یادداشت روزیادداشت روز تربیتی

انسانیت انسان

محمدرضا نظری

نگاهی به چرایی و چگونگی انسان‌شناسی برای نوجوانان

اشاره

من کیستم؟ برای چه خلق شده ام؟ اطرافیانم چه کسانی باید باشند؟ چرا اینطورند؟ زیبا هستم یا زشت؟ دوست داشتنی ام یا چندش آور؟ مستقل هستم یا نه؟ این پرسش ها فقط بخشی از سؤالات نوجوانان در حال بلوغ را تشکیل میدهد. بازگشت این سؤال ها به مسئله ای است که امروزه آن را انسان شناسی مینامند.

نوجوان در دوره بلوغ با بحرانی به نام درک از انسانیت خود مواجه است. کافی است اخبار روزانه در مورد نوجوانان را در فضای مجازی دنبال نمایید تا متوجه شوید که علت روی دادن بسیاری از معضلات نوجوانان، از خودکشی گرفته تا خون‌بازی و درگیری با خانواده، به مسئله عدم درک از واقعیت انسانی بازگشت دارد. ازاین رو لازم است آموزش انسان شناسی برای نوجوانان در سنین بلوغ جدی تلقی شود.
ضرورت این مسئله آنگاه روشن تر خواهد شد که بدانیم امروزه با ترویج نگاه های پوچ انگارانه عمدتا غربی در میان نوجوانان، انگیزه های امید به زندگی آنان با مخاطراتی روبه رو شده و در نقطه مقابل، در پرتو نگاه سعادت مندانه انسانی از نگاه اسام شخصیت نوجوان در راستای کمال انسانی قرار خواهد گرفت.
این ضرورت ما را به اصلی اساسی به نام تبیین انسان شناسی در دوره بلوغ میرساند. این نوشتار میکوشد مهم ترین مؤلفه های انسان شناسی مورد نیاز نوجوانان را از نگاه اسلام به خواننده عرضه نماید.
نوجوانان طینت انسانی را در قالب انسانی میبینند که مدام در حال دستکاری شدن است. برخی دیگر انسان را موجودی نیک میدانند که جامعه، او را شریر بار می آورد. در مقابل برخی نگاهشان به انسان، موجود شریر و تبهکاری است که باید راه درست را انتخاب کند؛ هرچند برخی معتقدند اساساً پیدا کردن راه درست اشتباه است. بعضی از نوجوانان انسان را به مثابه یک کالا تفسیر میکنند که قرار است تأمین کننده خواسته های دیگران، از والدین گرفته تا افراد قدرتمند یا گروه های اجتماعی و حکومت باشد. با دقت در این پاسخ ها یک نکته روشن میگردد که نوجوان در این سن به سطحی از رشد جسمی، عاطفی و اجتماعی رسیده است که هزاران پرسش دربارۀ خود و پیرامونش بپرسد پس یک نکته را نباید فراموش کرد: هرگز از پرسش ها خسته نشوید.

انسان دوساحتی
پس از پی بردن به این مهم که همه انسان ها مخلوق خداوند هستند و خداوند مالک و رب همه موجودات است، برای یک نوجوان مهم است که بداند از دو بعد روح و تن آفریده شده. در سوره حجر عنوان شده است که خداوند انسان را از گِل خشکیده بدبویی آفرید و سپس از روح خود در او دمید {آیات ۲۸۲۹}.
از این منظر انسان منحصر در همین بدن مادی نیست و ساحتی روحانی در او به ودیعت گذاشته شده و اتفاقا آنچه اصالت دارد، همین روح است. پس قوام انسانیت انسان به روح او است و این روح انسانی قابلیت تکامل را دارد.

مقام خلیفه اللهی
انسان از منظر انسان شناسی اسلامی دارای مقام خلافت الهی است. خداوند در سوذه بقره آیات ۳۰ تا ۳۳ به این مقام انسان مباهات نموده و به همین دلیل به فرشتگان امر مینماید که به انسان سجده کنند. در نگاه اسامی انسان .مسجود مالئک است؛ پس شأن و مقامی بس والا دار.

کرامت انسان
با در نظر داشتن دو عنصر اصلات روح آدمی و مقام خلیفهالهی او که بیشتر به منشأ الهی داشتن انسان اشاره دارد، مسئله بعد جایگاه انسان در میان سایر آفریدگان است. در این زمینه برخی معتقدند انسان برترین مخلوقات است و موجودی کامل تر از انسان وجود ندارد و دلیل آنهم امتیازات هوشی و استعدادهای انسانی آدمیان است. در مقابل عده دیگری به جنایات هولناکی که بشر مرتکب شده، تمسک میکنند و انسان را جزیی از طبیعت میدانند، نه برترین آنها. نگاه انسان مدار غربی انسان را محور هه حقایق و ارزش ها میداند و معتقد است همه فعالیت های علمی و عملی انسان، بر محور خود آدمی میچرخد. از دیدگاه قرآن انسان ممکن است هم با ارزشترین موجود باشد است و هم بی ارزشترین. از سویی میگوید ما انسان را بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم و او را کرامت بخشیدیم {اسراء: ۷۰}، از سوی دیگر میگوید انسان ستمگر و ناسپاس {ابراهیم:۳۴}و حریص و کم طاقت {معارج: ۱۹} است. تجلیل قرآن از انسان برخلاف انسان گرایان غربی به دلیل اصلات ذاتی انسان نیست؛ بلکه به دلیل آن است که انسان میتواند رشد کرده و از فرشتگان نیز فراتر رود. اما گاهی چنان سقوط میکند که حتی از حیوانات نیز پستتر میشود. از این منظر انسان خوب شایستۀ ستایش است و انسان بد مستحق سرزنش.

اختیار انسان
از نظر دین، رشد انسان و رسیدن به مقام جانشینی خداوند فقط در بستر اختیار آدمی تحقق مییابد. روح انسان هیچگاه در پرتو اجبار به تکامل نمیرسد. در این دیدگاه انسان موجودی انتخاب گر است و اوست که انتخاب میکند راه درست را در پیش گیرد یا در راه ناصواب قدم گذارد. علاوه بر آیات قرآن هرکس با تأمل در درون خود، خود را موجودی انتخاب گر مییابد؛ ازاینرو جبر در مورد انسان ها پذیرفتنی نیست. از این رهگذر انسان موجودی مسئول است و انتخاب یک میل از میان میله ای متضاد است که ملاک ارزشمندی کارهای انسان محسوب میشود.

معنای زندگی انسان
مسئله معنای زندگی از مهم ترین مسائل انسان بوده و هست. امروزه مسئله معنای زندگی برای انسان آنقدر اهمیت یافته تا آنجا که برخی معنابخشی به زندگی را مهمترین دل مشغولی انسان میدانند. این مسئله اکنون به بحرانی مبدل گشته، تا جایی که برخی مهم ترین بحران بشر امروز را بحران معنا می انگارند. در پاسخ به این سؤال که واقعا معنای زندگی چیست و کدام زندگی معنادار است؟ نظرهای بسیار متفاوتی ابراز شده، اما از نظر اسلام زندگی آدمی آن هنگام معنادار است که در راستای کمال او باشد. کمال الهی نیز رسیدن به مرحله قرب الهی است. قرب الهی به معنای آن است که روح آدمی بر اثر انجام اعمال نیک با خداوند مرتبط شده و قویترین رابطه را برقرار میسازد که بر اثر آن روح آدمی به تکامل رسیده و زندگی او معنادارترین زندگی خواهد بود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا