یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

تربیت سکولاری یا بی تربیتی!!

جواد محدثی

آشنایی با اصول تربیت اسلامی(۱)                                                          

مقدمه :

از آن چه به عنوان پایه های کار تربیتی و محورهای عمده در جهت گیری تربیت، مورد توجه و عمل قرار میگیرد، با عنوان « اصول تربیت» یاد میکنیم.

از آن جا که هدف در تربیت اسلامی، ساختن انسانی نمونه و تراز مکتب و شکل دادن به روحیه و عمل و اخلاق مردم با شاخص های قرآنی است، پس تربیت باید تامین کننده این هدف و ساختن افرادی با معیارهای دینی و الهی باشد. در سایه چنین تربیتی، افراد آن گونه خواهند شد که خدا می خواهد و روابط انسان ها با هم به گونه ای خواهد بود که قرآن تاکید می کند.

از این رو در این سلسله مباحث« اصول تربیت» به صورت زیر تقدیم مربیان محترم می گردد، تا با آگاهی از این شاخص ها و مبناها، از چنبره روش های سکولار و پایه های تفکر غربی در تربیت، رها شوند.

  1. خدامحوری

در جهان بینی اسلامی، خداوند متعال آفریدگار هستی و پروردگار جهانیان ( ربّ العالمین) و سر رشته دار امور انسان هاست. آن چه قانون زندگی را تنظیم می کند و باید ها و نباید های عمل و روا و نارواهای اخلاقی، همان است که خداوند خواسته و تشریع کرده است.

بنده ای دارای کمال است که هم خود را « بنده» بداند، هم «ربوبیت» خدا را پذیرفته باشد، هم در راه کسب رضای الهی از راه عمل به دستورها و تامین خواسته هایش بکوشد، تسلیم اوامر پروردگار باشد، سعادت را در راهی بداند که شارع مقدس ترسیم و تعیین کرده است و افتخار خود را در « بندگی » بداند.

در مناجات امیر المومنین(ع) آمده است:

« الهی! کفی بی عِزّاً اَن اکونَ لَکَ عَبداً، و کفی بی فخراً اَن تکونَ لی ربّاً۱ ؛ خدایا ! برای عزتم همین بس که تو را بنده باشم، و برای افتخار من همین بس که پروردگار من باشی».

این عزت جویی و افتخار، در کسی تحقق می یابد که عبودیت خود و ربوبیت پروردگار را پذیرفته باشد.

مربی باید چنان تربیت کند که متربّی، همواره خداجو و خدا خوان و خداپرست و خدا دوست باشد و رضای او را بطلبد و خواسته او را بر هر چیز مقدم بدارد و در صورت دوران امر بین خواسته دل یا پسند مردم و خواسته خدا و رضای او، بی تردید و درنگ، خواسته و رضای الهی را مقدم بدارد.

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آن چه را جانان پسندد۲

این اصل، مبنای قرآنی هم دارد. حضرت سیلمان از خدا درخواست می کند که او را موفق به انجام کاری کند که مورد رضای خداوند است: «وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ»۳ .

منافقان در زمان پیامبر خدا(ص) برای فریب مردم و جلب نظر آنان حرف هایی می زدند که دل مردم را به دست آورند تا به مقاصد شوم خود برسند و در این راه، قسم های دروغ هم می گفتند. آیه قرآن می فرماید: « يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ …۴ ؛ پیش شما و برای پسند شما به خدا سوگند می خورند تا رضایت شما را به دست آورند، در حالی که خدا و رسولش سزاوارترند که راضی شان کنند».

خدامحوری آنجا آشکار می شود که مسلمان در پی تامین رضای خدا و رسول باشد، هر چه می خواهد باشد. اگر شاعر می گوید: خدایا چنان کن سرانجام کار          تو خشنود باشی و ما رستگار

امام امّت(۱)در جمع معلمان علوم دینی سراسر کشور چنین توصیه می کنند:

« بچه ها را طوری تربیت کنید که از اول خدا خواه باشند، توجه به خدا داشته باشند، شما اگر عبودیت الله را و پیوند با خدا را به این بچه ها تزریق کنید، این بچه ها زود قبول می کنند امر را .

اگر عبودیت خدا را به این ها و تربیت الهی را و آنکه هر چه هست از اوست، اینها القا کنید و آنها بپذیرند، خدمت کردید به این جامعه. بعد ها دسترنج های شما ارزشمند خواهد شد»۵ .

  1. تعبّد مداری

تعبّد آن است که انسان، با پذیرش عبودیت خویش و ربوبیّت خالق، آن چه را که به عنوان فرمان و حکم از سوی خداوند باشد، بپذیرد، عمل کند، چون و چرا نداشته باشد، دنبال بهانه برای فرار از عمل به فرمان نباشد، پذیرش و عمل با جان و دل و از روی طیب خاطر و رضایت کامل باشد و هیچ مقاومتی در برابر فرمان خدا نداشته باشد. این تعبّد و تسلیم ، یک ارزش اخلاقی در نظام تربیتی اسلامی است.

شیطان اگر با چون و چرا در برابر خدا، از سجده بر آدم امتناع می کند، مطرود درگاه الهی می گردد. و حضرت ابراهیم اگر در اجرای امر خدا در مورد ذبح اسماعیل، او را به قربانگاه می برد و کارد بر حلقومش می گذارد، خلیل الله می شود.

بگذر از فرزند و مال و جان خویش

تا خلیل الله دورانت کنند

سر بنه در کف برو در کوی دوست

تا چو اسماعیل، قربانت کنند

گر چه انسان دارای عقل و اراده و شعور و انتخاب است، ولی خرد ورزی و انتخاب، آن جا که خداوند دستوری می دهد جایی ندارد. وقتی بیماری به تخصّص و مهارت طبیب باور داشته باشد و او را حاذق و خیر خواه و مطمئن بشناسد، در اجرای دستور العمل های درمانی چون و چرا نمی کند و در بست می پذیرد. این اطاعت محض و تسلیم خدا بودن و چون و چرا در حکم الهی نداشتن، همان « تعبّد» است که ریشه در عبودیت دارد. مگر عبد و بنده، در برابر فرمان مولایش چون و چرا می کند؟ آن بنده ای مقرّب تر و محبوب تر است که فرمانبردار تر باشد.

این خصلت ارزشمند در منظومه تربیتی اسلام جایگاه مهمی دارد. مربی باید نقش پروردگار را در فکر و عقیده و دل و جان متربّی چنان برجسته سازد که وقتی دانست این حکم و دستور و تکلیف واجب یا حرام از سوی خدا و دین است. بپذیرد و گردن نهد و این را برای خود مایه افتخار بداند.

یکی از مسلمانان روشنفکر و اروپا نشین که سال ها می کوشید با علمای دین بحث کند و درباره احکام و معارف دینی به جدل بپردازد و برای نپذیرفتن رهنمودهای دین، در پی استدلال های مختلف بود، سرانجام، سرخورده از این همه جدال بی سرانجام برای طفره رفتن از پذیرش احکام دین، به این نتیجه رسید که این سرگردانی و جدال بیهوده، جز در سایه تعبّد و پذیرش بر طرف نمی شود و پس از مدّت ها کلنجار رفتن با خود، پذیرفت که باید در برابر خدا و دین، متعبّد و تسلیم باشد و چنین نتیجه گرفت که: « پذیرفتن از مرجع تقلید و علمای دین، تعطیل کردن و کنار گذاشتن اندیشه و عقل نیست، بلکه خودش نوعی پیشرفته از به کار انداختن عقل است. آیا وقتی بیمار، طبق نظر پزشک عمل می کند، معنایش واگذاشتن عقل است؟ آیا وقتی در تعمیر اتومبیل خود به میکانیک مراجعه می کنی، این کنار گذاشتن عقل است؟ علما کارشناس امور دین اند و ما غیر متخصّص هستیم. انسان غیر متخصّص چون آگاهی همه جانبه ندارد، یا باید خودش هم متخصّص شود، یا اینکه از تکبّر و جدال بیهوده اش دست برداشته ، از صاحب نذر بپذیرد»۶ .

آیه ای در قرآن به مسلمانان چنین رهنمود می دهد:

« فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا۷ ؛ به پروردگارت سوگند، آنان ایمان (واقعی) نمی آورند تا اینکه تو را در مورد آن چه اختلاف دارند، داور قرار دهند، سپس در دلشان نسبت به ان چه حکم کرده ای هیچ مشکلی نیابند و کاملاً تسلسم باشند».

این همان مفهوم تعبد در برابر حکم و داوری حضرت رسول۹است و اگر چنین نباشد، ایمان آنان راستین و از صمیم قلب نخواهد بود.

ایجاد این روحیه و تعبّد و تسلیم در مقابل اوامر پروردگار و خضوع و تواضع در برابر پیام آسمانی دین بسیار مهم است. و تربیت یافته این مکتب باید چنین باشد.

در این بخش هم کلامی از امام راحل۱ می آوریم:

« کسی که دنبال حق می رود و برای رضای خدا کار می کند، نباید به فکر این باشد که به او چه گفته اند، یا چه می گویند. باید خدا را در نظر بگیرد و برای خدا کار کند. هر کس هر چی می خواهد بگوید»۸ .   

از این زاویه، آن چه مهم است عمل به تکلیف است. نتیجه هر چه می خواهد باشد، چه پیروزی چه شکست، چه سود مادّی چه زیان اقتصادی، چه سالم ماندن چه شهید شدن. و این مفهوم دیگری از فتح و پیروزی است، چون پیروزی در عمل به تکلیف و تعبّد در برابر حکم خداست. نه غلبه نظامی یا منافع مادی.

گرچه از داغ لاله می سوزیم

ما همان سربلند دیروزیم

چون به تکلیف خود عمل کردیم

روز فتح و شکست پیروزیم۹

 

منابع :

  1. خصال، شیخ صدوق،ص ۴۲۰ ( به نقل از میزان الحکمه،حدیث ۱۲۸۵۲).
  2. باباطاهر عریان.
  3. نمل، آیه ۱۹٫
  4. توبه، آیه ۶۲٫
  5. صحیفه نور، ج۱۴،ص۳۲،در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۵۹٫
  6. فرشته ای از غرب، علی الکورانی العاملی، ترجمه جواد محمدثی، ص ۱۵۴٫
  7. نساء، آیه ۶۵٫
  8. صحیفه نور، ج۱۹،ص ۱۴۲٫
  9. برگ و بار (گزیده اشعار)، جواد محدثی، ص ۱۸۱٫

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا