خانه / سوالات متداول

سوالات متداول

خلوت انس ( شهید علی‌محمد اربابی)

نیمه شب صدای آشنایی با لحنی شیرین و كامی شیوا مرا از خواب بیدار كرد. خوب دقت كردم كلمه‌هایی كه در خواب و بیداری به وضوح به گوش می‌خورد: ‌معبودا، محبوبا، خدایا… مطمئن شدم یك نفر به تهجد مشغول است. كنجكاوی بیش از حد وادارم ساخت از رختخواب بیرون آمده و خود را به صاحب صدا نزدیك كنم گویا “علی محمد اربابی” بود، رئیس ستاد لشگر ولی مطمئن نبودم، در تاریك جلوتر رفتم تا چهره‌اش را بهتر تشخیص بدهم. ناگهان او متوجه من شد و تبسم كرد. تبسم همیشه بر لبانش بود ولی من خجالت كشیدم و شرمنده شدم. چون عارف را از خدا، سالكی را از مراد، زاهدی را از معبود و مؤمنی را از محبوب جدا كرده بودم. در حالی كه وجودم را “خسی در میقات” می‌دیدم در جای خود برگشتم و با خود عهد كردم دیگر مزاحمتی برای گوشه‌نشینان خلوت انس ایجاد نكنم.

حکایتی درباره نقش تربیتی قرآن

حکایتى از اصمعى(۱)
زمخشرى در تفسیر کشّاف از اصمعى نقل مى کند: که از مسجد بصره بیرون آمدم .ناگهان چشمم به یک عرب بیابانى افتاد، که بر مرکبش سوار بود. وقتى با من روبرو شد؛ گفت: از کدام قبیله اى؟! گفتم از بنى اصمع. گفت از کجا مى‏آیى؟ گفتم:از آنجا که سخن خداوند رحمان(قرآن) را مى خوانند. گفت براى من هم بخوان!
من آیاتى از سوره و الذّاریات را براى او تلاوت کردم. تا به آیه «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»(۲) رسیدم. گفت: کافى است! و برخاست و شترى که با خود داشت قربانى کرد و گوشت آن را در میان نیازمندان تقسیم نمود، شمشیر و کمانش را نیز شکست و کنار انداخت و رفت.

این داستان گذشت. تا اینکه من(اصمعى) با هارون الرشید به زیارت خانه خدا مى رفتیم و مشغول طواف بودیم. ناگهان دیدیم، کسى با صداى آهسته مرا فرا خواند.نگاه کردم دیدم همان مرد عرب است، لاغر شده و رنگ از صورتش پریده است پیدا بود که عشق آتشین بر او چیره گشته و او را بى قرار ساخته است. وقتى مرا دید سلام کرد و گفت بار دیگر همان سوره ذاریات را برایم بخوان! هنگامى که به همان آیه رسیدم فریادى زد و گفت ما وعده خداى خود را به خوبى یافتیم، سپس گفت: آیا بعد از این هم آیه اى هست ؟من آیه بعد را خواندم. «ربّ السّماء والارض انّه الحق»(۳)
بار دیگر فریادى زد و گفت «یا سبحان الله من ذاالّذى أغضب الجلیل حتى الجئوه الى الیمین.»یعنى راستى عجیب است، چه کسى خداوند جلیل را به خشم آورده که این گونه سوگند یاد مى کند؟ آیا سخن او را باور نکردند که ناچار از قسم شده این جمله را سه بار تکرار کرد و بر زمین افتاد و مرغ روحش به سوى آشیان ملکوت پرواز کشید.
پی نوشت:

۱٫پیام قرآن ۹۶۹۵/۸ به نقل از تفسیر کشاف ۴۰/۴٫
۲٫قرآن کریم، سوره مبارکه الذاریات، آیه ۲۲٫
۳٫ قرآن کریم، سوره مبارکه الذاریات، آیه ۲۳٫

شهادت در حین نماز شب (شهید گمنام)

صبح روز بعد والفجر (۱) كه برای انتقال شهدا و بقیه مجروحان به منطقه رفتیم با یك صحنه عجیب رو به رو شدم. در بین شهدا، برادری بود كه دیشب مجروح شده بود. این برادر روی سجاده‌ای نشسته بود. قرآن و مهرش روی سجاده و هر دو دستش شدیداً مجروح بود. او با همین حالت شهید شده بود. از خودم پرسیدم: اینها با این وضع، نماز شبشان را ترك نكردند، ما كجای راه هستیم؟

نماز شب همگانی (شهید سیدقاسم ذبیحی فر)

“شهید سیدقاسم ذبیحی فر” هنگام عبادتش همیشه تنها بود. هنگام غروب معمولاً بالای خاك ریز یا تپه می‌نشست و پایین رفتنِ خورشید را نگاه می‌كرد. شاید ما اصلاً نمی‌توانیم او را درك كنیم. هرگاه به مسجد می‌رفت، ساعت‌ها به همان صورت و آن قدر گریه می‌كرد كه چشمانش متورم می‌شد. در نیمه‌های شب بعد از لختی دعا و خواندن نماز، همه ما را بیدار می‌كرد بعد می‌گفت: ‌بیدار شوید، نمازتان دیر شده ولی دیگر نمی‌گفت چه نمازی. ما همگی بر می‌خاستیم و بعد از گرفتن وضو، به چادر بر می‌گشتیم. هنگام بستن قامت برای نماز، او می‌گفت:‌ حال نیت نماز شب كنید.

 

اصول و مبانی آموزش مسائل دینی به كودكان و نوجوانان

در این مقاله، سعی شده است اصول و مبانی آموزش نماز در كودكان و نوجوانان از دیدگاه دینی (برگرفته از قرآن، احادیث و روایات ائمّه اطهار(علیهم السلام) و نظریات علمای تعلیم و تربیت) به صورت تطبیقی، تبیین و تشریح گردد.

در آموزش و تعلیم هر موضوعی، اصول و مبانی ساختار آن موضوع از اهمیت ویژه و اساسی برخوردار است. اصول و مبانی هر علمی به منزله ستون و پایه ساختمان است كه در استحكام و عمر آن نقش اساسی دارد. در علوم گوناگون نیز مانند جامعه شناسی، روان شناسی، تعلیم و تربیت، و راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علوم نقش اساسی بر عهده داشته و در واقع، فعالیت ها و روش ها مبتنی بر اصول آن علم است; مثلاً، در راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علم به فعالیت ها، روش ها و فنون مشاور جهت می دهد و نقش بنیادی و اساسی در فعالیت های مشاور ایفا می كند.

روش ها و شیوه های آموزش مسائل دینی (نماز) در كودكان و نوجوانان بر اصولی استوار است كه به ذكر مهم ترین آن ها در این نوشتار پرداخته شده است.

۱. فطری بودن مسائل دینی (نماز)

نیاز به پرستش و نیایش یكی از نیازهای اساسی و عمیق است كه در عمق روان بشر وجود دارد.در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده است كه پرستش جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. گاهی كه این میل و روح پرستش توسط انبیا(علیهم السلام) در مسیر صحیحی قرارگرفته، به خداپرستی ختم شده، اما گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون مانند سنگ و چوب، ماه، خورشید، آتش، گاو و پول مورد پرستش قرار گرفته اند.

استاد شهید علّامه مطهری(رحمه الله) در این باره می فرماید:«یكی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلّیات روح آدمی و یكی از اصیل ترین ابعاد وجود انسان ها حس نیایش و پرستش است. مطالعه آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان، هرجا كه بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی كه هست شكل كار و شخص معبود متفاوت شده است; از نظر شكل، از رقص ها و حركات دسته جمعی موزون هم راه با یك سلسله اذكار و اوراد گرفته تا عالی ترین خضوع ها و خشوع ها.»۱

همه كودكان به طور فطری كنجكاو و كاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سؤالات و چراها هستند و میل به پرستش و نیایش در وجودشان موج می زند; مثلاً، وقتی بزرگ ترها به آن ها محبت و نوازش می كنند، ممكن است قادر به تفهیم تشكر و سپاس خویش به آن هانباشند، ولی با پیام هایی كه از طریق چشم و نگاه های معصومانه و چهره متبسم به ما می دهند، تشكر و قدردانی خویش را ابراز می دارند.

تجربیات و مشاهدات نیز مؤیّد این مطلب است كه كودكان در تقلید و یادگیری مفاهیم و مسائل دینی مثل نماز و روزه آمادگی بیش تری در مقایسه با دیگر رفتارها و موضوعات از خود نشان می دهند. این موضوع مؤیّد فطری بودن خداجویی در كودكان است.

طبق منابع اسلامی، برای ما مسلّم و متقن است كه میل به پرستش، نیایش، كمال طلبی و حقیقت جویی در كودك، فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی (پرستش بت، خورشید، گاو و ساختن بهترین مكان ها برای معابد) و آیات و روایات تأیید می كند.

خداوند تبارك و تعالی در قرآن مجید، می فرماید: «فاَقِم وجهَكَ لِلدّینِ حنیفاً فطرتَ اللّهِ الّتی فَطَرالنّاسَ علَیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللّهِ ذلكَ الدّینُ القَیِّمُ ولكنَ اكثرالناس لا تعلمون» (روم: ۳۰); پس روی خود به سوی دین حنیف كن كه مطابق فطرت خداست; فطرتی كه خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست، این است دین مستقیم، ولی بیش تر مردم نمی دانند.اگر مشاهده می شود كه گروهی از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی ـ از جمله نماز ـ رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، این مربوط به عوامل محیطی است كه فطرت كودك را از مسیر خود منحرف كرده است.

متأسفانه بعضی از والدین به دلیل عدم حساسیت و اهمیت نسبت به مسائل دینی و گاهی به دلیل سخت گیری ها و آموزش های غلط و عدم آشنایی آنان با سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام)و روش های تربیتی، به گونه ای با كودك رفتار می كنند كه آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، كم رغبت و بعضاً از آن متنفّر می شوند.

با كمال تأسف، باید گفت كه بعضی از والدین حساسیت و دقتی كه در امور دنیوی (تغذیه، لباس، درس و مانند آن) فرزندانشان از خود نشان می دهند در مسائل معنوی و دینی آن ها ندارند. به راستی، این گروه از والدین مصداق كلام نورانی رسول خدا(صلی الله علیه وآله)هستند كه می فرماید:

«وای بر فرزندان آخرالزمان، از دست پدرانشان!» گفتند: یا رسول الله، منظور شما پدران مشركند؟ فرمود: «خیر، بلكه پدران مؤمنی كه واجبات دینی را به فرزندان خود نمی آموزند و اگر آنان خود بخواهند احكام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیری می كنند (و حال آن كه) اگر كالایی به دست بیاورند از آنان راضی و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزار و آنان نیز از من بیزارند.»۲

با توجه به این اصل، كه خداجویی امری فطری و درونی است، علمای تعلیم و تربیت اسلامی باید به فكر تهیه و تدوین كتبی باشند كه شیوه های صحیح رشد و پرورش این حس را بر مبنای فطری بودن آن به والدین آموزش دهد تا آنان به شیوه ها و روش های نادرست متوّسل نشوند.

۲. اختیاری بودن مسائل دینی (نماز)

انسان به اقتضای فطرت الهی خود و به دلیل آن كه موجودی است چند بعدی و به اعتبار كرامتی كه خداوند برای او مقرّر نموده، موجودی است مختار و كرامت خویش را می تواند با اختیار خود كسب نماید. در واقع، از دیدگاه اسلام، انسان موجودی است كه دارای میل ها و جاذبه های معنوی است كه سایر موجودات فاقد آن می باشند. انسان قادر است در برابر میل های درونی خود ایستادگی كند و فرمان آن ها را اجرا نكند یا به بعضی از آن ها پاسخ گوید و بعضی دیگر را مهار نماید یا از آن ها در جهتی خاص استفاده كند.

این توانایی انسان به حكم نیرویی است كه آن را «اراده» می نامند و تحت فرمان عقل عمل می كند. این توانایی بزرگ از مختصات انسان است و براساس این توانایی است كه انسان یك موجود آزاد، انتخابگر، صاحب اختیار می باشد.(۳)

در قرآن و منابع تعلیم و تربیت اسلامی، دلایل متعددی وجود دارد دالّ بر آزادی و اختیار انسان; از جمله آن هاست:

▪ «اِنّا هَدیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاكراً و اِمّا كفوراً» (انسان: ۳); ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم; یا شكرگزار خواهد بود یا كفران خواهد ورزید.

▪ «فَمن شاءَ فلیُؤمِن و مَن شاءَ فَلیكفر» (كهف: ۲۹); پس هركه می خواهد ایمان بیاورد و هر كه می خواهد كفر بورزد.

▪ «كلُّ نفس بِما كَسبت رهینهٔ» (مدثر: ۳۸); هر كس در گرو اعمالی است كه آن را كسب كرده.

▪ این كه انسان می تواند مشرك باشد یا موّحد دلیل بر اختیار اوست.

▪ وجود انبیا(علیهم السلام) و تعلیم و تربیت و مسؤول بودن انسان دلیل دیگری است بر مختار بودن او.

در دعوت كودكان و نوجوانان به دین، باید به گونه ای عمل كنیم كه آن ها احساس آزادی كنند و با توجه به این موضوع كه انسان فطرتاً خداجوست، با تذكر روش های صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار نماییم و آن ها را به طرف پذیرش دین سوق دهیم.

پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) نیز با نرم خویی و با زبان لیّن افراد را به دین اسلام دعوت می كردند. به تجربه نیز ثابت شده است كه با زور و اكراه نمی توان كسی را به راه راست هدایت كرد.

خداوند تعالی می فرماید: «اَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّی یَكوُنوا مؤمنین» (یونس: ۹۹); ای رسول! تو كی توانی همه را با جبر و اكراه مؤمن گردانی؟

اگر به مفاد آیه «لا اكراهَ فیِ الدّین، قد تَبیّنَ الرُّشدُ مِن الغَیِّ» (بقره: ۲۵۶); توجه نماییم، خداوند می فرماید: ای پیامبر، وظیفه تو تبیین است. تبیین كردی، دیگر جای اكراه وجود ندارد.

و یا می فرماید: «اِنَّما علیكَ الْبَلاغُ اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرُ» (آل عمران: ۲۰): كار تو فقط ابلاغ است، تو فقط منذر هستی.

بنابراین، نباید هیچ گاه كودكان و یا نوجوانان را مجبور به دین داری كنیم یا برای آن كه دیندار شوند، نباید به آن ها مزایای زیادی بدهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع، بتوانیم آن ها را به عقیده ای معتقد كنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود; یعنی اعتقادی كه نه برای جلب منفعت است و نه به دلیل ترس از قدرت.(۴)

وقتی نوجوان مجبور به دین داری نشود (و در دوره كودكی، سالم و عاری از انحراف پرورش یافته باشد) و دین به نحو منطقی و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به این كه به تفكر انتزاعی رسیده است اگر دلایل و اعتقادات ما محكم و قابل دفاع باشد، دین یا مذهب را خواهد پذیرفت و این دین داری او وراثتی یا ریاكارانه و هم راه با ناخالصی نخواهد بود، بلكه «دین خالص» خواهد بود و در پی آن، به دستوراتش عمل خواهد كرد.

در دین اسلام، تأكید فراوان بر این مطلب می شود كه اصول دین تقلیدی نیست، بلكه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش كنیم كه كودك و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب كننده، به دین دعوت نماییم و از افرادی كه دارای مبناهای اعتقادی و فكری قوی هستند در این زمینه، كمك بگیریم. باید توجه داشته باشیم كه كودك و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه، مقاومت می كند.(۵)

دكتر زهرا مصطفوی نقل می كند: همسرم به دلیل عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می كرد و به نماز وامی داشت. امام(رحمه الله)وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند كه «چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نكن.» این كلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت كه بعد از آن خودش سفارش كرد كه برای نماز صبح به موقع بیدارش كنم.(۶)

اگر والدین می خواهند فرزندان آن ها نمازخوان و معتقد بار آیند، سعی كنند اولاً، خودشان عامل به دستورات و تعالیم دینی باشند و به دور از ریا و با خلوص نماز را به پای دارند و خودشان بدان معتقد باشند. ثانیاً، توجه داشته باشند كه در دوران كودكی، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبی مأنوس سازند و سعی كنند كه خاطرات خوشی را در ذهن آنان ایجاد نمایند و از سخت گیری، اجبار و اكراه آن ها خودداری ورزند. پدری كه برای بیدار كردن دختر تازه بالغ خود برای ادای نماز صبح، دستی به گیسوان او می كشد و با نوازش و محبت او را از خواب شیرین صبحگاهی بیدار می كند، انجام این تكلیف دینی را با شیرینی محبت پدرانه خویش می آمیزد و عبادت را در كام فرزندش شیرین می سازد.ثالثاً، والدین نسبت به مسأله نماز و مسائل اعتقادی هم چون سایر مسائل حساسیت نشان دهند. اگر آن ها به سفارش ها و سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام) و بزرگان دین عمل كنند، قطعاً فرزندانی معتقد و با نماز خواهند داشت.

۳. آموزش تدریجی مسائل دینی (نماز)

آموزش معارف و مسائل دینی دارای مراتب و درجاتی است و هر مرتبه و درجه ای از آن، اصول و مقتضیاتی دارد كه باید مراعات شود. تفاوت این مراتب و درجات به دلیل تفاوت های فردی در رشد استعدادهای ذهنی و روحی و نیز تفاوت در معلومات و تجربیات و شرایط گوناگون اجتماعی و فرهنگی در متعلّمان است.(۷)

بدین روی، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درك و قوای ذهنی و روانی متعلّمان باشد. والدین و بزرگ سالان نباید توقّع داشته باشند كه كودك آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. كودك نباید یكباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس كند و خود را به انجام آن موظف بداند. تكالیف سنگین و زودهنگام و خارج از طاقت و توان كودك ممكن است صدمه ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی او وارد آورد.

در تعالیم اسلامی، توصیه های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینی آمده است. امام جعفر صادق(علیه السلام)می فرمایند: «وقتی كودك به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید كه هفت بار «لا اله الاّ اللّه» بگوید، سپس او را به حال خود واگذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید كه هفت بار بگوید «محمّدرسول اللّه» و سپس تا چهارسالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام، از وی بخواهید كه هفت مرتبه «صلی اللّه علیه و آله» را تكرار نماید و سپس تا پنج سالگی او را رها كنید. در این وقت، اگر كودك دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید و در سن شش سالگی ركوع و سجود و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید. وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز به تدریج، وضو گرفتن را به او بیاموزید) سپس به او بگویید نماز بخواند. آن گاه كودك را به حال خود واگذارید تا نُه سال او تمام شود… در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید.»

پی‌نوشت:

۱ـ محمدرضا رضوانطلب، پرستش آگاهانه، ص ۵۱، به نقل از: احیای فكر دینی، ص ۱۵

۲ـ مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۶۲۵

۳ـ محمدرضا مطهری، راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام، ص ۴۲

۴ـ الیور ارونسون، روانشناسی اجتماعی، ترجمه حسین شكركن، ص ۳۴

۵ـ یحیی كاظمی، آموزش و پرورش از خردسالی تا جوانی، ص ۸۷

۶ـامیررضا ستوده، پا به پای آفتاب، ج ۱، ص ۱۲۳

۷ـ محمدعلی سادات، راهنمای آموزش تعلیمات دینی در مدارس، ص ۲۷

ارسال سوأل

فرم دریافت سوأل

  • جهت ارسال پاسخ
  • جهت پاسخگوی

ارسال سوأل

فرم دریافت سوأل

  • جهت ارسال پاسخ
  • جهت پاسخگوی