یادداشت روزیادداشت روز تشکیلاتی

شاه سلطنت کند، نه حکومت!

محسن گلپایگانی

نگاهی گذرا به تأسیس، اهداف و برجام نهضت آزادی                                                               

نهضت آزادی ایران، یک حزب سیاسی ایرانی است که در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ اعلام موجودیت کرد. این حزب در حقیقت انشعابی از جبهۀ ملی ایران بود که پس از اختلاف بین مهدی بازرگان، یدالله سحابی و شورای مرکزی جبهۀ ملی ایران و به ابتکار مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی و با تأیید آیت‌الله زنجانی و دکتر مصدق، پا به عرصۀ سیاسی مبارزاتی آن روز‌ها نهاد.۱

مهندس بازرگان شش روز پیش از اعلام رسمی موجودیت نهضت آزادی -در نامه‌ای که از سوی هیئت مؤسس نهضت امضا شده بود- تأسیس این گروه را به اطلاع دکتر مصدق که آن زمان در تبعید به سر می‌برد، رساند. محمد مصدق پس از تشکیل نهضت آزادی در پاسخ نامۀ مهدی بازرگان، تأسیس نهضت آزادی را مورد تأیید قرار داد. نهضت آزادی توسط مهدی بازرگان، یدالله سحابی و سیدمحمود طالقانی با تأکید بر هویت اسلامی و ایرانی و با هدف مبارزه با استبداد و کسب آزادی‌های اساسی مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی و اسلامی تأسیس شد۲ و چهره‌هایی چون احمد صدرحاج‌سیدجوادی، محمدرحیم عطایی، عباس رادنیا، حسن نزیه، منصور عطایی، عزت‌الله سحابی، عباس سمیعی و سید محمدمهدی جعفری، از نخستین اعضای آن بودند. علی شریعتی، مصطفی چمران، ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده، پایه‌گذاران نهضت آزادی در خارج از کشور بودند.۳

تأسیس

نهضت آزادی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۰، با اعضای هیئت مؤسس ۲۵ نفری، به رهبری مهندس مهدی بازرگان تأسیس شد؛ بنا به گفتۀ بازرگان، «تشکیلات و پایۀ اساسی نهضت را با کسب نظر از آقای مصدق ریخته‌اند. آقایان سید محمود طالقانی، دکتر یدالله سحابی، مهندس منصور عطایی، عباس سمیعی، آقای زنجانی و اینجانب، جزء هیئتی هستیم که از طرف هیئت مؤسس، مأمور تنظیم مرامنامه و اصول کار نهضت شدیم.»۴ ایشان هم‌چنین دربارۀ شعار نهضت می‌گوید: «از درون جبهۀ ملی، نهضت آزادی به وجود آمد که هم وارث مقاومت ملی بود و هم فرازنده و بلندکنندۀ شعار شاه سلطنت کند نه حکومت.»۵

بازرگان در سخنرانی اولیه در مراسم تأسیس نهضت آزادی، تصریح کرد: «اولاً مسلمانیم، دین را از سیاست جدا نمی‌دانیم. ثانیاً ایرانی هستیم؛ ولی ایران‌دوستی و ملی بودن ما ملازم با تبعیض نژادی نیست. ثالثاً تابع قانون اساسی مشروطه هستیم، رابعاً مصدقی هستیم، مصدق را از افتخارات ایران و شرق می‌دانیم.»۶

انشعاب و جدایی

از همان آغاز تشکیل نهضت، جریان‌های مختلفی در آن وجود داشت.

  1. جریان مذهبی طالقانی، سحابی و شیبانی.
  2. جریان سیاسی که به جبهۀ ملی نزدیک بود، مانند حسن نزیه.
  3. جریان مذهبی-سیاسی بازرگان.

با توجه به این گرایشات، زمینه برای اختلاف کاملاً مساعد بود؛ چون سه فکر و گرایش، با هم سازگاری نداشتند. چنان‌که بعداً آیت‌الله طالقانی به خاطر هدفی الهی که دنبال می‌کرد، به طور طبیعی از آنها جدا شد.۷

یکی از گروه‌های منشعب از نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بود که در سال ۱۳۴۸ جدایی خود را اعلام کردند. بعد از آنها، گروه‌های دیگری نیز از آن منشعب شده‌اند. بر اساس برخی از گزارشات، گروه فدائیان خلق که گرایشات کاملاً کمونیستی داشتند و گروه سیاهکل نیز به نهضت آزادی وابسته بوده که البته بعداً از آن جدا شده‌اند.۸

مواضع نهضت آزادی

نهضت تا کنون مواضع متفاوتی در قلمروهای مختلف داشته است.۹ مواضع عقیدتی نهضت آزادی برخاسته از متن فقه و نظرات فقهای حوزه‌های علمیه نیست؛ بلکه از دیدگاه‌های مهندس مهدی بازرگان سرچشمه می‌گیرد. نگاه مهندس بازرگان به اسلام، نگاهی غربی است و ریشه در تفکر او و سایر صاحب‌نظران نهضت آزادی در فرهنگ و تفکر غرب دارد. مهم‌ترین اثر عقیدتی بازرگان، کتاب «راه طی شده» او می‌باشد که در آن می‌گوید غربی‌ها با علم و آگاهی راه انبیا را طی کرده‌اند. شهید مطهری در کتاب «روش رئالیسم» به طور مختصر به نقد این دیدگاه پرداخته است.۱۰ این تشکیلات اساساً بر پایۀ اندیشه‏‌هاى دکتر مصدق و با کسب نظر از وى ریخته شده است. مهندس بازرگان در این‏باره مى‏گوید: «تشکیلات و پایه‌‏هاى اصلى نهضت را با کسب نظر از آقاى دکتر مصدق ریخته‏اند…». همین طور در مرامنامه نهضت آمده است: «ما مسلمان، ایرانى، تابع قانون اساسى و مصدقى هستیم».۱۱

مواضع سیاسی و فرهنگی نهضت آزادی نیز از غرب ریشه گرفته است. نهضت آزادی به غرب متمایل است و بازرگان و دیگر سران آن، خواهان روابط صمیمانه با آمریکا و سایر دول غربی هستند.۱۲

دربارۀ هدف سیاسی و اجتماعی، بازرگان خود می‌گوید: «برای امام، هدف خدمت به اسلام و برای بنده، هدف خدمت به ایران است از طریق اسلام.»۱۳ گرایش دینى و اسلامى در نهضت، نقش درجۀ دوم و ابزارى، و ملیت‌گرایى بر آن تقدم و پیشى دارد.۱۴ به طور کلی، نهضت آزادی قبل از انقلاب نیز بیشتر با صبغۀ ملی‌گرایی با شاه مبارزه می‌کردند و امام و یارانش با صبغۀ اسلامی؛ بعد از انقلاب، اختلافات گسترده شد. بازرگان، آخوندها و حکومت کردن آنها را قبول نداشت و معتقد بود تخصصی در مدیریت و سیاست ندارند.۱۵

نهضت آزادی، مبارزۀ گام به گام را قبول داشت و شیوۀ مبارزاتی مورد پسندش، مبارزه در چارچوب قانون اساسی مشروطه و مبارزۀ پارلمانی بود. بازرگان در سفر به پاریس صراحتاً از امام می‌خواهد که موافقت کند شاه سلطنت کند و سیاست گام به گام را در پیش بگیرند. اما پاسخ امام این بود که «ابداً لازم نیست تدریجی عمل کرد. ملت خواستار یک انقلاب فوری است؛ یا همین حالا یا هرگز.»۱۶

نهضت آزادی در طول دوران هشت سالۀ جنگ عراق علیه ایران، همواره به تخریب روحیۀ مردم، نفی دفاع مقدس، محکوم کردن ادامۀ جنگ و اتهامات عدیده به مسئولان نظام اقدام کرده است. در قطعنامۀ ششمین کنگرۀ نهضت آزادی در اسفند ۶۲ آمده است: «نگران آیندۀ جنگ و فرجام نامعلوم آن و گسترش خرابی آن و خسارات مادی و معنوی که به صورت مسابقه‌ای برای دو ملت ایران و عراق درآمده، می‌باشیم.»۱۷ و طی نامه‌ای در اردیبهشت ۶۷، امام را در ادامۀ جنگ، مقصر اعلام می‌کند: «آیا وقت آن نرسیده است که رهبر انقلاب، بازگشتی به خود و به خدای خود کرده و تجدید نظری در تصمیم و تصورات گذشته بفرمایند؟»۱۸

کارنامۀ دولت موقت

پایۀ «شورای‌ دولت‌ موقت» که در آذر ۱۳۵۷ تشکیل رسمی مخفی یافت، در ملاقات با مهندس بازرگان و دکتر یزدی با امام خمینی ریخته شد و برای همۀ اعضا، مورد قبول قرار گرفت. با اصرار و فشار حاضرین در جلسه، مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزیر «دولت‌ موقت» انتخاب شد. اما اختلاف‌هاى سیاسى در نحوۀ ادارۀ حکومت، قضایاى انقلاب و حوادث سیاسى پس از انقلاب، سبب گردید که هر روز جدایى و اختلاف بین امام(ره) و نیروهاى انقلاب با نهضت آزادى و رهبران آن در قالب دولت موقت بیشتر شود. در اینجا به برخى از این اختلافات اشاره مى‏نماییم.۱۹

  1. عدم توجه بازرگان به فرمان امام(ره) مبنى بر استفاده از تمام نیروها و پرهیز از انتخاب اعضاى کابینه از یک گرایش سیاسى و گروهى خاص.
  2. امام(ره) نوع حکومت را جمهورى اسلامى مطرح نمودند؛ اما بازرگان و نهضتى‏ها بر حکومت جمهورى دموکراتیک تأکید داشتند.
  3. مخالفت بازرگان و نهضتى‏ها با مجلس خبرگان و تأکید و ارائۀ طرح تشکیل مجلس مؤسسان به جاى آن.
  4. مخالفت با اصل ولایت و حاکمیت فقیه.
  5. مخالفت با برخى از اصول حقوقى و جزایى اسلام، مانند قصاص، حدود و… به دلیل مغایرت با حقوق بشر و سازمان‏هاى جزایى بین‏المللى.
  6. مخالفت بر سر چگونگى ارتباط و برخورد با آمریکا و نیز مخالفت با اشغال لانۀ جاسوسى آمریکا که در نهایت، سبب استعفاى بازرگان و انحلال دولت موقت گردید. دربارۀ رابطه با آمریکا در ایام اولیۀ انقلاب و افشا شدن نقش مخرب جاسوسی این کشور، بازرگان معتقد بود که روابط با آمریکا از سرگرفته شود.۲۰
  7. ملاقات وزیر امور خارجۀ دولت موقت -دکتر ابراهیم یزدى- با برژیسنکى، مشاور امنیت ملى کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا.
  8. شرکت برخى از نهضتى‏ها -مانند قطب زاده، امیر انتظام و دیگران- در کودتاى طبس و نوژه.

دیدگاه امام دربارۀ نهضت آزادی

امام در ابتدا با نهضت آزادی مدارا می‌نمود و حتی ریاست دولت موقت را به آنان سپرد؛ اما غرب‌گرایی، دوری از مردم، موضع‌گیری در برابر امام و مخالفت با نظام، موجب گردید تا امام انحلال این حزب را اعلام کند. «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امر از امور دولتی یا قانون‌گذاری یا قضایی را ندارند…»۲۱

مجلس شورای اسلامی هم در تاریخ ۱۷/۴/۱۳۷۱ به اتفاق آرا به عدم صلاحیت نهضت آزادی رأی داد؛ ولی نهضت این نظر را نپذیرفت و بدون مجوز قانونی به فعالیت‌های خود ادامه داد.۲۲

پس از دولت موقت

پس از قضایاى دولت موقت و برکنارى جناح میانه‏روى لیبرال از صحنۀ سیاسى کشور و حاکمیت رسمى حزب الله بر کشور از سال ۱۳۶۰، نهضت آزادى رفته رفته از انقلاب، امام و نیروهاى انقلاب دور گشته و تبدیل به یک نیروى اپوزیسیون شد. گرچه نهضت آزادى با دیگر نیروهاى ضد انقلاب -اعم از چپ و راست- داراى اختلاف فکرى و بینشى بود، اما داشتن هدف مشترک، یعنى مقابله و مخالفت با انقلاب و رهبران آن و به خصوص روحانیت، همۀ نیروهاى اپوزیسیون را در عمل، به مواضع واحد و مشترک رسانید. به هر حال نهضت آزادی ایران پس از استعفای دولت موقت از صحنۀ حکومتی کشور خارج گردید، اما اعضای آن در شورای انقلاب -که پس از استعفای دولت موقت تشکیل شده بود- شرکت داشتند. بعد از سال ۱۳۶۰، فعالیت نهضت و جناح لیبرال در عرصۀ سیاست به صورت منفعل درآمد تا اینکه در سال‌های بعد از جنگ، در اثر فضای سیاسی جدید، دوباره فعالیت سیاسی و مطبوعاتی خود را با استراتژی جدید، آغاز نمود و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ شرکت کردند، ولی رد صلاحیت شدند. طیف مزبور در انتخابات مجلس پنجم نیز به طور گسترده شرکت نمود و صلاحیت چند نفر منتسب به این جناح ‌مورد تأیید قرار گرفت که با کنار رفتن آنها مواجه شد. مهندس بازرگان تا این هنگام، دبیرکل نهضت آزادی بود. پس از وی، ابراهیم یزدی جانشین وی گردید. نشریۀ «ایران فردا» را اغلب منتسب به نهضت آزادی می‌دانند اما صاحب امتیاز آن (سحابی) به این امر اعتقاد ندارد و حتی خود را از نهضت جدا کرده است. نشریات «کیان»، «فرهنگ توسعه»، «ایران فردا» و «جامعۀ سالم» را باید منتسب به جناح لیبرال دانست. با این حال، هیچ نشریه‌ای که ارگان رسمی نهضت آزادی باشد، منتشر نمی‌شود.۲۳

پی‌نوشت‌ها:

(۱) نوذری، عزت الله: «تاریخ احزاب سیاسی در ایران»، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۸۰، ص۱۳۲.

(۲) بازرگان، مهدی: «شصت سال خدمت و مقاومت»، تهران، رسا، ۱۳۷۵، ص۳۷۹ـ۳۸۰؛ آبراهامیان، ایرواند: «ایران بین دو انقلاب»، ترجمۀ احمد گل محمدی، تهران، نی، ۱۳۸۷، ص۵۶۶.

(۳) مدنی، جلال‌الدین: «تاریخ سیاسی ایران»، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱، ج۲، ص۱۹۷.

(۴) سلطانی، مجتبی: «خط سازش»، نشر ساطمان تبلیغات، ۱۳۷۶، ص۲۲٫

(۵) بازرگان، مهدی: «متشکلات وسایل اولین سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان»، نشر نهضت آزادی، ۱۳۶۱، ص۲۱۴٫

(۶) «اسناد نهضت آزادی ایران»؛ سخنرانی بازرگان در مراسم تأسیس نهضت آزادی، ص ۱۷ و ۱۸ به نقل از همان ص۱۷٫

(۷) رضوی‌نیا، علی: «نهضت آزادی؛ مروری به تاریخچه، ماهیت و عملکرد»، تهران، کتاب صبح، ۱۳۷۵، صص۲۳–۲۵٫

(۸) حسنلو، امیر: «تاریخ معاصر: نهضت آزادی (قسمت دوم)»، مجلۀ صباح، بهار و تابستان ۱۳۸۴، شمارۀ ۱۵ و ۱۶٫

(۹) بادامچیان، اسدالله: «بررسی تحلیلی نهضت آزادی»، تهران، نشر اندیشۀ ناب، پاییز ۱۳۸۴، چ۱، صص۹۴-۸۹٫

(۱۰) همان، ص۶۰٫

(۱۱) سلطانی، پیشین، ج۱، ص۲۵۲٫

(۱۲) بادامچیان، پیشین، ص۶۱٫

(۱۳) بازرگان، مهدی: «جزوه ایران و اسلام»، نشر نهضت آزادی، ص۱۱۸ و ۱۱۹٫

(۱۴) سلطانی، پیشین، ج۱، ص۲۸۸٫

(۱۵) بازرگان، مهدی: «بازیابی ارزش‌ها»، ج۲، ص۱۱۶٫

(۱۶) بادامچیان، پیشین، ص۶۳٫

(۱۷) همان، ص۸۶٫

(۱۸) همان، ص۸۷٫

(۱۹) نوذری، پیشین، صص۱۲۷-۱۲۹،

(۲۰) سنجابی، کریم: «امیدها و ناامیدی‌ها»، ص۶۵٫

(۲۱) خمینی، روح الله: «صحیفه نور»، ج۲۲، ص۳۸۴٫

(۲۲) بادامچیان، پیشین، صص۹۸ – ۱۰۲٫

(۲۳) رونامۀ کیهان، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۷، ص۲٫

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا