امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درمان اضطراب
#1
سلام 
براي درمان  اضطراب چه كار كنم؟ من در كل فردي حساس و زودرنج و كم طاقت، کم ظرفيت و كم حوصله هستم براي درمان اينها چه كار كنم؟ (سوال دانش آموزی است لطفا راهنمایی بفرمایید)
پاسخ
Thanks given by:
#2
مبلغ گرامي سوالتان در عين كوتاهي ,خود شامل حداقل سه موضوع مهم هست (اضطرب , زودرنجي و حساسيت ) لذا در اين مكاتبه اضطراب را كه ميتواند منشاء و زمينه تمام موارد ديگر نيز باشد مورد بررسي قرار مي دهيم و مطالبي در اين باره تقديم نگاهتان ميكنيم .اميدواريم كه راهنماي خوبي براي شما واقع گردد. شما ميتوانيد راهكارهاي رفع زود رنجي و حساسيت را در مكاتبه بعدي خود از ما بخواهيد.
 
تعريف اضطراب: اضطراب - همان طور كه روان‏شناسان تعريف كرده‏اند - نوعي نا آرامي مبهم و نامعلوم است و به حساسيت‏هاي رواني و جسماني اي كه انسان در پاسخ به تهديد حقيقي يا خيالي ابراز ميدارد، اشاره ميكند. در واقع اضطراب نوعي احساس ناخوشايند مبهم است و اسباب دلواپسي را در انسان پديد ميآورد. به همين جهت، فرد مضطرب اغلب دلهره و نگرانيهايي دارد كه ريشه آن را نميشناسد. در اين موقعيت، عباراتي چون «احساس ميكنم اتّفاق بدي ميخواهد برايم بيفتد»، «احساس ميكنم دلم هري ريخت»، «آرام و قرار ندارم» و «احساس ميكنم توي دلم خالي شده» بر زبان ميراند.
 
نشانه‏ هاي اضطراب:
الف) نشانه‏ هاي هيجاني نظير احساس اندوه، خشم، خجالت و...
ب) نشانه‏ هاي جسماني نظير عرق كردن (به خصوص در كف دست‏ها)، افزايش ضربان قلب، لرزش اندام‏ها و سردرد
ج) نشانه ‏هاي ادراكي نظير بي توجهي در انتخاب، عدم توانايي در يادگيري، ضعف تمركز حواس و فقدان تفكر.
د) نشانه‏ هاي رواني نظير نداشتن قدرت انتخاب، نداشتن اميد به آينده، احساس ناتواني در مقابله با يك كار.
اضطراب در اصل جزء ساختار شخصيت انسان است و اگر در حد اعتدال باشد موجب رشد و بالندگي انسان مي شود. زيرا اضطراب موجب احساس مسؤوليت، انجام به موقع كارها، عمل به وعده، پيشگيري از خطرات احتمالي و انجام وظايف فردي و اجتماعي است اگر اضطراب در ساختار شخصيت نهادينه نشده باشد ما هيچ گاه براي درمان به پزشك مراجعه نمي كنيم، يك راننده شب تا صبح پشت فرمان بيدار نخواهد بود و ما كارهايمان را به موقع انجام نمي دهيم و خودمان را براي امتحان آماده نمي كنيم. اما گاهي اوقات عواملي باعث افزايش اين اضطراب مي شود به گونه اي كه بر عملكرد انسان تأثير منفي مي گذارد و در واقع مزاحم انجام صحيح كار و تكاليف مي گردد و حتي اضطراب و نگراني ممكن است موجب خطر آفريني براي انسان و ديگران شود اين گونه اضطراب ها در واقع اضطراب مرضي است و نياز به درمان دارد. اما سؤال اينجاست كه چه عواملي موجب اين اضطراب مرضي و خطرآفرين و آسيب زا مي شود.
پاسخ به اين سؤال امري است دشوار زيرا عوامل گوناگوني مي تواند موجب اضطراب و نگراني افراد شود و هر كس با توجه به شخصيتي كه دارد و شرايط زماني و مكاني و شغلي و همچنين ميزان آسيب پذيري و قوت و ضعف سيستم ايمني او ممكن است تحت شرايطي دچار اضطراب و نگراني شود در حالي كه ممكن است همين شرايط براي فرد ديگري اضطراب زا نباشد. بنابراين نمي توان عوامل اضطراب را دقيقا مشخص كرد و در تعريف اضطراب نيز آمده است اضطراب ترسي است مبهم كه عامل آن مشخص نيست اما به طور كلي مي توان گفت حوادث ناگوار دوران كودكي، حوادث غير منتظره در زمان فعلي براي انسان اتفاق مي افتد، بيماري هاي صعب العلاج، عدم مهارت هاي كافي براي به عهده گرفتن مسؤوليت، عدم مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي و به عبارت ديگر كمرويي را مي توان از جمله عوامل روان شناختي اضطراب ناميد و از نظر ديني ضعف اعتقادات و باورهاي ديني يا ضعف ايمان، گناهاني كه فرد مرتكب مي شود، انجام ندادن تكاليف شرعي و بالاخره دوري از خداوند و معنويت مي تواند زمينه بروز اضطراب را در فرد به وجود آورد.
اما مقابله با اضطراب: درمان اضطراب يا هر بيماري رواني ديگر همان طور كه خودتان نيز اطلاع داريد، نياز به جلسات مشاوره حضوري با مشاور روان شناس دارد تا ابتدا مشكل شناسايي و سپس راه هاي مقابله با آن ارائه شود. براي مقابله با اضطراب ابتداء بايد ريشه بروز اضطراب را از طريق جلسات روان درماني جستجو كرد و سپس به درمان پرداخت كه بيان آن در اين نوشتار نمي گنجد.
از نظر ديني راه مقابله با اضطراب ها و نگراني ها، تقويت ايمان، اجتناب از گناه، شناخت تكليف و انجام وظايف وظايف ديني، ذكر و ياد خدا، تلاوت آيات قرآن، خواندن ادعيه با توجه به معاني آنها، معاشرت با افراد مؤمن و متقي كه از آرامش رواني نسبتا بالايي برخوردارند، شركت در مجالس مذهبي از جمله راه هاي مقابله با اضطراب و نگراني است
 
راهكارهاي درمان اضطراب از ديدگاه دين:
 
الف)يادخدا:
قرآن كريم با يك جمله كوتاه و پر مغز؛ مطمئن ترين و نزديك ترين راه را نشان داده و مي گويد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ بدانيد كه ياد خدا آرامش بخش دلهاست». در اينجا لازم است به عواملی اشاره شود که بوسيله ياد خدا از بين مي رود.
1. گاهي اضطراب و نگراني به خاطر آينده تاريك و مبهمي است كه در برابر فكر انسان خودنمايي مي كند، احتمال زوال نعمت ها، گرفتاري در چنگال دشمن، ضعف و بيماري و ناتواني و درماندگي و احتياج، همه اين ها آدمي را رنج مي دهد، اما ايمان به خداوند قادر متعال خداوند رحيم و مهربان، خدايي كه همواره كفالت بندگان را بر عهده دارد، مي تواند اين گونه نگراني ها را از ميان ببرد و به او آرامش دهد كه تو در برابر حوادث آينده درمانده نيستي، خدايي داراي توانا، قادر و مهربان.
2.گاه گذشته تاريك زندگي، فكر انسان را به خود مشغول مي دارد و او را نگران مي كند. نگراني كه از گناهاني كه انجام داده از كوتاهي ها و لغزش ها، اما توجه به اينكه خداوند، غفار، توبه پذير و رحيم و غفور است به او آرامش مي دهد و به او مي گويد: عذر تقصير به پيشگاه چنين خدايي ببر، از گشته عذرخواهي كن و در مقام جبران بر آ، كه او بخشنده است و جبران كردن امكان پذير.
3. ضعف و ناتواني انسان در برابرعوامل طبيعي و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلي و خارجي او را نگران مي سازد. اما هنگامي كه به ياد خدا مي افتد و متكي به قدرت و رحمت او مي شود، قلبش آرام مي گيرد، با خود مي گويد: آري من تنها نيستم، من در سايه خدا، بي نهايت قدرت دارم. قهرماني هاي مجاهدان راه خدا در جنگ ها، چه در گذشته و چه در حال و سلحشوري هاي اعجاب انگيز و خيره كننده آنان، حتي در آن جايي كه تك و تنها بوده اند بيانگر آرامشي است كه در سايه ايمان پيدا مي شود.
4. گاهي ريشه نگراني ها، احساس پوچي زندگي و بي هدفي بودن آن است ولي آن كس كه به خدا ايمان دارد و در مسير تكاملي زندگي را به عنوان يك هدف بزرگ پذيرفته است و تمام برنامه ها و حوادث زندگي را در همين خط مي بيند، نه از زندگي احساس پوچي مي كند و نه همچون افراد بي هدف و مردد سرگردان و مضطرب است.
5. عامل ديگر نگراني آن است كه انسان گاهي براي رسيدن به يك هدف زحمت زيادي متحمل مي شود اما كسي را نمي بيند كه براي زحمات او ارزش قائل شود و قدرداني و تشكر كند. اين ناسپاسي او را شديداً رنج مي دهد و در يك حالت اضطراب و نگراني فرو مي برد اما هنگامي كه احساس كند كسي از تمام تلاش ها و كوشش هايش آگاه است و به همه آنها ارج مي دهد و براي همه پاداش مي دهد، ديگر چه جاي نگراني و ناآرامي است؟
6. سوءظن ها و توهمات و خيالات پوچ يكي ديگر از عوامل نگراني است كه بسياري از مردم در زندگي خود از آن رنج مي برند ولي چون مي توان انكار كرد كه توجه به خدا و لطف بي پايان او و دستور به حسن ظن و خوش گماني كه وظيفه هر فرد با ايماني است اين حالت رنج آور را از بين مي برد و آرامش و اطمينان جاي آنرا مي گيرد.
7. دنيا پرستي و دلباختگي در برابر زرق و برق زندگي مادي يكي از بزرگترين عوامل اضطراب و نگراني انسان است، تا آنجا كه گاهي عدم دستيابي به رنگ خاصي از لباس يا كفش يا كلاه و يا يكي از هزاران وسايل زندگي، ساعت ها و يا روزها و هفته ها فكر دنياپرستان را آرام و مشوش مي سازد. اما ايمان به خدا و توجه به آزادگي مؤمن كه هميشه با زهد و پارسايي سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگي مادي همراه است به همه اين اضطراب ها پايان مي دهد.
8. عامل مهم ديگر نگراني ، ترس و اضطراب، ترس و وحشت از مرگ است كه هميشه روح انسانها را آزار مي داده است و از آنجا كه امكان مرگ مخصوص سنين بالا نيست بلكه در سنين ديگر مخصوصاً هنگام بيماري ها ، جنگ و ناامني وجود دارد، اين نگراني مي تواند عمومي باشد. اين اضطراب و نگراني وقتي كاملاً بجاست كه مرگ را به معناي فنا و نيستي و پايان همه چيز بدانيم و بايد از چنين مرگي كه نقطه پايان همه آرزوها و موفقيتها و خواست هاي انسان است، ترسيد. اما هرگاه در سايه ايمان به خدا به مرگ را دريچه اي به زندگي وسيعتر و و الاتر بدانيم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسيدن به يك فضاي آزاد بشمريم ديگر اين نگراني بي معنا است بلكه چنين مرگي هرگاه در مسير انجام وظيفه باشد، دوست داشتني و خواستي است. همه عواملي كه براي ايجاد نگراني و ترس و اضطراب بيان شد، در برابر ايمان به خدا، ذوب و بي رنگ مي گردد و با ياد خدا مي توان به آرامش حقيقي و بادوام رسيد.
 
ب) ترك گناه
نكته اساسي اين است كه چون روح انسان يك حقيقت ماورايي و عرشي است ،اعمال و كارهايي كه وي را از خدا ،جدا و نا آشنا مي سازد ،موجب خستگي و احساس بي ريشگي آن مي شود و در اين هنگام ناهنجاريهاي رواني از جمله : استرس و اضطراب در روح پديد مي آيد و شادي را از زندگي او مي زدايد .بديهي است كه دست كشيدن از اعمالي كه موجب اين پديده در روح گشته و روي آوردن به افعال ايماني و آن چه روح آدمي را به سوي خدا جلب و جذب مي نمايد حلّال مشكل خواهد بود و اطمينان وقوت قلب را به ارمغان خواهد آورد .
 
ج. تخليه هيجاني
يكي از جنبه هاي ارزنده و مهم نهادهاي مذهبي، وابستگي روحاني شديدي است كه پيروان يك مذهب به پايه هاي اصول اعتقادي آن دارند; به طوري كه خالصانه وآگاهانه به آن عشق ورزيده، دستورهاي آن را تعبدا اجرا مي كنند .فرد با ارتباط معنوي كه از طريق انجام دستورات ديني بوجود مي آورد،بسياري از هيجانهاي خود را تخليه مي كند.
يكي از مصاديق اين عشق واعتقاد خالصانه را مي توان در زيارتگاه ها و قبور ائمه از جمله مشهد مقدس مشاهده كرد . دراين مكان مقدس، همه ساله زائران بسياري اعم از پير و جوان سر از پا نشناخته و نيازمند، معتقد، خالص، مملو از هيجانات و احساسات مذهبي گرد حرم مطهر تجمع مي كنند و به جز دعاهايي كه به صورت گروهي يا فردي خوانده مي شود، اكثر زوار محكم به ضريح چسبيده، آن را مي بوسند و در آغوش مي كشند و امام را با تمام آرزوها و غم و غصه هاي خود مورد خطاب قرار مي دهند وبه ياري مي طلبند . اثرات رواني برقراري چنين ارتباطي با امام وآزاد شدن هيجاناتي كه همراه دعا ونيايش ايجاد مي شود، به وضوح درحالت رواني ورفتاري فرد مؤمن مشهود است . اثرات رواني چنين عمل مذهبي در افراد مختلف، متفاوت است . رهايي رواني بعد از اين نوع ارتباط با امام موضوعي واقعي است واين تجربه اغلب با علاقه، وفاداري وخلوص نيت فرد ارتباط دارد بديهي است كه از نظر شيعه غير از برداشت هاي فوق، نكات واهداف عميق تري نيز در زيارت عتبات متبركه نهفته است .
 
د.لذت معنوي:
يكي ديگر از آثار ايمان مذهبي، برخورداري بيش تر از يك سلسله لذت هاست كه «لذت معنوي» ناميده مي شود. انسان دوگونه لذت دارد: يك نوع لذت هايي است كه به يكي از حواس انسان تعلّق دارد و در اثر برقراري ارتباط ميان يك عضو با جهان خارج حاصل مي شود؛ مانند لذتي كه چشم از ديدن و گوش از راه شنيدن و دهان از راه چشيدن و لامسه از راه تماس مي برد. نوع ديگر لذت هايي است كه با عمق روح و جان آدمي مربوط است و به هيچ عضو خاصي مربوط نيست و تحت تأثير برقراري رابطه با يك ماده بيروني حاصل نمي شود؛ مانند لذتي كه انسان از احسان و خدمت، يا از محبوبيت و احترام، و يا از موفقيت خود يا موفقيت فرزند خود مي برد كه نه به عضو خاصي تعلّق دارد و نه تحت تأثير مستقيم يك عامل مادي خارجي است.
لذات معنوي از لذات مادي، هم قوي ترند و هم پايدارتر. لذت عبادت و پرستش خدا براي كساني كه قدر آن را مي دانند از اين گونه لذات است. عابدان عارف، كه عبادتشان همراه با حضور و خضوع و استغراق است، بالاترين لذت ها را از عبادت مي برند. در زبان دين، از «طعم ايمان» و «حلاوت ايمان» ياد شده است. ايمان حلاوتي دارد فوق همه حلاوت ها، لذّت معنوي آن گاه مضاعف مي شود كه كارهايي از قبيل كسب علم، احسان، خدمت، موفقيت و پيروي از حس ديني ناشي گردد و براي خدا انجام شود و در قلمرو «عبادت» قرار گيرد. بالاترين و بهترين تأثير لذت معنوي كاهش و رفع اضطراب ناشي از عوامل دروني و بيروني است.
 
ه .اميدواري
فرد با ايمان با ابزار خوش بيني و در پرتو روشن دلي، به نتيجه مطلوب تلاش هاي خود اميدوار است. در منطق فرد با ايمان، جهان نسبت به تلاش هاي او بي طرف و بي تفاوت نيست، بلكه دستگاه آفرينش حامي افرادي است كه در راه حق و حقيقت و درستي و عدالت و خيرخواهي تلاش مي كنند: «ان تَنصُروا اللّهَ يَنصُركُم» (محمد: 7)؛ اگر خدا را ياري كنيد (در راه حق گام برداريد) خداوند شما را ياري مي كند. اجر و پاداش نيكوكاران هرگز هدر نمي رود: «اِنَّ اللّهَ لا يُضيعُ اَجرَ المُحسنين» (توبه: 90)؛ فرد با ايمان به كمك خداوند اميدوار است و در بحران هاي زندگي و براي دست يابي به اهدافش دست ياري به سوي خدا دراز مي كند و اين اميد به خدا مانع از ابتلا به اضطراب مي شود.
 
و. كاهش ناراحتي ها:
بشر در زندگي، خواه ناخواه، همچنان كه خوشي ها، شيريني ها، به دست آوردن ها و كام يابي هايي دارد، رنج ها، مصايب، شكست ها، از دست دادن ها، تلخي ها و ناكامي هايي نيز دارد و روشن است كه بشر موظّف است با طبيعت دست و پنجه نرم كند، تلخي ها را به شيريني تبديل نمايد. اما برخي از حوادث جهان مثل پيري قابل پيش گيري و يا برطرف ساختن نيست. انسان، خواه ناخواه به سوي پيري گام برمي دارد، چراغ عمرش رو به خاموشي مي گرايد و ناتواني، ضعف، پيري و ساير عوارض چهره زندگي را دگرگون و فرد را ناراحت مي كنند. علاوه بر اين، انديشه مرگ و نيستي، چشم بستن از هستي، جدايي از كساني كه به آن ها دل بستگي داشته است، رفتن و جهان را به ديگران واگذاشتن، به نوعي ديگر انسان را رنج مي دهد و سبب اضطراب مي شود.
ايمان مذهبي در انسان نيروي مقاومت مي آفريند و تلخي ها را قابل تحمّل مي گرداند. انسان با ايمان مي داند هر چيزي در جهان حساب معيّني دارد و اگر واكنش در برابر تلخي ها به نحو مطلوب باشد، به فرض اين كه خود اين تلخي غير قابل جبران باشد، به نحوي ديگر از طرف خداوند متعال جبران مي شود. پيري به حكم اين كه پايان كار نيست و به علاوه، يك فرد با ايمان همواره فراغت خويش را با تلاش و كوشش و عبادت و انس با ذكر خدا پر مي كند، مطبوع و دوست داشتني مي گردد، به طوري كه لذت زندگي در دوره پيري براي مردم خداپرست از دوره جواني بيش تر مي گردد. قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان با آنچه در چشم فرد بي ايمان مي نمايد، انتقال از دنيايي فاني و گذرا به دنيايي باقي و پايدار و از جهاني كوچك تر به جهاني بزرگ تر است. مرگ منتقل شدن از جهان عمل و كشت به جهان نتيجه و محصول است. از اين رو، چنين فردي نگراني ها و اضطراب خويش را از مرگ، با كوشش در كارهاي نيك، كه در زبان دين «عمل صالح» ناميده مي شود، برطرف مي سازد و از نزديك شدن مرگ دچار اضطراب نمي شود.
 
راهكارهاي کاربردی :
1.بايد مراقب خواب خود باشيد يك خواب خوب در طول شب در اتاقي پر از هواي تازه و جاي راحت باعث مي شود تا براي شروع يك روز جديد آماده شويد .
2. به طور منظم و چند بار در هفته ورزش كنيد و تا مي توانيد راه بروند .پياده روي و شنا از ورطش هاي مفيد جهت كم نمودن اضطراب مي باشند.
3. جهت نهار خوردن وقت كافي بگذاريد و در طول روز زياد آب بخوريد .
4. وقتي سخت مشغول كاري هستيد به خودتان استراحت بدهيد و در اين مدت شكلات نخوريد و هر 5 دقيقه با يكي از افراد خانواده صحبت كنيد .
5. كار هايي را كه دوست داريد انجام دهيد را شروع نماييد مثلاً اگر به كامپيوتر علاقه داريد در آن كلاس ثبت نام كنند .
6. تا حد انفجار بخنديد خنده باعث رشد هورمون هايي مي شود كه آرامش بخش و تسكين دهنده هستند خوش اخلاقي و خوش بيني هم 2 عامل موثر ضد اضطراب هستند .
7. خانواده و دوستانتان را فراموش نكنيد اگر زندگي اجتماعي و خانوادگي رضايت بخشي داشته باشيد به راحتي مي توانيد مشكلات خود را با كمك آنان حل كنيد .
8. درست نفس كشيدن را ياد بگيريد با تنفس درست استرس را از خودتان دور كنيد .
پاسخ
Thanks given by:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان