یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

راه و بی‌راه

انواری

روش های انتقال آموزه احسان                                                 

مقدمه

یکی از مباحث اساسی حوزه دینداری و تبلیغ دین ، مساله روش های انتقال مفاهیم ، آموزه ها و باورهای اعتقادی به مخاطبان نوجوان می باشد مبلغان ، مربیان ، معلمان ، پدران و مادرانی که خود دیندار و نسبت به آموزه های اعتقادی باور مند هستند در انتقال این باورها و آموزه ها به دانش آموزان ، فرزندان و مخاطبان کودک ونوجوان ،همواره خود را با این پرسش رو برو می بینند که چگونه این باور ها را به آنان بسپارند ؟ [۱] یکی از آموزه هایی که در فرهنگ اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است احسان ونیکوکاری است .که خداوند در قرآن کریم همواره محسنین را ستوده است. و احسنوا ان الله یحب المحسنین.[۲] طبعا انتقال چنین آموزه ای به مخاطب باید از روش های خاص خودش صورت بگیرد ، تا در دل و جان مخاطب نفوذ کرده و مخاطب را در مقام مجری این آموزه نسبت به دیگران قرار دهد. بی شک تنها افرادی می توانند در راه خدا احسان کنند که ایمان در قلب آنها رسوخ کرده باشد و از مرحله خود فراتر رفته ، تا بتوانند علاوه بر رعایت کردن حقوق دیگران از حقوق خود نیز چشم پوشی کرده و دیگران را به خود ترجیح دهند. لذا سنین نوجوانی بهترین زمان برای نفوذ ایمان در قلب و جان مخاطب نوجوان می باشد که این مهم شیوه های مناسبی را می طلبد . در این میان نقش مربی در انتقال آموزه ها و استفاده درست از روش ها می تواند نقشی بی بدیل در این زمینه باشد  ، در صورتیکه از این ابزار بطور درست استفاده کند.

روش های انتقال آموزه احسان به متربی

خداوند متعال ، پیامبر و معصومین علیهم السلام برای انتقال آموزه های اعتقادی به مردم از روش ها و قالب های متعددی بهره گرفته اند و به وسیله این روش ها مفاهیم را منتقل می کرده اند .که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود.

۱) روش داستانی

داستان شیوه ای هنری و جذاب است که در قالب آن تجربیات و زندگی پرفراز و نشیب آدمی در روی زمین به تصویر در آمده و به روشی غیر مستقیم درسی زنده را می آموزد. راز و رمز محبوبیت داستان نزد تمام انسان ها بیش تر به خاطر این است که داستان برشی از صحنه های مختلف زندگی واقعی انسان هاست که در قالب شخصیت ها، حوادث و دیگر عناصر داستانی تجلی یافته است. مخاطب در فضای داستان احساس می کند که مانند یکی از اعضای داستان، ماجراها و صحنه ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد و این امر باعث می شود تا پیام داستان ناخودآگاه در روان او القا شود و اثر تربیتی عمیق خود را در وی بجا گذارد. به خاطر همین نقش تاثیر گذار داستان است که ائمه هدی از این ابزار موثر برای انتقال پیام بهره جسته اند .[۳] به عنوان مثال پیامبر اکرم برای صحابی داستانی را در زمینه احسان به حیوان تعریف میکند و نتیجه این احسان به حیوان را که از عطش در معرض مرگ قرار داشت ، مغفرت و آمرزش فرد احسان کننده بیان می کند. و می فرمایند: برای سیراب کردن هر جگرتشنه ای ثواب است.[۴] چنان چه ملاحظه می شود هر چند احسان انجام شده نسبت به یک حیوان می باشد ولی از دید خداوند اجری عظیم  و پاداشی برابر مغفرت فرد احسان کننده در پی داشته است. و یا حضرت موسي بن جعفر(ع) داستانی را نقل می کنند که فردی بخاطر احسان و نیکوکاری ، خداوند تمام عمرش را در رفاه و نعمت قرار می دهد .در حالیکه فقر و تنگدستی در نیمی از عمرش برای او مقدر شده بود .[۵] که مشروح این داستان ها در بحارالانوار آمده است.

در این روش متربی برای رسیدن به منافع مطرح شده در داستان ، حس جایگزینی پیدا کرده و در صورت پیدا شدن زمینه لازم ، خود مجری احسان می شود.

۲) روش تشویقی

قرار دادن پاداش و تشویق برای احسان جزو روش هایی است که می تواند متربی را در مسیر احسان کردن قرار دهد . چرا که که پاداش نقش انگیزشی قوی و موثری در جهت انجام عمل است. و انسان ذاتا به دنبال منفعت بیشتر و بهتر می باشد. برای نمونه عمر بن یزید می گوید: شنیدم که امام صادق (ع ) می فرمود: وقتی مؤ من احسان کند و عملش را نیکو انجام دهد، خداوند به هر حسنه اي هفتصد برابر پاداش می دهد.[۶] در اینجا با قرار دادن پاداش زیاد متربی و مخاطب در صدد کسب پاداش با احسان کردن بر می آید. و یا حضرت امیر در خطبه ای این گونه می فرمایند. هر کس خالصانه و مخلصانه به خویشاوندانش مهر ورزد و به خدمت آنان کمر همت ببندد و این کار را برای رضای خدا انجام دهد آنچه را که او از مال دنیا در این راه انفاق می کند خداوند این انفاقات را برای او ذخیره می کند، و در جهان واپسین هم چند برابر برایش پاداش می دهد.[۷]

همچنین پیامبر اکرم فرمود : خداوند به این علت خوبی و احسان به یتیمان را توصیه کرده که آنان از پدارنشان بریده شده اند پس هر کس حرمت آنان را حفظ کند حرمت خداوند را حفظ کرده است و هر که آنان را گرامی بدارد خدا را گرامی داشته است ، و هر کس دست محبت بر سر یتیمی بکشد  خداوند در برابر هر رشته مویی که از زیر دست او می گذرد کاخی در بهشت برای او می دهد ، که مساحت آن گسترده تر از زمین و مافیهاست و در درون آن هر چه او دلش بخواهد و باعث روشنی چشم او می شود وجود دارد و در آن همیشگی خواهد ماند.[۸]

نیز در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) آمده است. هرگاه یتیمی بگرید عرش خدا تکان می خورد و پروردگار متعال می فرماید چه کسی این بنده مرا که در خردسالی پدر و مادر را از او گرفته ام ، گریانده است؟ به عزت و جلالم سوگند هر کس او را ساکت و آرام کند بهشت را برایش واجب خواهم کرد.[۹]

همچنین پیامبراکرم (ص) فرمود: «هر که شاد کند دل مؤمنی را مرا شاد کرده و هر که مرا شاد کند خدا را شاد کرده و محبوبترین اعمال نزد خدا شاد کردن دل مؤمن است.»[۱۰]

در این روش تمرکز بر روی نقش انگیزشی است، تا متربی با انگیزه لازم به سمت احسان سوق داده شود.

۳) روش الگویی

در این روش شخص به مخاطب بطور عملی احسان کردن را می آموزاند.خصوصا زمانی که فرد احسان کننده  در مقام اسوه و الگو برای مخاطب قرار داشته باشد که تاثیر آن را برای مخاطب دو چندان می کند. برای نمونه ، روزی حضرت علی (ع) از بازار دو قواره پارچه خرید . یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم ، به قنبر که غلام ایشان بود فرمود: تو پارچه سه درهمی را بردار .قنبر عرض کرد، یا امیر المومنین ! شایسته است که شما پارچه گران قیمت را بردارید که بالای منبر می روید و برای مردم سخنرانی میکنید .حضرت فرمودند: نه قنبر! تو جوان هستی و غرور جوانی داری و من از پروردگار خود شرم دارم که خودم را بر تو مقدم دارم که پیامبر (ص) فرمود «به خادمان خود از آنچه می پوشید ، بپوشانید و از آنچه می خورید بخورانید.»[۱۱]

در این روش تمرکز بر روی نقش آموزشی الگو می باشد. الگوها به عنوان سرمشق از جمله عوامل محیطی هستند که می توانند نقش انگیزش برای رفتار داشته باشند.

۴) روش قصه پردازی

یکی از ظرفیت های قصه ، ارائه عینی الگوهای مثبت برای سرمشق گرفتن و شخصیت های منفی برای عبرت گرفتن است. چنین کارکردی از مهم ترین ابزار تعلیم وتربیت بوده و اثر تعیین کننده ای در ساختن شخصیت انسان دارد و قالب قصه بهترین شرایط را برای چنین هدفی مهیا می کند. از دیگر ظرفیت های قصه این است که قصه بهترین قالب برای پند دادن متربی است زیرا ذهن متربی همچنان که مرحله به مرحله فراز های قصه را تعقیب می کند ، نسبت به پذیرش اندرزهای مربی نیز در حد اعلای آمادگی و شیفتگی قرار دارد. ظرفیت تربیتی دیگر قصه این است که مخاطب با شبیه سازی این قصه ها با واقعیت های پیرامون خود و بررسی سرانجام نیک یا بد اقدامات شخصیت های قصه ، بر تحلیل قضایا و دستیابی به بهترین راه حل در مشکلات قدرت می یابد.از جمله ظرفیت های قصه این است که قصه گو می تواند با پرداخت های هنری به وسیله الفاظ و عبارات ادبی مخاطب را تحت تاثیر قرار داده و به تثبیت شنیده ها کمک کند و زمینه پذیرش ذهنی فرضیه ها را فراهم آورد، یعنی آنچه در بدو امر یک توهم به حساب می آید و ممکن است طرح آن موجب تمسخر شود با عبارت پردازی قصه گوی چیره دست ، با ذهن مخاطب انس می گیرد و قبولش آسان می گردد[۱۲].

۵)روش شعرسرایی

هنر شعر، قالبی بسیار مفید و تاثیر گذار در راستای القای مفاهیم آموزنده به همگان ، خصوصا متربی می باشد. که در فرهنگ و ادب کهن فارسی نمونه های بسیار زیبا و نیز فراوانی در آن به چشم می خورد. که در اینجا شعری به عنوان نمونه برای القای آموزه احسان بیان می شود.

نباشد همی نیک و بد، پایدار      همان به که نیکی بود یادگار    

دراز است دست فلک بر بدی   همه نیکویی کن اگر بِخرَدی

    بدی را بدی باشد اندر خورت چو نیکی کنی، نیکی آید برت

تو با هر کسی نیز ، نیکی نمای   چو نیکی نماید ، کیهان خدای

مکن بد ، که بینی به فرجام بد    ز بد گردد اندر جهان نام بد

به نیکی بباید تن آراستن        که نیکی نشاید ز کس خواستن

و گر بد کنی ، جز بدی ندروی    شبی در جهان شادمان نغنوی 

چنانچه ملاحظه می شود شعر  با بر انگیختن احساسات و عواطف ، و ظرافتی که در ذات خویش دارد تاثیر شگرفی در درک مفاهیم و نیز ایجاد انگیزه در متربی دارد.

جمع بندی

آنچه در اینجا بیان شد برخی از روش هایی بود که در زمینه القای آموزه احسان به متربی می تواند موثر باشد ضمن اینکه با توجه به نقش رسانه و ابزارهای جدید می توان روش های دیگری از قبیل نمایش ، فیلم کوتاه، تئاتر و غیره را در زمینه القای مفاهیم اخلاقی ، مورد استفاده قرار داد.

 

پی‌نوشت: 

[۱] دانشمند ، ۱۳۸۹

[۲] بقره،

[۳] قاسمی، ۱۳۸۷، ص ۷۵٫

[۴] استرآبادی ،۱۳۸۸

[۵] بحارالانوار، ج۹۳، ص.۱۶۲

[۶] تفسیر نورالثقلین ، ج ۱، ص ۱۸۱

[۷] بحار الانوار ، ج۷۱، ص ۱۰۱

[۸] بحارالانوار، ج ۷۲ ص ۱۲

[۹] ثواب الاعمال ، ص۲۰۰

[۱۰] بحارالانوار ج۸ ص۶۷

[۱۱] الغارات، ج۱، ص۶۶

[۱۲] بناری و سفیدیان، ۱۳۹۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا