یادداشت روزیادداشت روز تشکیلاتی

از هیئات حسینی تا نهضتِ خمینی

حسن مقدمی شهیدانی

نقش هیئت‌های مذهبی در پیروزی نهضت امام خمینی (ره)                                                        

هیئات به‌مثابه یک تشکیلاتِ تمام‌عیار اجتماعی

هیئت‌های مذهبی به‌عنوان تشکل‌های مردم‌نهاد کاملاً مذهبی، با نظر به پیشینه تاریخی اقامه عزای ذوات مقدسه معصومین (ع) شکل یافت و به‌مرور از انحصار مأموریت خود در اقامه عزا، خارج شد و در مسیر اصلاحاتِ اجتماعی و سیاسی قرار گرفت و به‌مرور، هر هیئت به‌صورت یک پایگاه اجتماعی منسجم در آمد که طبیعتاً می‌توانست در ایجاد موج اجتماعی و جهت‌دهی به افکار عمومی نقش‌آفرینی داشته باشد. در بررسی کارکرد اجتماعی و سیاسی هیئت‌های مذهبی، چند محور باید موردتوجه قرار گیرد؛ نخست بعد تشکیلاتی و تربیتی هیئت‌هاست که در جذب و سازمان‌دهی نیروی انسانی نقش گسترده داشته و دیگری تولید ادبیات و گفتمان سیاسی-اجتماعی که در مدیریت افکار مؤثر بوده است. در ادامه هر دو بعد را مرور خواهیم کرد.

مرثیه؛ آهنگ مبارزه

مستندات تاریخی فراوانی در دست داریم که نمونه‌های فراوانی از شعر سیاسی با مضامین اسلامی را به دست می‌دهد که در بستر حوادث نهضت امام خمینی، در جای‌جای ایران سروده شده‌اند. استفاده از زبانِ شعر، نقش مهمی در پیش‌بردِ وقایع نهضت داشته، روحِ مبارزه با مظالمِ پهلوی را، چنان آتشِ زیر خاکستر در میانِ توده‌های مردم، زنده نگاه داشته است. زبان مدح و مرثیه مذهبی چنان با سیاست و تحولات نهضت اسلامی مردم ایران درآمیخته که می‌توان یک خطِ ممتد مبارزاتی را در آن پیدا کرد که هم مسیر تحولات انقلابی را نشان می‌دهد و هم نمایانگر ماهیت و آرمان‌های قیام اسلامی مردم ایران است و هم در خیزش و خروشِ انقلابی توده‌های مبارز، نقش بی‌بدیلی داشته است. زبان رثا که تا پیش از تحولات نهضت امام خمینی (ره)، نوعاً زبانِ عزا و مصیبت بود، در این دوران علاوه بر آن، به ابزارِ خیزش اجتماعی بدل گردید و از محافل مذهبی به عرصه پهناور تحولات اجتماعی کشیده شد و با مبارزه پیوند یافت.

در کنار همه عواملی که در کنار هم گره‌خورده بودند تا انقلاب اسلامی به حقیقت بپیوندد؛ ادبیات عاشورایی و حسینی (منظوم باشد یا منثور، شعر باشد یا شعار و سرود و…) تأثیرات بسیار زیادی در انتقال مفاهیم، تهییج و ترغیب مردم در مبارزه، آگاهی‌بخشی، اطلاع‌رسانی و دمیدن روح حماسه و شهادت‌طلبی داشت.

پژواک انقلاب در شعر آئینی

پیوندِ حداکثریِ مداحان و شاعران انقلابی با مردم و درهم‌تنیدگی ادبیات و تاریخ، یکی از امتیازات تاریخِ انقلاب اسلامی است. همین امتیاز موجب می‌شود که نتوان شعر انقلاب اسلامی را در هیچ قالبی محصور و محدود کرد، نه در قالب جغرافیا و زبانِ خاص و نه در قالب شخصیت‌های شهیر. در دورانِ بحرانِ مخاطب و محرومیت شاعران از پایگاه اجتماعی، شاعران انقلاب از دل مردم جوشیدند و حرف دل آنان را سرودند و سخنشان بر دل مردم نشست. زمانی که نیروهای رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمله کرده و طلاب را مورد ضرب و شتم قرار داده و بسیاری را به شهادت رساندند روی دیوار فیضیه شعارها و شعرهایی علیه رژیم دیده می‌شد:

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک      فکر ویران‌شدن خانه صیاد کنید

یا در شعر دیگری آمده است:

ای دل بیا به کعبه مقصود رو کنیم          از کشتگان حوزه قم جست‌وجو کنیم[۱]

به دنبال وقوع نهضت خونین ۱۵ خرداد ۴۲ که امام از آن به‌عنوان «طلیعه نهضت» یاد می‌کنند، هرساله در سالگرد این واقعه تاریخی، مبارزان از زبان شعر در زنده نگاه‌داشتن این واقعه، به‌صورت حداکثری بهره می‌جستند و این اشعار به‌صورت مکتوب و شفاهی مخاطبانِ عمومی می‌یافت و در شعله‌ورتر کردن آتش قیام، تأثیرگذار می‌نمود. با آغاز دهه محرم سال ۴۳، مراسم نوحه‌خوانی و عزاداری در منزل امام برپا بود و در لا بلای نوحه‌ها، یاد شهدای قیام ۱۵ خرداد زنده نگاه داشته می‌شد. برخی از این نوحه‌ها از قبیل زیر است:

آیت‌الله خمینی رهبر دین مبین *** آیت‌الله خمینی ای زعیم مسلمین

دهم محرم، عاشورای حسینی *** ۱۲ محرم، عاشورای خمینی

«شعر آیینی» عنوانی است که نظر به مضامین مذهبی اشعار و پیوند آن با موالید و شهادات اهل‌بیت (ع)، در سال‌های اخیر مورد استعمال و استقبال محافل ادبی قرارگرفته است؛[۲] اما در بررسی روند تولد و رشد شعر انقلاب اسلامی، جایگاه شعر آیینی به‌عنوان نقطه تلاقی دو نهضت اصیلی شیعی یعنی «نهضت عاشورای سال ۶۱ هجری» و «نهضت امام خمینی در سال ۴۲»، همچنان مغفول مانده است. از این منظر، شعر آیینی که پیش از آغاز نهضت امام، تنها به موضوع متوجه بود، حالا در «موضع» قرار گرفت و پیوند و تناسب طرفینیِ این دو نهضت، در قالب شعر و مرثیه محقق شد. بدین‌صورت که پس از ماجرای حمله بی‌رحمانه رژیم شاه به مدرسه فیضیه قم، عملاً پهلوی ماهیت ضد دینی خود را در اقدامی بی‌سابقه نشان داد. امام (ره) درست در همین فضای خفقان بار، در آستانه محرم ۱۳۸۳ (خرداد ۴۲) دست‌به‌کار شد و در آستانه ماه محرم، شبکه سراسری روحانیت و هیئت‌های عزاداری را برای «روشنگری دینی» بسیج کرد.

ساواک در تقابل با این حرکت، از مبلغان التزام‌نامه‌ای گرفت که طی آن، مطالبشان «فقط جنبه مذهبی داشته باشد»، «از آیت‌الله خمینی و مدرسه فیضیه اسمی نبرند» و علیه «لوایح شش‌گانه شاه» سخنی نگویند! و البته به همین اکتفا نکرد و در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۴۲، کمسیون ویژه‌ای به‌فرمان معاون ساواک تشکیل شد و بر اساس آن قرار شد:

  • روحانیان طراز اول به‌منظور تفهیم موقعیت کشور و برحذر داشتن از هرگونه تحریک در مجالس عزاداری، نزد هیئت‌رئیسه ساواک احضار شوند.
  • کارگردانان و بانیان مجالس روضه و دسته‌های عزاداری به ساواک احضار شوند برای جلوگیری از تحرکات [سیاسی] و برای حفظ نظم کامل!
  • تعداد تکایا برحسب میزان تندروی (!) و مخالفت احتمالی آنان تعیین و به‌صورت درجه ۱ و ۲ و ۳ مشخص شوند.
  • مأمورین نفوذی (از عوامل ساواک و مأمورین مخفی شهربانی) برای کسب اخبارِ به‌موقع، در مجالس روضه‌خوانی گمارده شوند!

امام در (۲۸ اردیبهشت) در ضمن انتشار «رهنمون‌نامه‌ای» خطاب به گویندگان مذهبی و سران هیئت‌ها، از آنان خواست که:

  • در نوحه‌های سینه‌زنی مصیبت‌های وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت را یادآور شوید.
  • خطر امروز بر اسلام، کم‌تر از خطر بنی‌امیه نیست!
  • خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذکر دهید.

روز تاسوعا، ساواک عده‌ای از منبری‌های تهران را احضار کرد و رسماً گفت که «اگر نمی‌خواهید حملات تبلیغاتی خود را علیه مقامات کشور متوقف سازید، اقلاً این سه موضوع» را مراعات کنید:

  • علیه شخص اول مملکت سخنی نگویید!
  • علیه اسرائیل نیز سخنی بر زبان نیاورید!
  • مرتب به گوش مردم نخوانید که اسلام درخطر است! دیگر هرچه بگویید آزادید.

امام در سخنرانی عصر عاشورای ۴۲، در مدرسه فیضیه، جواب این سیاستگذاری‌های رژیم را این‌گونه داد:
«تمام گرفتاری‌های ما در همین سه موضوع نهفته است. اگر از این سه موضوع بگذریم، دیگر اختلافی نداریم و باید دید که اگر ما نگوییم اسلام در معرض خطر است، آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است، آیا آن‌طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است، آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباط و تناسبی بین شاه و اسرائیل است…»[۳]

امام در ضمن پیامشان (۲۸ اردیبهشت ۴۲) خطاب به گویندگان مذهبی و سران هیئت‌ها، از آنان خواسته بودند که «در نوحه‌های سینه‌زنی مصیبت‌های وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت را یادآور شوند». با آغاز محرم سال ۴۲، عزاداری‌ها رنگ و بوی انقلاب گرفت و تا پیروزی نهضت، پیوند عزاداری و مبارزه، همچنان برقرار ماند. مردم در لبیک به ندای رهبر نهضت، در محرم سال ۴۲ در نوحه‌هایشان، این‌چنین دم می‌گرفتند:

گفت عزیز فاطمه * نیست ز مرگ واهمه

تا به تنم توان بود * زیر ستم نمی‌روم

ننگ حیات و ذلتش * عزت و مرگ و لذتش

من ز یزیدِ بی‌پدر * ظلم و ستم نمی‌کشم

تا سال‌ها بعد کسی نمی‌دانست که سراینده این شعر شهید صادق امانی، بازاری مبارز ساکن تهران بوده است.

برخی دیگر از عزادارها هم‌چنین همخوانی می‌کردند:

شد موسم یاری مولانا الخمینی *** ای شیعیان برپا کنید شور حسینی

جان را به کف بنهاده‌ای درراه قرآن *** خمینی، خمینی تو زاده حسینی

خمینی، خمینی، خدا نگهدار تو *** بمیرد، بمیرد، دشمن غدار تو

خمینی خمینی، ملت طرفدار تو *** بمیرد، بمیرد دشمن خون‌خوار تو

مرگ بر این قلدر قانون‌شکن *** خمینی شاه‌شکن، خدا نگهدار تو

پس از دستگیری و زندان و تبعیدِ امام نیز، همچنان بازارِ اشعار و نوحه‌های انقلابی گرم ماند که خود موضوعِ نوشتاری دیگر است؛[۴] اما نباید از یاد برد که این نوحه‌ها، اولین تجلی «هنر انقلاب اسلامی» اند که بسیاری به‌اشتباه، پیشینه آن را به زمان پس از پیروزی نهضت برمی‌گردانند.

پیوند نهضت امام خمینی با معارف عاشورایی که در اشعار فوق متجلی است، بهترین دلیل بر دینی بودن حرکت مردم به رهبری امام خمینی است. خودجوش بودن هنر انقلاب و مردمی بودنش، همه دستگاه فرهنگی و هنری نخبگانی و مزدور رژیم را ناکارآمد کرد.

هیئت‌های مذهبی-سیاسی

شاید تا پیش از شکل‌گیری نهضت امام خمینی، هیئت‌ها بیشتر با رویکرد مذهبی صرف شناخته می‌شدند؛ اما با شکل‌گیری نهضت، امام خمینی در اقدامی راهبردی، عاشورا را روزآمد مطرح کرد و تحولات سیاسی روز را با حقیقت تاریخ عاشورا پیوند زد و در این بستر جدید، کار ویژه هیئت‌های مذهبی نیز به‌صورت عمیق و گسترده، تغییر یافت. تشکل‌هایی که تا دیروز جز تربیت معنوی، مأموریت‌های دیگر را حاشیه‌ای تلقی می‌کردند، اکنون سیاست را با دیانت درآمیختند، سلاح بکاء را در کنار شمشیر مبارزه توأمان به میدان آوردند و تمام ظرفیت تشکیلاتی خود را به نفع نهضت به خدمت گرفتند. پیدایش تشکیلات موسوم به هیئت‌های مؤتلفه اسلامی تنها یک نمونه از این تحول بنیادین هیئت‌های مذهبی است. هیئت‌های مذهبی، پا به‌پای تحولات نهضت پیش آمدند و ازآنجاکه موضوعِ شکل‌گیری و گرد هم‌آیی هیئت‌ها، حقیقت همیشه جاوید عاشورا و سیدالشهدا (ع) بود، مبارزه با این تشکیلات گسترده مردمی، برای رژیم شاه ممکن نشد و در هر کوی و برزن در سراسر ایران اسلامی که پرچمی به نام حسین (ع) بلند می‌شد، نامِ امام و نهضتِ او نیز تجلی یافت.

منابع

  1. آرشیو بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی.
  2. «موضوع» یا «موضع»؛ شعر اصیل آیینی چه ویژگی‌هایی دارد؟ رضا اسماعیلی، خبرگزاری تسنیم: ttps://www.tasnimnews.com.
  3. محرم و انقلاب اسلامی ایران، اکبر فلاحی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ‌‫
  4. نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، دفتر نخست، بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، چاپ نوزدهم، تهران، ۱۳۹۳٫
  5. نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، دفتر دوم، بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، چاپ نوزدهم، تهران، ۱۳۹۳٫
  6. هیئت‌های مذهبی و انقلاب اسلامی، زاهد غفاری هشجین – هانیه خدادادی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، تابستان ۱۳۹۳٫

[۱]. نهضت امام خمینی، دفتر اول ۱، ص ۳۹۵٫

[۲]. در تعریف شعر آیینی، نظرهای متفاوتی وجود دارد، برای اطلاع بیشتر بنگرید به؛ «موضوع» یا «موضع»؛ شعر اصیل آیینی چه ویژگی‌هایی دارد؟ رضا اسماعیلی، خبرگزاری تسنیم: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/01/124599.

 

[۳]. نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۴۶۲-۴۹۷٫

[۴]. زحمتِ روایت رویدادها و ثبت شعرها و شعارها، به عهده همان نفوذی‌هایی بود که به تصویب کمسیون ویژه ساواک، در همه هیئت‌ها حضور داشتند! این است که مطالب پیش‌گفته همه در اسناد ساواک آمده است. اسامی سرایندگان نوحه‌ها و اشعار به‌دلیل مراعات اختصار ذکر نشده است. برای اطلاع بیشتر بنگرید به: نهضت امام خمینی (ره)، ج ۱، ص ۴۶۷-۴۸۶؛ محرم و انقلاب اسلامی ایران، ص ۹۴-۱۰۴؛ هیئت‌های مذهبی و انقلاب اسلامی، ص ۱۱۲-۱۱۴٫

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا