یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

دیگه فایده‌ای نداره!

علی صادقی سرشت

گوشه گیری و احساس سرخوردگی

مدتی است به درس و مدرسه و ورزش بی علاقه شده؛ وقتی از او میپرسیم چرا؟ جواب نمیدهد، اگر هم جواب بدهد میگوید از این فعالیتها مثل قبل لذت نمیبرم؛ خوراکش و وزنش کم شده، خوابش خیلی کم شده، کارهایش را کند انجام میدهد انگار »تصویر آهسته« است! مدام احساس خستگی میکند و انرژی ندارد، جدیداً هم احساس بیارزشی و گنهکاری مفرط میکند، تمرکز، تفکر و تصمیم گیری او ضعیف شده است و… . والدین گرامی و مربیان محترم، جمالت بالا  شرححال یک نوجوان افسرده است؛ البته ممکن است نوجوانی که دچار افسردگی شده، بهجای کمخوابی دچار پرخوابی شود و یا به جای کم خوراکی، پرخور شود. در نوجوان افسرده، عزتنفس پایین میآید و احساس ناامیدی بالا  میرود.

شیوع؟
افسردگی، یکی از شایعترین اختالالت است. میزان افسردگی در نوجوانان بیش از کودکان است. افسردگی در نوجوانان دختر بیش از نوجوانان پسر است.

روش های درمان؟
زمانی که شدت افسردگی نوجوان کمتر از حد دریافت دارو باشد، یکی از درمانهای مفید، درمان شناختی-رفتاری است؛ اما درمان شناختی رفتاری چیست و روی چه چیزی کار میکند؟ درواقع، نوجوان افسرده، در پارهای مهارتهای رفتاری و فکری توانایی های لازم را برای مواجه با مشکلات طبیعی زندگی پیدا نکرده است. مهمترین مهارت رفتاری که در نوجوان افسرده ضعیف است عبارت است از مهارتهای اجتماعی همچون مشارکت کردن با همسالان و یا خانواده در فعالیتهای خوشایند یا داشتن مهارت حل مسئله. از سویی مهارتهایی فکری نیز وجود دارد که نوجوان افسرده از آن بیبهره است که عبارتاند از مهارت هدفگذاری در زندگی و نظارت بر خود برای نزدیک شدن به آن هدف، مهارات شناختن فکرهای منفی و مشخص کردن فکرهای واقعگرایانه و درست. بر این اساس، نوجوان افسرده، نیازمند بالا  بردن مهارتهای اجتماعی، مهارتهای حلوفصل تعارضات با دیگران و مهارتهای اصالح افکار است.

فکر افسرده؟
افکار نوجوان افسرده، افکاریست ناخواسته و منفی؛ درباره خود، آینده و گذشته. نوجوان افسرده نسبت به آینده ناامید است، از گذشته خود ناراضی است و آن را پر از اتفاقات بد میداند. خود را نیز فردی بی لیاقت و بیعرضه میداند و انزوا و گوشهگیری از دیگران را بهترین روش آرام شدن میداند. نوجوان افسرده از خود بیشازحد انتقاد میکند، اشتباهات خود را بزرگ میکند و کارهای درست خود را بیارزش و اتفاقی میپندارد. ازنظر نوجوان افسرده، روابط خوب، موقتی است و زود پایان می یابد و اصلاً امکان ادامه آن وجود ندارد؛ معمولا خود را خجالتی و کودن میپندارد.

گام های درمان؟
یک نکته بسیار مهم برای والدین و مربیان در برخورد با نوجوان افسرده، نحوه درمان اوست. بدون شک، در افسردگیهای شدید و حتی متوسط و گاه خفیف )برای جلوگیری از شدید شدن(، مراجعه به روانپزشک و نیز متخصصان بالینی کودک و نوجوان مورد سفارش است، اما والدین و مربیان نیز میتوانند با مطالعه موارد زیر تا حد ممکن با مسیر درمان این دسته از نوجوانان آشنا شوند.

۱٫آیا واقعا افسرده است؟
اگر به افسردگی نوجوان خود شک کردهاید، اولین اقدام، مطمئن شدن از افسرده بودن اوست. شاید او بهصورت موقت دچار حاالتی شده است که بهاشتباه اطرافیان آن را افسردگی تلقی میکنند. بهترین کار برای فهمیدن افسردگی نوجوان، اجرای پرسشنامه‌های افسردگی است. برخی از مهمترین پرسشنامه‌های افسردگی عبارتاند از: پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه افکار خودکار، مقیاس افسردگی نوجوان رینولدز، مقیاس طرحواره یانگ-براون، مقیاس ناامیدی. شما میتوانید این پرسشنامه‌ها را در فضای مجازی جستجو کنید و بیابید.

۲ .هدفگذاری چگونه؟
برای هدفگذاری، نخست باید نگرانی های اصلی نوجوان افسرده را مشخص کرد. در کنار این اقدام، نیاز است عوامل اصلی که موجب افسردگی نوجوان شدهاند را مشخص کرد، در ادامه الزم است مهارتهایی که با توجه به عامل افسردگی نوجوان، برای درمان به آن نیاز داریم را مشخص کنیم. برای مثال در یک نوجوان ممکن است کنارهگیری اجتماعی، فعالیت کم یا فکر مدام به افکار منفی موجب افسردگی شده باشد. برای مثال میتواند اهداف درمانی برای یک نوجوان افسرده اینگونه باشد: الف( فرد به نگرش مثبتی درباره خود برسد. ب( انرژی بیشتری برای انجام کارهایش داشته باشد. ج( مشکلاتش را با پدرش حل کند. سپس متناسب با این اهداف، برنامه درمانی مشخص میشود؛ برای مثال بیان میشود که الف( پرورش احساس عزتنفس و خودباوری؛ ب( راهکارهای افزایش خوشحالی و انرژی یابی در زندگی؛ ج( مهارت حل اختالف را بیاموز.

۳٫خود پایی خُلقی
اید به افسرده آموخت که بر حاالت مختلف روحی خود نظارت پیدا کند. باید به او کمک کرد موقعیت هایی که موجب عواطف گوناگون بهخصوص عواطف منفی میشوند را شناسایی کند و مشخص نماید در آن موقعیت ها چه تغییراتی در خلق و روحیه او ایجاد میشود. میتوان از او خواست خاطرات روزانه خود و نیز ثبت افکار ناکارآمد را انجام دهد. در این خاطرهنویسی، اتفاقات مثبت و منفی روز، جداگانه ثبت میشود، احساسی که نوجوان در آنها داشته مشخص میشود و درجه آن احساس نیز مشخص میشود. مثلا مشخص میشود بین یکتا صد درصد، چند درصد در آن موقعیت منفی، احساس غمگینی داشته است.

  1. منفی شناسی
    افکار منفی نقشی اساسی در ایجاد افسردگی دارند. کافی است از نوجوان بخواهید، در زمانهای مختلف روز، ثبت ً کند که در آن زمان، دقیقا چه فکری از ذهنش میگذرد؟ با این کار، افکار مربوط به خلق منفی را میتوان شناسایی کرد. مث ًلا در ذهن نوجوانی که به خاطر نمرات پایین در درسهایش دچار افسردگی شده است، ممکن است افکار منفی ازایندست رفتوآمد کند که »همه از نمرات بد من باخبر شدهاند«، »همه در دلشان مرا مسخره میکنند و میگویند من کودنم«، »هیچوقت نمیدانم از فالکت این اشتباه، خلاص شوم«، »من یک شکستخورده تمامعیار هستم!«، … .

۵ . افکار مقابله ای
مشخص کردن افکار منفی نیمی از راه است؛ نیمه دیگر راه مشخص کردن افکار درستی است که میتواند جایگزین تکتک افکار منفی مشخصشده در مرحله قبل شود و احساس شرم، وحشت، غم، ناکامی و ناامیدی را در نوجوان افسرده کم و کمتر کند. درزمینه  نحوه جایگزینی این افکار، نیاز به مشاوره با متخصصان میباشد.

۶ . لیست نویسی
نوجوان افسرده از انجام فعالیتهای لذتبخش در زندگی خود محروم است. انجام فعالیتهای لذتبخش، خلق را بهتر میکند و زمینه درمان افسردگی را فراهم میکند. قلم و کاغذی بردارید و فهرستی از فعالیتهای لذتبخش، عملی، ارزان، در دسترس و بیضرر برای نوجوان افسرده خود را روی آن بنویسید. ممکن است فعالیتها تکنفره یا گروهی باشد.
همانگونه که محیط اجتماعی مأیوسکننده سبب افسردگی میشود، محیط اجتماعی امیدبخش و گرم، زمینه درمان افسردگی را فراهم مینماید؛ بنابراین میتوان در لیست فعالیتهای لذتبخش، به ایجاد و حفظ روابط با والدین، همساالن و دوستان توجه ویژهای نمود. شاید الزم باشد بررسی کنید تا دوستان حمایتگر و همساالن خوشرفتار او را شناسایی کنید و برنامهای برای با آنها بودن برای نوجوان افسرده تنظیم نمایید.
والدین نیز باید توجه داشته باشند که مشکل افسردگی نوجوان آنها، مربوط به ً خود او نیست، بلکه مشکلی است که دقیقا به والدین هم مربوط است و آنها باید زمینه بهتر شدن او را در خانواده فراهم نمایند. آنها نباید با افکاری نادرست از بار مسئولیت کمک به نوجوان خود شانه خالی کنند. برای مثال اینگونه افکار را در ذهن خود اصلاح کنند: »خودش درست میشه!«، »مشکلی نداره که؛ فقط بزرگش میکنه!«، »خودش باید تلاش کنه، نیازی نیست ما کاری براش انجام بدیم«؛ »افسردگی به این راحتیها درمان نمیشه«؛ »عمداً این اداها رو درمیاره«؛ … .
روابط والدین با نوجوان باید بهگونهای باشد که نوجوان احساس امنیت، حمایت و امیدواری نماید نه آنکه احساس تنهایی، بییاری و بیتوجهی.

۷ . حل مسئله چگونه؟
بخشی از مشکل افسردگی به آن برمیگردد که نوجوان نمیتواند بهطور منطقی مسائل و مشکلات تحصیلی و ارتباطی خود را حل نماید. به خصوص ناتوانی در حل مسائل ارتباطی میتواند خطر خودکشی را بالا  ببرد. برای حل مسئله کافی است به نوجوان کمک کنید:
الف( بداند هر مسئلهای قابل حل است و هیچ مسئله لاینحلی وجود ندارد. مثل هر قفلی که با کلیدی بازخواهد شد. ازاینرو اگر جواب یا جوابهای حل یک مشکل را درست انتخاب کنیم، آن مشکل را خواهیم توانست که برطرف کنیم. درواقع شما نخست باید به نوجوان انگیزه حل مسئله را بدهید.
ب( سپس تمرکز نوجوان را روی مشکل یا مشکلات حاضر او و جوانب آنها ببرید.
ج( با همفکری نوجوان، راهحلهای مختلف حل مشکل را بررسی کنید )بارش فکری(.
ه( راهحلهای انجامشده را بعد انجام ارزیابی کنید که آیا هدف الزم را تأمین کرده است یا خیر.
و( در صورت ناکارآمد بوده راهحل، راهحل جدیدی را از بین گزینه‌هایی قبلی انتخاب کنید.
موارد هفتگانهای که بیان شد، مهمترین کارهایی درمانی است که در قالب درمان شناختی رفتاری برای نوجوانان افسرده میتوان انجام داد. والدین و مربیان گرامی در کنار مطالعه مطالب بالا  باید به یاد داشته باشند که درمان یک افسرده نیاز به حمایت و حوصله دارد و بی حوصلگی در برخورد با افسرده‌ها میتواند به مرور اوضاع را خرابتر نماید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا