یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

شوکران و شکّر

محسن سیمایی

تلخ و شیرین همراهی مربی و فراگیر                                                                                     

یکی از مسایل قابل توجه در فضای آموزشی، شکل رابطۀ میان «مربی» و «شاگرد» است. تصویری که از مربی در ذهن فراگیران نقش می‌بندد، در میزان همراهی با مربی، فعالیت کلاسی و در کسب موفقیت‌های آنان تأثیرگذار است. اگر بخواهیم تصویر یک مربی ایده‌آل را ترسیم و ویژگی‌های او را فهرست کنیم، به موارد بسیاری اشاره خواهیم کرد که یک مربی باید آنها را در خود تقویت کرده باشد؛ اما اگر بخواهیم تنها چند ویژگی مهم و حیاتی را نام ببریم، قطعاً «جاذبه و دافعه» یکی از آن ویژگی‌ها است. مراد از جاذبه و دافعه در بحث ویژگی‌های مربیان، جذب و دفع روانی و معنوی است؛ آن دسته از رفتارهای مربی که به اصطلاح «کشش» ایجاد می‌کنند و تمایل به تعامل با مربی را به وجود می‌آوردند، جاذبه، و رفتارهایی را که در نقطۀ مقابل قرار دارند و به ایجاد فاصله میان مربی و شاگرد می‌انجامند نیز، دافعه می‌نامیم. البته تفسیر اشتباه از این صفات یا عدم توجه به برخی نکات پیرامون جاذبه و دافعه، می‌تواند آن را از یک ویژگی مثبت، به یک رفتار منفی تبدیل کند. مثل کسی که به دلیل افراط در جاذبه، دانش‌آموزانش را به سوءاستفاده از خود واداشته است، یا به دلیل دافعۀ فراوان، شکاف عمیقی در رابطۀ او و شاگردانش ایجاد شده است. بنابراین برای روشن شدن معنای صحیح جاذبه و دافعه، توجه به دو نکته ضروری است:

  1. افراط و تفریط

سبک مدیریت «آزادگذاری» یا «آسان‌گیری» آفت جاذبه است. معمولاً کسانی که طریق افراط را در جاذبه می‌پیمایند و همواره تمام تلاش خود را در جذب شاگردان خلاصه می‌کنند، با مشکلاتی در مدیریت کلاس روبه‌رو خواهند شد که یکی از آنها سبک آسان‌گیری در مدیریت کلاس است؛ یعنی هیچ قانون و ضابطه‌ای بر فضای آموزشی حاکم نیست و فراگیران، به شیوۀ دلخواه خود رفتار می‌کنند. هرج و مرج، اختلال در فرآیند یادگیری، ناتوانی در هدایت رفتاری و…، از دیگر معضلات قابل اشارۀ این سبک مدیریتی است، که هیچ کدام از مربی و شاگرد، از آسیب‌های آن در امان نیستند. از طرفی مربیانی که جاذبۀ بسیار کمتری دارند و دافعۀ آنها از حد معمول فراتر است، با سبک «مستبدانه» و «تحکم‌آمیز» کلاس را اداره می‌کنند. شیوۀ مدیریتی مستبدانه، به طور خلاصه یعنی حکومت مربی بر کلاس. در این سبک مدیریتی معمولاً فراگیران حق اظهارنظر و خودنمایی در کلاس را ندارند. ضمن اینکه قوانین و مقررات نیز، همواره به نفع مربی تفسیر می‌شود و در مشکلات و معضلات، همیشه او حق‌دار است. بنابراین، آنچه که به نام جاذبه و دافعه در فهرست ویژگی‌های مهم مربیان ذکر شد، اولاً جاذبه و دافعه با قید «همراهِ هم بودن» است؛ نه جاذبه و دافعه به عنوان دو رفتار جداگانه، که اگر مربی یکی از آنها را دارا بود، به نتیجه مورد نظر برسد، ثانیاً مرادْ پی‌گرفتن طریق افراط و تفریط در آنها نیست؛ بلکه مراد، میزان معتدل و متوازنی از جاذبه و دافعه است که در نتیجه، سبک «اقتدارگرایانه» یا «دموکراسی قانون‌مدار» در مدیریت کلاس را رقم می‌زند. پایبندی به قوانین، ضایع نشدن حق و حقوق، رعایت احترام، نقش پررنگ دانش‌آموزان در کلاس و…، از محاسن شیوۀ مدیریتی اقتدارگرایانه است که با جاذبه و دافعۀ متعادل مربیان، دست‌یافتنی خواهد بود.

  1. تشویق و تنبیه

شاید اولین چیزی که از عبارت «جاذبه و دافعه» در فضای آموزشی به نظر می‌رسد، تشویق‌ها و تنبیه‌های مربیان است. جاذبه و دافعه، معمولاً در این موارد ظهور بیشتری دارد. پس بر یک مربی لازم است که قبل و بعد از تشویق و تنبیه، نسبت به مسایلی آگاهی داشته باشد:

الف. همان طور که در اهمیت جاذبه و دافعه بیان شد، آگاهی نسبت به فواید تشویق و تنبیه، الزامی است. یک مربی باید بداند علاوه بر اینکه شربت شیرین محبت را به شاگردان خود می‌نوشاند، گاهی چاشنی تلخ عتاب را نیز باید به آن بیفزاید. این اشتباه بزرگی است که به بهانۀ جاذبه یا تشویق، چشم خود را نسبت به اشتباهات فراگیران بسته نگه داریم، یا به واسطۀ تنبیه و عتاب فراوان، از تشویق ایشان غافل شویم.

ب. آنچه که از مربی توقع می‌رود، صرفاً تشویق یا تنبیه نیست؛ بلکه منظورْ تشویق و تنبیه هدف‌دار است. زمانی به تشویق و تنبیه، عبارت «هدف‌دار» اطلاق می‌شود که این دو، بتوانند رفتاری را در فراگیر تقویت کنند تا در موارد مشابه نیز، آن را انجام بدهد، یا این قابلیت را داشته باشند که از رفتاری جلوگیری کنند، تا فراگیر در موقعیت‌های بعدی نیز از انجام آن خودداری نماید. پس توجه داشته باشیم که تنبیهی که برای هدف مشخصی انجام نمی‌گیرد، اگرچه یک عامل بازدارنده محسوب می‌شود، اما سازنده نخواهد بود.

ج. بهترین روش برای تشویق و تنبیه، رتبه‌بندی و ایجاد سیر مشخص در آنها است. اینکه به طور مثال در موارد تنبیه، ابتدا از تغافل استفاده شود؛ به این معنا که مربی خودش را به ندیدن یا نشنیدن رفتار دانش‌آموز بزند و خود به دنبال اصلاح رفتار او نرود. یکی دیگر از مراحل ابتدایی تنبیه، محروم کردن فراگیر از پاداش است. معمولاً کسانی که در همان قدم اول و پس از مشاهدۀ رفتار اشتباه دانش‌آموزان، سریع و مستقیم تصمیم به اصلاح رفتار آنها می‌گیرند، دچار افراط در دافعه می‌شوند و این عمل، به همان مدیریت مستبدانه ختم خواهد شد که جز اثر منفی، سود و فایده‌ای ندارد.

د. لطفاً فراموش نکنید! ما از تشویق و تنبیهی حرف می‌زنیم که یک ویژگی مثبت برای مربی تلقی می‌شود و نماد جاذبه و دافعه او است. بنابراین تنبیه فیزیکی، تحقیر و…، جایگاهی در برنامۀ مدیریت کلاسی ندارد.

ه‍. پس از تنبیه، احساس امنیت و پس از تشویق، احساس ناامنی را برای فراگیر به وجود بیاورید. دانش‌آموزی که توسط مربی تشویق شده است، اگر احساس امنیت دایمی داشته باشد و بداند که مربی به همان تشویق اکتفا کرده است، در معرض افت جایگاه و وضعیت آموزشی قرار می‌گیرد. هم‌چنین کسی که مورد تنبیه قرار گرفته است، اگر احساس امنیت پس از تنبیه نداشته باشد، امیدواری‌اش به بهبود وضعیت، خدشه‌دار خواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا