چهارشنبه 29 دي 1395
19 ربیع‌الثانی 1438

امیر مومنان علیه السلام: مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِه‏;

آن كه خود را پيشواى مردم سازد پيش از تعليم ديگرى بايد به ادب كردن خويش پردازد. (نهج البلاغه)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

چرا بايد اخلاقي زندگي كنيم؟

تنها مسير

چرا بايد اخلاقي زندگي كنيم؟

سرآغاز

با عبایی نجرانی(1)، در حال حرکت بود. ناگهان مردی از پشت، گوشۀ آن را گرفت و به شدت کشید و با صدایی بلند گفت: «ای محمد! حق مرا بده!» محمد با آرامش برگشت. لبخندی زد و از وی دلجویی کرد. علت را جویا شد و سپس دستور داد حقش را تمام و کمال بدهند. این ماجرا مثل توپ صدا کرد. خداوند جبرئیل را مأمور کرد با پیامی از جنس نور، به زمین بیاید و بگوید: «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ»(2) به درستی که تو خیلی خوش اخلاقی و بالاترین درجات اخلاق را داری!(3)

اگر چنین اتفاقی برای ما می‌افتاد، چه عکس‌العملی نشان می‌دادیم؟ آيا مانند پیامبر اکرم (ص)، اخلاقی برخورد می‌کردیم؟ اساساً سؤال مهم اين است که چرا بايد اخلاقي زندگي كنيم؟ چرا انبياي الهي به خصوص پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمۀ معصومين (ع)، اخلاقي زندگي مي‌كردند؟

زندگي اخلاقي

براي رسيدن به جواب سؤالي كه در بالا مطرح شد، ابتدا لازم است با تعريف «اخلاق» و منظور از «زندگي اخلاقي» آشنا شويم. اخلاق از کلمۀ «خُلُق» و به معنای ویژگی‌های ثابت ودائمیِ درونیِ هرکسی است که باعث بروز گفتار و رفتاری از او می‌شود. این ویژگی‌های درونی انسان می‌تواند خوب یا بد باشد؛ خوب مثل صداقت، مهرباني، احترام به والدین، احترام به دیگران و... ، بَد مثل حسادت، بُخل، فحاشی، دروغگویی و... . بنابراین اخلاق اعم از صفات خوب و بدی است که در درون انسان ریشه دوانیده است. 

با اين معنا، منظور ما از «زندگي اخلاقي»، زندگي است كه در آن، اخلاق دينيِ مبتني بر ايمان به خداوند، منشأ عمل و رفتار انسان شود. پس ويژگي‌هاي دروني و ملكات نفساني بد و منفي از زندگي اخلاقي به دور و خارجند.

گاهی نيز واژۀ اخلاق تنها در مورد صفات و افعال نيك به كار مي‌رود. مثلاً گفته مي‌شود فلان كار، اخلاقي، يعني خوب و يا غيراخلاقي، يعني بد است.(4) 

با اين معنا، منظور ما از «زندگي اخلاقي» يعني انجام رفتارهايي در زندگي كه دين اسلام آنها را بايسته و خوب برشمرده و پرهيز از اعمالي كه در اسلام، از آنها نهي شده است. اين رفتارها و اعمال هم بُعد فردي و هم بُعد اجتماعي زندگي را دربرمي‌گيرد.

بنابر آنچه گفته شد، زندگي اخلاقي با پذيرش و به كار‌گيري اخلاق ديني يا صفات و افعال نيك همراه است. اينچنين زيستني، هرچند از جهتي دست و بال ما را تنگ کند، به نفع ماست. هر انسان عاقلی با این تنگ گرفتن‌ها موافق خواهد بود. چراكه امنیت و رفاه واقعي خود و خانوده‌اش، به چنين زيستني بستگی دارد. درغير اين‌صورت، داستان سوراخ کردن کشتی و غرق شدن خود و همسفران تکرار مي‌شود. 

چند نمونه

براي اينكه بيشتر با منافع زندگي اخلاقي آشنا شويم، به ذكر چند نمونه مي‌پردازيم:

همه می‌دانیم که خوش‌رويي، تواضع، قناعت، محبت، اخلاص، بلند همتي، سلامت نفس و... انسان را از دغدغه‏هاي بي‏حاصل و پريشاني‌ها نجات مي‏دهد و خشم، خودخواهي، حرص، حسد، بخل، بدبيني، بدخواهي و... او را در غل و زنجير گرفتار مي‏كند. مثلاً اگر ما زيستن غيراخلاقي را برگزينيم و از حسد در زندگي استفاده كنيم، دست به هر کاری می‌زنیم تا شخص مورد حسد خود را به زمین بزنيم و مسیر پیشرفت او را مسدود کنيم. ابزار حسادتِ ما، سخن‌چینی، دروغ و نفاق است. با به كار بردن اين ابزار، ما بيشتر از زيستن اخلاقي فاصله مي‌گيريم. بيشتر در گرداب بدي‌ها فرو مي‌رويم. از طرفی اعصاب و روان خودمان ضربه مي‌خورد و همیشه افسرده، مضطرب و نگران هستيم؛ چراكه خوشحالی و نشاط را در ضربه‌زدن به حریف‌مان می‌بینيم. از طرف ديگر، اطرافيان را هم بد‌بین مي‌كنيم و به اين ‌وسيله جامعه‌اي را در فضاي مسموم حسد غوطه‌ور مي‌كنيم. 

قرآن كريم نمونه‌اي از زندگي غير‌اخلاقي را بيان مي‌كند و دربارۀ برادران يوسف چنين می‎‌گوید: شيطان شعلۀ حسادت را در سينه‌هاي آنها برافروخت، تا بدانجا كه حاضر شدند به برادر‌كشي دست زنند يا او را در زميني دوردست بيفكنند.(5)

مثال ديگر، خشم است. کافی است خشم به اجتماع تزریق شود. در این صورت همه‌جا، سر هر کوچه و خیابانی باید پلیس بایستد تا مواظب باشد جنگ و دعوایی پیش نیاید. ابزار خشم، فحاشی و کتک‌کاری است. تیرگی روابط، شکسته شدن مرزهای ادب و احترام، دشمنی‌ها و قتل و جرح‌ها، همه و همه از نتایج خشم خواهد بود. انسان خشمگين، آرامش را در تخلیۀ خشمش به هر شكلي كه شده، می‌بیند: ضربه زدن، فحاشی، از خانه بیرون کردن و... . اين در حالي است كه امام علی (ع) به عنوان يكي از سردمداران زندگي اخلاقي، انسان را از خشم و غضب دور مي‌كنند و مي‌فرمايند: «خشم، هم‌‌نشین بسیار بدی است. عیب‌ها را آشکار، بدی‌ها را نزدیک و خوبی‌ها را دور می‌کند.»(6)

چرايي زندگي اخلاقي

بعد از معنا كردن زندگي اخلاقي و بيان چند نمونه از آن، لازم است ضرورت و چرايي زندگي اخلاقي را كمي بيشتر توضيح دهيم.

چرايي زندگي اخلاقي را از سه بُعد مي‌توان بررسي كرد:

1. فوائد فردي

2. فوائد اجتماعي

3. رسيدن به كمال و رشد مطلوب الهي

در فوائد فردي، مسائل روحي و رواني پررنگ است. از آنجا كه زندگي اخلاقي با پرهيز از رذيلت‌ها و تمسك به فضائل همراه است، لذا بهداشت رواني فردي رعايت مي‌شود و نوعي آرامش را با خود مي‌آورد. مثلاً همين كه رشوه و ربا نمي‌خوريم يا به نامحرم نگاه نمي‌كنيم يا از دروغ و غيبت اجتناب مي‌كنيم، احساس آرامشي در ما به وجود مي‌‌آيد. اين كمترين فايدۀ زندگي اخلاقي است.

امام علی (ع) می‌فرماید: «اگر ما به امید بهشت نبوديم و از آتش نمي‌ترسيديم و پاداش و كيفري در كار نبود، باز هم سزاوار بود در طلب مكارم اخلاق برآييم؛ چون (عمل به) مكارم اخلاق، راهنماي راه موفقيّت ماست.»(7)

جنبۀ فوائد اجتماعي را مي‌توان اين گونه بيان كرد: مهم‌ترين عامل موفقيت انبياي الهي به خصوص پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمۀ معصومين (ع) در جذب انسان‌ها و گسترش دين حق، خوش اخلاقي، گشاده رويي، كلام نرم و دلنشين، نرم‌خويي و در يك كلام زندگي اخلاقي آن حضرات بود. زندگي اخلاقي در نفوذ سخن انسان اثري شگفت دارد.(8)

همچنين اگر انسان به قواعد و احكام اخلاقي دين ملتزم باشد، نه تنها خودش احساس آرامش مي‌كند، بلكه اجتماع هم از رفتارهاي شايستۀ او احساس آرامش مي‌كند. مثلاً كسي كه حسود نيست،‌ علاوه بر اينكه خودش در آتش حسد نمي‌سوزد، مردم هم از اذيت و آزار حسادت‌آميز او در امان هستند.

اما مهم‌ترين دليل زندگي اخلاقي، پرورش استعدادهاي خدادادي انسان و رشد آنها براي رسيدن به كمال نهايي است. چراكه زندگي اخلاقي، به انگيزۀ خشنود ساختن خداوند متعال دنبال مي‌شود و استمرار و تداوم اين انگيزه، انسان را به سوي كمال مي‌برد. اساساً انسان براي همين هدف آفريده شده است تا با آگاهي و رفتارهاي شايسته و استمرار زندگي اخلاقي به خدا برسد. 

پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‌فرمايند: «بر شما باد به تحصيل مكارم اخلاق؛ زيرا كه خداوند عزّوجلّ من را براي آنها مبعوث كرد.» اين نشان مي‌دهد كه زندگي اخلاقي، در رسيدن انسان به رشد و كمال، اثرگذاري زيادي دارد. در غير اين صورت از اهداف بزرگ انبيا –كه راهنمايان انسان براي رسيدن به كمالند- هدايت اخلاقي مردم نبود.(9) 

در پايان مي‌توان چرايي زندگي اخلاقي را در فوائد متعدد آن پيدا كرد و ملتزم شد به اينكه اخلاقی زیستن، سرمایۀ برکت دنیا و آخرت و تنها مسير براي زندگي بهتر است.

جواد حاجي اكبري و محمّد ميري

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

(1) پارچه‌های این شهر برای عبا مشهور است.

(2) قلم(68):4.

(3) حسن بن محمد ديلمي: «إرشاد القلوب»، ترجمه سلگى نهاوندي، انتشارات ناصر، قم، 1376، ج‏1، ص355.

(4) فتح‌الله نجارزادگان: «رهيافتي بر اخلاق و تربيت اسلامي»، انتشارات دفتر نشر معارف، 1387، ص 20.

(5) يوسف(12):95.

(6) تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد: «غررالحکم و دررالکلم»، دارالكتاب الإسلامي‏، قم، 1410، ج۳، ص۲۵۷، حدیث۴۴۱۷.

(7) ميرزا حسين نوري: «مستدرك الوسائل»، ج 2، ص 283. (به نقل از رهيافتي بر اخلاق و تربيت اسلامي، ص22.)

(8) «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»؛ اگر تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند. (آل عمران(3):159)

(9) ن. ك. رهيافتي بر اخلاق و تربيت اسلامي، ص21.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گنجینه

  همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان و با توجه به برنامه های تابستانه قرارگاه های دانش آموزی، انتشار ...
طرح درس این هفته: «ضرورت انس با قرآن کریم» این طرح درس با هدف ارتقاء انگیزه نوجوان در زمینه انس ...

نشریه

اندیشه

    جهالت و بدعت‌، دو عنصری است که در زمان قیام حسینی و مهدوی فراگیر می‌شود و مبارزه با ...
  اهداف منظومه‌ی فکری تربیتی نوجوانان این بحث و این پژوهش که با عنوان منظومه‌ی فکری و ...