یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

مفیدترین نمی‌دانم!

محسن سیمایی

برخورد عالمانه، پرورش دهندۀ تفکر نقادانه                                                                                           

اول

عارف توی پذیرایی خانه نشسته. تلویزیون روشن است. پدر پشت تلفن، مثل همیشه در حال حل و فصل مناقشات سیاسی با دوست چندین ساله‌اش است. مادر دارد مجله می‌خواند؛ به قسمت‌های خوبش که می‌رسد، بلند می‌خواند! زینب و سمانه تلویزیون می‌بینند و فیلم را تحلیل می‌کنند. عارف هم سرش توی کتاب است، اگرچه کتاب نمی‌خواند؛ یعنی هم کتاب می‌خواند و هم با تلفنی که میان کتاب جا گرفته، مشغول است.

این داستانِ زندگی امروز نوجوانان جامعۀ ماست. نوجوانی که در هر دقیقه اطلاعاتی متنوع از منابع گوناگون، او را احاطه کرده است. به این حجم از اطلاعات، اتفاقات درون مدرسه، در مسیر خانه و… را هم بیفزایید! چه خصوصیتی می‌تواند او را سربلند از این معرکه بیرون بیاورد؟ تفکر نقادانه!

شاید نخستین تصوری که از واژۀ نقد و انتقاد به ذهن خطور می‌کند، مفاهیمی چون: عیب‌جویی، گله‌مندی و شکایت است؛ اما حقیقتاً منظور از تفکر نقادانه، نه تفکر شکایت‌آمیز، بلکه تفکری اندیشمندانه است. نوجوان باید این مهارت را کسب کند که تمام آنچه که اندیشیده، شنیده، خوانده و در زندگی با آن روبه‌رو بوده را ارزیابی کند و تصمیم‌های منطقی بگیرد. مثلاً وقتی به یک نوجوان دارای تفکر نقادانه، گفته می‌شود: «براساس تحقیقات، ایرانی‌ها در زمرۀ غمگین‌ترین مردم جهان هستند»، قبل از آنکه روحیه‌اش را ببازد و ناامیدانه در انتظار اتفاقات آینده بماند، می‌پرسد: «چه کسانی این تحقیق را انجام داده‌اند؟ چه چیز را ملاک غم و شادی دانسته‌اند؟ چه گروهی از مردم را سنجیده‌اند؟» و… .

دوم

پس از آگاهی از ضرورت رشد توانایی فکری و ایجاد تفکر نقادانه در فراگیران، نوبت به بیان نقش مربی در این مسئله می‌رسد. قطار تعلیم و تربیت روی ریل محیط آموزشی و تربیتی در حال حرکت است و مربی، رانندۀ این قطار است. اوست که محیط را مدیریت و کنترل می‌کند. اولین قدمی که یک مربی برای رسیدن به اهداف ذکر شده، باید بردارد، این است که محیط آموزشی را از محیط صرف «انتقال مفاهیم» و آموزش «مهارت‌های ابتدایی» مانند خواندن، نوشتن، به خاطر سپردن و…، به محیطی متفکرانه تبدیل کند. در چنین محیطی تفکر، استدلال و علم، حرف اول را می‌زند. زمانی یک مربی در ایجاد چنین فضایی موفق خواهد بود که خود دارای روحیۀ «عالمانه» باشد. به خاطر بیاورید، انتظاری که ما از فضای آموزشی داشتیم این بود: «دانش‌آموز به مرحله‌ای برسد که علم و دلیل، بر افکار او حاکم بشود»؛ بنابراین طبیعی است که مهم‌ترین رکن این فضای آموزشی -یعنی مربی- خود باید دارای روحیۀ عالمانه باشد.

سوم

روحیۀ عالمانۀ مربی، غالباً در پرسش و پاسخ‌ها و گفت‌وگوهای او در کلاس تجلی پیدا می‌کند. از سبک پاسخ‌گویی، مطرح کردن مباحث و توضیح مطالب، می‌توان برخورد عالمانه یا عامیانه مربی را تشخیص داد. از طرفی بهترین موقعیتی که در آن تفکر اندیشمندانۀ نوجوان پرورش می‌یابد نیز، هنگام همین گفت‌وگوها و تبادل اندیشه‌هاست.  بنابراین لازم است نمونه‌هایی از رفتار عالمانه مربیان را مرور و آنها را مورد توجه قرار دهیم:

– برخلاف مربیانی که انتظار دارند فراگیرانشان شبیه خودشان فکر کنند، عقیده داشته باشند و اظهارنظر کنند، مربیانی که روحیۀ عالمانه دارند، هنگام بیان موضوعات و پاسخ دادن به پرسش‌ها، دلایل گفته‌هایشان را هم ذکر می‌کنند؛ زیرا خود را مبرا از اشتباه نمی‌دانند، تعصب کورکورانه ندارند و معتقدند که برای حل مسایل، ممکن است چندین راه حل وجود داشته باشد و با بیان دلایل نظر خود، به فراگیرانشان اجازه می‌دهند که گفته‌های مربی را نیز مورد ارزیابی قرار بدهند.

– تنها در مواردی که علم و آگاهی دارند، اظهارنظر می‌کنند. این یک رفتار پسندیده و از توصیه‌های مهم قرآنی است. «همه‌چیزگویی» آفت تدریس و تکیه زدن بر صندلی آموزگاری است. کسانی که دارای روحیۀ عالمانه هستند، از به کار بردن واژۀ «نمی‌دانم» ابایی ندارند. پاسخ کوتاه «نمی‌‎دانم» در مواجهه با سؤال نوجوان، نه تنها نشانۀ ضعف و ناتوانی آنها نیست، بلکه رفتار عالمانه و تفکر اندیشمندانه را به او می‌آموزد.

– جای اینکه اندیشه‌ها را در ذهن فراگیر جای بدهند و سپس بحث را به پایان برسانند، از آنها می‌خواهند که به ارزیابی، تحلیل و سبک سنگین کردن مطالب گفته شده، مشغول بشوند و نتایج به دست آمده را در کلاس مطرح کنند. این یعنی باز گذاشتن باب گفت‌وگو و انتقاد در کلاس.

– هماهنگی و یکپارچگی در بحث را مدنظر قرار می‌دهند. از این شاخه به آن شاخه پریدن و نداشتن نظم و ترتیب در ارائۀ مطالب، با روحیۀ عالمانۀ مربیان سازگار نیست و فراگیران را نیز در تحلیل و نتیجه‌گیری دچار مشکل می‌کند.

– پذیرش اشتباه، یکی دیگر از ویژگی‌های ایشان است. طبیعی است که گاهی مطالبی را اشتباه فهمیده باشند یا اشتباه ارائه کرده باشند. تصحیح اشتباه در مواردی که خود مربیان به اشتباهشان پی برده‌اند، کار چندان سختی نیست؛ اما در مواردی که فراگیر به اشتباه مربی پی برده است، پذیرش اشتباه خود و تقدیر از نوجوان، حاکی از روحیۀ عالمانه او دارد و این تقدیر، بی‌شک موجب تقویت تفکر اندیشمندانۀ نوجوان خواهد شد.

– از عجله و شتاب‌زدگی خودداری می‌کنند. آنچه که این مربیان از فراگیر می‌خواهند، پاسخ سریع، شتاب‌زده و سطحی‌نگرانه نیست؛ بلکه فرصت لازم برای تحلیل را در اختیار او قرار می‌دهند تا فراگیران به جای ظواهر و کلیات، بتوانند به معانی و جزئیات پی ببرند. هم‌چنین پاسخ‌هایی که نشان از تفکر سطحی‌نگرانه دارد را رد و نوجوان را به تلاش و ممارست بیشتر تشویق می‌کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا