌ای از خامی‌ها و کاستی‌ها است و جز مجموعه‌ای از استعداد نهفته چیز دیگری ندارد، از رکود و سقوط بیرون آورد و وارد مسیری سازد که توانایی‌هایش را به کار اندازد و رشد دهد و همزمان با آن موانع رشد را که هم در وی نهفته است، از وی بزداید. دقیقاً مانند مواد خامی که می‌توان به بهترین یا به بدترین شکلش درآورد.
اما تربیت اسلامی دارای مفهوم خاصی است که از تربیت به‌معنای عام کلمه جدا می‌گردد، وبرای آشنایی بهتر با مفهوم آن باید نخست دید که انسان از نظر «اسلام» چگونه موجودی است، و برای چه هدفی آفریده شده است؟ هر تلاشی که برای تحقق آن هدف مؤثر واقع شود، تلاشی تربیتی است، و می‌توان بر آن نام «تربیت» نهاد.
از دیدگاه اسلام انسان دارای کرامتی است که آفریدگارش به وی بخشیده و به همان دلیل اشرف مخلوقات گردیده و شایستگی یافته که فرشتگان الهی برایش سجده، و بر این منزلت اعتراف کنند و باز به همان دلیل بسیاری از آن‌چه در جهان آفرینش می‌توان یافت به جهت تمتّع و بهره‌وری او آفریده و در دسترسش نهاده شده است، تا با استفاده از آنها به ادای وظایف و تکالیفی که بر عهده‌اش گذاشته شده بهتر بپردازد.
وی برای آنکه بتواند هدف از آفرینش خویش را تحقق سازد، علاوه بر دسترسی به امکانات طبیعت و آفاق هستی، به نیروهای برتری مجهز گردیده است که به او توانایی انجام کارها و طرح‌ها و نوآوریها را داده و برای اختراعات و ابتکارات استعدادهای بی‌نظیری به او بخشیده است، و جمع کردن این همه استعداد جسمی، ذهنی و روحی در یک جا او را موجود منحصر بفردی گردانیده است که در جهان هستی جایگاه والایش را از دور نمایان می‌سازد.
هدف از آفرینش وی آن است که پروردگار بزرگ را با صفات شایسته‌ای بشناسد و وظایف خویش را در برابر او دریابد و آن وظایف را به نیکوترین وجه عملی نماید.
این وظایف البته ابعاد و اشکال مختلف دارد . بخشی از آنها اعمالی است که جنبه‌ی ستایشی و پرستش خالص دارد که امروزه اصطلاحاً «عبادات» نامیده می‌شود. بخشی دیگر به کسب و کار و نحوه زندگی انسان ارتباط دارد تا مشکلاتش را برطرف سازد و از موانع گوناگونی که در راهش سر برمی‌آورند عبور کند و در پیمودن مسیر زندگی گرفتار ناتوانی‌ها و ناکامی‌ها نگردد.
بخشی دیگر به طرز رفتارش با همنوعان تعلق دارد که امور اخلاقی و حقوقی خوانده می‌شود، و زندگی سعادتمندانه‌اش در زمین به رعایت کردن این احکام و دستورات بستگی زیادی دارد.
اولین قدمی که در زمینه انجام دادن این تکالیف برای انسان نیاز است فراگیری علم و دانش است و این از مهمترین خصوصیات اوست که در بدو آفرینش نیز بعنوان برترین ویژگیش نسبت به فرشتگان جلوه‌ گر شد، و برای دست یافتن به آن، گذشته از هوش و ادراک خاصی که دارد، زمینه‌های فراوانی در جهان پیرامونش نیز وجود دارد که میدان مناسبی برای شکوفایی آن استعداد و تواناییهای درونی اوست.
علاوه بر فراگیری علم و دانش، سعی و تلاش جدی و مستمر در پرتو آموخته‌ها و استعدادها و پای‌بندی صحیح به موازین و مقررات، و کوشش خستگی ناپذیر در راستای رسیدن به خواسته‌های مادی و معنوی، از دیگر نیازمندی‌های او در جهت ادای وظیفه است.
مهمترین خواسته‌های مادی او تسخیر طبیعت و استفاده‌ی درست از منابع آن و تهیه‌ی اسباب و امکاناتی است که موجب تسهیلاتی در بالا بردن سطح زندگی می‌شود.
اما نیازهای معنویش نیازهایی است که در عمق وجودش جای دارد و در رأس همه‌ی آنها تحقق بخشیدن به فضایلی از قبیل عدالت، اخوت، ایثار، خیرخواهی، نوع‌دوستی، یک‌رنگی، صمیمیت، امنیت، اطمینان، صلح، مودّت و... را می‌توان نام برد.
هر گاه انسان بتواند درین مسیر بدرستی گام بردارد و بدون وقفه و رکود، به حرکتش ادامه دهد و خواسته‌های مادی و معنوی حقیقی‌اش را جامه‌ی عمل بپوشاند و در انجام وظیفه به موفقیت و سربلندی دست یابد، شایستگی می‌یابد که او را خلیفه‌ی خدا در روی زمین خواند و برترین آفریده‌ی پروردگار به‌شمار آورد.
اما اسلام بر این موضوع نیز تأکید دارد که رسیدن به چنین منزلتی به آسانی و سهولت فراهم نمی‌شود و تحقق بخشیدن به این هدف آرزویی شیرین است، ولی مشکلات و سختی‌هایی در راه است که عده‌ای را در آغاز راه و جمعی دیگر را در نیمه‌های آن وادار به عقب‌گردی زیانبار و دردآور می‌سازد.
کسانی که از پیمودن این مسیر عاجز می‌مانند خواسته یا ناخواسته به‌سوی پرت‌گاهی خواهند رفت که مهمترین ویژگی انسانی را از آنها می‌گیرد. و صفت حیوانی به خود می‌گیرند. با سقوط در آن پرت‌گاه وی دیگر یک موجود عادی نیست که در ردیف دیگر آفریدگان الهی و هم‌سطح آنان قرار داشته باشد، با توجه به آن همه استعداد نهفته در او زمینه‌ی سقوط و تباهی را در وی چند برابر می‌سازد و در تبهکاری، جنایت، فسادپیشگی، ویرانگری، شرارت و بسیاری معایب دیگر او را نمونه می‌گرداند.
از آن پس دیگر نه می‌تواند خلیفه‌ی خدا باشد، و نه لیاقت دارد که فرشتگان بر او سجده کنند و نه اشرف مخلوقات است، بلکه سربازی از سپاهیان شیطان و حیوانی از حیوانات زیان رسان می‌گردد که جز بدی و بزهکاری توقعی دیگر از وی نمی‌توان داشت، و نه تنها خود در تحقق آن هدف والا که در آفرینش وی منظور بوده است سهمی نتواند گرفت، بلکه دیگران را نیز از پیمودن آن مسیر مانع خواهد شد، و برای آنان که قصد اصلاح و نیکوکاری دارند مایه مزاحمت و مشکل تراشی خواهد شد.
همه‌ی انسانها بر سر این دو راهی قرار دارند و بزرگترین گزینه در زندگی‌شان انتخاب یکی از این دو راه است، و راه سومی غیر از این دو نیست که نه اولی باشد و یا دومی، چه بخواهند یا نخواهند باید یکی از دو راه را بعنوان راه زندگی خویش برگزینند. که البته گفتیم راه دومی راهی است تماماً متفاوت با راه اولی و سرانجامش کاملاً متفاوت و در جهت عکس آن است.
توجه به این حقیقت است که ضرورت و اهمیت تربیت را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که هیچ انسانی بدون تربیت اصیل و درست اسلامی راهی برای نجات، ترقی و اعتلاء معنوی نمی‌تواند در پیش داشته باشد. و پس از این توجه و دقت معلوم می‌شود که تربیت اسلامی تنها به برنامه‌ریزی و کوششی قابل اجرا است که انسان را در این مسیر به پیش ببرد و از آن سقوط احتمالی که بدون تربیت، سقوطی حتمی و اجتناب ناپذیر است به دور نگهدارد، و هر تلاشی به نام تربیت که از تحقق چنین هدفی عاجز باشد، می‌توان بر آن هر اسمی نهاد، غیر از اسم تربیت اسلامی.
پس تربیت اسلامی عبارت از پرورش مستمر و بدون وقفه که صفات شایسته را در انسان پدیدار سازد و رذایل را از وی بزداید تا از این طریق به درجه‌ای نیل گردد که بحق سزاوار کسب مقام خلافت الهی باشد.
معنی مختصر تربیت اسلامی این بود، و برای آشنایی با مفهوم وسیع آن باید ابعاد تربیت اسلامی را مورد نگرش و مطالعه قرار دهیم، به صورتی که در زیر می‌آید.
● ویژگیهای تربیت اسلامی:
تربیت اسلامی دو ویژگی اساسی دارد که آن را با همه شیوه‌های تربیتی دیگر متمایز می‌سازد.
اولین ویژگی مهم آن این است که پایه‌ها و اصول کلی آن را نه فکر و تجربه‌ی بشر بلکه تعالیم آسمانی وضع نموده و از رهنمودهای الهی الهام می‌گیرد.
طبیعی است آن‌چه از ذهن و مغز انسانها تراوش یابد به هر اندازه از پختگی هم که برسد، به هیچ وجه نمی‌تواند با تعالیمی برابری کند که از عالم بالا فرود آمده و رنگ و نشان کاستی‌های بشری در آن قابل مشاهده نیست.
این درست است که در تربیت اسلامی نیز تجربه بشری تأثیر دارد اما این دخالت تنها به جزئیات و شرح و مقایسه آن است و نه در پایه‌گذاری و ترکیب کلّی آن.
با توجه به این ویژگی و نبودن آن در دیگر نظام‌های تربیتی است که ما معتقدیم بشر راهی بسوی تکامل نهایی نخواهد گشود مگر آن که به این نظام روی آورد و از این برنامه پیروی نماید.
دومین ویژگی آن، کامل و همه جانبه بودن است. به این معنا که در تربیت اسلامی پرورش هر بعد از ابعاد شخصیت انسان در نظر گرفته شده و متناسب با رشد آن دقیقاً مورد عنایت قرار گرفته است، تا یک بعد بر ابعاد دیگری برتری نیابد، و رسیدن به کمال را ناممکن سازد؛ زیرا به همان گونه که ساختار ظاهری انسان از اجزاء و اعضای مختلف بوجود آمده، ساختار کلّی شخصیت وی نیز از ابعاد مختلف تشکیل شده، و باز به همان گونه که در پرورش سالم و مطلوب وی باید همه‌ی اجزاء و اعضای وجودش یکسان و هماهنگ و بدون استثناء شرکت داشته باشد تا هماهنگی دقیق میان‌شان در زمینه‌ی رشد حفظ شود. در پرورش و رشد کلّی شخصیت وی نیز حفظ این برابری ضروری و حیاتی است.
همان‌طوری که رشد نامیزان جسمی، سیمای ظاهریش را سخت بدریخت و زشت می‌سازد، رعایت نکردن هماهنگی در پرورش همه‌ی ابعاد شخصیتش آسیبی به مراتب زیان بارتر را متوجه کمال انسان ساخته و او را از نیل به انسانیت راستین و رسیدن به مقام الهی باز می‌دارد.
یکی از مشکلات بزرگ نظام‌های تربیت مکاتب فکری و حتی ادیان مختلفی که پرورش سالم و کامل انسان را مدعی گردیده‌اند در همین بعد، نمایان می‌شود، زیرا غیر از اسلام، نمی‌توان مکتبی را یافت که توانسته باشد در برنامه‌ی تربیتی‌اش این هماهنگی و شمولیت را در نظر گرفته و انسان را به کمال شایسته برساند.
● جنبه‌های تربیت اسلامی:
مهمترین جنبه‌های تربیت اسلامی موارد زیر است:
۱) تربیت عقیدتی:
اولین موضوع تربیتی که اسلام اهمیت ویژه‌ای برای آن قایل است، و همه مراحل دیگر تربیتی را بر آن بنا نهاده، تربیت عقیدتی است. که این نوشتار گنجایش پرداختن به آن را ندارد، برای آشنایی با‌ آن باید به کتاب‌های معتبر عقیده که از سوی دانشمندان بزرگ اسلام به نگارش درآمده، مراجعه شود.
در اینجا اشاره به نکات کلی آن را کافی می‌دانیم:
یکی از موضاعات مهم عقیده که در رأس همه‌ی موضاعات دیگر قرار دارد، شناخت صحیح خداوند است، تا انسان وی را با همه‌ی صفاتی که شایسته‌ی ذات اوست بشناسد و او را از هر گونه نسبت ناروا و ناپسندی منزه بداند.
اسلام می‌خواهد انسان با پی بردن به قدرت، علم، قیومیت، رحمت، کبریا، حکمت و دیگر صفات الهی خود را و همه‌ی هستی را از هر نظر به وی محتاج ببیند و او را شایسته‌ی پرستش ، نیایش، فریادرسی و فرمانروایی و فرمانبرداری بداند، در این زمینه نباید کوچکترین عملی انجام داد که رنگ شرک در آن وجود داشته باشد.
پس از لبریز شدن وجود انسان از یقین خالص و پاک درین مورد، نخستین سنگ بنای شخصیت وی نهاده می‌شود، و وی مهمترین گام تربیتی را برداشته است.
ایمان به جهان غیب و نیروهای غیبی، ثبت اعمال و محاسبه آنها، تحولات آینده‌ی جهان هستی، برپایی روز رستاخیز، عذاب‌های جهنم و نعمت‌های بهشتی و... بخشی دیگر از موضوعات عقیده است که ایمان قلبی به آنها از مهمترین مسایل تربیت اسلامی است. همین‌طور ایمان به فرشتگان، کتب آسمانی، پیامبران الهی و مسایل مربوط به قضا و قدر که جزء موضوعات عقیده قرار دارد.
علاوه بر اینها نوع نگرش انسان به جهان طبیعت و طرز تفکرش درباره‌ی تحولات هستی، جایگاه انسان در میان دیگر موجودات، صفات و ویژگیهای مهم انسان، دانستن ارزش و امکانات مادی و هدف از پیدایش آنها، واموری از این قبیل که از مسایل مهم فکری است، نیز به تربیت عقیده تعلق دارد، و بدون آشنایی صحیح با این مسایل همانگونه که در نصوص دینی تذکر و یادآوری شده است، تربیت عقیدتی فرد ناقص می‌ماند.
به‌طور فشرده تربیت عقیدتی عبارت از این است که انسان پیدایش خود و دیگران را بیهوده نداند، تحولات جهان هستی را به عوامل موهوم نسبت ندهد، از نیروهای ناشناخته و مرموز نهراسد، در برابر موجودات گوناگون مرئی و نامرئی سرخم نکند، رفتار و اعمالش تابع کشش‌های درونی یا خواسته‌های این و آن نباشد، بلکه قوانین معقولی را بر جهان حاکم بداند، حکمت الهی را در آفرینش هستی و تحولات آن مشاهده کند، قدرت الهی را در آفاق عالم جلوه‌گر بیابد، اگر هراسی به دل راه می‌دهد تنها از او باشد، اگر به کسی دل می‌بندد و امیدوار می‌شود تنها به او باشد، و اگر از کسی فرمان می‌برد تنها از فرمانروای بزرگ هستی باشد و بس.
تا فردی بدین درجه از آگاهی و یقین نرسیده باشد تربیتش ناقص و نارسا است، و واداشتن وی به هر برنامه‌ی دیگر تربیتی کاری غلط و بیهوده است!
۲) تربیت فکری:
تربیت فکری هر چند پایین‌تر از تربیت عقیدتی است، اما دارای اهمیتی است که باید همانند اصلی مستقل بدان نگریست.
انسان مسلمان ـ بخواهد یا نخواهد ـ ناگزیر است درباره بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی دیدگاهی شفاف و موضعی آشکار داشته باشد. دیدگاهی که بیانگر اعتقادات دینی و شخصیت اسلامی اوست و نشان می‌دهد که اندیشه‌اش از سرچشمه‌ای مشخص و معروف سیراب می‌گردد. انسان مسلمان لازم است در تربیت اسلامی آشنایی درست و کاملی با موازین و دستورات اسلامی داشته باشد، تا دیدگاهش تحت تأثیر نگرشهای مکاتب بیگانه و طرز فکر متفکران بیگانه قرار نگیرد.
همچنین وی ناگزیر است درباره‌ی بسیاری از گروه‌ها که در عصر حاضر یا گذشته وجود داشته‌اند و نیز بسیاری از شخصیت‌های دیروز و امروز، و حتی بسیاری از فراز و نشیب‌هایی که جوامع انسانی با آن روبرو می‌شوند، داوریش الهام گرفته از اصول فکری و موضع‌گیریهایش متناسب با طرز تفکر دینیش باشد.
در صورتی که به این بخش از تربیت فرد مسلمان توجه لازم مبذول نشود، تربیتش گرفتار کاستی و نقصی نازدودنی خواهد گردید، و موضع گیریهایش همراه با خامی‌ها و لغزش‌های متعدد خواهد بود.
امروزه نمونه‌های فراوانی می‌توان یافت از نگرش‌های سطحی و غیر اصولی بسیاری از مسلمانان به بسیاری از شخصیت‌ها و جماعت‌ها و احزاب فکری، سیاسی و اجتماعی، که از یکسو باعث ایجاد اختلافات کمرشکنی در صفوف مسلمانان گردیده و از سوی دیگر بخش مهمی از اهداف و خواسته‌های دشمنان اسلام را برآورده ساخته است.
ضعف تربیتی بسیاری از مسلمانان در این قسمت به جایی رسیده که تعدادی از بزرگان امت اسلامی و شخصیت‌های معروف و پیشرو، به شدت مورد بدگویی و دشنام و توهین قرار گرفته‌اند و در مقابل، برخی اشخاص شیاد و مکار نام نیک یافته و مورد تعریف و تمجید قرار گرفته‌اند.
چنین بوده موضع‌گیری بسیاری از مسلمانان درباره‌ی خیلی از گروه‌ها، جماعت‌ها، حکومت‌ها و تجمعات مختلفی که در جهان اسلام در این قرن یا قبل از آن به‌وجود آمده‌اند. موضع‌گیریها در اکثر موارد بدون تحقیق و استدلال بوده و به هیچ یک از اصول و موازین فکری اسلام متکی نبوده، و آن‌چه بیشتر به چشم می‌خورد، موضع‌گیریهای خام و تحقیق و پژوهشهای علمی، با برداشت‌های وهمی و آمیخته با عواطف و احساسات کودکانه اتخاذ می‌گردد.
کسانی که در امور تربیتی تخصص دارند اگر راه‌حلی روشن برای این مشکل نجویند و اصول ثابت فکری را به کمک قرآن و سنت و اصول فقه روشن نسازند و افکار مسلمانان را با این اصول آشنا نگردانند، فاجعه‌ی بزرگی آینده‌ی امت اسلامی را تهدید می‌کند.
به دلیل محرومیت و ناآگاهی بسیاری در مورد تربیت اسلامی، روز به روز بر حجم اختلافات و چند دستگی‌ها افزوده شده و آبها گل آلودتر می‌گردد و دشمنان دیرینه‌ی اسلام فرصت‌های بهتر و مناسب‌تری به چنگ می‌آورند تا به آرزوی خویش دست یابند و کیان متزلزل این امت را به فروپاشی و ویرانی بکشانند.
متأسفانه در برخی از فِرَق و جریانات اسلامی ـ یا به نامْ اسلامی ـ بجای توجه جدی به چنین تربیتی کوشش بر آن است در افراد و پیروان خویش روح تعصب و بدبینی را نسبت به دیگران تقویت کنند و بجای تشویق به گفتگوی عاقلانه و استدلال عالمانه، آنان را به تهمت زنی، ناسزاگویی و لعن و توهین و نفرین دیگران عادت دهند، و شکی نیست که این گونه عملکرد نه تنها نفعی به اسلام و مسلمانان نمی‌رساند، بلکه نتیجه و حاصل آن جز زیان و تباهی چیز دیگری نیست.
اگر بخواهیم بیش از این شکار توطئه‌های دشمنان اسلام نشویم و بر زخم‌های این امت نمک نپاشیم و با عملکردهای بدون دلیل و منطق و جاهلانه خود در قلب آغشته به خونش خنجر زهرآگین فرو نکنیم، مهمترین راه پس از پرورش اخلاص و خدا‌جویی، توجه اساسی به تربیت فکری و راه‌‌حلی اساسی و درست برای این امر است.
۳) تربیت روحی:
سومین بعد از ابعاد تربیت، تربیت روحی انسان است، تا همگام با رشد تفکر و استحکام عقیده، پیوند وی با جهان غیب و به‌ویژه آفریدگار بزرگ عملاً برقرار شود، و روح انسان همانند جسم و اندیشه‌اش نیازمند تغذیه و تقویت پی در پی است، تا از رشد و نمو باز نماند و بتواند سیر تکامل و ملکوتیش را ادامه دهد؛ سیری که بی‌نهایت است و تا هنگام بازگشت به‌سوی پروردگار متعال نباید از حرکت بایستد.
بهترین راه تربیت روحی از نظر اسلام و بلکه یگانه راه آن ادای درست و منظم یک سلسله اعمال خاص است که امروزه بنام عبادات می‌شناسیم.
این عبادات میدان‌های مناسبی است برای تقرب به خداوند و غلبه بر کشش‌های نفسانی و تقویت اراده و اثبات نیت خالص و صفای باطن.
مکلف بودن انسان به انجام این عبادات امتحان همیشگی و جاری و مستمری است که او را وظیفه‌شناس و جدی به بار می‌آورد و آزمایش روشنی است برای نشان دادن میزان اطاعت و فرمانبرداری و فریادخواهی از خداوند یکتا.
در این نوشتار فشرده فرصت آن نیست که فلسفه عبادات و اسرار عظیم نهفته در آنها را مورد شرح و مورد بررسی قرار دهیم، در این زمینه لازم است به کتبی مراجعه شود که حق مطلب را به خوبی ادا نموده‌اند.
در این جا به ذکر چند نکته کوتاه که به موضوع تربیت ارتباط بیشتری دارد، اکتفا می‌شود:
اعمالی که از دیدگاه اسلام عبادت به شمار می‌رود به دو بخش تقسیم می‌گردد:
۱) اعمالی که از نظر فقها «معقولة المعنی» نامیده می‌شود و پی بردن به حکمت و مصلحت نهفته در آن‌ها برای عقل انسانی مبهم و دشوار نیست.
این‌گونه اعمال از نظر فقهی به عبادات مسمی نیست، ولی از نظر ارزش شرعی و پاداش اخروی، هم سطح عبادات اصطلاحی است؛ مثل معامله حلال، نفقه فامیل، فراگیری علم، نصیحت و اصلاح دیگران و...
۲) اعمال «غیر معقولة المعنی» که رمز بندگی و پرستش به شمار می‌رود و به تعبیر امروزی حالت رمزی و سمبولیک دارد و پی بردن به فواید تفصیلی آن در توان عقل انسانی نیست، هر چند آثار و فواید کلی آن از دید عقل پنهان نمی‌ماند.
می‌توان مثال نماز را در نظر گرفت. فلسفه کلّی آن در قرآن و سنّت آمده، دوری از فحشا و منکر و زمینه‌سازی برای یاد خدا و برقراری ارتباط با او بیان شده، برای انسان قابل درک است، ولی انتخاب پنج وقت معین وتعیین رکعتهای مشخص برای هر وقت و انجام آن به شکل و هیأت خاصی بنا به دلیل عقلی نیست، و علم به حکمت این تفصیلات و توضیحات، آشکارا غیر ممکن است.
در تربیت روحی تکیه بر انجام مرتّب اعمالی است که به دسته‌ی دوم تعلق دارد و از نظر شرعی شعایر یا علایم بندگی و پرستش خداوند «جلّ جلاله» قـلمداد شده است.
این اعمال نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد:
۱) فرایض «واجبات» که اندازه‌ی مشخصی دارد و هر انسانی که شرایط تکلیف شرعی را دارا باشد، باید آنها را انجام دهد، مگر در حالتهای استثنایی. این امور مهمترین و بالاترین وسیله تقرب به خدا شناخته شده است، و بدون آنها راه رسیدن به کمالات ایمانی را نمی‌توان طی کرد.
۲) نوافل «سنتها» که کیفیت و چگونگی انجام آنها همراه با اوقات معین از سوی شریعت نشان داده شده، ولی اجبار و الزامی در انجام آنها نیست، تا هر کس که می‌خواهد به میل و رغبت خویش بدانها قیام کند و از آن طریق خود را به درجات و منازل بالاتر ایمانی برساند.
تعالیم اسلام در این مورد جنبه‌ی تشویقی دارد و نخواسته با تحمیل اجباری آنها، مردم را گرفتار سختی و مشقّت سازد.
مهمترین عبادات اسلامی عبارت است از نمازهای واجب و سنت، روزه‌ی واجب و سنت، زکات و صدقات سنت، حج، تلاوت قرآن مجید، استغفار، درود بر پیامبر(ص) و خواندن دعاهای مأثوره که شامل اذکار و اورادی است که پیامبر به عمل به آنها اهمیت داده است.
انسانی که به عبادات توجه ویژه‌ای نمی‌کند، و یا به انجام بی‌روح و سطحی این اعمال اکتفا می‌کند، از نظر تربیت اسلامی شناخت ریشه‌ای از دین ندارد، زیرا قلبش از تشعشات غیبی و فیوضات آسمانی برخوردار نمی‌شود و روحش با پروردگار متعال انس و پیوند لازم را پیدا نمی‌کند؛ و کسی که به چنین حالتی دست نیافته باشد، مسلمان بودن و دینداریش بی پایه و اساس است.
مرحله‌ی اساسی در تربیت اسلامی این است که انسان مسلمان از طریق عبادات و ادای آنها همراه با آدابی که شریعت نشان داده است، بتواند از جهان ماده فاصله بگیرد و با روحش بسوی عالم پاک و ملکوت اعلی اوج گیرد. از این طریق است که از سنگینی ماده و تعلقات دنیوی کم شده و انسان مؤمن سبکبال و عاشقانه در عالمی به پرواز در‌می‌آید که در آن از حرص و آز، خودخواهی و عجب، خصومت و کینه‌توزی، حیوانیت و شهوت‌رانی، اضطراب و نا امنی و... خبری نیست، و با همه‌ی وجودش حقایقی را لمس می‌کند که برای دیگران بیش از رؤیایی شیرین و آرزویی دست نیافتنی نمی‌تواند باشد.
کسانی که در مقام مربی قرار دارند یا ادعای مربی بودن می‌کنند، باید بدانند که فرد تربیت‌ شده تا به آن درجه نرسیده باشد بهره‌ای از تربیت نخواهد برد و تربیت او سودی ندارد.
۴) تربیت اخلاقی:
دین اسلام با تمام کمال و جامعیتی که دارد به هیچ روی موضوع روابط انسان‌ها با یدیگر و نحوه‌ی رفتار فردی و اجتماعی آنها را فراموش نکرده و اهمیت آن را نادیده نگرفته است.
دینی که نتواند روش‌های درست و شیوه‌های پسندیده اخلاقی را به پیروانش بیاموزد واز کارهای زشت و رفتارهای ناپسند بازشان دارد، دیگر جوانب و زاویه‌های آن ذره‌ای ارزش ندارد.
تحقق رهنمودهای اخلاقی اسلام و عملی ساختن آنها بهترین تجلیگاه زیبایی‌های اسلام و یکی از بهترین راه‌های دعوت غیرمستقیم دیگران به‌سوی این آیین آسمانی است. به همین جهت تربیت اخلاقی یکی از ارکان مهم تربیت اسلامی است، و مسلمانی شخص مسلمان در گرو عنایت و توجه به موازینی است که اسلام در زمینه‌ی اخلاق و رفتار وضع نموده است.
در تعالیم اسلام، فضایلی از قبیل صدق، امانت، وفا به عهد، جود، کرم، شجاعت، عزت، اخلاق، حلم، صبر، قناعت، نظافت، حیاء، اخوت، اتحاد، رحمت و... مورد ستایش قرار گرفته است و با تأکید از انسان مسلمان خواسته شده به آنها پای‌بند باشد و خویشتن را بدانها آرایش داده تا زندگی دنیا و آخرتش مظهر خوبی و خوش‌رفتاری همراه با سعادت و کامیابی و زیبایی باشد.
هم‌چنان که از رذایلی مانند ترس، بخل، حسد، دورویی، سخن‌چینی، ‌کینه‌توزی، عیب جویی، کبر، خودخواهی، خودسری، خیانت، دروغ، پیمان شکنی، بی‌حیایی، تفرقه‌افکنی، بدزبانی، سنگدلی و بی‌بندوباری بشدت نهی گردیده و گذشته از نتایج زیانبار دنیوی اینگونه صفات و رفتارها، به کرّات گفته شده است که نجات اخروی بدون رهایی و پیراستن خویش از چنین اخلاق و عادات ناستوده‌ای، ممکن نیست.
تأکید اسلام در این زمینه بر این است که انسان مسلمان باید تا بدانجا بر این موازین استوار بماند که هر یک از صفات پسندیده در وی به صفتی راسخ و ملکه تبدیل شود و جزء ملکه پاک درونیش گردد، و به‌همان ترتیب دوری و نفرت از آن رذایل در اعماق جانش جای بگیرد و هر صفتی که از شعبه‌های کفر و فسوق و عصیان است در نظرش منفور و زشت جلوه کند.
چنان‌که در این آیه به صفات صحابه‌ی کرام اشاره رفته است:
«ولکنّ اللهَ حَبَّبَ إِلَیکُمُ الأَیمانَ و زَینَهُ فِی قُلوبِکُمْ و کَرَّهَ إِلَیکُمْ الکُفْرَ و الفُسوقَ و العِصیانَ أُولئکَ هُمُ الرَّاشِدونَ».
(ولی خداوند ایمان را خوشایند شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست، و کفر و فسق و عصیان را برای شما ناخوشایند ساخت، اینان‌اند که ره‌یافتگانند).
کسانی که با تعالیم اخلاقی اسلام آشنایی عمیق و مفصل دارند به خوبی می‌دانند که بسیاری از مسلمانان برای عمل به آن تعالیم اخلاقی ارزش و اهمیتی قایل نیستند، جز آنکه بر روی منابر و یا در جلسات سخنرانی بر زبان می‌آورند، دیگر در عمل از آنها خبری نیست، و از این لحاظ می‌توان گفت وضع کشورهای غیرمسلمان بویژه ملل متمدن غرب نسبت به برخی از سرزمین‌های اسلامی تا حدودی بهتر است، چرا که بخشی از این تعالیم در آنجا مورد عنایت و توجه قرار گرفته و جزء ارزش‌های آن دیار گردیده است!
ادعای تربیت اسلامی بدون اعتنای جدی و اهتمام اساسی به این تعالیم و احیای مجدد آنها در سرزمین‌های مسلمان نشین، گزافه‌ای بیش نیست، و دعوت دیگران به اسلام تا روزی که این ارزشها در میان مسلمانان تحقق نیابد و این رذایل ریشه‌کن نگردد، جز حسرت و دریغ نتیجه‌ای نخواهد داشت.
۵) تربیت جهادی:
مهمترین تفاوت انسان مسلمان با پیروان دیگر ادیان، رسالت سنگینی است که در زمینه اصلاح جامعه‌ی انسانی و مبارزه با مفاسد گوناگون، بر عهده دارد. اجرای این رسالت با دشواریهای زیادی روبرو است که بدون برنامه‌ریزیهای درست و در پیش گرفتن شیوه‌های کارساز، امید و امکان موفقیت در آن وجود ندارد. به همین جهت بخشی از رهنمودها و تعالیم اسلام متعلق به اموری است که شخص مسلمان در انجام رسالت دینیش به رعایت آن نیازمند است. این گونه امور را می‌توان تحت عنوان کلی «تربیت جهادی» قرار داد، و البته جهاد به معنای عام کلمه، که شامل هر گونه تلاش جدی در راستای تحقق اهداف دینی و آرمانهای اعتقادی باشد.
انسان مسلمان در انجام رسالت اسلامیش نیازمند آن است که برخی عادات و رفتارش را کنار بگذارد و خویشتن را به برخی عادات و خصلت‌های دیگر پای‌بند سازد؛ در امور زندگی خود مرتب و منظم باشد نه بی‌نظم و نامرتب، همچنین از اوقات خود بهترین استفاده را بکند نه اینکه بدون استفاده وقت بگذراند و همین طور عادت کند که فردی جدی و دقیق باشد، نه سهل‌انگار و بی‌توجه به کارها؛ زیرا تا چنین تغییری در رفتار و عاداتش ایجاد نکند، وفقیت شایسته‌ای در زمینه‌ی خدمت به دین و تحقّق مسؤولیت‌های دینی‌اش بدست نخواهد آورد، به ویژه در شرایط امروز دنیا که مشاغل فراوان، و مشکلات متعدد بوجود آمده، و دشمنان اسلام مجهز به تجارب و امکانات پیشرفته گشته‌اند.
در حقیقت تریبت جهادی از همین تغییر عادات شروع می‌شود و انسان مسلمان را برای کمربستن به کارهای مهمتر و دشوارتر آماده می‌سازد.
این نیز قسمتی از تربیت جهادی است، زیرا بدون رعایت این امور، شکل‌گیری انسان مسلمان در خدمت به دین و تحقق اهداف اسلام، کاری ناممکن است.
گذشته از این، آمادگیهای جسمی از قبیل نگهداری تن سالم، رعایت توصیه‌های بهداشتی، انجام تمرینات ورزشی و دیگر اموری که به قوّت بدنی انسان مسلمان انجامد و وی را برای تحمل مشکلات و رویارویی با ناملایمات زندگی آماده سازد، قسمتی دیگر از تربیت جهادی است و این فرموده پیامبر(ص) در این مورد کافی است که:
«الْمُؤْمِنُ القَوی خَیرٌ و أَحَبُّ إِلَی اللهِ مِنَ المُؤْمِنِ و فِی کُلٍّ خَیرٌ».
(مسلمان توانا بهتر و دوست‌‌داشتنی‌تر است در نزد خدا از مسلمان ناتوان، و در هر یک خیری هست).
به دنبال اینها نوبت به آموزش فنون جنگی و خصوصاً استفاده از تسلیحات پیشرفته و مدرن امروزی و آشنایی با تجهیزات جنگی و پیشرفتهایی می‌رسد که دشمنان اسلام حاصل کرده‌اند و تحولاتی که در این بخش به وجود آمده است، تا آگاهی‌های لازم را در این مورد بدست آورد، و بتواند در هنگام ضرورت وارد عرصه های جهاد مسلّحانه گردد و با نشان دادن شجاعت شایسته، سنگر جهاد و نبرد اسلامی را گرم نگهدارد. بی‌توجهی مسلمان به این بخش از تربیت اسلامی ضعفی آشکار و پی آمدهای ناگوار آن قابل درک است.
یقیناً ذلتی که امروز بر سرزمین مسلمانان سایه افکنده است یکی از عوامل مهم آن، ضعف مسلمانان در زمینه‌ی توجه به جهاد و حاضر شدن در میدانهای رزم است، و این مهم اُبُهّت مسلمان را از دلهای دشمنان‌شان بیرون کرده است و هراس و بزدلی را در دلهای خودشان قوّت بخشیده است.
تاریخ گذشته‌ی ما شاهدی گویا بر این است که زنده بودن روحیه‌ی جهاد در میان این امت چه شکوه و عظمتی به آنها بخشیده، و ترس و هراس از مسلمانان چگونه ملت‌های دیگر را به خضوع و تسلیم واداشته است.
مبارزه با زبونی و ذلت کنونی و احیای روحیه‌ی جهاد و شهادت طلبی و برانگیختن غیرت و شجاعت در مسلمانان یکی از واجبات اساسی در راه دعوت اسلامی و بخشی مهم از تربیت اسلامی است، و دیگر ابعاد تربیت اسلامی بدون توجه به این بخش، کاملاً ناقص و عیب‌دار خواهد بود، و انسان مسلمانی که مورد نظر اسلام است، تربیت نخواهد شد.
● خلاصه‌ی مطالب:
یکی از مشکلات اساسی در تربیت اسلامی، روشن نبودن تعریف و مفهوم آن نه تنها در ذهن بسیاری از مسلمانان که در ذهن بسیاری از مربیان و متولیان امور تربیتی است. پس از آشنایی درست با مفهوم و معنای کامل تربیت اسلامی، می‌توان به اجرای عملی آن دست یازید، و به دنبال آن است که می‌توان درباره‌ی بسیاری از تلاشها که تحت نام تربیت اسلامی انجام می‌شود، داوری منصفانه کرد. بدون چنین فهم همه جانبه‌ای از مسأله تربیت، به هیچ روی نمی‌توان به چنین کار مهمی کمر بست، و تلاش موفقیت‌آمیزی را در راستای پرورش اساسی و کامل شخصیت انسان مسلمان سامان بخشید.
به همین دلیل است که با وجود گروهها و جریانات اسلامی زیاد تاکنون هنوز تصویر روشن و گیرایی از انسان مسلمان عملاً ترسیم نشده و شخصیت‌های نمونه‌ی اسلامی تقدیم جامعه‌ی انسانی نگردیده است، مگر مواردی نادر و انگشت شمار. درست است که بسیاری از جماعت‌ها و و فرقه‌های اسلامی می‌خواهند انسان مسلمان را از انحرافاتی که دامن‌گیرش گردیده رهایی بخشند و او را به گونه‌ای پرورش دهند که برای انجام رسالت بزرگ و تاریخیش آمادگی پیدا کند، اما آن‌چه مهم است ناکامی چشمگیر و سؤال برانگیز آنان است که می‌تواند هر شخص بابصیرت را در صحت تلاش‌های‌شان سخت به تردید اندازد. زیرا از دامن برخی از فرقه‌ها و گروه‌ها کسانی برمی‌خیزند که زیان‌شان به جامعه اسلامی به مراتب بیشتر از نفع‌شان و خیانتی که مرتکب می‌شوند بیشتر از خدمت ایشان است. گویا شاعر در وصف آنان چنین گفته:
ترسـم نرسی به کعبه، ای اعــرابی
کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

نقل قول:تألیف: محمد محقّ
برگرفته از کتاب تربیت اسلامی

چاپ این بخش

  راههای تربیت اسلامی کودکان
ارسال‌شده توسط: fnazari - ۲۱-۱۲-۱۳۹۷, ۱۲:۱۷ ب.ظ - انجمن: تربیت - بدون‌پاسخ

طبق مطالعه ای كه تأثیرات دین را بر رشد و ارتقای كودكان بررسی كرده است، مشخص شده كودكانی كه والدین مذهبی دارند بهتر از دیگر كودكان رفتار می‌كنند و خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

در مطالعه ای که بر روی بیش از 16 هزار كودك كه بیشتر آنها در سال‌های اولیه ی تحصیل بودند خواستند ارزشیابی كنند كه كودك چه‌قدر بر خود كنترل دارد، چند وقت یك‌بار رفتار ضعیف یا نامناسب از خود نشان می‌دهد و آیا به‌خوبی به همسالانش احترام می‌گذارد و با آنها تعامل دارد یا نه؟ محققان نمرات به‌ دست آمده را با اظهارات والدین مبنی بر این‌كه چند وقت یك‌ بار به مكان‌ های مذهبی می‌ روند، آیا در مورد دین با كودكشان صحبت می‌كنند یا خیر و آیا بر سر مسائل دینی در خانه مشاجره می‌كنند یا نه، مقایسه كردند.

نتیجه این بود: كودكانی كه والدینشان به‌طور مرتب در مراكز دینی شركت داشتند (به‌ خصوص وقتی هر دوی آنها بسیار مرتب به این مراكز می‌ رفتند) و با كودكشان در مورد دین صحبت می‌ كردند، نسبت به كودكانی كه والدینشان مذهبی نبودند، هم از طرف والدین و هم از طرف مربیان نمره ی بهتری در مورد كنترل بر خود، مهارت‌های اجتماعی و تمایل به یادگیری كسب كردند.

همچنین این پژوهش نشان داد هنگامی كه والدین غالباًً بر سر مسائل مذهبی بحث و مشاجره می‌كردند، كودكان بیشتر مشكل داشتند.

محققان در توجیه این یافته‌ها می‌گویند: آموزش‌های مذهبی و تربیت اسلامی کودکان به سه دلیل می‌تواند برای كودكان خوب باشد؛ اول این‌كه گروه‌های مذهبی از والدین حمایت اجتماعی می‌كنند و این برای رشد مهارت‌های آنان مفید است. كودكانی كه بـه این گروه‌های مذهبی آورده می‌شوند وقتــی همـان حرف‌های والدین شــان را می‌شنوند كه بزرگســـالان دیگر هـم آنها را تأیید می‌كنند، حرف‌های والدین شـان را در خانـه عمـیق‌تر درك می‌كنند.

دوم این‌كه در تربیت اسلامی کودکان انواع ارزش‌ها و هنجارهایی كه در گروه‌های مذهبی مبادله می‌شود، اغلب به فداكاری و طرفــداری از خانـواده گرایش دارند. این ارزش‌ها در شكل‌گیری ارتباط والدین با كودكان و در نتیجه رشد كودكان در واكنش به این ارتباط بسیار بسیار مهم هستند .

در آخر سازمان‌های مذهبی مهارت‌های والدین را با معانی مقدس عجین می‌كنند.

تربیت اسلامی کودکان چگونه باید انجام پذیرد؟
والدین در راستای پرورش مذهبی کودکان باید از برخی رفتارها که به ظاهر برای پرورش مذهبی، ولی در واقع مانع چنین هدفی هستند، پرهیز کنند که موارد ذیل نمونه ای از راههای تربیت اسلامی کودکان می باشد می باشد:

1- پرهیز از به کارگیری مفاهیم منفی: به منظور پرورش کودک و تربیت اسلامی کودکان باید به حلاوت ها و زیبایی های دین تأکید کرد. کودکان باید با محبت و عشقی که خداوند به همه انسان ها مخصوصاً کودکان دارد، آشنا شوند. چون تصویر اولیه ای که والدین از بالاترین موضوع مذهبی، یعنی خداوند ایجاد می کنند، در گرایش کودک به مذهب اثر شگرفی دارد. بسیاری از والدین در برابر شیطنت های کودکان، مشکلات رفتاری و حتی رفتارهای طبیعی آن ها که خارج از حوصله خودشان است، به استفاده ابزاری از مفاهیم مذهبی روی آورده و خداوند را متهم می کنند که کودکان شلوغ را عذاب می کند و تصویر یک موجود شکنجه گر را از خداوند در ذهن کودک ترسیم می کنند؛ در حالی که عذاب خداوند برای مکلف گناه کار است نه کودکان.

2- تربیت اسلامی کودکان با پرهیز از اجبار در رفتارهای مذهبی: بررسی ها نشان می دهد که بیش تر مخالفان مذهب، از دو گروه می باشند، گروه اول: کسانی که در دوران کودکی و نوجوانی از آگاهی و تربیت مذهبی مناسب برخوردار نبوده اند. گروه دوم: کسانی هستند که تربیت مذهبی آن ها در کودکی با خشونت و سخت گیری همراه بوده است و در حالی که مساله ای را نمی فهمیده اند، آن ها را وادار به عمل کردن به آن می کردند. لذا والدین متدین نباید فرزندان خود را در انجام عبادات و رفتارهای دینی تحت فشار قرار دهند. آن ها باید کلیات دین را بگویند و رفتارها را به او آموزش دهند و در امور جزئی نیز به طور نامحسوس، رفتار و اعمال فرزندان خود را کنترل کنند.

3- پرهیز از انتقاد و سخت گیری: برای دست یابی به تربیت اسلامی کودکان، نباید کودکان و نوجوانان را در معرض انتقاد و ایرادهای فراوان قرار داد و آن ها را به صورت منفی با مذهب و ارزش ها آشنا کرد. شخصیت مذهبی کودک زمانی شکل می گیرد که متناسب با خواسته ها و روحیات و کشش های درونی او رفتار شود و آن در صورتی است که انگیزه های مذهبی به همراه امید و احساس های مثبت به او منتقل شود، نه سخت گیری و انتقاد؛ چرا که انتقاد زیاد از آن ها در هر زمینه ای که باشد، آنان را به سرکشی وامی دارد و تذکر فراوان، موجب پیدایش لجاجت و مقاومت می شود.

حضرت علی (علیه السلام): الا فراط فی الملامة یشب نیران اللّجاج؛ زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را شعله ور می کند.

انتقاد و سخت گیری بی مورد نه تنها تربیت اسلامی کودکان را مورد خدشه قرار می دهد، بلکه موجب مشکلات روحی و روانی نیز می گردد.

4- پرهیز از استدلال های فراتر از توانایی های ذهنی کودک و نوجوان:

شیوه تبلیغ انبیا این بود که با هر فردی به اندازه درک و فهم خود او سخن می گفتند، توجه به این مساله لازم است که کودکان هنوز به دوره تفکر مذهبی شخصی نرسیده اند و ذهن آن ها قدرت کافی برای درک مسائل و ادله پیچیده را ندارد و از هر استدلالی برای اثبات خداوند و یا هر جنبه ای از دین که فراتر از توانایی های ذهنی آن ها باشد، برداشت های ساده، مطلق و غیرواقعی خواهند داشت و اغلب از معنای ظاهری جملات فراتر نخواهد رفت. وقتی هم که در درک مساله شکست بخورند این شکست را متوجه استدلال و بطلان اصل مساله می دانند.

5- جلوگیری از ادامه و تثبیت تفکر خام مذهبی برای تربیت اسلامی کودکان:
کودکان در سنین خردسالی از طریق تخیل، نمادسازی و الگوسازی به تفکر می پردازند. آن ها برای بیان احساس ترس و اضطراب خود، آن را به شکل غول و هیولا به تصویر می کشند و موجودات خوب و دوست داشتنی را به صورت فرشته و امثال آن ترسیم می کنند، به منظور نزدیک تر کردن درک و تفکر کودکان به حقایق چنین مفاهیمی، باید آن ها را به تجارب محدود کودکانه خودشان ارجاع داد؛ به عنوان مثال وقتی کودک از والدین خود درباره مکان، اندازه و شکل خداوند سوال می کند باید در پاسخ او با بیان های سلبی گفته شود: خدا مثل ما نیست که دست و پا داشته باشد، در خانه ای زندگی کند یا قابل دیدن و لمس کردن باشد.

چنین پاسخی هم به زدوده شدن مفاهیم خام موجود در ذهن کودک کمک می کند و هم سوال و کنجکاوی و میل درونی کودک به کشف حقایق دینی باقی مانده و ادامه آن به کشف درونی دین منجر خواهد شد.

 منابع:
کتاب تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن(جلد اول)
پارسینه
تبیان

چاپ این بخش

  درسنامه تدریس و کلاسداری
ارسال‌شده توسط: kelksedgh - ۱۴-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۸ ب.ظ - انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8 - پاسخ‌ها (2)

ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد.

چاپ این بخش

  نگاهی به پیشینه،حال و آینده تشکل انجمن های اسلامی دانش آموزی
ارسال‌شده توسط: kelksedgh - ۱۴-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۵ ب.ظ - انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8 - بدون‌پاسخ

ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد.

چاپ این بخش

  نمونه سوالات دانش آموزی به تفکیک موضوعات
ارسال‌شده توسط: kelksedgh - ۱۴-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۱ ب.ظ - انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 8 - بدون‌پاسخ

ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد.

چاپ این بخش

  کاربردهای مفید تجهیزات ویدئو کنفرانس
ارسال‌شده توسط: avercenter - ۲۷-۰۹-۱۳۹۶, ۰۵:۳۹ ب.ظ - انجمن: مهارت - بدون‌پاسخ

ضبط و بازپخش ویدئوها از مهمترین و خلاقانه ترین امکاناتی است که صنعت ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد. در اختیار ما قرار می دهد. دیدن اشخاص علاوه بر شنیدن صدایشان تاثیر شگرفی در ملاقات ها و جلسات روزانه اداری و شرکت ها داشته ولی توانایی ضبط و استفاده از آنها در مواقع نیاز، تکنولوژِی ویدئو کنفرانس را به بالاترین حد خود رسانده است.

جذب و آموزش نیروهای جدید
هنگامی که شرکت نیروی جدیدی استخدام می کند معمولا یک سری از اطلاعات باید به نیروهای تازه وارد آموزش داده شود تا اطمینان حاصل شود که از کار و وظیفه خود در شرکت مطلع هستند. این پروسه در شرکت های کوچک امری ساده است اما در شرکت های بزرگ و بین المللی که به عنوان مثال ۲۰ کارشناس فروش استخدام کرده که در کشورهای مختلفی مستقر هستند چه باید کرد؟
با استفاده از تجهیزات ویدئو کنفرانس این پروسه به امری ساده تبدیل می شود. بجای اینکه تمام نیروها از سراسر دنیا در یک نقطه جمع شوند با استفاده از سیستم ویدئو کنفرانس می توان آموزش های لازم را از راه دور در اختیار کارمندان قرار داد و آنها نیز می توانند با ضبط و باز بینی برنامه ها اشکال های احتمالی که در کار برایشان پیش می آید را اصلاح کنند. اگر شرکت مادر بخواهد که تمام نیروها در یک زمان مشخص در جلسه آموزشی شرکت کنند آنگاه می توان ویدیو کنفرانس را به صورت زنده و از شرکت مادر هدایت کرد.
اطلاع رسانی اهداف شرکت به سایر افراد در مکان ها ی مختلف
با استفاده از ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد. شما می توانید جلساتی از شرکت که در مورد اهداف جدید و دستیابی به امکانات تازه است را اطلاع رسانی کرده و افرادی که در جلسه حضور نداشته اند را از دستاوردهای جدید شرکت مطلع نمایید.
غلبه بر محدودیت های ایجاد شده به واسطه تفاوت ساعت در مناطق مختلف
تصور کنید که شعبه های مختلف یک شرکت بزرگ در نقاط مختلف کشور و یا دنیا پراکنده شده باشد. به علت تفاوت ساعت در مناطق مختلف گاه امکان حضور کارمندان در جلسات وجود ندارد ولی می توان با استفاده از تجهیزات ویدیو کنفرانس این جلسات را ضبط و در زمان مناسب به بازبینی آن پرداخت.
یکی از بزرگترین دارایی هایی که یک شرکت دارد اطلاعات آن است. تحقیقات صنعتی، ارتباطات بین نیروها و مدیریت، جلسات آموزشی و  استراتژی های فروش فقط بخشی از اطلاعاتی است که در یک شرکت ضروری و حیاتی است. این اطلاعات هنگامی مهمتر می شوند که از آنها استفاده درست و مناسبی صورت گیرد و نیز شخصی از اطلاعات بهره ببرد که بیشترین نیاز را به آن دارد. حال در نظر بگیرید که گروهی از افراد شرکت در منطقه ای دور و با ساعت جغرافیایی متفاوت و یا در حال سفر و انجام ماموریت به اطلاعات نیاز پیدا می کنند. با استفاده از سیستم ویدیو کنفرانس و تجهیزات ویدئو کنفرانس می توان در هر ساعتی از شبانه روز و در هر مکانی به اطلاعات دسترسی پیدا کرد.
ایجاد فرصت های آموزشی
ضبط و ذخیره سازی جلسات درسی یکی دیگر از خدماتی است که با استفاده از  تجهیزات ویدئو کنفرانس به آسانی امکان پذیر شده است. به عنوان مثال برای دانش آموزان روستاهای دور افتاده می توان امکانات آموزشی و جلسات آموزش زبان فراهم کرد. همچنین تکنولوژِی ویدئو کنفرانس برای دانش آموزی که از جلسه کلاس غایب بوده، بسیار موثر است.
سیستم ویدئو کنفرانس برای دانشجویان پزشکی
با بهره گیری از تجهیزات ویدیو کنفرانس می توان به دانشجویان رشته های پزشکی کمک زیادی کرد. با ضبط و ذخیره ویدئوهای اتاق عمل و بازبینی مجدد آن توسط دانشجویان می توان از جزئیاتی که هنگام انجام جراحی توسط اساتید از نگاه دانشجویان غافل مانده آگاه شد.

چاپ این بخش

  روش های مشاوره دانش‌آموزی
ارسال‌شده توسط: kelksedgh - ۲۶-۰۹-۱۳۹۶, ۰۳:۱۳ ب.ظ - انجمن: دوره آموزشی هادیان معرفت 7 - پاسخ‌ها (1)

سلام
متن محتوای ارائه شده در جلسه روش‌های مشاوره دانش آموزی دوره هادیان معرفت 7 برای استفاده اعضا و مبلغان عزیز

برای دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید


ديدن لينک ها براي شما امکان پذير نيست. ثبت نام کنيد يا وارد شويد تا بتوانيد لينک ها را ببينيد.

چاپ این بخش

  مرامنامه اخلاقی اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان
ارسال‌شده توسط: yousefi - ۳۰-۰۸-۱۳۹۶, ۱۱:۴۰ ق.ظ - انجمن: اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان - بدون‌پاسخ

مرامنامه اخلاقی
اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان

 
با استعانت از خداوند علیم و خبیر و استمداد از توجهات حجت خدا حضرت ولی عصر (عج) با خدای بزرگ و مولایم حجت بن الحسن مهدی موعود عهد می بندم:
◊  در همه احوال خداوند سمیع و بصیر را حاضر و ناظر بدانم و تفکر در نشانه های عظمت حق را سرلوحه همه کارهایم قرار دهم.
◊  مراقبت از اعمال و رفتار ، انجام واجبات و ترک گناه را با محاسبه دائمی ، همراه سازم و با احساس خوف از کوتاهی در بندگی خدا و امید به توفیق در خدمت به خلق خدا، تهذیب نفسرا تداوم بخشم.
◊  اقامه نماز اول وقت ، قرائت قرآن کریم و تلاش برای فهم عمیق آن را با توسل عارفانه به معصومین (علیهم السلام) پیوند بزنم و انس با شهیدان عزیز را جزو برنامه های روزانه محسوب نمایم.
◊ تلاش علمی در عرصهتحصیلرا با تقویت روحیه پژوهش و انس با مطالعه ارتقاء بخشیده و تغذیه فکری را برای تعمیق معرفت دینی و بصیرت سیاسی مد نظر قرار دهم.
◊  برای بهره مندی بهتر از نشاط علمی و معنوی و خدمت بیشتر به مردم ، به تقویت توان جسمی ام از راهورزشاقدام کنم.
◊ خودباوری مبتنی بر عزت نفس را با حق پذیری ، همراه کرده و روحیه خدمتگزاری بی منت و مهرورزی و ایثار توأم با حفظ کرامت انسانی را برنامه دائمی زندگی ام سازم.
◊ مسئولیت را آگاهانه و فی سبیل الله و بر اساس توانایی هایم بپذیرم و در راه انجام تعهداتم از هرگونه تلاش برای آگاهی بیشتر و انجام بهتر دریغ نورزم.
◊ کار تشکیلاتی را عبادت بدانم و برای ترویج فرهنگ گذشت ، چشم پوشی و حفظ حرمت افراد و تقویت ارزش های اخلاقی تلاش نمایم.
[عکس: 64803_customer-centred-team.jpg]
◊ با پرهیز از فعالیت های سلیقه ای و شخصی ، نظر جمع را برای رأی خود مقدم شمارم و برای ترویج روحیه تعهد تشکیلاتی و انضباط جمعی کوشا باشم.
◊ سرعت و سبقت در راه خدمت به دین خدا ، انقلاب و میهن اسلامی را با تلاش و جدیت برای گسترش رقابت مثبت (در عین میدان گشایی برای تلاش دیگران) در نظر بگیرم و در پی کشف راهکارهای نو در تحقق آرمان های امام شهیدان و رهبر عزیز خود باشم.

چاپ این بخش

  آيين نامه و شرح وظايف اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان- دفتر مرکزی
ارسال‌شده توسط: yousefi - ۳۰-۰۸-۱۳۹۶, ۱۱:۳۷ ق.ظ - انجمن: اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان - بدون‌پاسخ

آيين نامه و شرح وظايف اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان

فصل چهارم: دفتر مركزي اتحاديه

 
ماده 13- شوراي مركزي
شوراي مركزي عالي‌ترين مرجع سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي، نظارت و ارزيابي در اتحاديه است و متشكل از يك نفر منتخب و دو نفر كارشناس نماينده مقام معظم رهبري، نماينده وزير آموزش و پرورش، دبيركل اتحاديه و 4 نفر از منتخبين كنگره (كه 2 نفر آنها از بين دانش‌آموزان انتخاب مي‌شوند) مي‌باشد.
 
ماده 14- وظايف و اختيارات شوراي مركزي
الف) سياست‌گذاري، تعيين خط مشي و برنامه‌ريزي فعاليت‌هاي اتحاديه.
ب) تعيين دبير شورا با آراء اكثريت مطلق اعضاء براي مدت يك‌ سال.
ج) انتخاب دبيركل اتحاديه و معرفي به نماينده مقام معظم رهبري جهت تأييد و تنفيذ حكم.
د) تصويب برنامه و بودجه سالانه، نمودار تشكيلاتي و شرح وظايف، آيين‌نامه‌ها، سازمان نيروي انساني، جداول حقوقي و كليه مقررات عمومي اتحاديه.
ه) نظارت بر حسن اجراي سياست‌ها، برنامه‌ها، گزارشات مالي و ساير امور اتحاديه‌ها، همچنين ارزيابي آن‌ها و ارائه گزارش مستمر به نماينده مقام معظم رهبري.
و) اخذ گزارش دبيركل اتحاديه در پايان هر فصل (در صورت صلاح‌ديد شورا گزارش به صورت كتبي) و بررسي و اظهار نظر در مورد عملكرد سه ماهه و ارزيابي سالانه جهت احراز صلاحيت‌هاي اجرايي و مديريتي دبيركل اتحاديه.
ز) تنظيم و ارائه پيشنهادهاي مربوط به اصلاح اساسنامه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي پس از تأييد نماينده مقام معظم رهبري.
ح) تهيه گزارش عملكرد يك دوره شورا جهت ارائه به كنگره.
ي) قبول استعفا و يا عزل هر يك از اعضاي شوراي مركزي كه با آراء اعضاي كل شورا بدون حق رأي فرد مورد نظر و با تأييد نماينده مقام معظم رهبري در اتحاديه صورت مي‌پذيرد.
ك) انتخاب نماينده و بازرس براي مؤسسات و مراكز اقماري.
ل) شوراي مركزي مي‌تواند عنداللزوم بخشي از وظايف خود را به كميته‌ها و افراد حقيقي و يا حقوقي واگذار نمايد.
 
ماده 15- وظايف و اختيارات دبير شورا
الف) تنظيم دستور جلسه و ابلاغ آن به همراه پيش نويس‌هاي مربوطه.
ب) تشكيل و اداره جلسات بر اساس آيين‌نامه شورا.
ج) تدوين و ابلاغ خلاصه صورت جلسه و مصوبات شورا به دبير كل اتحاديه، اعضاء شوراي مركزي و نماينده مقام معظم رهبري در اتحاديه.
د) تقديم سياست‌هاي مصوب، برنامه و بودجه سالانه، نمودار تشكيلاتي و شرح وظايف اركان و تشكيلات ستادي مركز، معرف منتخب شورا به عنوان دبيركل اتحاديه به نماينده مقام معظم رهبري جهت تأييد و تنفيذ حكم توسط معظم‌له.
ه) هماهنگي در جهت اطلاع رساني از عملكرد شوراي مركزي به اعضاي مجمع مركزي توسط دانش‌آموزان عضو شوراي مركزي.
و) انجام امور مربوط به نظارت و ارزيابي و تهيه و ارسال گزارش مستمر به نماينده مقام معظم رهبري.
ز) نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا، برنامه‌ها، سياست‌ها و ساير امور اتحاديه‌ها مي‌تواند توسط دبير به ساير اعضاء شورا ارجاع گردد.
ح) دعوت از مسئولين استان‌ها، كارشناسان، معاونين و مديران دفتر مركزي جهت شركت در جلسات شورا به عنوان ميهمان عنداللزوم.
ط) نظارت بر امور مالي دبيرخانه شورا.
تبصره:مصوبات جلسات شورا در هر جلسه توسط منشي جلسه كه با انتخاب اعضاء شورا صورت مي‌گيرد يادداشت مي‌گردد و به امضاء اعضاء مي‌رسد.
تبصره:دبير خانه شورا در تهيه پيش نويس صورت جلسه و مصوبات، تهيه پيش نويس و كارشناسي در خصوص دستور جلسات، اخذ جريمه تأخير و غيبت اعضاء تدوين گزارشات و ديگر وظايف محوله به دبير شورا ياري مي‌دهد.
 
ماده 16- دبير خانه شورا
دبير خانه شورا توسط شوراي مركزي به منظور انجام وظايف ذيل تشكيل مي‌گردد:
الف) رسيدگي به امور جلسات شوراي مركزي و امور مربوطه اعم از پيگيري تشكيل جلسات و تنظيم صورت جلسات و ابلاغ مصوبات
ب) پيگيري اجراي مصوبات شورا و ارائه گزارش فصلي به اعضاي شورا
ج) گرد‌آوري و نگهداري مقررات، قوانين و كليه مصوبات و گزارش‌هاي رسيده به شورا
د) انجام كليه امور محوله از سوي دبير شورا و ارائه گزارش فصلي به اعضاي شورا
ه) جمع‌آوري و طبقه‌بندي مستندات و سوابق فعاليت‌هاي اتحاديه
 
ماده 17- دبيركل اتحاديه
دبير كل اتحاديه كه اجراي سياست‌ها و برنامه‌هاي شوراي مركزي را به عهده دارد از سوي شوراي مركزي با اكثريت آراء انتخاب و حكم وي توسط نماينده مقام معظم رهبري تنفيذ مي‌شود.
 
ماده 18- وظايف و اختيارات دبيركل اتحاديه
الف) اجراي سياست‌ها و برنامه‌هاي فرهنگي – تشكيلاتي – اداري و مالي مصوب شوراي مركزي
ب) انتصاب افرادي كه به عنوان معاونين و مديران دفتر مركزي، مسئولين اتحاديه استانها و صدور احكام آنها، انتصاب مدير عامل مؤسسات و مراكز اقماري پس از تصويب هيأت مديره
ج) قبول استعفا يا عزل افراد ذكر شده در بند «ب»
د) ايجاد هماهنگي ميان معاونت‌ها و دفاتر تحت پوشش و هدايت مجموعه بر اساس اهداف و سياست‌ها
ه) سخنگوي رسمي اتحاديه و نماينده قانوني و تام الاختيار اتحاديه در چارچوب مصوبات شوراي مركزي جهت انجام امورات و تشريفات قانوني
و) مسئوليت برگزاري كنگره طبق آيين‌نامه مصوب شوراي مركزي
ز) ارزيابي و ارزشيابي عملكرد اتحاديه و مسئولين استان‌ها
تبصره:دبير كل در مقابل شوراي مركزي پاسخگو مي‌باشد.
 
ماده 19- دفتر دبيركل
اين دفتر وظيفه برنامه‌ريزي و سازماندهي كليه امور مربوط به حوزه كاري دبيركل از قبيل: تشكيل جلسات و تهيه صورت جلسات، برقراري ملاقات‌ها و ارتباطات، پاسخگويي به تلفن‌ها، مراجعان و پيگيري‌هاي مربوط به حوزه كاري دبيركل را به عهده دارد.
 
ماده 20- مديريت ارتباطات و امور بين الملل
مديريت ارتباطات و امور بين الملل زير نظر دبيركل اتحاديه وظايف ذيل را بر عهده دارد:
الف) اطلاع رساني از طريق رسانه‌ها، تهيه و ارسال خبرنامه‌ها و جزوات گزارش عملكرد
ب) برقراري ارتباطات عمومي تشكيلات اتحاديه با پرسنل، جامعه و مخاطبان عام
ج) تجميع سايت‌هاي اطلاع رساني در قالب پرتال اتحاديه و پيگيري عملياتي آن
د) پيگيري ارتباط مستمر و هدفمند با دانش‌آموزان تشكل‌هاي رسمي در كشورهاي جهان به‌ويژه كشورهاي اسلامي و شناسايي راهكارهاي مناسب براي تأثير‌گذاري در حركت‌هاي سياسي، فرهنگي اين دانش‌آموزان
 
ماده 21- مشاوران
دبيركل اتحاديه مي‌تواند با توجه به شرايط، نيازها و ضرورت‌ها افرادي را به عنوان مشاور پس از تأمين بودجه مورد نياز در شوراي مركزي بكار گيرد.
 
ماده 22- مركز بررسي‌هاي كاربردي
مركز بررسي‌هاي كاربردي به عنوان بازوي مشورتي شوراي مركزي زير نظر دبيركل اتحاديه وظايف زير را عهده‌دار است:
الف) مديريت بر كليه امور پژوهشي در حوزه مخاطب شناسي و شناخت شرايط روز جامعه
ب) تبيين مفاهيم كليدي چشم انداز و بررسي مدل‌هاي نو در ارائه، ايجاد و حصول فرايند تربيتي منطبق با اهداف برنامه سه ساله
ج) به روز رساني نظام‌هاي برنامه‌اي اتحاديه در مواقف تعيين شده
د) نظارت، ارزيابي و اثر سنجي عملكرد كليه حوزه‌ها بر اساس رسالت‌هاي تعيين شده در چشم انداز اتحاديه
ه) هدفمند‌سازي گزارشات در بدنه تشكيلات و ارائه آن به صورت مستمر به شوراي مركزي و دبيركل
و) نظارت راهبردي در حوزه تأمين و توليد محتوا بر اساس اهداف و سياست‌هاي تعيين شده
 
ماده 23- معاونت آموزش و سازماندهي
اين معاونت حمايت و هدايت كليه طرح‌ها، برنامه‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي و سازماندهي مربوط به انجمن‌هاي اسلامي مدارس و اتحاديه را به شرح ذيل بر عهده دارد.
الف) پيگيري برنامه‌هاي آموزشي و معرفتي مهارتي و تشكيلاتي براي اعضاء انجمن اسلامي از لايه‌هاي پايين به بالا با توجه به رويكرد نظام برنامه‌اي آموزشي، تربيتي و محتوايي مانند خيمه‌هاي معرفت
ب) عضو گيري در كليه لايه‌هاي تشكيلاتي با توجه به رويكردهاي نظام برنامه‌اي، ساختاري و تشكيلاتي
ج) سازماندهي شبكه تشكيلاتي با توجه به رويكرد نظام برنامه‌اي
د) فعال سازي شبكه تشكيلاتي با توجه به رويكردهاي نظام‌هاي برنامه‌اي
ه) سازماندهي و شناسايي كارشناسان جهت حضور در حوزه‌هاي ستادي با توجه به رويكردهاي نظام برنامه‌اي منابع انساني
و) سازماندهي كارشناسان حوزه ستادي با توجه به رويكردهاي نظام برنامه‌اي منابع انساني
ز) ارتقاء تحصيلي و آموزش‌هاي تخصصي ويژه كارشناسان حوزه ستادي با توجه به رويكردهاي نظام برنامه‌اي منابع انساني
ح) بهره‌مندي از ظرفيت‌هاي موسسه علمي آينده سازان جهت خدمت رساني ويژه اعضاء
ط) پيگيري مطلوب وضعيت تحصيلي در هر لايه از تشكيلات
ي) ايجاد زمينه براي فعال سازي واحد علمي درسي در انجمن اسلامي مدرسه
ك) توانمند سازي مهارتي و تشكيلاتي در فارغ التحصيلان با توجه به نظام برنامه‌اي آموزشي، تربيتي، محتوايي
ل) تقويت محتوايي ارتباطات مجازي بر اساس رويكرد نظام آموزشي هدايتي و محتوايي
م) شناسايي كارشناسان از بين فارغ التحصيلان با توجه به رويكرد نظام برنامه‌اي منابع انساني
 
ماده 24- معاونت فرهنگي و اجتماعي
اين معاونت حمايت و هدايت كليه طرح‌ها، برنامه‌ها و فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي مربوط به انجمن‌هاي اسلامي مدارس و اتحاديه را به شرح ذيل بر عهده دارد.
الف) اجراي برنامه هيأت انصارالمهدي (عج) بر اساس رويكردهاي نظام آموزشي تربيتي و محتوايي و ارتباطات و تبليغات
ب) اجراي برنامه‌هاي مربوط به شهداي دانش‌آموز بر اساس رويكردهاي نظام برنامه‌اي آموزشي تربيتي و محتوايي و ارتباطات و تبليغات
ج) طراحي محتوايي برنامه‌هاي جنبش (خط‌دهي محتوايي برنامه‌هاي جنبش) بر اساس نظام برنامه‌اي آموزشي تربيتي و محتوايي
د) حمايت از برنامه‌هاي جريان ساز بر اساس رويكردهاي نظام برنامه‌اي ارتباطات و تبليغات
ه) تقويت محتوايي ارتباطات مجازي بر اساس رويكردهاي نظام برنامه‌اي ارتباطات و تبليغات
تبصره:نظر به اهميت توجه به نيازها و ويژگي‌هاي خواهران در برنامه‌ريزي‌هاي كلان اتحاديه، دبيركل اتحاديه مي‌بايست از ميان كارشناسان مسئول و معاونت‌هاي فرهنگي اجتماعي – آموزش و سازماندهي يك نفر خواهر را منصوب نمايد.
 
ماده 25- مشاور دبيركل و مدير امور اجرايي
اين مديريت با انجام پيش‌بيني‌هاي لازم براي تأمين و سازماندهي نيروي انساني، ايجاد نظام مالي، برقراري انضباط اداري، مساعدت در جهت تأمين نيازها و امكانات لازم دفاتر اتحاديه‌ها، زمينه لازم را براي فعاليت اتحاديه فراهم مي‌سازد و وظايف ذيل را تحت نظارت دبيركل اتحاديه انجام مي‌دهد:
الف) ايجاد سيستم مالي، انجام امور مالي و برقراري نظم در ارتباطات مالي و ثبت اموال در دفتر مركزي و دفاتر اتحاديه در سراسر كشور
ب) تمركز بخشي به درآمدهاي اتحاديه، پيگيري جذب منابع و اعتبارات از دستگاه‌هاي مربوطه و چگونگي توزيع آن بر اساس سر فصل‌هاي مصوب شورا در برنامه و بودجه ساليانه با تأييد دبيركل
ج) نظارت بر عملكرد مالي استان‌ها و شهرستان‌ها
د) تهيه طرح‌ها، برنامه‌ها و انجام اقدامات لازم در جهت تأمين و سازماندهي نيروي انساني اتحاديه در سراسر كشور
ه) ايجاد انضباط و انجام امور خدماتي و تداركاتي دفتر مركزي
ز) تلاش در جهت تأمين مكان‌ها و فضاهاي مورد نياز و امكانات لازم اتحاديه‌ها در سراسر كشور
ح) ارتباط و هماهنگي‌هاي لازم ميان اتحاديه‌ها در خصوص تمامي فعاليت‌هاي اداري- مالي از طريق رسيدگي به مراجعات و ديدارهاي حضوري، برنامه‌ريزي و هماهنگي سفرها و بازديد اتحاديه‌ها
ط) بررسي مسائل و مشكلات استان‌ها و شهرستان‌ها در خصوص مسائل مالي، نيروي انساني، امور اداري و عمومي، امكانات و تجهيزات و مكان‌ها و فضاهاي لازم
ي) ارزيابي و ارزشيابي عملكرد اتحاديه‌ها و مسئولين استان‌ها در حوزه فعاليت‌هاي اداري- مالي
ك) پيش‌بيني آموزش‌هاي تخصصي و كاربردي براي پرسنل
 
ماده 26- مؤسسات و مراكز اقماري
اين مؤسسات و مراكز بنا به ضرورت، تشكيل و پس از تصويب اساسنامه توسط شوراي مركزي به ثبت مي‌رسد و از طريق هيأت مديره كار خود را آغاز مي‌نمايد.
در اين مؤسسات «شوراي مركزي» در حكم مجمع عمومي و «دبيركل اتحاديه» به عنوان رييس هيأت مديره خواهد بود.
نحوه انتخاب هيئت مديره و ساير جزئيات در قالب اساسنامه و آيين نامه‌هاي لازم توسط شوراي مركزي به تصويب مي‌رسد و پيگيري مسائل مربوط به مؤسسات و مراكز اقماري زير نظر دبيركل اتحاديه انجام خواهد شد.به موجب بند 1 از ماده 4 اساسنامه اتحاديه اين آيين نامه در چهار فصل و 26 ماده و 11 تبصره در جلسه 490 به تصويب رسيد.

چاپ این بخش