یادداشت روزیادداشت روز تربیتییادداشت روز مذهبی

شیوه‌های تعلیم و تربیت در قرآن

 

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛[۱] خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آن‌ها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آن‌ها بخواند، و آن‌ها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند».

مكتب الهي انبيا، انسان‌سازي است و در فرهنگ ديني و الهي انبيا، ارزش انسان در ساية تربيت، رشد و كمالات اخلاقي و معنوي اوست.

عصر ما، عصر تحقيقات فناوری ارتباطات و انفجار دانش است. روز به روز و ساعت به ساعت بر علم و دانش بشر در جهت بهتر شدن زندگي مادي افزوده مي‌شود. آري؛ آنچه امروزه ارزش پيدا مي‌‌كند، فناوری، ماشين، ماديات و پيشرفت ظاهري است، ولي متأسفانه انسان روز به روز در حال سقوط بوده، ارزش واقعي خود را از دست مي‌‌دهد.

بعثت انبيا‌‌‌‌ در جهت تعليم، ارشاد، تزكيه و تربيت انسان، بزرگ‌ترين هدية آسماني و نعمت الهي است.

در مكتب انبيا، اخلاق و معنويت محور رشد و تكامل انسان است و تزكيه و تربيت بر تعليم، و پرورش بر آموزش مقدم است.

در ديدگاه مكتب اسلام، علم و دانش زماني نتيجه مي‌دهد كه همراه با بينش و حكمت  و همراه با «تزكيه»، «تربيت» و «تقوا» باشد.

تعليم و تربيت از دشوارترين، حساس‌ترين، ظريف‌ترين و پرثمرترين امور انساني و كاري پر ارج است، و ثمرة آن، رشد و تعالي انسان در جهت هدف خلقت و نه گذراندن تنها زندگي مادي حيواني و شهواني است.

بر اين اساس است كه در فرهنگ عالي اسلام، نقش مبلغ، مربي و معلم، حساس و محوري است. اوست كه افراد رشد نيافته را به انسان‌هاي خلاق، بالنده، مؤمن، متعهد و مفيد رشد مي‌دهد. به يقين با داشتن مبلغان و معلمان شايسته، جامعة اسلامي مي‌تواند شخصيت و هويت حقيقي انساني خود را پيدا كرده، استعدادهاي خود را به ثمر برساند. اينان روح حيات و رشد و هدايت تزكيه و تربيت را به جامعه مي‌دهد. و ارزش و اهميت كار آنان در كلام رسول بزرگوار اسلام۶ نمايان است كه:

«لَان يَهدِي اللهُ بِكَ رَجُلاً واحداً خَيرٌ لَكَ مِنَ الدّنيا و ما فيها؛[۲] اگر خداوند به دست تو يك نفر را هدايت كند، براي تو بهتر است از دنيا و هر آنچه در آن است».

راه هدايت و ارشاد، راه پر اهميتي  است كه شناخت اخلاق و ادب و روش آن، جايگاه خاص خود را دارد، ما در اين نوشتار به اختصار به آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

اهميت

«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ؛[۳] چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند».

هدف

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛[۴] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد».

  1. شروع با نام خدا

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ؛[۵] بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید».

  1. اتصال به وحي

«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى؛[۶] و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!».

  1. كمك گرفتن از خدا

«قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي؛[۷] (موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن، و کارم را برایم آسان گردان، و گره از زبانم بگشای، تا سخنان مرا بفهمند!».

  1. مستدل و منطقي

«وَقُولُوا قَوْلا سَدِيدًا؛[۸] سخنان محكم، (منطقي و استوار) بگوييد».

  1. روشن و روشنگر

«الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛[۹] الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها (ی شرک و ظلم و جهل،) به‌سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) بفرمان پروردگارشان در آوری، به‌سوی راه خداوند عزیز و حمید».

  1. پاك و دلپسند

«وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ؛[۱۰] و بسوی سخنان پاکیزه هدایت می‌شوند».

  1. نيكو و شايسته

«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ؛[۱۱] با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما!».

  1. توجه به عنصر زمان

«إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛[۱۲] ما آن [قرآن‌] را در شب قدر نازل کردیم!».

  1. نرم و آرام

«اذهَبا اِلي فِرعَونَ اَنَّهُ طَغي فَقُولا لَهُ قَولاً لَيِّناً؛[۱۳] به‌سوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است، اما به نرمی با او سخن بگویید».

  1. جدا كنندة حق و باطل

«وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ؛[۱۴] و (نیز) کتابی که حق را از باطل مشخّص می‌سازد، نازل کرد».

  1. سنجيده و حساب شده

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا؛[۱۵] حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بندة (برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ‌گونه کژی در آن قرار نداد».

  1. صريح و قاطع

«قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ؛[۱۶] بگو: ای کافران! آنچه را شما می‌پرستید من نمی‌پرستم».

  1. ساده و روان

«فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛[۱۷] ما آن [قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم، شاید آنان متذکّر شوند».

  1. شيوا و رسا

«قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِيغًا؛[۱۸] با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آن‌ها گوشزد نما!».

  1. مايه رشد وكمال

«قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا؛[۱۹] موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایة رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟».

صفات

  1. اخلاص

«قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛[۲۰] بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است».

  1. ايمان به هدف

«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ؛[۲۱] هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».

  1. آگاهي فراتر

«وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً؛[۲۲] و بگو: پروردگارا! علم مرا افزون کن!».

  1. سعة صدر

«قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي؛[۲۳] (موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن».

  1. خوش اخلاقي

«وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛[۲۴] و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری».

  1. عدالت در گفتار

«وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا؛[۲۵] و هنگامی که سخنی می‌گویید، عدالت را رعایت نمایید».

  1. مهربان و دلسوز

«بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛[۲۶] نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است».

  1. سوز و عشق

«عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ؛[۲۷] رنج‌های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد».

  1. پيشگامي

«إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛[۲۸] خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید».

  1. اهل علم و عمل

«لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ؛[۲۹] چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید».

  1. پافشاري بر اصول

«قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ؛[۳۰] بگو: اي كافران! (هرگز) عبادت نمي‌كنم آنچه شما عبادت مي‌كنيد و شما عبادت نمي‌كنيد آنچه من عبادت مي‌كنم و من عبادت نمي‌كنم».

  1. با شهامت و نترس

«الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛[۳۱] كساني كه تبليغ رسالت‌هاي الهي می‌کنند و فقط از او ترسيده، از هيچ كس نمي‌ترسند».

  1. مردمي و درد آشنا

«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؛[۳۲] به تحقيق رسولي از ميان خودتان به سوي شما آمد».

  1. توكل به خدا

«فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛[۳۳] پس هنگامي كه تصميم گرفتی، به خداي توكل كن».

  1. نرم‌خو و سازگار

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ؛[۳۴] (اي رسول ما)! رحمت خدا تو را مهربان گردانيد و اگر تندخو و سخت دل بودي، مردم از گرد تو پراكنده مي‌شدند».

  1. انتقاد پذير

«أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيُوبِي‏؛[۳۵] بهترين برادران من كسي است كه عيب مرا به رسم هديه به من بگويد».

  1. با استقامت

«الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا؛[۳۶] ‌آنان كه گفتند: پروردگار ما، خداست و سپس در اين راه استقامت كردند».

  1. ساده زيست و بي‌تكلف

«وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ؛[۳۷] بگو اي پيامبر! من از متكلفين نيستم».

  1. نظيف و تميز

«قُمْ فَأَنْذِرْ و رَبَّک فَکَبِّروَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ؛[۳۸] (اي رسول ما! به پاخيز براي انذار و بيم دادن، و لباست را پاكيزه گردان».

شيوه‌ها

  1. تشبيه و تمثيل

«وَتِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛[۳۹] و اين مثال‌ها را براي انجام مأموريت مي‌زنيم؛ اميد است كه تفكر كنند».

  1. شخصيت دادن به مخاطب

حضرت ابراهيم۷ براي انجام مأموريت الهي از فرزندش نظر خواهي مي‌كند:

«قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى؛[۴۰] ابراهيم گفت: ‌فرزندم! من در خواب ديدم كه تو را در راه خدا ذبح مي‌كنم؛ تو هم نظر خود را اعلام كن».

  1. سؤال كردن

«وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ؛[۴۱] و اگر از آن‌ها سؤال كني كه چه كسي آسمان‌ها و زمين را آفريد و خورشيد و ماه را مسخر كرده؟ مي‌گويند خدا».

  1. تحريك عواطف

«أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ؛[۴۲] آيا يكي از شما دوست مي‌دارد گوشت برادر مردة خود را بخورد».

  1. تلقين

«اِن لَم تَكُن حَليماً فَتَحَلَّم؛[۴۳] اگر بردبار نيستی، خودت را به بردباري وادار».

  1. تشويق و تهديد

«إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا؛[۴۴] (اي رسول ما!  ما تو را به حق فرستاديم تا بشارتگر و بيم دهنده باشي».

  1. قصه

«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛[۴۵] (اي پيامبر! برايشان) داستان را بازگو كن؛ باشد كه بيندیشند».

  1. حكمت و موعظه

«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ؛[۴۶] مردم را به راه پروردگارت با حكمت و پند نيكو بخوان».

  1. بيان تاريخ گذشتگان

«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛[۴۷] پيش از شما ملت‌هايي بودند و رفتند. در زمين گردش كنيد، تا بنگريد كه تكذيب كنندگان به وعده‌هاي الهي چگونه نابود شدند».

  1. جدال و مناظرة نيكو

«وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛[۴۸] با چيزي كه بهتر است، با آن‌ها مجادله كن».

  1. استفاده از هنر در راه حق

«سامري» با زر و زيور گوساله‌اي را ساخت و مردم را فريب داد:

«فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ؛[۴۹] سپس (سامري) براي آن‌ها پيكر گوساله‌اي كه داراي صدايي بود، پديد آورد؛ آن‌گاه (به مردم) گفتند: اين خداي شماست».

  1. مقايسه

«هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ؛[۵۰] آيا آن‌ها كه مي‌دانند و آنان كه نمي‌دانند، يكسانند».

  1. ايجاد زمينة مناسب

«وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ؛[۵۱] (يكي از موارد زكات) براي جذب (آمادگي پذيرش) دل‌هاست».

  1. معرفي الگوها

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ؛[۵۲] براي شما در زندگي رسول الله سرمشق نيكويي است».

  1. القای تدريجي

«وَ قُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ؛[۵۳] و قرآن را جزء به جزء بر تو فرستاديم، كه به تدريج بر امت قرائت كني».

  1. تدوام و تكرار

«وَ لَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛[۵۴] و ما سخن الهي را پيوسته آورديم، كه يادآور حقايق آن شوند».

سفارش‌ها

  1. محور قرار دادن قرآن

«خُذِ الكِتابَ بِقُوَّه؛[۵۵] كتاب (خدا، قرآن را) محكم و با قدرت (و جديت) بگير».

  1. از امكاناتي كه در اختيار ما است، غافل نشويم

«وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا؛[۵۶] بهره و نصيبت را از دنيا فراموش نكن».

  1. توجه به نسل جوان

«عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاث‏؛[۵۷] بر شما باد به جوانان».

  1. توجه به طرح چهره به چهره

موسي۷ از خضر۷ خواهش مي‌كند که دنبال او باشد، تا اعمال و رفتار آن حضرت ماية رشد او شود.

«قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا؛[۵۸] موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟»

۵- كسب محبوبيت در ساية ايمان و تقوا

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛[۵۹] همانا آنان كه ايمان آورده، كارهاي نيكو انجام مي‌دهند، خداي رحمان به زودي براي آنان محبتي (در دل‌ها) قرار مي‌دهد».

  1. جلوگيري از شايعات و افشاگري توطئه

«وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛[۶۰] و ما بدين گونه آيات را به روشني بيان مي‌كنيم، تا راه و رسم گناهكاران روشن شود».

  1. ما مأمور به وظيفه هستيم، نه اثر و نتيجه

«مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ؛[۶۱] پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد».

  1. ترسيم خط رهبري

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛[۶۲] ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!».

  1. از نزديكان شروع كنيم

«وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأقْرَبِينَ؛[۶۳] و خويشان نزديكت را هشدار ده».

  1. پرهيز از دنيا طلبي

«وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ؛[۶۴] و من نسبت (به ارشاد و هدايت شما) مزدي نمي‌خواهم».

  1. پرهيز از استبداد

«فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ؛[۶۵] (اي رسول ما!) به آنان تذكر بده؛ (اما بدان كه) تو فقط تذكر دهنده‌اي و بر آن‌ها سلطه و سيطره نداري».

پی نوشت:

[۱]. آل عمران، ۱۶۴٫

[۲]. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۸۴٫

[۳]. فصلت، ۳۳٫

[۴][۴]. انفال، ۲۴٫

[۵]. علق، ۱٫

[۶]. نجم، ۳ و ۴٫

[۷]. طه، ۲۵ – ۲۸٫

[۸]. احزاب، ۷۰٫

[۹]. ابراهیم، ۱٫

[۱۰]. حج، ۲۴٫

[۱۱]. نحل، ۱۲۵٫

[۱۲]. قدر، ۱٫

[۱۳]. طه، ۴۳ و ۴۴٫

[۱۴]. آل عمران، ۴٫

[۱۵]. کهف، ۱٫

[۱۶]. کافرون، ۱و ۲٫

[۱۷]. دخان، ۵۸٫

[۱۸]. نساء، ۶۳٫

[۱۹]. کهف، ۶۶٫

[۲۰]. انعام، ۱۶۲٫

[۲۱]. آل عمران، ۶۱٫

[۲۲]. طه، ۱۱۴٫

[۲۳]. طه، ۲۵٫

[۲۴]. قلم، ۴٫

[۲۵]. انعام، ۱۵۲٫

[۲۶]. توبه، ۱۲۸٫

[۲۷]. توبه، ۱۲۸٫

[۲۸]. احزاب، ۵۶٫

[۲۹]. صف، ۲٫

[۳۰]. کافرون، ۱-۴٫

[۳۱]. احزاب، ۳۹٫

[۳۲]. توبه، ۱۲۸٫

[۳۳]. آل عمران، ۱۵۹٫

[۳۴]. آل عمران، ۱۵۹٫

[۳۵]. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۲٫

[۳۶]. فصلت، ۳۰٫

[۳۷]. ص، ۸۶٫

[۳۸]. مدثر، ۲-۴٫

[۳۹]. حشر، ۲۱٫

[۴۰]. صافات، ۱۰۲٫

[۴۱]. عنکبوت، ۶۱٫

[۴۲]. حجرات، ۱۲٫

[۴۳]. نهج البلاغه، کلمه قصار ۲۰۷٫

[۴۴]. بقره، ۱۱۹٫

[۴۵]. اعراف، ۱۷۶٫

[۴۶]. نحل، ۱۲۵٫

[۴۷]. آل عمران، ۱۳۷٫

[۴۸]. نحل، ۱۲۵٫

[۴۹]. طه، ۸۸٫

[۵۰]. زمر، ۹٫

[۵۱]. توبه، ۶۰٫

[۵۲]. احزاب، ۲۱٫

[۵۳]. اسراء، ۱۰۶٫

[۵۴]. قصص، ۵۱٫

[۵۵]. مریم، ۱۲٫

[۵۶]. قصص، ۷۷٫

[۵۷]. کافی، ج۱۵، ص۲۳۱٫

[۵۸]. کهف، ۶۶٫

[۵۹]. مریم، ۹۶٫

[۶۰]. انعام، ۵۵٫

[۶۱]. مائده، ۹۹٫

[۶۲]. مائده،۶۷٫

[۶۳]. شعراء، ۲۱۴٫

[۶۴]. شعراء، ۱۰۹٫

[۶۵]. غاشیه، ۲۱ و ۲۲٫

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا